خانه / آیین زندگی / اهداف قیام

اهداف قیام

امام حسین (ع) که زمینه را برای یاری دین خدا، فراهم دید، با هدف احیای دین و … قیام کرد. حضرت (ع) در مرحله نخست در صورت امکان در پی تشکیل حکومت بود و در غیر این صورت، با قیام خودویارانش به تکلیف عمل می‌کرد که در کلماتش، ین اهداف را بیان فرمودند، البته آنچه می آید، شاید تمام اهداف قیام امام (ع) نباشد. ازاین‌رو، شایسته است موضوع بیشتر بررسی شود. امام حسین (ع)فرمود: هدف من از قیام …

  1. زنده کردن دین بود. باوجود حکومت یزید باید با دین خداحافظی کرد، زیرا امیدی به بقای اسلام نمی‌رود.[۱]
  2. زنده کردن سنّت بود. امام (ع) خطاب به مردم بصره: شمارا به قرآن و سنّت فرامی‌خوانم.[۲]
  3. مبارزه با بدعت‌ و سنّت‌ستیزی بود، زیرا معاویه بدعت را احیا، خلافت را تبدیل به سلطنت و بیت‌المال را به‌عنوان ثروت شخصی درآورد و کسی نمی‌توانست درباره آن پرسش کند.[۳]
  4. مبارزه با اتلاف اموال فقیران، فساد و زنده کردن حدود الاهی بود. امام (ع) در ملاقات با فرزدق: این گروه پیروی شیطان را پذیرفتند و اطاعت خدا را رها کردند. در زمین فساد آشکار کنند. حدود الاهی را از میان بردند. دارایی‌های فقیران را ویژه خود ساختند.[۴]
  5. مبارزه با باطل بود. امام (ع) خطاب به لشکریان حرّ: به‌حق عمل و از باطل جلوگیری نمی‌شود.[۵]
  6. احیای حق بود. از امام (ع) پرسید: چرا از حرم بیرون آمدی؟ امام (ع): مردم از من خواستند که بروم تا حق زنده شود.[۶]
  7. اصلاح امت پیامبر (ص) و برپایی امربه‌معروف و نهی از منکر بود. وصیت‌نامه امام (ع) به محمدحنفیه: من فقط برای اصلاح به پا خاستم، می‌خواهم امربه‌معروف و نهی از منکر کنم. امربه‌معروف و نهی از منکر مخالفت با ظالم است. خداوندا! من معروف را دوست دارم و از منکر بیزارم.[۷]
  8. مبارزه با مخالفان سنّت پیامبر (صظالمان، پیمان‌شکنان و کسانی که حرام را حلال شمرده‌اند، بود. امام (ع) خطاب به بزرگان کوفه: می‌دانید که پیامبر (ص) فرمود: هر کس حرام خدا را حلال و پیمان خدا را بشکند، ظلم کند، با ظالم مبارزه نکند، خدا او را به جهنم وارد کند.[۸]
  9. آشکار کردن نشانه‌های دین خدا و عمل به احکام الهی بود. امام (ع) هدف از قیام را چنین بیان می‌کند: خداوندا! تو می‌دانی قیام من برای زمامداری و یا به چنگ آوردن ثروت و مال نبوده، بلکه هدف آن است که نشانه‌های دین و اصلاح را آشکار کنم تا مظلومان آسوده باشند و به دینت عمل شود، پس از نماز عصر در جمع لشکریان حرّ فرمود: ای مردم! من فرزند دختر رسول خدایم و ما به ولایت این امور بر شما از این مدعیان دروغین سزاوارتریم.[۹]
  10. بازداری از حمایت ظالمان بود. امام (ع) خطاب به مسلم (ع): چون به کوفه رسیدی، مردم را از حمایت آل ابوسفیان بازدار. اگر مردم بیعت کردند، مرا باخبر ساز.[۱۰]

به‌هرحال، با توجه به شواهد تاریخی فوق یکی از اهداف قیام، تشکیل حکومت و بازگرداندن خلافت به جایگاه اصلی خویش تا در پناه، آن عدل و داد گسترش یابد و حق احیا و باطل نابود شود.

[۱] وَ عَلَی الإسلام السَّلامُ إذْ بُلِیَتِ الأُمَّةُ بِراعٍ مِثْلَ یَزیدَ؛ زمانی که امت اسلامی گرفتار زمامداری مثل یزید شود، باید با اسلام خداحافظی کرد. بحارالأنوار، ج۴۴، ص۳۲۶؛ فتوح ابن اعثم، ج۵، ص۲۷.[۲] و أنا اَدْعُوکُمْ إلی کتابِ اللهِ و سُنَّةِ نَبِیِّهَِ (ص) فَإنَّ السُّنَّةَ قَدْ أمِیتَتْ؛ من شما را به کتاب خدا و سنت پیامبرش فرا می‌خوانم؛ چرا که (این گروه) سنت پیامبر (ص) را از بین برده‌اند. تاریخ طبری، ج۵، ص۳۵۷؛ بحارالأنوار، ج۴۴، ص۳۴۰.[۳] وَ اِنَّ البِدْعَةَ قَدْ اُحْییَتْ؛ این گروه بدعت (در دین) را احیا کردند». معاویه برای پیشبرد اهداف خویش و تحکیم پایه‌های مقام خود که سخت به آن علاقه داشت، در احکام اسلامی و دین هم بدعت‌هایی پدید آورد که مهم‌ترین آنها انحراف خلافت از مسیر صحیح خود و تبدیل آن به سلطنت استبدادی و موروثی به ویژه انتخاب فرزند آلوده و ناصالحش برای ولایتعهدی بود. یکی دیگر از بدعت‌ها، چگونگی مصرف بیت‌المال بود؛ زیرا در دوران معاویه، بیت‌المال به‌عنوان ثروت شخصی او و دودمانش درآمد و کسی نمی‌توانست درباره بیت‌المال از او بازخواست کند. بدعت دیگر، جواز ازدواج با دو خواهر در یک‌زمان بود و صدها بدعت دیگر که شمارش همه آن‌ها در این مقاله نمی‌گنجد. پیام امیرمؤمنان، ج۳، ص۲۵۰.[۴] امام (ع) در مسیر کربلا، با فرزدق ملاقات می‌کند و از خلاف‌کاری‌های حاکمان شام و قیام برای نصرت دین خدا سخن می‌گوید و می‌فرماید:«یا فَرَزْدَقُ إنَّ هوُلاءِ قومٌ لَزِمُوا طاعَةَ الشَّیطانِ، و تَرَکوُا طاعَةَ الرَّحْمانِ، و أظْهروُا الفسادَ فی الأرضِ، وَ أبْطِلُوا الحُدُودَ، وَ شَرِبُوا الخُمُورَ، وَ اسْتَأثَروُا فی‌أموالِ الْفُقَراءِ و المَساکینَ، وَ أنَا أولی مَنْ قام بِنُصرَةِ دین الله، وَإعزازِ شَرعِهِ، و الجَهادِ فی‌سَبیلِهِ لِتَکُونَ کَلِمَةُ اللهِ هِیَ العُلیا؛ ای فرزدق! اینان گروهی هستند که پیروی شیطان را پذیرفتند و اطاعت خدای رحمان را رها کردند و در زمین فساد را آشکارا ساختند، و حدود الهی را از میان بردند، و باده‌ها نوشیدند، و دارایی‌های فقیران و بیچارگان را ویژه خود ساختند، و من از هر کس به یاری دین خدا و سربلندی آیینش و جهاد در راهش سزاوارترم، تا آیین خدا پیروز و برتر باشد» الغدیر، ج۱۱، ص۷۱ به بعد و تذکرة الخواص، ص۲۱۷، ۲۱۸؛ موسوعة کلمات الامام الحسین (ع) ، ص۴۰۸.[۵] ألاتَرَوْنَ إلی الحَقِّ لا یُعْمَلُ به، و إلی الباطِلِ لا یُتَناهی عنه لِیَرْغَبَ المُؤمِنُ فی لِقاءِ رَبِّهِ حَقَّاً حَقّاً؛ آیا نمی‌بینید به حق عمل و از باطل جلوگیری نمی‌شود. در چنین شرایطی بر مؤمن لازم است که به دیدار پروردگارش راغب باشد. تاریخ طبری، ج۵، ص۴۰۴؛ بحارالأنوار، ج۴۴، ص۳۸۱.[۶] محدث معروف دینوری نقل کرده است: هنگامی که امام از بطن الرّمه حرکت کرد، با عبدالله بن مطیع که از عراق می‌آمد، مواجه شد. وی به امام (ع) عرض کرد: پدر و مادرم فدای تو ای پسر رسول خدا! چه چیز باعث شد که تو از حرم خدا و حرم جدّت بیرون بیایی؟ امام (ع) فرمودإِنَّ أَهْلَ الکُوفَةِ کَتَبُوا إِلیَّ یَسْألُونَنِی أَن أقْدِمَ علیهم لما رَجَوْا مِن اِحْیاءِ مَعالِمِ الحَقِّ؛ مردم کوفه نامه نوشتند و از من خواستند که به سوی آنان بروم، بدان امید که (با قیام علیه بنی‌امیه) نشانه‌های حق زنده شود. اخبار الطوال دینوری، ص۲۴۵.[۷] وَ المُؤمِنونَ وَ المُؤمِناتُ بَعضُهُم أَولِياءُ بَعضٍ ۚ يَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَيَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ وَيُقيمونَ الصَّلاةَ وَيُؤتونَ الزَّكاةَ وَيُطيعونَ اللَّهَ وَرَسولَهُ ۚ أُولٰئِكَ سَيَرحَمُهُمُ اللَّهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ: مردان و زنان باایمان، ولیّ (و یار و یاور) یکدیگرند؛ امر به معروف، و نهی از منکر می‌کنند؛ نماز را برپا می‌دارند؛ و زکات را می‌پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت می‌کنند؛ بزودی خدا آنان را مورد رحمت خویش قرارمی‌دهد؛ خداوند توانا و حکیم است! سوره مبارکه التوبة آیه ۷۱. در وصیت‌نامه امام (ع) به برادرش محمد حنفیه است: وَ إِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الإِصْلاح فی أمَّةِ جَدِّی، أرِیدُ أَن آمُرَ بالمعروفِ و أنهی عن المنکر؛ من فقط برای اصلاح در امت جدم به پا خاستم، می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم.حضرت (ع) بعد از هلاکت معاویه، زمانی که از سوی والی مدینه به بیعت با یزید فراخوانده شد، به شدت برآشفت و آن را مردود شمرد و شبانگاه به سوی قبر پیامبر (ص) رفت و در نیایش با خداوند چنین عرضه داشت: اللّهُمَّ هذا قَبْرُ نَبیِّکَ محمد (ص) و أنَا ابْنُ بِنْتِ نَبیِّکَ و قَدْ حَضَرَنیِ من الأَمرِ ما قَد عَلِمْتَ، اللهم إِنی أحِبُّ المعروف و أنْکِرُ المُنْکِرَ؛ خداوندا! این قبر پیامبر تو محمد (ص) است و من هم فرزند دختر اویم. از آنچه برای من پیش آمده، تو آگاهی. خداوندا! من معروف را دوست دارم و از منکر بیزارم.آن حضرت خطبه‌ای دیگر دارد که به گفته برخی علما، این خطبه در منا ایراد شده است. در این خطبه امام (ع) ثمره امر به معروف و نهی از منکر را چنین بیان می‌فرماید:«فَبَدَأَ اللهُ بالأمرِ بالمعروفِ و النَّهیِ عن المنکرِ فریضةً منه لِعِلْمِهِ بأَنّها إذا أُدّیَتْ و أُقِیمَتْ استقامتٍ الفرائِضُ کُلُّها هَیَّنُها و صَعْبُها و ذلک أنَّ الأمرَ بالمعروف و النَّهی عن المنکر دعاءٌ إلی الإسلام مع رَدِّ المظالِم و مُخالَفَةِ الظالم و قِسْمَةِ الْفَیْیءِ و الغنائم و أخْذِ الصدقاتِ من مواضِعها وَ وضْعِها فی حَقِّها؛ خدا از امر به معروف و نهی از منکر به عنوان تکلیف واجبی از سوی خود، آغاز کرده است؛ زیرا می‌دانست که اگر این دو فریضه ادا و برپا شود، همه فرایض از آسان و دشوار، برپا شوند و این از آن رو است که امر به معروف و نهی از منکر دعوت به اسلام است و توأم است با ردّ مظالم، مخالفت با ظالم، تقسیم بیت المال و غنایم، گرفتن زکات از جای خود و صرف آن در موردی که شایسته آن است. فتوح ابن اعثم، ج۵، ص۲۱؛ بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۲۹ و بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۲۸ و فرهنگ جامع سخنان امام حسین، ص۳۰۹. ...أَشْهَدُ أَنَّكَ‏ قَدْ أَقَمْتَ‏ الصَّلَاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ‏ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أَطَعْتَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِين‏: دستورالعمل امام صادق (ع) صفوان بن جمال برای زیارت قبر امام حسین (ع): ... سلام بر تو اى کسی که خدا خونخواه اوست و ای فرزند کسی که خداوند خونخواه اوست و اى تک و تنها مانده‌اى که انتقام خونت گرفته نشد. شهادت مى‏‌دهم كه تو نماز را بپا داشتى و زكات را پرداختى، و امر به معروف و از منكر انجام دادی و از خدا و رسولش پیروی کردی تا به شهادت رسیدی. مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، شیخ طوسی، ج ‏۲، ص ۷۱۷؛ مفاتيح الجنان، شیخ عباس قمی، ص ۴۲۹ (زیارت وارث) و زيارت امام حسين (ع) در عيد فطر و قربان.[۸] مبارزه با بر اساس نقل مورخان، آن گاه که حر مانع حرکت امام شد، امام (ع) نامه‌ای به بزرگان کوفه نوشت و تمام موارد چهارگانه را در این نامه بیان فرمود:«فَقَدْ عَلِمْتُمْ أنَّ رَسُولَ اللهِ (ص) قد قال فی حَیاتِهِ، مَن رَأیَ سُلْطاناً جائراً مُسْتَحِلَّا لِِحُرُمِ اللهِ...، ناکِثاً لِعَهْدِ اللهِ، مخالفاً لِسُنَّةِ اللهِ، یَعْمَلُ فی‌عبادِ اللهِ بالإثْمِ وَ العُدْوانِ، ثُمَّ لم یُغَیِّرْ بِفِعْلٍ و لا قولٍ، کان حَقیقاً علی اللهِ أنْ یُدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ؛ می‌دانید که پیامبر خدا (ص) در زمان حیاتش فرمود: هر کس سلطان ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال شمرده و پیمان خدا را شکسته، با سنت پیامبر (ص) مخالفت ورزیده و در میان بندگان خدا به ظلم و ستم رفتار کرده، ولی با او به مبارزه عملی و گفتاری برنخیزد، سزاوار است که خداوند او را به جایگاه آن سلطان ستمگر (جهنم) وارد کند. حضرت سیدالشهداء (ع) با این سخنان ضمن یادآوری وظایف همه قشرهای مردم، خصوصاً بزرگان کوفه، عزمِ جزمِ خویش را برای اصلاح امور و مبارزه کامل با خودکامگان و ستمگران بنی‌امیه اعلام می‌دارد و این مبارزه را مشروط به حمایت آنها هم نمی‌کند. بحارالأنوار، ج۴۴، ص۳۸۱؛ مقتل الحسین، خوارزمی، ج۱، ص۲۳۴.[۹] امام حسین (ع) در خطبه‌ای با صراحت هدف از تلاش و تکاپوی خویش را چنین بیان می‌کند:اللهم إِنَّکَ تَعْلَمُ إِنَّهُ لَمْ یَکُنْ مِنَّا تَنافُساً فی سُلطانٍ، و لا التِماساً مِنْ فُضُولِ الحُطامِ، وَ لکِنْ لِنَرَیَ المَعالِمَ مِنْ دِینِکَ، و نُظْهِرَ الإصْلاحَ فی بِلادِکَ و یَأمَنَ الْمَظْلوُمُونَ مِنْ عِبادِکَ، وَ یَعْمَلَ بِفَرائِضِِکَ و سُنَّتِکَ وَ أحْکامِکَ. خداوندا! تو می‌دانی که آنچه از ما (در راه بسیج مردم) سر زده است، برای رقابت در امر زمامداری و یا به چنگ آوردن ثروت و مال نبوده، بلکه هدف ما آن است که نشانه‌های دین تو را آشکار سازیم و اصلاح و درستی را در همه بلاد آشکار کنیم تا بندگان مظلومت آسوده باشند و به فرایض و سنت‌ها و احکامت عمل شود.تحف العقول، ص۲۳۹؛ بحار، ج۹۷، ص۷۹ و فتوح ابن اعثم، ج۵، ص۷۸.[۱۰] آن حضرت در خطبه‌ای که پس از نماز عصر در جمع لشکریان حرّ خواند، فرمود:«أَیُّهَا النَّاسُ أنَا ابْنُ بِنْتِ رَسُولِ اللهِ (ص) و نَحْنُ أولی بِوِلایَةِ هذِهِ الأمُورِ عَلَیْکُمْ مِنْ هؤلاء المُدَّعِینَ ما لیْسَ لَهُمْ[۱۳] ای مردم! من فرزند دختر رسول خدایم و ما به ولایت این امور بر شما از این مدعیان دروغین سزاوارتریم».امام (ع) همچنین در نامه‌ای که هنگام اعزام مسلم (ع) خطاب به او مرقوم می‌دارد، بار دیگر بر بسیج نیروها و آماده‌سازی مردم تأکید می‌ورزد. در این نامه می‌خوانیم:«وَ ادْعُ النّاسَ إِلی طأعَتی، و اُخذُلْهُم عَنْ آل أبی‌سُفیانَ، فَإنْ رَأَیْتَ الناسَ مُجْتَمِعینَ عَلی بَیْعَتی فَعَجِّلْ لی بالخَبْرِ، حَتّی أعْمَلَ علی حَسَبِ ذلک إِن شاءَ اللهِ تعالی (چون به کوفه رسیدی) مردم را به پیروی از من دعوت کن و آنان را از حمایت آل ابی‌سفیان بازدار. اگر مردم متّفقاً بیعت کردند، مرا با خبر ساز تا برابر آن عمل کنم».پراکنده ساختن مردم از حمایت خاندان ابوسفیان و فراخوانی مردم به اطاعت امام و یکپارچه کردن آنان برای بیعت و همراهی، همه نشان از تهیه ساز وکارهای مناسب برای تشکیل حکومت دارد. مقتل الحسین خوارزمی، ج۱، ص۱۹۶؛ فتوح ابن اعثم، ج۵، ص۳۱. فرهنگ کوثر ۱۳۸۷ شماره ۷۳،ناصر بهرامی

باکس شناور "همچنین ببنید"

کوفه

شهر نیرنگ‌ها ۱

آیا اهل کوفه برای همیشه مردمانى با ویژگى‏ هاى منحصربه‌ فردند؟ چرا آنان با امام …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *