خانه / آیین زندگی / هویت ارزشی زنان
هویت ارزشی زنان

هویت ارزشی زنان

زن حقیقتی است که در طول تاریخ، فراز و نشیب‌های فراوانی را تحمل کرده و از زنده‌به‌گور شدن تا خدایی شدن را به خود دیده است. زن بودن باارزش است. در ارزش زنان، پیامبر (ص) فرمود: برای من زنان دوست‌داشتنی هستند.[۱] محبت زنان بر قلب من واردشده‌است.[۲] سؤال این است که:

  1. چرا زنان دوست‌داشتنی هستند؟
  2. چرا پیامبر (ص) محبت قلبی به زنان دارد؟
  3. چرا پیامبر (ص) فرمود: من زنان را دوست دارم؟

پیامبر (ص) فرمود: «محبت زنان بر قلب من واردشده‌است.» چرا محبت زن برای پیامبر (ص) نهادینه‌شده‌ و دارای ارزشی در ارزش قلبی است؟ مخاطب این حدیث چه کسانی  بوده‌اند؟

پاسخ: عرب جاهلی دخترکشی می‌کرد. با زنان مانند کالا رفتار می‌نمودند. مسیحیان مردم را به رُهبانِیَّت؛  زندگی مجردانه دعوت می‌کردند.[۳]  به همین دلیل پیامبر (ص) به بزرگ داشت زن تکیه کرده و به مقام انسانیت او تصریح و آفرینش و خلقت حکیمانه متفاوت او را بسیار ضروری معرفی، که اگر اینگونه نبود و اگر زن این گونه آفریده نمی شد هستی به شکل زیبایی اداره نمی شد. حضرت (ص) با این بیان که فرمود: «زنان دوست‌داشتنی هستند.»[۴] درصدد بیان ارزش واقعی زن است. زیرا دعوت زنان به زندگی مجردانه صحیح نیست. نباید مانند کالا با آنان رفتار شود. البته پیامبر (ص) در پایان می‌فرماید: «نماز نور چشم من است.»[۵] گویی می‌فرماید: دوست داشتن زنان، معلول عامل خارجی است و محبت آنان را خدا بر قلب من وارد کرده، امّا گرایش ذاتی من به نماز و پرستش اوست. لذا خداوند آن حضرت (ص) را به خواندن نماز نوافل دعوت کرده و می‌فرماید: «شب را، جز اندكی، به پاخیز!»[۶]

[۱] «حُبِّب اليّ من الدنیا ثلاث: النساء، و الطیب، و قره عینی الصلاه: از دنیای شما برای من سه چیز دوست‌داشتنی شده است: زنان، بوی خوش، و نور چشم من نماز است.» خصال، ص۱۶۵، باب الثلاثه. لفظ ثلاث در خصال صدوق، منبع واقعی این حدیث، در متن روایت نیست، ولی در وسائل الشیعه (ج۲، ص۱۴۴، ب۸۹) به نقل از خصال با لفظ «ثلاث» است. شاهد این مطلب اگر حدیث با لفظ ثلاث همراه بود، باید در بیان امر سوم بفرماید: «الصلاه» تا هماهنگ با آن دو تای قبلی (النساء، الطیب) باشد، در حالی که می‌بینیم آهنگ سخن در امر سوم دگرگون شده و با دو امر قبلی فرق پیدا کرده و فرموده‌اند: «و قره عینی الصلاه.» فعل «حبّب» مجهول و میان دو نوع گفتار فرق است. «حبّب اليَّ» یا «أحبّ دنیاکم» در اولی، عامل حب خود پیامبر (ص) نیست، عاملی از خارج در داشتن این سه چیز را در قلب ایشان نهادینه کرده است، به خلاف اینکه بگوید: «أحبّ من دنیاکم» در این تعبیر اخذ عامل محبت، خود پیامبر (ص) خواهد بود. بوی خوش جهتش روشن است، زیرا سبب می‌شود دیگران به پیامبر گرایش پیدا کنند و طبعاً سخنانش را بشنوند و هدایت پیدا کنند؛ اما درباره نساء نکته آن است که عرب جاهلی دخترکشی می‌کرد و با زنان مانند کالا رفتار می‌نمود و مسیحیان بالاخص راهبه‌های آنان مردم را به رهبانیت و زندگی تجرد دعوت می‌کردند. حضرت با این جمله، درصدد نقد این امور است که زن دوست‌داشتنی است و نباید مانند کالا با آنان رفتار كرد و زندگی مجردانه را برگزید.[۲] مسلماً آن عامل (مقام ربوبی)، مقام ربوبی است و برای این تحبیب، مصلحتی است. «حُبِّب اليّ من الدنیا ثلاث: النساء، و الطیب، و قره عینی الصلاه: از دنیای شما برای من سه چیز دوست‌داشتنی شده است: زنان، بوی خوش، و نور چشم من نماز است.» الرَّجُلُ راعٍ عَلى‏ اهْلِ بَيْتِهِ وَ كُلُّ راعٍ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، مرد مسئول تأمین نیاز و نگه داری اهل خانه است. خصال، ص۱۶۵، باب الثلاثه. مستدرك الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۴۸؛ عوالی اللئالی، ج ۱، ص ۲۵۵، الفصل العاشر. دنیای ایشان خلاصه می شود در دو نوع ارتباط: ارتباط با خدا و ارتباط با خلق خدا و ارتباط با خلق هم یا برای تعلیم و تربیت است و یا برای تکثیر نسل و ادامه نوع؛ نماز پل ارتباط با خداست، عطر تسهیل کننده ارتباط با مردم و عدم تننفر آن ها جهت تعلیم و تربیت و زن هم برای تکثیر نسل و ادامه نوع، بنا بر این انتخاب هر کدام به خاطر جهت خاصی بوده است و دنیای اولیاء الله در این امور خلاصه می شود و ما بقی زیادی و از فضولات زندگی دنیاست که اولیاء وانبیاء از آن منزه اند. رك: بیانات علامه محمدحسن کاشف‌الغطاء در مجموعه آثار، ج۲، ص۵۲۸.[۳] در مسیحیت به گوشه‌نشینی، ترک دنیا، و چشم‌پوشی از لذت‌های آن برای تقرب به خدا، رُهبانِیَّت گویند و آن بازداشتن نفس باشد از حظوظ و لذات چنان که نکاح نکنند و غذای لذیذ و خوب نخورند بلکه گاه برای رفع شهوت آلت تناسل را می برند. از غیاث اللغات و ناظم الاطباء.[۴] در برخی دین ها در ایام عادت زن، با آنان رفتار نامناسبی دارند. غرض اینکه هدف از این سخن، ابطال سنت های عرب جاهلی و اهل کتاب است نه گزارشی از امیال جنسی.[۵] در مورد حب النساء (دوست داشتن زنان)، دو دسته روایت وجود دارد. دسته ای از روایات حب زنان را ستوده و آن را لازمه ایمان دانسته[پیامبر (ص): مَا أُحِبُّ مِنْ دُنْيَاكُمْ إِلاَّ النِّسَاءَ وَ الطِّيبَ؛ از همه دنيا، تنها زن و عطر در نزد من محبوب و دوست داشتنی است. مرآة العقول، ج ٢٠، ص ۶ و قال الصادق (ع) : العبد کلّما ازداد للنّساءِحبّا، ازداد فی الایمان فضلاً؛ امام صادق (ع) فرمود: هر قدر مرد ،زنان را بیشتر دوست داشته باشد، فضیلت ایمانش زیاد تر است. یا؛ ما اظن رجل یزداد فی الایمان خیرا الا ازداد حبا للنساء؛ گمان نمی برم که مردی بدون حب زنان ایمانش افزون گردد.] امام صادق (ع): «مَا أَظُنُّ رَجُلاً يَزْدَادُ فِي الْإِيمَانِ خَيْراً إِلاَّ ازْدَادَ حُبّاً لِلنِّسَاءِ؛ گمان نمی کنم مردی ایمانش افزایش یابد مگر اینکه علاقه و محبتش به زنان (مَحارم) افزوده شود. روضه المتقین، ج ٨، ص ٨٧. آن را از اخلاق انبیاء برشمرده اند. [قال النبی (ص): مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِمْ حُبُّ النِّسَاءِ؛ دوست داشتن زنان از اخلاق انبیا است. مرآة العقول، ج ٢٠، ص ۵] یا همپایه نماز [۳]و ولایت ائمه معصومین علیهم السلام[عن الصادق (ع) قال: کل من اشتد لنا حبا، اشتد للنساء حبا...؛ امام صادق (ع) فرمود: هر کس ما را بیشتر دوست بدارد، زنان را بیشتر دوست خواهد داشت .] به شمار می آورد. دسته دوم از روایات ، حب النساء (محبت زنان) را شمشیر شیطان،[قال امیرالمومنین (ع): حب النساء و هو سیف الشیطان] مهمترین عامل معصیت خداوند متعال، [قال الصادق (ع): اول ما عصى الله تعالى به.. حب النساء] معرفی نموده است و در جای دیگر کنایه بر این مطلب دارد که اگر زنان نبودند بندگی خدا به جا آورده می شد.[لولا النساء لعبدالله حقا حقا] من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۸۶، باب حب النساء و الکافی، ج ۵، ص ۳۲۱، باب حب النسا، ح ۱.  امام علی (ع): حُبُّ النِّسَاءِ وَ هُوَ سَيْفُ الشَّيْطَان ... فَمَنْ أَحَبَّ النِّسَاءَ لَمْ يَنْتَفِعْ بِعَيْشِه. موجبات فتنه سه چیز است: اول دوست داشتن زنان که آن شمشیر شیطان است ... هر کس زنان را دوست بدارد از زندگی اش بهره نبرد. بحار الأنوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۵، مقصود از زن دوستی در این روایت، زنبارگی و شهوت پرستى با زنان بیگانه است؛ وگرنه علاقه به همسر مورد تأييد و تأكيد اسلام است. ميزان الحكمه، ج ۵، ص ۵۴۴. برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به سئوالات مربوط به منشا خلقت زن و مرد. کتاب شخصیت و حقوق زن در اسلام ، ج ۲۸ پرسمان دانشجوبی؛ جمعی از محققان. انتشارات نهاد رهبری در دانشگاه.«و قرّه عینی الصلاه: نور چشمم نماز است.» خصال، ص۱۶۵، باب الثلاثه. آیا عطر هم شان نماز است؟ زن هم شان عطر است؟[۶] «قم اللیل الا قلیلا: شب را، جز اندكی، به پاخیز!» سوره مزمل، آیه ۲. رك: بيانات علامه محمدحسن کاشف‌الغطاء در مجموعه آثار، ج۲، ص۵۲۸. رسانه مستقل طرفداری

باکس شناور "همچنین ببنید"

مدافعان انقلاب

مدافعان انقلاب

راز شگفت و بزرگ قیام عاشورا، نه مشمول مرور زمان می‌شود، نه از جلوه و …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *