خانه / آیین زندگی / نیاز فطری
فطرت

نیاز فطری

هر فردی درک می‌کند، رشد و تعالی او درگرو برآورده شدن نیازهای فطری اوست. گاهی بر مهم‌ترین نیاز انسان‌ها پوششی افکنده می‌شود و مانع برآورده شدن کامل این نیاز می‌گردد. برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:

  1. تعلیم و تربیت: هر نهالی که با دست تربیت باغبان هدایت می‌شود، از کجی محفوظ می‌ماند، امّا زمانی که نهالی مانند شاخه ضخیمی می‌شود، نه‌تنها امکان تغییر در آن نمی‌رود، بلکه ترس از شکستنش نیز هست. پیامبر (ص) می‌فرماید: فراگیری علم در زمان خود، مثل نوشته روى سنگ ماندگار است.[۱] امام على (ع) فرمود: هر بذرى که در دلی مناسب افشانده شود، ‌پرورش می‌یابد.[۲] امام صادق (ع) می‌فرماید: عالم یا جوینده علم بودن را دوست دارم.[۳]
  2. بندگی خدا: انسان هم باید اهل عبادت باشد و هم خودش را در این راه خسته نکند. امام صادق (ع) فرمود: من در عبادت کوشا بودم. پدرم فرمود: … کمتر ازآنچه می‌بینم عبادت کن. خدا چون بنده‌اى را دوست دارد، به اندکى از او راضى شود.[۴]
  3. آینده‌نگری: انسان نسبت به زندگی آینده خود مانند ازدواج و شغل نیز باید آینده‌نگر باشد، بلکه باید درراه تحصیل زندگی سالم و شغل و ثروت گام بردارد.
[۱] قال قال رسول الله (ص) من تعلم فی شبابه کان بمنزلة الوشم فی الحجر و من تعلم و هو کبیر کان بمنزلة الکتاب على وجه الماء؛ امام کاظم (ع) به نقل از پیامبر (ص) می‌فرماید: «هر کس علم را در جوانى فرا گیرد، مثل نوشته روى سنگ خواهد بود، اما هر کس در بزرگى علم بیاموزد، دانایى او مثل نوشتن روى آب خواهد بود» راوندی، سید فضل الله، النوادر، ص ۱۸، مؤسسه دارالکتاب، قم، چاپ اول، بی‌تا.[۲] إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ کَالْأَرْضِ الْخَالِیَةِ مَا أُلْقِیَ فِیهَا مِنْ شَیْ‏ءٍ قَبِلَتْهُ فَبَادَرْتُکَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ یَقْسُوَ قَلْبُکَ وَ یَشْتَغِلَ لُبُّکَ لِتَسْتَقْبِلَ بِجِدِّ رَأْیِکَ مِنَ الْأَمْرِ مَا قَدْ کَفَاکَ أَهْلُ التَّجَارِبِ بُغْیَتَهُ وَ تَجْرِبَتَهُ فَتَکُونَ قَدْ کُفِیتَ مَئُونَةَ الطَّلَبِ وَ عُوفِیتَ مِنْ عِلَاجِ التَّجْرِبَةِ فَأَتَاکَ مِنْ ذَلِکَ مَا قَدْ کُنَّا نَأْتِیهِ وَ اسْتَبَانَ لَکَ مَا رُبَّمَا أَظْلَمَ عَلَیْنَا مِنْه‏؛ امام على (ع) در نامه‌ای به فرزندش امام حسن (ع) فرموده است: «دل جوان، مانند زمین خالى از گیاه و درخت است، هر بذرى که در آن افشانده شود می‌پذیرد و در خود می‌پرورد ... فرزند عزیز! من نیز پیش از آن‌که دلت سخت و اندرز ناپذیر شود و مغزت از چیزهاى دیگر انباشته گردد به ادب و تربیت تو پرداختم تا به جدّ تمام، به کارپردازى و از آنچه اهل تجربت در پى آن بودند و به محک خویش آزمودند بهره‌بردارى نمایى و از رنج و زحمت جست‌وجو راحت باشى و از تجربه اندیشى معاف گردى. در این رهگذر، از ادب به تو آن رسد که ما با تحمّل رنج به دست آورده‌ایم و براى تو روشن شود آنچه گاهى تاریکش می‌دیدیم» شریف الرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق: صالح، صبحی، نامه ۳۱، ص ۳۹۳، هجرت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.[۳] عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) أَنَّهُ قَالَ لَسْتُ أُحِبُّ أَنْ أَرَى الشَّابَّ مِنْکُمْ إِلَّا غَادِیاً فِی حَالَیْنِ إِمَّا عَالِماً أَوْ مُتَعَلِّماً فَإِنْ لَمْ یَفْعَلْ فَرَّطَ فَإِنْ فَرَّطَ ضَیَّعَ فَإِنْ ضَیَّعَ أَثِمَ وَ إِنْ أَثِمَ سَکَنَ النَّارَ وَ الَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَق‏»؛ امام صادق (ع) می‌فرماید: «دوست ندارم جوانى از شما را جز آن ببینم که شب را در یکى از دو حال به روز آورد: یا عالم باشد یا جوینده علم. اگر چنین نکند تقصیر کرده باشد. و چون تقصیر کند خویشتن را تباه ساخته باشد. و چون خویشتن را تباه سازد گناه‌کار باشد. و چون گناه‌کار باشد در دوزخ جاى گیرد، مطلب این است، به خداى محمد سوگند» شیخ طوسی، امالی، ص ۳۰۳، دارالثقافة، قم، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.[۴] عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ اجْتَهَدْتُ فِی الْعِبَادَةِ وَ أَنَا شَابٌّ فَقَالَ لِی أَبِی ع یَا بُنَیَّ دُونَ مَا أَرَاکَ تَصْنَعُ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا أَحَبَّ عَبْداً رَضِیَ عَنْهُ بِالْیَسِیر. امام صادق (ع) فرمود: «من جوان بودم و در عبادت کوشا، پدرم فرمود: پسر جان! کمتر از آنچه می‌بینم عبادت کن که خداى عزّ و جلّ چون بنده‌اى را دوست دارد، به اندکى از او راضى شود» کلینی، کافی، ج ‏۲، ص ۸۷، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۳۶۵ش. بندگی دارای مصادیق زیادی است که در اموری مانند انجام واجبات و ترک محرمات، کمک به دیگران، دعا، توسل و ... نمود و جلوه پیدا می‌کند.

باکس شناور "همچنین ببنید"

آسودگی خاطر

آسودگی خاطر

برای موفقیت در کارها، هیچ عاملی به‌اندازه آرامش مهم نیست. آسودگی خاطر، همان آرامش است.[۱] …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *