خانه / اسوه ها / بهترین آفریده خدا
امام کاظم (ع)

بهترین آفریده خدا

هنگام ولادت امام کاظم (ع)، وقتی از خانم حمیده، امام صادق (ع) فرزندش را در نزدیک اَبْواء گرفت[۱] فرمود: «خدا به من پسری داد که بهترین آفریده اوست.»[۲] صورتش گندمگون و نورانی، رنگ موهایش مشکی، چهره‌اش باصفا و ملکوتی، اندام قامتش مناسب و زیبا، کتف‌هایش باز و گسترده، بدنش لاغر و باریک در هاله‌ای از ابهت و جلال بود. باهوش بود و ذکاوتی بی‌نظیر داشت. هر کس او را مشاهده می‌کرد گرامی‌اش می‌داشت و موردستایش قرار می‌داد.[۳] تمام صفات نیک پدرانش را، از قبیل: بزرگواری، بخشندگی، بردباری، گذشت، علم و … با خود به همراه داشت. بیست سال، در کانون تقوی و حکمت و دانش، تحت سرپرستی پدر، بزرگ شد که تاریخ انسانیت، نظیر او را در علم و ایمان و پرهیزکاری و … جز پدران بزرگوارش سراغ ندارد. او فنون دانش و ریزه‌کاری‌های حکمت و منطق را آموخت. به‌این‌ترتیب، نمونه‌ایی از اعجاب و شگفتی شد؛ و آن احاطه امام را در آغاز عمر به انواع علوم و معارف نشان می‌دهد.[۴] ابوحنیفه در سفری به مدینه خواست با امام صادق (ع) گفتگو کند.[۵] در بیرون منزل منتظر اجازه ورود می‌شود که پسربچه‌ای پنج‌ساله بیرون می‌آید. از او می‌پرسد: اسمت چیست؟ گفت: موسی. از او چند پرسش دیگر می‌پرسد. ابوحنیفه از پاسخ‌های کودک نابالغ بسیار قانع شده، بدون ملاقات با امام (ع) می‌رود و با خود می‌گوید: نوادگان خاندان رسالت علم را یکی پس از دیگری به ارث برده‌اند و همه آگاه هستند.[۶] امام صادق (ع) درباره دانش آن حضرت فرمود: «فرزندم موسی به حدی آمادگی علمی دارد که اگر تمام محتویات قرآن را از او پرسش نمایی بادانش کافی که دارد، به تو پاسخ قانع‌کننده‌ای می‌دهد او کانون فهم، معرفت و اندیشه است.»[۷] «علم و حکمت و فهم و سخاوت و آشنایی و حوائج دینی مردم و حسن خلق و معاشرت نیک در او جمع است. او یکی از درهای رحمت الهی است. او (موسی) حق است و حق با اوست و سرچشمه حق است.[۸] امام کاظم (ع) عابدترین فرد زمان خود بود تا آنجایی که ملقب به سجاد، صالح و زین المجتهدین شده است.[۹] صفوان جمال[۱۰] وارد محضر امام صادق (ع) می‌گردد و از پیشوای آینده سؤال می‌کند. امام می‌فرمایند: «صاحب این منصب کسی خواهد بود که لهو و لعب در زندگی او راه ندارد.» زیباترین ساعات کودکی امام به هنگام خلوت کردن با آفریدگارش همراه با پدر گرامی‌شان سپری می‌شد. عبدالرحمان بن حجاج چنین گوید: منزل حضرت صادق (ع) رفتم، حضرت در اتاق مخصوص، مشغول عبادت بودند، ایشان دعا می‌کردند و موسی آمین می‌گفت.[۱۱] امام کاظم (ع) وقتی به دنیا آمدند اولین جملاتش چنین بود: «شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکه و الروح و اولواالعلم قائماً بالقسط لا اله الا هو العزیز الحکیم.»[۱۲] امور خارق‌العاده‌ای که سیره نویسان از طول بیست سال قبل از امامت حضرت ثبت نموده‌اند، بسیار محدود و انگشت‌شمار است:

  1. حضرت رضا (ع) فرمود: پدرم مثل عیسی و یحیی در گهواره سخن می‌گفت.[۱۳]
  2. برای سفر، صفوان شتری آماده کرد. امام کاظم (ع) سوار بر آن غائب شد. نگران شدم. ساعتی گذشت، بازگشت. پیش امام صادق (ع) رفت. امام (ع) فرمود: آیا می‌خواهی بدانی ابوالحسن کجا رفت؟ رفت به‌جایی که ذوالقرنین رفت.[۱۴]
  3. پیرامون دشمنان اهل‌بیت از امام صادق (ع) سؤال شد، امام (ع) به فرزندش، موسی فرمود: عصا را بیاور و بر زمین بزن و دشمنان را به او نشان بده.» عصا را بر زمین زد، سنگ سیاهی پدیدار شد. ضربه‌ای به سنگ زد، دری باز شد. امام (ع) دشمنان را نشان داد که گرفتار عذاب بودند.[۱۵]
پی‌نوشت [۱] شایان ذکر است که با توجه به ضرورت حذف تاریخ ولادت امام موسی کاظم (ع) از تاریخ هفتم صفر، بنا بر احتمالات تاریخ ولادت ایشان ۲۰ ذی الحجه می باشداَبْواء؛ به‌جای گردآمدن سیلاب‌ها یا گردآمدن گروه‌های مختلف مردم (ابن رسته، احمد، الاعلاق النفیسه، لیدن، ۱۸۹۱ م، ج ۷، ص ۱۷۸) و نام روستای بزرگی در نزدیک ودّان میان راه مکه و مدینه قرار دارد. آمنه بنت وهب مادر پیامبر (ص) در مراجعت از مدینه به مکه در سال ۴۶ قبل از هجرت در ابواء درگذشت، در این مکان دفن شد. (ابن هشام، عبدالملک، السیره النبویه، به کوشش مصطفی السقّا و دیگران، بیروت،‌دار احیاء التراث العربی، ج ۱، ص ۱۷۷) زمانی که قریش برای خونخواهی کشتگان خود در جنگ بدر قصد مدینه کردند و به ابواء رسیدند، گروهی خواستند قبر آمنه را نبش کنند، ولی ابوسفیان پس از مشورت با صاحب نظران قریش از این کار خودداری کرد. (مقریزی، امتاع الاسماع، ۱۴۲۰ ق، ج ۱، ص ۱۳؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ ق، ج ۱، ص ۵۰.) در واقعه حدیبیه، پیامبر (ص) بر سر قبر آمنه رفت و بر آن گریست و به مرمت و بازسازی آن پرداخت. پس از حجةالوداع نیز به زیارت قبر آمنه شتافت و بر آن گریه کرد. (ابن سعد، محمداحمد، الطبقات الکبری، بیروت، دارصادر، ج ۱، ص ۱۱۶) همچنین یکی از غزوات پیامبر (ص) به نام غزوه ابواء در این محل صورت گرفته است. (یاقوت حموی، ج ۱، ص ۱۰۰) اکنون قریه قدیم ابواء متروک و ویرانه شده و «خریبه» نام دارد و مشتمل بر مزارع و نخلستان‌هایی است و قریه جدید ابواء در شمال آن قرار دارد. در دهه‌های اخیر بیشتر ساکنان آن به شهرهای بزرگ کوچیده‌اند. با افزایش امکانات جدید، این منطقه دیگر بار رونق گرفته است. اکنون این قریه حدود ۷۰۰۰ نفر جمعیت دارد. نک: سایت اینترنتی روزنامه الریاض، روزنامه ریاض، تاریخ ۹/۹/۲۰۱۰ و ۷ آب ۲۰۱۰ و ۱۴ حزیران ۲۰۱۰ م.[۲] اربلی کشف الغمه، ، دارالکتاب الاسلامیه، بیروت چاپ اول، ۱۴۰۱ هـ ق، ج ۳، ص ۲. سال ولادت «۱۲۸ ق» و در زمان حکومت عبدالملک بن مروان بوده است. مجلسی بحار الانوار، اسلامیه، تهران، چاپ سوم، ۱۳۹۶ هـ ق، ج ۴۸، ص ۲ و ۳، مناقب ابن شهر آشوب، دارالاضواء، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۲۲ هـ ق، ج ۴، ص ۳۴۹ و فضل بن حسن طبرسی اعلام الوری ، آل البیت، قم،‌چاپ اول، ۱۴۱۷ هـ ق، ج ۲، ص ۶.[۳] مجلسی بحار الانوار، اسلامیه، تهران، چاپ سوم، ۱۳۶۹ هـ ش، ج ۴۸، ص ۲۴۸. ابن عنیه، عمده الطالب، انصاریان، قم، چاپ اول، ص ۱۷۷. مناقب، ابن شهر آشوب، دارالاضواء، بیروت، چاپ دوم، ۱۴۲۲ هـ ق، ج ۴، ص ۱۳۸۴.[۴] باقر شریف قرشی ، تحلیلی از زندگی امام کاظم (ع)، مترجم محمد رضا عطائی، کنگره جهانی حضرت رضا (ع) قم، چاپ اول، ۱۳۶۸، ج ۱، ص ۷۱. هاشم معروف الحسنی ،زندگی دوازده امام، ، امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۲ هـ ش، چاپ اول، ج ۲، ص ۳۱۳.[۵] ابوحنیفه (۸۰-۱۵۰ ق/۶۹۹-۷۶۷ م)، فقیه و متکلم کوفه و پایه‌گذار مذهب حنفی از مذاهب چهارگانه اهل سنت. نام او نعمان بن ثابت و کنیه‌اش ابوحنیفه است. حنفیان او را امام اعظم و سراج الائمه لقب داده‌اند. زوطی پدربزرگش که به عنوان برده از کابل به کوفه آورده شده بود، یکی از افراد طایفه بنی تیم الله بن ثعلبه از قبیله ربیعه او را آزد کرد. از این رو خاندان ابوحنیفه با این طایفه نسبت ولاء‌ داشت. برخی گویند: ثابت پدر ابوحنیفه، غلام آزادشده مردی از خاندان بنی قَفَل از طایفه مزبور بوده است. به روایت عثمان بن سعید دارمی از ابن اسباط، پدر ابوحنیفه تا مدتی پس از ولادت وی نصرانی بوده است. ابن سعد، ج ۶، ص ۲۵۶؛ خلیفه، ج ۱، ص ۳۹۰؛ بخاری، ج ۴ (۲)، ص ۸۱.طبری، المنتخب، ص ۶۵۳؛ ابن عبدالبر، ص ۱۲۲. خطیب، ج ۱۳، ص ۳۲۴.[۶] ... و از او می پرسد: که یک شخص غریب کجا می تواند قضای حاجت کند؟ آن کودک: در جواب، تمام جاهایی که قضاهای حاجت در آن جا مکروه و حرام و … را بیان می کند. از او می پرسد: اسمت چیست؟می گوید: موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن ابی طالب صلوات الله علیهم. از او می پرسد: معصیت مربوط به کیست؟ از جانب خداوند یا بنده؟امام در پاسخ می فرمایند:از سه حال خارج نیست، یا از جانب خداست و هیچ به بنده مربوط نیست، در این صورت، خدا حق ندارد بنده ای را که هیچ کاری نکرده مواخذه کند! و یا مربوط است هم به بنده و هم به خدا که خدا تواناترین آن دو است که شریک و عمل بوده اند در این صورت برای شریک نیرومند روا نیست که شریک ناتوان خود را به دلیل گناهی که هر دو در ارتکاب آن برابر بوده اند مواخذه کند! یا این که گناه تنها مربوط به بنده است. در این صورت خدا اگر بخواهد می بخشد و اگر خواست کیفر می دهد و بنده نیازمند کمک است. ابو حنیفه که از جواب این کودک نابالغ قانع شده بود، بدون ملاقات امام، رفت و با خود می گفت: نوادگان خاندان رسالت علم را یکی پس از دیگری به ارث برده اند و همگان عالم و آگاه هستند شیخ حر عاملی، اثبات الهداه ، چاپ اول، تهران، مکتبه المحلاتی ۱۳۸۳ هـ ش، ، ص ۱۹۲.، مجلسی، بحار الانوار، چاپ سوم،تهران: اسلامیه، ۱۳۶۳ هـ ش، ، ج ۴۸، ص ۱۰۶.[۷] شیخ حر عاملی، اثبات الهداه ، چاپ اول، تهران، مکتبه المحلاتی ۱۳۸۳ هـ ش، ، ص ۱۹۲. مجلسی، بحار الانوار، چاپ سوم،تهران: اسلامیه، ۱۳۶۳ هـ ش، ، ج ۴۸، ص ۱۲.[۸] هو حق والحق معه و منه؛ شیخ حر عاملی، اثبات الهداه ، چاپ اول، تهران، مکتبه المحلاتی ۱۳۸۳ هـ ش، ، ص ۱۹۲.، مجلسی، بحار الانوار، چاپ سوم،تهران: اسلامیه، ۱۳۶۳ هـ ش، ، ج ۴۸، ص ۲۱.[۹] ارشاد، مفید، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، قم، ۱۳۸۳ هـ ش، چاپ اول، ج ۲، ص ۳۰۲.[۱۰] صَفوان بن مهران بن مغیره اسدی کاهلی راوی از امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) که نامش در سلسله اسناد روایات، زیارات و ادعیه‌ای مانند زیارت اربعین، زیارت وارث و دعای علقمه وجود دارد. صفوان به جهت اینکه شترانی داشت و آنها را اجاره می‌داد، به جمّال معروف بود. درباره تاریخ و مکان ولادتش اطلاع چندانی در دست نیست. او را از بزرگان قرن دوم هجری و از اصحاب امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) به‌شمار آورده‌اند[رجال الطوسی، ص ۲۲۰ - رجال نجاشی، ص ۱۴۰ و رجال کشی، ص ۳۷۳] و به اعتبار اینکه وی را کوفی گفته‌اند، ممکن است در کوفه متولد شده باشد.صفوان بارها امام صادق (ع) را از مدینه به کوفه آورد و با آن حضرت به زیارت تربت امیرالمؤمنین (ع) رفت و از مکان قبر امام علی (ع) که در آن زمان مخفی بود، خبر داشت.[حلی، عبدالکریم بن احمد، فرحة الغری، به تحقیق آل شبیب الموسوی، ص ۸۵] بنابر نقل ابن قولویه در کتاب کامل الزیارات، صفوان ۲۰ سال به زیارت آرامگاه امام علی (ع) می‌رفت و نماز خود را در آنجا به جا می‌آورد.[ابن قولویه، کامل الزّیارات، به تحقیق عبدالحسین امینی، نجف اشرف: دار المرتضوية، ۱۳۵۶ ش، ص ۳۴، باب ۹، ح ۱۲]همچنین وی جد ابوعبدالله صفوانی است که در محضر سیف الدوله حمدانی با قاضیِ موصل درباره امامت مباهله کرد. چون قاضی از مجلس برخاست تب کرد و دستش که در مباهله کشیده بود، سیاه شد و ورم کرد و روز دیگر هلاک شد. (رجال کشی، ص ۳۹۳) صفوان خود نقل می‌کند در یکی از سفرهای امام صادق (ع)به عراق همراه ایشان بودم. ایشان مکانی را به من نشان داد و فرمود این جا قبر جدّم امیرالمؤمنین (ع) است. سپس به من چند درهم داد و من قبر مطهر را سر و سامانی دادم. شیخ حر عاملی، محمد بن حسن؛ وسائل الشيعة، قم: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ۱۴۰۹ ق، چ اول، ج ۱۴، ص ۳۹۳.[۱۱] ارشاد، مفید، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی، قم، ۱۳۸۳ هـ ش، چاپ اول، ج ۲، ص ۳۰۴.[۱۲]آل عمران، ۱۸. مجلسی،پیشین، ج ۴۸، ص ۲.[۱۳] از زکریا بن آدم نقل می‌کنند که: مجلسی بحار الانوار، ،اسلامیه، تهران، ۱۳۶۳ هـ ش، ج ۴۸، ص ۱۰۰ حافظ رجب. مشارق الانوار، برسی دفتر نشر فرهنگ رسوای حکم، ۱۳۸۳، چاپ اول،ص ۹۵.[۱۴] روایتی از صفوان بن عمران در رابطه با طی الارض امام در سن کودکی نقل‌شده که: به دستور امام صادق (ع) شتری آماده کرده بودم؛  مجلسی، همان، ج ۴۸، ص ۸۴. حسین بن عبدالوهاب، عیون المعجزات، شریف رضی، قم، ۱۴۱۴، چاپ اول، ص۹۹. [۱۵] محمد بن فضل نقل می‌کند که پیرامون دشمنان اهل‌بیت از امام صادق (ع) سؤال کردم، ایشان به فرزندشان موسی فرمودند: ... نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات حوزه.

باکس شناور "همچنین ببنید"

مدافعان انقلاب

مدافعان انقلاب

راز شگفت و بزرگ قیام عاشورا، نه مشمول مرور زمان می‌شود، نه از جلوه و …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *