خانه / آیین زندگی / مسیر بی‌بازگشت
مسیر بی‌بازگشت

مسیر بی‌بازگشت

در تعریف سه عالم دنیا، برزخ و رستاخیز آمده است که عالم دنیا مانند کشتزار[۱] و کوتاه است.[۲] عالم برزخ شبیه دنیا و رستاخیز است. عالم رستاخیز هم پس از پایان دنیا و برزخ اتفاق می‌افتد. آنچه را انسان در عالم دنیا که زمان عمل است، می‌کارد در رستاخیز که جاویدان و وقت محاسبه است، درو می‌کند.[۳] از این رو قرآن به درخواست گروهی برای بازگشت به دنیا، به دلیل پایان دنیا و برپایی رستاخیز به تندی برخورد می‌کند. چه اتفاقی می‌افتد که آنان در رستاخیز خواهان بازگشتند؟ چون رستاخیز زمان عمل نیست و تنها جای حساب است و مسیر رستاخیز مسیری بی‌بازگشت است.[۴] در رستاخیز حقایق برای همگان روشن می شود.[۵] کسی که در دنیا خودش را بسازد، همان سازه‌ها برایش حاضر و در اختیار اوست. همه را می‌ببیند.[۶]

[۱] دنیا مانند کشتزاری است که خدا انسان را بسان گیاهی از خاک می‌رویاند. (نوح، ۱۷) پیامبر(ص) فرمود: الدنیا مزرعه الاخره. (ابن ابی جمهور احسایی، عوالی اللآئی، ج ۱، ص ۲۶۷، انتشارات سیدالشهدا، قم، چاپ اول، ۱۴۰۵) در صورتی که پرورش نیکو یافت. (آل عمران، ۳۷) از نعمت ها به خوبی استفاده می‌کند و تا افلاک خود را بالا می‌کشد و خدایی (متاله) می‌شود؛ اما اگر پرورش نادرستی داشت (نوح، آیه ۲۷) و در شوره زار سقوط می‌کند و ریحان خود را از دست داده و چون نسیمی از حرکت مناسب باز می‌ماند و میان مرگ و زندگی (اعلی، ۱۳) دست و پا می‌زند و از چارپایان فروتر شده (اعراف، ۱۷۹و فرقان، ۴۴) و در نهایت به هیزم دوزخ (جن، ۱۵) یا سنگ سوختی آن (بقره، ۲۴ و تحریم، ۶) تبدیل می‌شود.[۲] لذا گفته شده که تنها فرصت کوتاه عمر انسان در دنیاست که ابدیت او را تعیین می‌کند. امام علی (ع) می‌فرماید: وَ إِنَّ الْیَوْمَ عَمَلٌ وَ لا حِسَابَ، وَ غَدا حِسَابٌ وَ لاَ عَمَلَ؛ به راستی که امروز زمان عمل است و وقت حساب نیست و فردا زمان عمل نیست. (نهج‌البلاغه، خطبه ۴۲، انتشارات دارالهجره، قم) دنیا نسبت به جاودانگی رستاخیز هیچ است. (کهف، ۴۶؛ مریم، ۷۶؛ طه، ۷۳؛ قصص، ۶۰؛ شوری، ۳۶ و اعلی، ۱۷).[۳] يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ ۖ وَبَرَزُوا لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ؛ آن روز كه زمين به زمينى جز اين بدل شود و آسمان ها به آسمانى ديگر، و همه در پيشگاه خدا حاضر آيند. (ابراهیم، ۴۸). تغيير زمين در قيامت، در آياتی آمده است. در آن روز زمين لرزه‌ى شديدى ايجاد و كوه‌ها از زمين كنده شود و به حركت در آيند. مانند پشم و پنبه نرم شوند. (زلزال،۱) روزى كه زمين به صورت قطعه‌اى صاف درآيد. يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً. (طه، ۱۰۵ و ۱۰۶)  ولى تبديل آسمان‌ها با خاموش شدن خورشيد و درهم پيچيده شدن آسمان‌ها انجام مى‌گيرد. به هر حال، اين نظام موجود پايانى دارد. از همین روست که در آیات قرآن از نظر زمانی همه زندگی دنیا و عالم برزخ به اندازه روز یا نیم روز گفته شده است. (بقره، ۲۵۹ و مومنون، ۱۱۳) همچنین آن چنان کوتاه، بی‌ارزش و اندک است که آن را به زندگی گیاهی همانند کرده‌اند که زمانی کوتاه سبز است سپس خشک شده، از میان می‌رود، پراکنده می‌شود و در خاک می‌رود. (کهف، ۴۵؛ آل عمران، ۱۹۷؛ نساء، ۷۷؛ توبه، ۳۸ و نحل، ۱۱۷) پس باید کاری کرد که در همین مدت کوتاه عمر دنیوی به اندازه ابدیت، خود را در مسیر درست بسازیم و اجازه ندهیم که وسوسه‌های شیطانی ما را از مسیر فطرت دور سازد. (شمس، ۷ -۱۰ و سوره عصر)[۴] البته شاید در موضوع رستاخیز یا به پا خاستن مردگان، برای برخی بازگشتی از عالم برزخ فبل از آخرت، به سوی دنیا باشد، اما این بازگشت تنها برای برخی از اولیاء و ‌اشقیاء شدنی است که خود معجزه‌ای از معجزات بصیرت بخش الهی است.[۵] انسان‌ها در دنیا به دلایلی نسبت به حقایق هستی آگاهی اندک دارند. در آموزه‌های قرآنی است که ارتباط تنگاتنگی میان علم و عمل صالح است و هر چه انسان نسبت به چیزی علم داشته باشد و به همان میزان در مسیر درست از آن استفاده کند، دریچه دیگری از علم به روی او گشوده می‌شود. حقیقت علم با عمل همراه است و این گونه نیست که با تفکر و حرکت از علمی به سوی مجهولی، مجهول به علم تبدیل شود، بلکه این علم می‌بایست همراه با عمل باشد تا علمی دیگر از آن تولید شود. امام علی(ع) می‌فرماید: من عمل بما علم ،رزقه الله علم ما لم یعلم أو علّمه الله؛ هر کسی به علم خود عمل نماید خدا علم چیزی که نمی‌داند را روزی او می‌کند یا او را تعلیم می‌دهد. (المیزان، ج۷، چاپ بیروت، ص۳۵۰) من عمل بما علم ،ورثه الله علم ما لم یعلم؛ هر کسی به آنچه می‌داند عمل کند خدا علم نادانسته‌ها را به او ارث می‌گذارد. (بحارالانوار، ج۷۸، ص۱۸۹) خدا به صراحت علم حقیقی و شهودی را به تقوا نسبت می‌دهد که خود نوعی عمل نسبت به دانسته هاست؛ زیرا تقوا به این معناست که از آنچه می‌داند زشت است اجتناب و نسبت به کارهای خیر گرایش داشته باشد. بنابراین می‌توان گفت که علم حقیقی با عمل به ویژه ترک اموری که انسان آن را بد می‌یابد، همراه باشد. (بقره،  ۲۸۲؛ انفال، ۲۹ و طلاق، ۲ - ۳) کسانی که گرفتار وسوسه‌های شیطانی می‌باشند، در یک فرآیندی فطرت خود را کور و قدرت تشخیص خود را از دست می‌دهند و ابزارهای شناختی‌شان را تضعیف و دیگر نمی‌تواند حقیقت را بشناسند یا در مسیر حقیقت حرکت کنند. (اعراف، ۱۷۹ و ‌توبه ، ۸۷ و ۱۲۷) اما همه انسان‌ها در زمان مرگ حقایق هستی را چنانکه هست می‌شناسند؛‌ زیرا پرده‌های آویخته بر چشم و گوش کنار می‌رود. (ق، ۲۲ و حجر، ۹۹)[۶] کسی که توانسته باشد در دنیا خودش را بسازد، در رستاخیز همان سازه‌ها در محضر او حاضر خواهد شد. (نساء، ۱۲۸؛ تکویر، ۱۴ و عادیات، ۱۰) آنچه در دنیا اصالت داشته در رستاخیز هیچ اصالتی ندارد بلکه آن چیزی اصالت می‌یابد که برای بیشتر مردم بی‌ارزش بود. در آنجا مال و فرزند و قدرت سودی ندارد،‌ بلکه قلب سلیم از گناه و حب دنیاست که موجب نجات آدمی می‌شود. (شعراء، ۸۸ - ۸۹؛ مجمع‌البیان، ج۷، ص۳۰۵) انسان باید بداند که دنیا همانند مسافرخانه است و وقتی در آن است تنها باید به همین اندازه مراقبت کند که محیط زیست خود را آلوده نکند و از آن استفاده کند نه آنکه بدان علاقه‌مند شود و محبت آن در دلش جا گیر گردد. اگر کسی در قلبش محبت دنیا و این گذرگاه را داشته باشد، از سلامت قلب بی‌بهره است و نمی‌تواند از آن دل بکند.پس از مرگ وقتی پرده‌ها کنار می‌رود تازه انسان می‌فهمد که آنجا جایی برای اعتباراتی چون خرید و فروش و مانند آن نیست و باید خودش چیزی داشته باشد. آن گاه است که که انسان هر آنچه که از پیش و پس (باقیات صالحات یا سیئات) فرستاده به شکل گزارش در اختیار اوست. (قیامت، ۱۳) وقتی این خبرگیری حاصل شد، انسان به خودش نگاه می‌کند و همه چیز را حاضر به علم حضوری و شهودی می‌بیند به گونه‌ای که دیگر هیچ عذر و بهانه‌ای برایش باقی نمی‌ماند؛ زیرا به همه چیز بصیرت دارد(قیامت، ۱۴ - ۱۵) این واژه بصیره که خبر برای انسان است مذکر است و این «تاء» در بَصِیرَهٌ همانند «علاّمهٌ» «تاء» مبالغه است، نه تای‌تانیث. پس کاملا به همه حقایق بصیرت کامل و روشنی دارد و خودش را بهتر از هر کسی می‌شناسد و دیگر نیازی نیست که به او اخبار و گزارشی بدهند.با آنکه حقایق بیرونی نسبت به هستی و حقایق‌درونی نسبت به خودمان آشکار می‌شود و به علم حضوری و شهودی همه چیز را می‌ببینیم و بدان دانایی کامل داریم، اما چرا عده‌ای نمی‌توانند ایمان بیاورند؟ یعنی چرا در رستاخیز که حق روشن شده انسان نمی‌تواند کاری انجام بدهد؟از آیات قرآن به دست می‌آید که شخص در رستاخیز مشکل علمی ندارد بلکه مشکل عملی دارد؛ یعنی حقایق را می‌شناسد و می‌داند و تصدیق می‌کند ولی نمی‌تواند آن را باور کند و بدان ایمان آورد؛ زیرا رستاخیز زمان عمل نیست و ایمان از مصادیق عمل است و آنجا تنها جای حساب و محاسبه است.البته علامه طباطبایی می‌فرماید که در آنجا ایمان تحقق می‌یابد، ولی چون جای عمل نیست این شخص نمی‌تواند عمل صالحی داشته باشد تا وضعیت او تغییر یابد. (المیزان، ج۱۵، ص۲۹۴)

باکس شناور "همچنین ببنید"

مدافعان انقلاب

مدافعان انقلاب

راز شگفت و بزرگ قیام عاشورا، نه مشمول مرور زمان می‌شود، نه از جلوه و …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *