خانه / آیین زندگی / همنشینی با کریم
همنشینی با کریم

همنشینی با کریم

خدایا، ای پناهگاه آرزومندان، به عطایت در این ماه، مهرورزی به ایتام، خوراندن طعام، آشکار کردن سلام و همنشینی با اهل کرامت را نصیب من بفرما.[۱] ممکن‌ است درخواست همنشینی با اهل کرامت، قرآن‌ باشد. کلمهٔ قرآن‌ در لغت به معنی «قرائت کردن» و «خواندن» است و معمولاً به آن با عناوینی مانند ؛ قرآن‌ کریم، به معنای ارجمند و  قرآن‌ مجید[۲] به معنای با شکوه و … اشاره می‌کنند[۳]. کریم به معنى سخاوت، شرافت، نفاست و عزّت که سخى، نفیس و عزیز است. هر چیزی كه در نوع خود شریف است با كرم توصیف می شود و قرآن كریم یعنى قرآن‌ شریف و محترم و گرانقدر، چون صفات پسندیده و نیکو دارد و سرچشمه خوبی ها برای آدمی است‌، خوبی هایی که هیچ چیز نمی‌تواند جای آن را بگیرد و دارای معارف و شناخت‌هایی است که خوشبختی دنیا و آخرت انسان‌ها را فراهم می‌کند. صفت کریم بیان گر آن است که قرآن عزیز و گرامی است، چون سخن خدا است که بر پیامبر(ص) وحی شده است. عطا و بخشش آن زیاد است و دلایلی را که به حق می‌رساند، به خوبی ارائه کرده است. کریم اسم جامع و شامل است برای هر چیز که مورد ستایش قرار می‌گیرد و قرآن به خاطر پدیده‌های مورد ستایشی مانند هدایت و نور و بیان و حکمت که در آن قرار دارد، کریم است، چون انسان از آن یاد می‌گیرد و به وسیله آن استدلال می‌کند؛ از آن کمک و بهره می‌گیرد و با آن احتجاج می‌کند و برهان اقامه می‌نماید و به وسیله آن تقویت می‌شود، ریشه و اصل علم خود را از آن می‌گیرد. از طرفی هم خدا فرمود: وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ؛ سوگند به قرآن حكمت‌آموز.[۴] باید دانست‌ قرآن‌ زنده‌ است‌ و برای همنشینی، خوگرفتن، مؤانست، الفت، همدمی، مصاحبت، دوستی، مودت و رفاقت با او باید زنده برخورد داشت؛ چرا که‌ ممکن‌ نیست‌‌ حکیم‌ عاقل‌ نباشد. همنشینی‌ با قرآن‌؛ یعنی‌انسان‌ به‌ قرآن‌ نگاه‌ کند، زیارتش‌ کند، ببوسد، ببوید، به‌ روی‌ قلب‌ و چشم‌ خود بگذارد، با او سخن‌ بگوید، درد دل‌ کند، همراهش‌ باشد و لحظه‌ای‌ از او غافل‌ نباشد که‌ اگر این‌ گونه‌ شد، این همنشین‌ کار خودش را می‌کند و اثربخشی‌ می‌نماید. همنشینی‌ با قرآن‌ غیر از قرائت‌ است‌؛ اما اگر کسی‌ توان‌ تلاوت‌ قرآن‌ را ندارد، می‌تواند از قرآن‌ بهره‌ی‌ خود را ببرد، مگر نیست: «کمال‌ همنشین‌ در من‌ اثر کرد»،[۵] همنشینی‌ و‌ انس‌ با قرآن‌ آغاز ورود به‌ قرآن‌ است‌. ابتدای‌ رسوخ‌ قرآن‌ در قلب‌ است. قرآن‌ باید انسان‌ را بپذیرد، جزو دوستان‌ خود قرار دهد و این‌ تنها در سایه‌ی‌ همنشینی با قرآن‌ است. قرآن‌ و آن‌چه‌ در میان‌ دو جلد قرار دارد، علامتی‌ است‌ برای‌ حقیقت‌ واقعی‌ قرآن که‌ عالم‌ را احاطه‌ کرده‌ است‌. در واقع‌، آیه‌های‌ قرآن‌ شماره‌ تلفن‌ است‌ که‌ هر کدام‌ را گرفتید، همان‌ مکان‌ مورد نظر زنگ‌ می‌زند، حال‌ اگر هر آیه‌ای‌ را گرفتید و زنگ‌ زد، نشانه‌ی‌ آن‌ است‌ که‌ شما به‌ قرآن‌ راه‌ پیدا کرده‌اید و همنشینش شده‌اند. اگر همنشین قرآن‌ باشید، قرآن‌ همنشینی است که در کنار او آرامش می‌یابید. قرآن‌ همنشینی است که در شرایط عادی و سخت می تواند بهترین همدم و همنشین باشد؛ پیامبر (ع) درمان همه مشکلات را قرآن می داند و می‌فرماید: … به قرآن پناه ببرید؛ چون او شفاعتش پذیرفته است. او به بهشت رهنمون می سازد و روشن ترین راهنما به سوی بهترین راه‎هاست.[۶] امام سجّاد (ع) می‎فرماید: «اگر تمام مردم بمیرند و هیچ موجودی روی زمین نباشد و من تنها باشم، وقتی با قرآن همنشین باشم، هرگز از تنهایی وحشت نمی کنم.»[۷] قرآن‌ بهترین همنشین در تنهایی ها و نگرانی‌ها است. جلوه‎ای از حکمت خدا است. نشانگر عظمت خدا است. همنشینی با قرآن، همراه شدن با گنجینه ایی بی پایان برای یک زندگی سعادتمندانه است که همه در پی آنند، ولی نمی دانند که در کنارشان قرار دارد و به قول معروف: یار در خانه و ما گرد جهان می‎گردیم. چنانچه با قرآن همنشین نشویم، مورد شکایت و عتاب پیامبر (ع) قرار خواهیم گرفت که فرمود: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها کرد.»[۸]

[۱] اللهمّ ارْزُقنی فیهِ رحْمَةَ الأیتامِ و إطْعامِ الطّعامِ و إفْشاءِ السّلامِ و صُحْبَةِ الکرامِ بِطَوْلِک یا ملجأ الآمِلین. در دعای روز هشتم ماه رمضان آمده است: «خدایا در ماه رمضان مهرورزی نسبت به یتیمان را روزی‌ام گردان چرا که رحم کردن به یتیم با خلوص نیت قلب را جلا می‌دهد. خدایا روزی کن که من اطعام طعام کنم و افطاری دهم، اطعام طعام مخصوصاً به فقرا و مستحقان از کارهای بسیار نیکو است.»[۲]. کریم به معنای ارجمند: «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَریمٌ»[واقعه/۷۷] و مجید به معنای با شکوه: «وَ الْقُرْءَانِ الْمَجِیدِ»[ق/۱] کریم از صفات قرآن‌ بشمار می رود که به معنای خاص و در موارد خاص در قرآن مورد استفاده قرار گرفته است: توصیف” قرآن” به” کریم” (با توجه به اینکه” کرم” در مورد خداوند به معنی احسان و انعام، و در مورد انسانها به معنی دارا بودن اخلاق و افعال ستوده، و به طور کلی اشاره به محاسن بزرگ است) نیز اشاره به زیبائیهای ظاهری قرآن از نظر فصاحت و بلاغت الفاظ و جمله‏ها و هم اشاره به محتوای جالب آن است، چرا که از سوی خدایی نازل شده که مبدأ و منشا هر کمال و جمال و خوبی و زیبایی است.آری هم گوینده قرآن کریم است، و هم خود قرآن، و هم آورنده آن، و هم اهداف قرآن کریم است.[ تفسیر نمونه ج ۲۳ ص ۲۶۷ و المیزان ج ۲۰ ص ۴۲۲٫ [۳] . اسماء قرآن ـ چهل اسم در قرآن آمده ـ از جمله: کتاب، قرآن، فرقان، مبین، بیان، تبیان، برهان، عظیم، عزیز، کریم، صراط مستقیم، حکم، ذکر، موعظه، نور، روح، مبارک، نعمت، بصائر، رحمت، حق، فصل، هادی، شفا، هدی، تنزیل، مُهین، قیّوم، بشیر، نذیر، حدیث، نجوم، حبل، مثانی و … . صادقی تهرانی – محمد، تفسیر ترجمان فرقان، جلد اول، انتشارات شکرانه، چاپ اول، ۱۳۸۸ و خرمشاهی، بهاءالدین، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژه‌نامه از بهاءالدین خرمشاهی، ناشر: جامی و نیلوفر، ص ۶۵۷. کریم از ماده كرم (بر وزن فرس) است و كرامت بمعنى سخاوت، شرافت، نفاست و عزّت است.پس كریم بمعنى سخى است همچنین  بمعنى نفیس و عزیز است و هر چیزیكه در نوع خود شریف است با كرم توصیف میشود. و قرآن كریم: یعنى قرآن شریف و محترم و گرانقدر.[قاموس قرآن، ج‏۶، ص: ۱۰۳.]صفت کریم بیانگر آن است که قرآن عزیز و گرامی است، چون سخن خدا است که بر پیامبر(ص) وحی شده است. برخی گفته‌اند کریم است، چون عطا و بخشش آن زیاد است. قرآن به صفت کریم نامیده شده، چون دلایلی را که به حق می‌رساند، به خوبی ارائه کرده است. برخی گفته‌اند کریم اسم جامع و شامل است برای هر چیز که مورد ستایش قرار می‌گیرد و قرآن به خاطر پدیده‌های مورد ستایشی که در آن قرار دارد (مانند هدایت و نور و بیان و حکمت) کریم نامیده شد، چون فقیه از آن یاد می‌گیرد و به وسیله آن استدلال می‌کند؛ نیز حکیم از آن کمک می‌گیرد و با آن احتجاج می‌کند و برهان اقامه می‌نماید؛ چنان که ادیب از آن بهره می‌گیرد و به وسیله آن تقویت می‌شود، پس هر دانشمندی، ریشه و اصل علم خود را از آن می‌گیرد. جهات دیگری نیز در علت این نام‌گذاری گفته‌اند که در تفاسیر ذکر شده است.[لباب التأویل فی معانی التنزیل، علاءالدین علی بن محمد بن ابراهیم، ج ۴، ص ۲۴۲.] و ” مجید” از ماده” مجد” به معنى گستردگى شرافت و جلالت است، و این معنى درباره قرآن كاملا صادق مى‏ باشد، چرا كه محتوایش عظیم و گسترده، و معانیش بلند و پرمایه است، هم در زمینه معارف و اعتقادات، و هم اخلاق و مواعظ، و هم احكام و سنن.[تفسیر نمونه، ج‏۲۶، ص: ۳۵۳.] صفت مجید بیانگر یکی دیگر از ویژگی های کلام خدا و قرآن است، و آن اینکه این کتاب مجد و عظمتی به انسان می‌بخشد که هیچ کتابی دیگری نمی‌بخشد، زیرا کلام خدایی است که بالاتر از او چیزی نیست؛ نیز کتابی است که باطل در آن راه ندارد و دست تحریف بدان نرسیده، همچنین زیاده و کاستی در آن راه نیافته است.[تفسیر ثعلبی، ج۹، ص ۲۱۹.][۴]. حکیم به معنای حکمت‌آموز: یس، ۲ [۵] . گِل و گُل از ملک الشعرای بهار. متن گِل و گّل: شبی در محفلی با آه و سوزی//شنیدستم که مرد پاره دوزی.یک شب در مجلسی از یک مرد پینه دوز می‌شنیدم که با لحنی پر از سوز و گداز…چنین می‌گفت با پیر عجوزی.«گِلی خوشبوی در حمام روزی//به یک پیرزن علیل می‌گفت: «یک روز یک گِل خوشبو در حمام….رسید از دست محبوبی به دستم»از دست دوستی به دستم رسید» (یکی از دوستانم یک گِل خوشبو به من داد)گرفتم آن گِل و کردم خمیری.خمیری نرم و نیکو چون حریری//آن گِل را از دوستم گرفتم و با آن خمیری درست کردم که مثل یک پارچه ابریشمی نرم و لطیف بود.معطر بود و خوب و دلپذیری.«بدو گفتم که مُشکی یا عبیری//آن گِل خوشبو بود و بسیار دلپسند بود. «به گِل گفتم: آیا تو از جنس مُشک هستی یا عَبیر (ماده‌ای خوشبو که از مُشک و کافور ساخته می شود)؟که از بوی دلاویز تو مستم»چرا که من با شنیدن بوی خوش تو، از خود بی‌خود شده‌ام»همه گِل های عالم آزمودم//ندیدم چون تو و عبرت نمودم.تمام گِل‌های دنیا را امتحان کرده‌ام ولی تاکنون به گِلی مثل تو برخورد نکرده بودم. من از خوشبویی تو شگفت زده شده‌ام.چو گِل بشنید این گفت و شنودم.«بگفتا من گِلی ناچیز بودم.هنگامی که گِل این گفتگوی من را شنید «پاسخ داد: من یک گِل بی‌ارزش بودم….ولیکن مدتی با گُل نشستم»ولی یک مدت با گُل سرخ نشست و برخاست کردم»گُل اندر زیر پا گسترده پر کرد//مرا با همنشینی مفتخر کرد.گُل، گلبرگ‌هایش را در زیر پای من پهن کرد و به من این افتخار را داد که با او همنشین شوم.چو عمرم مدتی با گُل گذر کرد.«کمال همنشین در من اثر کرد.پس از آنکه مدتی از زندگی‌ام در کنار گُل سرخ سپری شد، «ویژگی‌های خوب همنشینم (گُل سرخ) بر روی من اثر گذاشت…وگرنه من همان خاکم که هستم.»شعر سعدی:گِلی خوشبوی در حمام روزی//رسید از دست محبوبی به دستم.بدو گفتم که مشکی یا عبیری//که از بوی دلاویز تو مستم.بگفتا من گِلی ناچیز بودم//و لیکن مدتی با گُل نشستم.کمال همنشین در من اثر کرد//و گر نه من همان خاکم که هستم. [۶] . حلّی، عدة الداعی، ص ۲۸۶. [۷]. لَوْ مَاتَ مَنْ بَینَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لَمَا اسْتَوْحَشْتُ بَعْدَ أَنْ یکُونَ الْقُرْآنُ مَعِی. کافی (ط – الإسلامیة)، ج ۲، ص ۶۰۲. [۸] . وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا؛ پيامبر گفت: اى پروردگار من، قوم من ترك قرآن گفتند. فرقان،۳۰

باکس شناور "همچنین ببنید"

الغدیر

 الغدیر

علامه عبدالحسین امینی نجفی تبریزی[۱] آثار بسیاری به نگارش درآورد، اما او را بیش از …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *