خانه / گلزار ادب / داستان / حکایت اعرابی و قربانی

حکایت اعرابی و قربانی

اعرابی در روز عید شتری قربانی کرده بود و در هر مجلسی که می‌رسید می‌گفت:
من شتری در راه خدا قربانی کردم.
به او گفتند:
چه معنی دارد که هرجا می‌رسی ذکر قربانی شتر را می‌گویی، قربانی کردن در راه خدا که این همه گفتن ندارد!
اعرابی گفت:
سبحان‌الله! خدای تعالی خودش یک گوسفند فدای اسماعیل کرد، در ۵٠ آیۀ قرآن آن را ذکر کرده، آن وقت من شتری به این بزرگی قربانی کردم و هیچ جا نگویم!؟

لطایف زهرالربیع
نعمت‌الله جزایری

باکس شناور "همچنین ببنید"

یادمان نرفته است

یادمان نرفته است

روزهای آتش و انتظار و انفجار، یادمان نرفته است سینه‌ها داغدار، نخل‌های سربدار، یادمان نرفته …