خانه / آیین زندگی / قیام پاکان
پاکان قیام

قیام پاکان

آیا تا حال فکر کرده‌اید که چرا اهل‌بیت (ع)، افراد مخالف قیام کربلا را بانام مادرانشان صدا می‌کردند؟ بین حیات پاکان اولاد حضرت آدم (ع) که در خانواده حرمت‌ها را نگه داشتند و تمام مخالفانی که در قیام کربلا، حرمت‌ها را شکستند، تقابلی است. دراین‌باره امام حسین (ع) ویاران باوفایش در قیام کربلا، فطری‌ترین بخش تاریخ اسلام وعده‌های امیدبخشی به انسان می‌دهد. ایشان برای هدایت انسان‌ها، از طریق آموزه‌هایی که کاملاً مطابق فطرت‌انسان است، در بیداری فطرتشان می‌کوشد و پیوند برقرار می‌کند. ما هم در لبیک به حضرت (ع) عرض می‌کنیم: … شهادت می‌دهم که شما نوری در صلب‌های شامخ (نطفه‌های والا و رفیع) و رحم‌های پاکیزه ایی بودی که ناپاکی‌های جاهلیت، آلوده‌ات نکرد.[۱] این کلام انسان را به آرامش می‌رساند و او را در مسیرِ درست حرکت قرار می‌دهد و برای باقی ماندن در آن مسیر، او را آماده می‌سازد که مقاومت بیشتری از خود نشان دهد. آنچه امام (ع) به ما داد، درسی است که دل‌هایمان را به‌آسانی و آرامی تحت تأثیر قرارداد و جان‌هایمان را صیقلی ناب ‌بخشید. احادیث متعددی هم به این واقعیت بزرگ اشاره‌کرده‌اند، از جمله امام باقر (ع) ‌فرمود: پیامبر و پیامبر‌زاده‌ها را فقط حرام‌زادگان می‌کُشَند.[۲] امام حسین (ع) فرمود: … این ناكسِ پسر ناكس، زنازاده‌ی پسر زنازاده، عبیدالله زیاد، به من گفت: از میان دو كار یكی را انتخاب كن: یا تن به ذلّت بده یا شمشیر.[۳] نام ابن‌زیاد را الدعیّ گذاشت؛ یعنی اشخاص مختلفی ادعای‌ پدری ابن‌زیاد را کردند. هرچند قرآن و امامان (ع) در به‌کارگیری کلمات مؤدبانه بسیار حساس هستند امّا در بعضی جاها، ادبیات دینی که بسیار فاخر است، خداوند هم گاهی این ادبیات را کنار گذاشته و از تعابیری تند استفاده شده، مثل‌آنچه در تشبیه عالم بی‌عمل به الاغ و عالم ریاست‌طلب به سگ و فرقه دنیاطلب و پول‌پرست به «سگان باران‌دیده»[۴] آمده است.  عالم بی‌ عمل «گوش دراز» و عالم ریاست‌طلب «سگ» است: مَثَل او مَثَل سگ‌هار است، اگر به او حمله کنی زبانش را بیرون می‌آورد.[۵] چرا امام (ع) در کربلا بعضی از جانیان بزرگ را بانام مادر صدا کرده‌اند؟ چون امت در خواب نباشد و تاریخ قضاوت صحیح داشته باشد. همه بدانند که ناپاکی نطفه‌ها می‌تواند انسان را از مسیرِ درست حرکت خارج سازد. در این مورد چند نمونه قابل‌توجه است: ۱ _ امام حسین (ع) کلمه «ابن الزرقاء»(فرزند زن زاغ‌چشم) را برای مروان، به کاربرده‌است و می‌فرماید: ‌ای فرزند زن زاغ‌چشم، زنی که در بازار مردم را به سمت خود دعوت می‌کرد![۶] این قضیه درباره عمرو عاص هم صادق است. عمرو را به عاص نسبت داده‌اند، درحالی‌که پدر او مشخص نبود و نامش عمرو بن عاص شد. ۲ _ حضرت زینب (س) کلمه «ابن مرجانه»(پسر مرجانه) را برای ابن‌زیاد، به کاربرده‌است و وقتی ابن‌زیاد را صدا می‌کند، می‌فرماید: یا بن مرجانه. مادرش مرجانه اهل زنا، پدرش زیاد ابن ابیه؛ یعنی زیادی که پسر پدرش است، امّا پدرش کیست؟ معلوم نیست. خودش هم نفهمید پدرش کیست؟ معاویه برای اینکه او را از این حقارت نجات دهد گفت: پدر من زمانی با مادرش بوده است! او پسر پدر من است!

مخالفان قیام کربلا، بی‌عفت‌و بی‌حیا بودند. روابط نامشروع داشتند. حریم ها را نگه نداشتند. و حرمت‌ها را شکستند. مخالفانی از این دست فاجعه کربلا را درست کردند.[۷] اهل‌بیت (ع)، این افراد را بانام مادرانشان صدا می‌کنند. در زیارت وارث می‌خوانیم: … أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ نُورا فِي الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجَاهِلِيَّةُ بِأَنْجَاسِهَا … شهادت می‌دهم شما نوری در صلب‌های شامخ و رحم‌های پاکیزه بودی، جاهلیت با ناپاکی‌هایش، آلوده‌ات نکرد.[۸] محمدرضا عابدی با برداشتی از مقاله استاد آیت‌الله سید حسن عاملی.[۹]

[۱] در بخشی از متن زیارت وارث (زیارت وارث امام حسین (ع)، زیارت‌نامه هفتم) است: ... أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ نُورا فِي الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجَاهِلِيَّةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْكَ مِنْ مُدْلَهِمَّاتِ ثِيَابِهَا؛ ... مولای من ای اباعبدالله، شهادت می‌دهم که تو نوری بودی در صلب‌های شامخ و رحم‌های پاکیزه، جاهلیت با ناپاکی‌هایش، آلوده‌ات نکرد و ناپاکی‌هایش را به تو نپوشاند. زیارت وارث، از زیارت نامه های مشهور امام حسین (ع) است که در کربلا قرائت می‌شود. این زیارت نامه بخشی از دستورالعمل زیارت امام حسین (ع) است که امام صادق (ع) به صفوان تعلیم داد. شیخ طوسی در کتاب «مصباح» (در کربلا در حرم، زائر باید آن را هنگام رسیدن به ضریح مبارک و در قسمت بالای سر امام حسین (ع) بخواند. سید بن طاوس، علی بن موسی، الإقبال بالأعمال الحسنة، محقق و مصحح: جواد قیومی اصفهانی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۶ش، ج ‌۲، ص۶۳) از صفوان جمّال روایت کرده: از امام صادق (ع) برای زیارت مولایمان امام حسین (ع) اجازه خواستم و استدعا نمودم، برای من جهت زیارت آن حضرت (ع) دستورالعملی ذکر کند که به آن صورت به زیارت اقدام کنم. حضرت (ع) فرمود: ای صفوان، پیش از حرکت به سفر، سه روز روزه بدار و روز سوم غسل کن، پس اهل و عیال خود را نزد خویش جمع کن و چنین بگو «اللّٰهُمَّ إِنِّی أَسْتَوْدِعُکَ...» تا آخر دعا ...؛ آنگاه دعایی تعلیم او فرمود که وقتی به فرات برسد بگوید. سپس حضرت (ع) فرمود: با آب فرات غسل کن، به درستی که پدرم مرا از پدرانش خبر داد که رسول خدا (ص) فرمود: همانا این فرزند من حسین، پس از من در کنار فرات کشته خواهد شد، هرکه او را زیارت کند و از فرات غسل نماید، گناهان او بریزد و مانند روزی شود که مادر او را به دنیا آورده است؛ چون غسل کنی در حال انجام غسل دعا کند. چون از غسل فارغ شود دو جامه پاکیزه بپوشد و در «مشرعه» دو رکعت نماز بجای آرد که آن همان مکانی است که حق‌تعالی درباره شأنش فرمود: «در زمین قطعه‌هایی است نزدیک یکدیگر و بوستان‌هاست از انواع انگور و کشتزار و باغستان‌هایی است از خرما، دو تا از یک ریشه رسته و غیر دو تا از یک اصل روییده شده، به یک آب، آب‌خورده می‌شوند و بعضی از آن‌ها را بر بعض دیگر از میوه زیادتی می‌دهیم.» چون از نماز فارغ شود، با حالتی آرام و همراه با وقار به جانب حائر حرکت کن و گام‌های خود را کوتاه بردارد، به درستی که خدای تعالی برای هر گامی که برمی‌دارد برایت حجّ و عمره می‌نویسد و با دل فروتن و دیده گریان راه برود و بسیار ذکر: «اللّٰهُ أَکْبَرُ» و «لا إِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ» و ثنا بر خداوند و صلوات بر رسول خدا (ص) و به ویژه صلوات بر حسین (ع) را بسیار کند. لعنت بسیار کند بر قاتلان آن حضرت (ع) و بیزاری بجوید از کسانی که در ابتدا، پایه ظلم و جور بر اهل‌بیت را بنا گذاشتند. برخی این زیارت نامه را برای زیارت در شب و روز عرفه و عید قربان آورده‌اند، هر چند طبق روایت می‌توان آن را در هر زمان برای زیارت امام حسین (ع) قرائت کرد. کفعمی، ابراهیم بن علی، المصباح (جنة الأمان الواقیة و جنة الإیمان الباقیة)، قم، دارالرضی (زاهدی)، چاپ دوم، ۱۴۰۵ق، کفعمی، المصباح، ۱۴۰۵ق، ص۵۰۱ و ۵۰۲.[۲] «لا یقتل الانبیاء و اولاد الانبیاء الا اولاد الادعیاء» بحارالانوار، ج ۲۷، ص ۲۴۰٫ فرزندی که از ازدواج غیر شرعی به ‌وجود آید، حرام‌زاده، ناپاک‌زاده، فرزند نامشروع، بدذات، حیله‌گر و فتنه‌انگیز است. الادعیاء: آنان که در نسبت خود متهم باشند. دعیّ یعنی کسی که ادعاء می‌کند که او فرزند من است! یعنی پدر او مشخص نیست، کسی که پدرش نامعلوم است. منتهی الارب و اقرب الموارد. بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، ج ۳۶، ص ۳۱۵، انتشارات دار احیاء التراث العربی، بیروت. مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری طبرسی، ج ۱۰، ص ۳۱۸، انتشارات موسسه آل البیت (علیهم السلام) لاحیاء التراث، بیروت، ۱۴۰۸ ه ق. امام على (ع) ملاک انتخاب فرمانده سپاه را، برخوردارى از اصالت خانوادگى می‌داند و به مالک اشتر می‌فرماید: ثُمَّ الْصَقْ بِذَوى و اءهل البُیُوتات الصّالِحَه؛ از آنان که گوهرى پاک دارند و از خانواده‌های صالح و شایسته‌اند، فرماندهان سپاهت را انتخاب نما. ثُمَّ الْصَقْ بِذَوى الْمُرُوءاتَ و الأَحساب؛ سپس افراد باشخصیت و اصیل و شریف را جهت انتصاب دریاب. نهج‌البلاغه، فراز ۳۳. فرازهاى مندرج در نامه امام على (ع) به مالک اشتر بر طبق ترجمه فیض‏الاسلام است. این نامه را امام (ع) براى‏ «اشتر نخعى‏» هنگامی‌که او را فرماندار «مصر» قرارداد، نوشته است. این نامه از طولانى‏ترین و جامع‌ترین ‏فرمان‌های امام (ع) درزمانی هست که وضع زمامدار مصر «محمد بن ابوبکر» درهم‌ریخته و متزلزل شده بود. ثُمَّ الْصَقْ بِذَوِي الْمُرُوءَاتِ وَالْاَحْسَابِ، وَأَهْلِ الْبُيُوتَاتِ الصَّالِحَةِ، وَالسَّوَابِقِ الْحَسَنَةِ؛ پس هم‌نشین باش با آنان که از خانواده‌های شريف و خوش‌نام و كساني كه داراى سابقه هاى نيكو (خدمت بخلق و پيروى از خالق) می‌باشند، و با جنگجويان و دليران و بخشندگان و جوانمردان (رؤساى لشگر و كشورت را از چنين مردمى برگزين) زيرا آنان جامع بزرگوارى و شاخه‌های احسان و نيكوئى هستند. ترجمه و شرح نامه ۵۳ نهج‌البلاغه (عهدنامه مالک اشتر)؛ بخش دوازدهم: امور سپاهیان.[۳] اباعبداللّه (ع) درجمله ی معروف خود در خلال خطبه روز عاشورا رو كرد به این جمعیت سی هزار نفری، با فریاد بلند فرمود: اَیُّهَا النّاسُ! اَلا وَ اِنَّ الدَّعِیَّ بْنَ الدَّعِیِّ قَدْ رَكَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ بَیْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ یَأْبَی اللّهُ ذلِكَ لَنا وَ رَسولُهُ وَ حُجورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ مردم بدانید- یعنی همه ی مردم دنیا بدانند- این ناكسِ پسر ناكس، این زنازاده ی پسر زنازاده، عبیداللّه زیاد، به من گفته است حسین از میان دو كار یكی را انتخاب كند: یا تن به ذلت بدهد یا شمشیر. به او بگویید: هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ ما تن به ذلّت بدهیم؟! ما كجا و ذلت كجا؟! یَأْبَی اللّهُ ذلِكَ لَنا ما خداپرستیم، ما موحدیم، ما گفته ایم: لا اله الّا اللّه، ما تابع اصل لِلّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ رو كرد به این جمعیت سی هزار نفری، با فریاد بلند فرمود: اَیُّهَا النّاسُ! اَلا وَ اِنَّ الدَّعِیَّ بْنَ الدَّعِیِّ قَدْ رَكَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ بَیْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ یَأْبَی اللّهُ ذلِكَ لَنا وَ رَسولُهُ وَ حُجورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ مردم بدانید- یعنی همه ی مردم دنیا بدانند- این ناكسِ پسر ناكس، این زنازاده ی پسر زنازاده، عبیداللّه زیاد، به من گفته است حسین از میان دو كار یكی را انتخاب كند: یا تن به ذلت بدهد یا شمشیر. به او بگویید: هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ ما تن به ذلّت بدهیم؟! ما كجا و ذلت كجا؟! یَأْبَی اللّهُ ذلِكَ لَنا ما خداپرستیم، ما موحدیم، ما گفته ایم: لا اله الّا اللّه، ما تابع اصل: لِلّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ. منافقون، ۸٫ آیا آن دامنی كه حسین در آن دامن بزرگ شده است، آن پستانی كه حسین از آن پستان شیر خورده است اجازه می دهد حسین تن به ذلت بدهد؟ پس من جواب پدرم علی را چه بدهم؟ جواب مادرم زهرا را چه بدهم؟ مادرم زهرا به من خواهد گفت حسین جانم! مگر تو از پستان من شیر نخورده بودی؟مجموعه آثار شهید مطهری . ج۲۵، ص: ۳۹۵٫امام صادق (ع) فرمود: «هیچ کس نسبت به ما أهل بیت دشمنى نمی کند مگر کسى که ولادتش ناپاک و غیر مشروع باشد.» شیخ حرّعاملى، وسائل الشیعة، ج ۲، ص ۳۱۸، مؤسسه آل البیت (ع)، قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق، ص ۳۱۸. گفتنی است آنچه در روایات درباره‌ی دشمنی فرد ناپاک و غیر مشروع با اهل‌بیت (ع) آمده است ناظر به وقتی است که این عمل از روی عمد و لااُبالی گری انجام‌گرفته باشد و از طرفی در صورتی هم که از روی عمد صورت گرفته باشد به‌عنوان علت تامه نیست؛ یعنی این‌گونه نیست که راه بسته باشد و اصلاً برای چنین فرزندی امکان رستگاری وجود نداشته باشد که اگر این بود، تکلیف به او معنا نداشت، درحالی‌که فرد ناپاک هم مکلف به اصول و فروع دین هست و هرچند عوامل محیطی، ارثی و دیگر عوامل می‌توانند تأثیر در انتخاب رفتار خاصی داشته باشند، اما درعین‌حال انسان را مجبور به ارتکاب یک عمل نمی‌کنند و این انسان است که در تمام مراحل حیات خود، می‌تواند بر عوامل ارثی و محیطی فائق آید و در مسیر صحیح قرار گیرد. لذا به طاعات او ثواب داده می‌شود و به معصیتش عقاب. البته باید توجه داشت که هیچ‌یک از این‌هایی که مطرح شد به‌عنوان علت تامه نیستند یعنی این‌گونه نیست که راه بسته باشد و اصلاً برای فرد ناپاک و ولد الزنا امکان رستگاری وجود نداشته باشد که اگر این بود، تکلیف به او معنا نداشت اما درعین‌حال انسان را مجبور به ارتکاب یک عمل خاصی نمی‌کنند و این انسان در تمام مراحل حیات خود، می‌تواند بر عوامل ارثی و محیطی فائق آید و در مسیر صحیح قرار گیرد و لذاست که به طاعات او ثواب داده می‌شود و به معصیتش عقاب. در حقیقت این نوع احکام و نیز روایاتی که بیان‌گر پلیدی فرد ناپاک و زنازاده است، مبارزه همه‌جانبه با عمل زناست؛ یعنی تبیین و آشکار نمودن زشتی آن در جامعه برای همه تا ریشه این گناه از بین برود. ترخان، قاسم، سرزنش و توبیخ ولد الزنا به خاطر اعمال آبا و اجداد. عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ لَا تَغْتَسِلْ مِنَ الْبِئْرِ الَّتِی تَجْتَمِعُ فِیهَا غُسَالَةُ الْحَمَّامِ فَإِنَّ فِیهَا غُسَالَةَ وَلَدِ الزِّنَا وَ هُوَ لَا یَطْهُرُ إِلَى سَبْعَةِ آبَاءٍ وَ فِیهَا غُسَالَةَ النَّاصِبِ وَ هُوَ شَرُّهُمَا إِنَّ اللَّهَ لَمْ یَخْلُقْ خَلْقاً شَرّاً مِنَ الْکَلْبِ وَ إِنَّ النَّاصِبَ أَهْوَنُ عَلَى اللَّهِ مِنَ الْکَلْبِ قُلْتُ أَخْبِرْنِی عَنْ مَاءِ الْحَمَّامِ یَغْتَسِلُ مِنْهُ الْجُنُبُ وَ الصَّبِیُّ وَ الْیَهُودِیُّ وَ النَّصْرَانِیُّ وَ الْمَجُوسِیُّ فَقَالَ إِنَّ مَاءَ الْحَمَّامِ کَمَاءِ النَّهَرِ یُطَهِّرُ بَعْضُهُ بَعْضاً.[۴] کلاب ممطوره؛ سگان باران دیده.[۵] وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ ۚ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ۚ ذَٰلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا ۚ فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ؛ اگر خواسته بوديم به سبب آن علم كه به او داده بوديم رفعتش مى‌بخشيديم، ولى او در زمين بماند و از پى هواى خويش رفت. مثَل او چون مثَل آن سگ است كه اگر به او حمله كنى زبان از دهان بيرون آرد و اگر رهايش كنى بازهم زبان از دهان بيرون آرد. مثَل آنان كه آيات را دروغ انگاشتند نيز چنين است. قصه را بگوى، شايد به انديشه فرو روند. اعراف، ۱۷۶٫[۶] امام حسین (ع) نیز قبل از‌ترک مدینه به مروان می‌فرماید: یابن الزرقاء الداعیة الی نفسها بسوق ذی المجاز؛‌ای فرزند زن زاغ چشم، آن زنی که در بازار ذی المجاز مردم را به سمت خود دعوت می‌کرد! کلمه یابن الزرقاء را هم امام حسین (ع) زمانی که مروان در مدینه والی بود، ولیعهد بودن یزید را مطرح کرد و از مردم بیعت برای مروان خواست، به کار برده‌است، عبدالرحمن بن ابی بکر که خود داعیه خلافت در سر داشت با او درگیر شد، در این حال خواهرش عایشه از پشت پرده به کمک او آمد و کلماتی بسیار تند در حق مروان به کار برد، از جمله اینکه از او با «ابن الزرقاء»(فرزند زن زاغ چشم) یاد کرد.ابن جوزی از اسمعی نقل می‌کند اینکه امام حسین (ع) درباره مروان این تعبیر را به کار برده است سری دارد، سپس وی از ابن اسحاق نقل می‌کند که مادر مروان به نام امیه در زمان جاهلیت بدکاره بود و عَلَم و پرچم داشت و با آن شناخته می‌شد و نامش نیز‌ام حنبل زرقاء بود؛ یعنی زن بدکاره‌ای که زاغ‌چشم باشد. پدر مروان پیدا نشد و او را به حَکَم نسبت دادند و او شد مروان بن حَکَم، در حالی که حَکَم پدر او نیست، همان‌گونه که امروزه در اروپا کودک پدر ندارد و وقتی بزرگ شد می‌گوید پدرم کیست؟ برای اینکه عقده‌ای بار نیاید پدر جعلی برای او دست و پا می‌کنند و در شناسنامه نام پدر جعلی را قید می‌کنند در اینجا نیز این کار را کردند این قضیه درباره عمرو عاص هم صادق است. عمرو را به عاص نسبت داده‌اند، در حالی که پدر عمرو مشخص نبود و نامش عمرو بن عاص شد.مناقب آل ابی‌طالب، ج ۳، ص ۱۸۴٫[۷] مرجانه کنیز بود و اهل زنا، این شناسنامه مادر ابن‌زیاد است، وضع پدر او نیز بحرانی است، پدرش را زیاد ابن ابیه می‌نامند؛ یعنی زیادی که پسر پدرش است امّا پدرش کیست؟ معلوم نیست، از آنجا که مادرش با افراد زیادی مرتبط بود، نفهمیدند پدرش کیست. معاویه برای اینکه او را از این حقارت و افتضاح نجات دهد گفت: او پسر پدر من است! به همین جهت مجلس استلحاق درست کرد؛ یعنی مجلسی که در آن ابن‌زیاد به پدر معاویه ملحق می‌شود! معاویه گفت: پدر من زمانی با مادر او بوده است! بنابراین او برادر من است! بعدها این را مانند شمشیری بالای سر او نگه داشته بود و هرگاه زیاد می‌خواست از فرمان معاویه سرپیچی کند می‌گفت: مجلس استلحاق را نفی می‌کنم تا بی‌آبرو شوی! ببینید فاجعه کربلا را چه کسانی درست کردند؟ تمامّا بی‌عفت‌ها و تمامّا کسانی که بی‌حیا بودند و به سمت روابط نامشروع رفته بودند، کسانی که حریم را نگه نداشته بودند.مناقب آل ابی‌طالب، ج ۳، ص ۱۸۴٫[۸] زیارت وارث. در بخشی از متن زیارت وارث (زیارت وارث امام حسین (ع)، زیارت‌نامه هفتم) است: ... أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ نُورا فِي الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجَاهِلِيَّةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْكَ مِنْ مُدْلَهِمَّاتِ ثِيَابِهَا؛ ... مولای من ای اباعبدالله، شهادت می‌دهم که تو نوری بودی در صلب‌های شامخ و رحم‌های پاکیزه، جاهلیت با ناپاکی‌هایش، آلوده‌ات نکرد و ناپاکی‌هایش را به تو نپوشاند. زیارت وارث، از زیارت نامه های مشهور امام حسین (ع) است که در کربلا قرائت می‌شود. این زیارت نامه بخشی از دستورالعمل زیارت امام حسین (ع) است که امام صادق (ع) به صفوان تعلیم داد. شیخ طوسی در کتاب «مصباح» (در کربلا در حرم، زائر باید آن را هنگام رسیدن به ضریح مبارک و در قسمت بالای سر امام حسین (ع) بخواند. سید بن طاوس، علی بن موسی، الإقبال بالأعمال الحسنة، محقق و مصحح: جواد قیومی اصفهانی، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۷۶ش، ج ‌۲، ص۶۳) ج-  یزید نیز از این نوع روابط به‌وجود آمده بود، چون مادرش میسون دختر بجدل کلبی بود و با غلام پدرش مرتبط شد وبه یزید حامله گردید.سید بن طاووس می‌گوید: درباره زندگی‌نامه کسانی که بر بدن مطهر حضرت سید الشهدا (ع)اسب تاختند تحقیق کردم دیدم همه شان فرزندان زنان بدکاره هستند![۹] آیت‌الله سید حسن عاملی: در پانزده خرداد سال ۱۳۴۱ در یکی از محلات قدیمی اردبیل (محله محمدیه) و در خاندانی از خوشنام ترین سادات منطقه، از تبار سادات جبل عامل که در زمان حکومت صفویه، جهت تصدی امر قضا از لبنان به ایران مهاجرت و منطقه ای بنام " کلخوران" واقع در حومه شهرستان اردبیل را که از کانون های اصلی تشیع و مجمع بزرگان عرفا، زادگاه و مدفن شیخ جبرائیل و مولد مؤسس خاندان صفوی بوده، برای سکونت برگزیدند، کودکی دیده به جهان گشود که وی را "سید حسن" نام نهادند.

باکس شناور "همچنین ببنید"

رعایت تقوا

راه نجات

سفارش خدا به رعایت تقوا ‌است.[۱] تقوا از نیازهای ضروری بشر، وسیله سنجش بزرگواری آدمی، …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *