خانه / آیین زندگی / دوستی با قرآن‌
دوستی با قرآن‌

دوستی با قرآن‌

دوستی و انس‌ با قرآن‌ غیر از مطالعه‌ قرآن‌ است‌؛ اگرچه‌ قرائت‌ مقدمه‌ و بهترین‌ راه‌ انس‌والفت است‌. نخستین‌ شرط‌ انس‌ با قرآن‌ صداقت‌ است‌. ممکن‌ است‌ کسی‌ عمری‌ قرآن‌ قرائت‌ کند؛ اما با قرآن‌ مانوس‌ نشود. باید دانست‌ قرآن‌ زنده‌ است‌ و برای خوگرفتن، مؤانست، الفت، همدمی، مصاحبت، دوستی، مودت و رفاقت با آن باید زنده برخورد داشت؛ چرا که‌ خود فرمود: وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ؛ سوگند به قرآن حكمت‌آموز.[۱] ممکن‌ نیست‌ که‌ حکیم‌ عاقل‌ نباشد. انس‌ با قرآن‌؛ یعنی‌انسان‌ شب‌ و روز به‌ قرآن‌ نظاره‌ کند، آن‌ را زیارت‌ کند، ببوسد، ببوید، به‌ روی‌ قلب‌ و چشم‌ خود بگذارد، با قرآن‌ سخن‌ بگوید، درد دل‌ کند، قرآن‌ را همراه‌ خود داشته‌ باشد و لحظه‌ای‌ از او غافل‌ نباشد که‌ اگر این‌ گونه‌ شد، قرآن‌ کار خود را می‌کند و اثربخشی‌ می‌نماید. این‌ کار را هر انسان‌ عادی‌ می‌تواند انجام‌ دهد و بهره‌ی‌ مناسب‌ را از قرآن‌ ببرد. انس‌ با قرآن‌ غیر از قرائت‌ است‌؛ اما اگر کسی‌ توان‌ تلاوت‌ قرآن‌ را ندارد، می‌تواند از قرآن‌ بهره‌ی‌ خود را ببرد، مگر نیست: «کمال‌ همنشین‌ در من‌ اثر کرد»[۲]، همنشینی‌ با قرآن‌ نیز اثر دارد. اگر کسی‌ انس‌ با قرآن‌ دارد، در آغاز ورود به‌ قرآن‌ است‌. ابتدای‌ رسوخ‌ در بطن‌ قرآن‌ را یافته‌ است. قرآن‌ باید انسان‌ را بپذیرد، جزو دوستان‌ خود قرار دهد و این‌ تنها در سایه‌ی‌ انس‌ با قرآن‌ است. قرآن‌ و آن‌چه‌ در میان‌ دو جلد قرار دارد، علامتی‌ است‌ برای‌ حقیقت‌ واقعی‌ قرآن‌ عالم‌ را احاطه‌ کرده‌ است‌. در واقع‌، آیه‌های‌ قرآن‌ شماره‌ تلفن‌ است‌ که‌ هر کدام‌ را گرفتید، همان‌ مکان‌ مورد نظر زنگ‌ می‌زند، حال‌ اگر هر آیه‌ای‌ را گرفتید و زنگ‌ زد، نشانه‌ی‌ آن‌ است‌ که‌ شما به‌ بطن‌ قرآن‌ راه‌ پیدا کرده‌اید و اگر انس‌ با قرآن‌ باشد، قرآن‌ مونسی است که در کنار او آرامش می توان یافت. قرآن‌ مونسی است که در شرایط عادی و سختی ها می تواند بهترین همدم باشد؛ پیامبر (ع) درمان همه مشکلات را قرآن می داند ومی فرماید: هر گاه کارها چون شب ظلمانی برایتان مشتبه و تاریک گردید به قرآن پناه ببرید؛ چون او شفیعی است که شفاعتش پذیرفته و شاهدی است که تصدیق شده است. هرکس او را رهبر خویش گرداند، وی را به بهشت رهنمون می سازد و هرکس بدان پشت پا زند، به جهنّم سوقش می دهد. قرآن روشن ترین راهنما به سوی بهترین راه‎هاست.[۳] امام سجّاد (ع) می‎فرماید: «اگر تمام مردم شرق و غرب بمیرند و هیچ موجودی روی زمین نباشد و من تنها باشم، وقتی قرآن با من باشد، هرگز از تنهایی وحشت نمی کنم».[۴] آری، قرآن بهترین مونس در تنهایی ها و نگرانی‎های زندگی است. جلوه‎ای از حکمت خدا است. نشانگر عظمت خدا است. انس با قرآن، همراه شدن با گنجینه ایی بی پایان برای یک زندگی سعادتمندانه است که همه در پی آنند، ولی نمی دانند که در کنارشان قرار دارد و به قول معروف: یار در خانه و ما گرد جهان می‎گردیم. چنان چه با قرآن مأنوس نشویم، مورد شکایت و عتاب پیامبر (ع) قرار خواهیم گرفت که فرمود: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها کرد.»[۵]

[۱]  یس، ۲٫[۲]  گِل و گُل از ملک الشعرای بهار. متن گِل و گّل: شبی در محفلی با آه و سوزی//شنیدستم که مرد پاره دوزی.یک شب در مجلسی از یک مرد پینه دوز می‌شنیدم که با لحنی پر از سوز و گداز...چنین می‌گفت با پیر عجوزی.«گِلی خوشبوی در حمام روزی//به یک پیرزن علیل می‌گفت: «یک روز یک گِل خوشبو در حمام....رسید از دست محبوبی به دستم»از دست دوستی به دستم رسید» (یکی از دوستانم یک گِل خوشبو به من داد)گرفتم آن گِل و کردم خمیری.خمیری نرم و نیکو چون حریری//آن گِل را از دوستم گرفتم و با آن خمیری درست کردم که مثل یک پارچه ابریشمی نرم و لطیف بود.معطر بود و خوب و دلپذیری.«بدو گفتم که مُشکی یا عبیری//آن گِل خوشبو بود و بسیار دلپسند بود. «به گِل گفتم: آیا تو از جنس مُشک هستی یا عَبیر (ماده‌ای خوشبو که از مُشک و کافور ساخته می شود)؟که از بوی دلاویز تو مستم»چرا که من با شنیدن بوی خوش تو، از خود بی‌خود شده‌ام»همه گِل های عالم آزمودم//ندیدم چون تو و عبرت نمودم.تمام گِل‌های دنیا را امتحان کرده‌ام ولی تاکنون به گِلی مثل تو برخورد نکرده بودم. من از خوشبویی تو شگفت زده شده‌ام.چو گِل بشنید این گفت و شنودم.«بگفتا من گِلی ناچیز بودم.هنگامی که گِل این گفتگوی من را شنید «پاسخ داد: من یک گِل بی‌ارزش بودم....ولیکن مدتی با گُل نشستم»ولی یک مدت با گُل سرخ نشست و برخاست کردم»گُل اندر زیر پا گسترده پر کرد//مرا با همنشینی مفتخر کرد.گُل، گلبرگ‌هایش را در زیر پای من پهن کرد و به من این افتخار را داد که با او همنشین شوم.چو عمرم مدتی با گُل گذر کرد.«کمال همنشین در من اثر کرد.پس از آنکه مدتی از زندگی‌ام در کنار گُل سرخ سپری شد، «ویژگی‌های خوب همنشینم (گُل سرخ) بر روی من اثر گذاشت...وگرنه من همان خاکم که هستم.»شعر سعدی:گِلی خوشبوی در حمام روزی//رسید از دست محبوبی به دستم.بدو گفتم که مشکی یا عبیری//که از بوی دلاویز تو مستم.بگفتا من گِلی ناچیز بودم//و لیکن مدتی با گُل نشستم.کمال همنشین در من اثر کرد//و گر نه من همان خاکم که هستم.[۳] حلّی، عدة الداعی، ص ۲۸۶.[۴] . لَوْ مَاتَ مَنْ بَینَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ أَنْ یکُونَ الْقُرْآنُ مَعِی. کافی (ط – الإسلامیة)، ج ۲، ص ۶۰۲.[۵] . وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا؛ پيامبر گفت: اى پروردگار من، قوم من ترك قرآن گفتند. فرقان،۳۰

باکس شناور "همچنین ببنید"

پیروزی در دسترس

پیروزی آشکار

از چهار فضیلت برتر اخلاقی، شجاعت موردتوجه آیات و روایات است.[۱] امام علی (ع) آن …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *