خانه / اسوه ها / پرستار قیام
پرستار قیام

پرستار قیام

ای پرستار پرستوهای من
مرهم زخم تکاپوهای من
عصر عاشورا علم در دست توست
کرسی و لوح و قلم در دست توست

محمدرضا آقاسی

پرستاری از مجروحان، در نهاد هر انسانی وجود دارد كه حاكی از اهمیت آن در زندگی اجتماعی است. سیره رهبران الهی است كه در كارهای پسندیده، گوی سبقت را از همه بربایند تا با الگو بودنشان برای آیندگان، مشوق انسان‌ها در عمل به نیکی‌ها گردند. یكی از كارهای پسندیده، «پرستاری» است. ‌ازجمله «پرستاری» و مراقبت از بازماندگان حادثه‌ تلخ عاشورا، در واقعه كربلا، در جهت بهبود وضعیت مجروحان قیام و بیماران كه حضرت زینب (س) پرستار آن قیام با تحمل مشقت‌های بسیار، توانست ضامن بقای اسلام شود. حضرت زینب (س) این اسوه صبر و پایداری، كه آموزگار ایثار و فداكاری بود «پرستار قیام» پرستار جاودان همیشه تاریخ، نام‌گرفت. وی در سال‌های گوناگون حیات خود، از پنج امام بزرگوار هم، پرستاری كرده‌است که صبر، مقاومت و ایثار او، همیشه بر تارك زمان می‌درخشد و همگان او را تحسین می‌کنند.[۱]

شخصیت حضرت زینب (س): بهترین جلوه‎گاه شخصیت حضرت زینب (س) سفر تاریخی کربلا و چگونگی برخورد آزادمنشانه آن بزرگوار با ستمگران است. پیامبر (ص) به‌واسطه پیام الهی، او را «زینب» نامید.[۲] امام سجاد (ع) او را دانشمند و فهیم معرفی کرده‌است.[۳] زینب کبرا وقتی احساس کرد مسئولیت بزرگ جهاد به دوشش آمده‌است، در این راه از مال‌ومنال و شوهر و زندگی و فرزند گذشت، حتی از دادن جان نیز دریغ نداشت، باکمال شهامت و فداکاری درصحنه کربلا حاضر شد و فرزندان خود را سخاوتمندانه درراه خدا هدیه کرد. در همه‌جا یار رهبر قیام اباعبدالله‌الحسین (ع) بود و چون کوهی پولادین در برابر دشمنان ایستاد.[۴]

برگه‌ای از شجاعت حضرت زینب (س): یزید گفت‌وگوهای زیادی با حضرت زینب (س) داشت که همه‌اش دلالت بر قهرمانی و شجاعت فزون‌ازحد ایشان دارد. هنگامی‌که یزید با چوب، به دندان‌های امام حسین (ع) اشاره می‌کرد و شعر می‌سرود، زنان بنی‌هاشم بی‌اختیار می‌گریستند ولی زینب علی وار فریاد زد: ای یزید! آیا گمان کردی که چون بر ما سخت گرفتی در پیش خدا منزلت یافتی؟ یا پنداشتی به مقام بزرگی رسیدی؟! آیا نگران آرزوهای خود نشدی؟! خدا به تو مهلت داده‌است. گمان نکن که به سود توست، بلکه سرانجامت عذابی دردناک و خوارکننده خواهد بود. ای یزید! به خدا سوگند! اینک که با چوب‌دستی بر دندان‌های برادرم می‌زنی! مطمئن باش به‌زودی در پیشگاه خدا بازگشته و در آنجا آرزو خواهی کرد: ای‌کاش در دنیا لال و کور بودی و اهل‌بیت را در حظیرة‌القدس کنار پیامبر (ص) باعزت و احترام خواهی یافت. اگرچه در این دنیا ما را به غنیمت گرفتی ولی به‌زودی غرامت خویش را از تو بازخواهیم ستاند.[۵] حضرت زَینب (س) با پسرعمویش ازدواج و چهار پسر و یک دختر داشت. وقتی به همراه فرزندانش، هم‌سفر امام حسین (ع) شد. نقش مهمّی در حفظ جان امام سجّاد (ع) ایفا کرد. صبح عاشورا با دو فرزندش محمد و عون، خدمت برادرش رسید. عرض کرد: برادر، این دو قربانی مرا بپذیر و اگر دستور جهاد از بانوان برداشته نمی‌شد، هزار بار جان خود را فدا می‌کردم. وقتی‌که فرزندانش شهید شدند و پیکرهای آنان را کنار خیمه‌ها آوردند، همه زنان از خیمه‌ها بیرون آمدند اما زینب (س) برای این‌که مبادا اباعبدالله (ع) خجالت‌زده شود، از خیمه بیرون نیامد. به سبب فداکاری‌هایش، به مادر شهید نمونه کربلا مشهور شد. وی سال ۶۲ ه.ق (۶۸۱ م) درگذشت.[۶]

معرفی کتاب‌هایی درباره زندگی حضرت زینب س

  1. وحیدی‌صدر، مهدی، مثل مادر، مشهد، عروج اندیشه، ۱۳۸۲
  2. فهیم کرمانی، مرتضی، پیام‌آور کربلا،‌ تهران، دارالسلام،‌ ۱۳۷۶
  3. رجالی تهرانی، علیرضا، مادر مصیبت‌ها، ‌قم، نشر نبوغ، ۱۳۸۰
  4. جزائری، سیدنورالدین،‌ خصائص زینبیه،‌ قم،‌ مسجد جمکران، ۱۳۸۱
  5. رضایی،‌ مهدی، زیباترین شکیب، تهران، نشر بنیاد مستضعفان، ۱۳۷۹
  6. یوسفی،‌حسین، زندگانی حضرت زینب (س)، تهران، فرهنگ اسلامی،‌۱۳۷۷
  7. تاج لنگرودی، محمدمهدی، سیمای حضرت زینب (س)، ‌تهران، ممتاز، ‌۱۳۷۵
  8. فتحعلی بیگی، داود، ‌جنگ حضرت زینب (س)،‌ تهران، انتشارات نمایش، ۱۳۸۲
  9. قدیانی، عباس، اسوه‌های ایثار، زندگانی حضرت زینب (س)،‌ تهران،‌ فردابه، ۱۳۸۱
  10. کهیارنزاد،‌ عطاالله، پیام‌آور عاشورا،‌ مجموعه‌الاشعار و …، ‌شیراز، تخت جمشید،‌۱۳۸۰
  11. محمدی اشتهاردی، محمد،‌ حضرت زینب پیام‌رسان شهیدان کربلا، تهران،‌ مطهر، ۱۳۷۶
  12. فولادزاده، عبدالامیر، ‌حضرت زینب بزرگ‌ بانوی کربلا، قم،‌ نشر اندیشه‌های اسلامی، ۱۳۷۰
  13. سیف، رسول، بانوی عاشورا، تهران، سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی،‌ مدرسه،‌ ۱۳۷۷
[۱] حضرت علی (ع) به هنگام ضربت خوردن، امام حسن مجتبی در هنگام مسمومیت، امام حسین علیه‏السلامدر لحظات تنهایی و غربت، امام سجاد (ع) در رویارویی با سوز تب جان‌سوز و از امام محمدباقر (ع) به همراه كودكان صحرای كربلا. نام زینب، این پرستار جاودان همیشه تاریخ، همیشه بر تارك زمان می‌درخشد و همگان را به یاد صبر، مقاومت و ایثار می‌اندازد. (نك: راحیل جاهدى، «سپید جامگان بى‏ادعا»، همشهرى، دوشنبه ۲۳/۳/۱۳۸۴ و مقام معظم رهبرى، ۳/۴/۱۳۸۳ و ۲۲/۸/۱۳۷۰)[۲] به معنای درخت خوش‌منظر یا مرکب از دو کلمه «زین» و «اب» به معنای «زینت پدر» است. شخصی از امام صادق (ع) پرسید: آیا پیامبر (ص) فرموده: همانا فاطمه پاک‌دامن است پس خداوند ذریه‌او را بر آتش جهنم حرام کرده‌است؟ حضرت (ص) می‌فرماید: بلی. مقصود پیامبر (ص) حسن و حسین و زینب و ام‌کلثوم (ع) بوده‌است. مجلسی، بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۲۳۱، مؤسسه‌الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ه، مع [معانی الأخبار] أَبِی عَنْ سَعْدٍ عَنِ الْبَرْقِی عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ هَلْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ إِنَّ فَاطِمَه‌احْصَنَتْ فَرْجَهَا فَحَرَّمَ اللَّهُ ذُرِّیتَهَا عَلَى النَّارِ قَالَ نَعَمْ عَنَى بِذَلِکَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَینَ وَ زَینَبَ وَ ام‌کلثوم. وحیدی‌صدر، مهدی، مثل مادر، مشهد، عروج اندیشه، ۱۳۸۲.[۳] امام سجاد (ع) به حضرت زینب (س) فرمودند:…شما بحمدالله عالمه غیر معلمه هستید. دانشمند تعلیم ندیده و فهیمی هستید که کسی چیزی به شما تفهیم نکرده‌است. بحارالأنوار، ج ۴۵ ص ۱۶۴ فهیم کرمانی، مرتضی، پیام‌آور کربلا،‌ تهران، دارالسلام،‌ ۱۳۷۶.[۴] تاء عقیله بنی‌هاشم «تاء» مبالغه‌است نه «تاء» تأنیث؛ هم حسین‌بن‌علی بن‌ابی‌طالب عقیله بنی‌هاشم بود هم زینب كبرا. اگر می‌گوییم آدم خلیفةالله‌است این «تاء»، «تاء» مبالغه‌است، نه اینکه چون (زینب كبرا) زن است این «تاء»، «تاء» تأنیث است، بلكه آن‌قدر عقل جمع ‌بود و آن‌قدر عقل بنی‌هاشم بود، كه عقل جامعه را تأمین كرده‌است. نک: مجله آشنا، ش ۱۱۷، لیلا ذوالفقاری، با دخل و تصرف.[۵] «صدق الله یا یزید: ثم کان عاقبه‌الذین اساءوا السوآی ان کذبوا بآیات الله و کانوا بها یستهزئون. ا ظننت یا یزید انه حین اخذت علینا باطراف الارض و اکناف السماء فاصبحنا نساق کما تساق الاساری ان بنا هوانا علی الله و ان بک علیه کرامة و توهمت ان هذا لعظیم خطرک فشمخت بانفک و نظرت فی عطفیک جذلان فرحا، حین رایت الدنیا مستوثقة لک و الامور متسقة علیک ان الله امهلک فهو قوله: «و لا یحسبن الذین کفروا انما نملی لهم خیر لانفسهم انما نملی لهم لیزدادوا اثما و لهم عذاب مهین…» ا تقول: لیت اشیاخی ببدر شهدوا! غیر متاثم و لا مستعظم و انت تنکث ثنایاابی عبد الله بمحضرتک؟ و لم لا و قد نکات القرحة و استاصلت الشافة باهراقک هذه الدماء الطاهرة، دماء نجوم الارض من آل عبد المطلب؟! و لتردن علی الله وشیکا موردهم و عند ذلک تود ان کنت ابکم و اعمی. ا یزید و الله ما فریت الا جلدک و لا حززت الا لحمک وسترد علی رسول الله برغمک و لتجدن عترته و لحمته من حوله فی حظیره‌القدس… و ستعلم انت و من بواک و مکنک من رقاب المؤمنین اذا کان الحکم ربنا و الخصم جدنا و جوارحک شاهدة علیک فانظر اینا شر مکانا و اضعف جندا.» ای یزید! آیا گمان کردی که چون بر ما سخت گرفتی و اطراف زمین و آفاق آسمان را بر ما تنگ کردی و سرانجام ما را مانند اسیران به این‌طرف و آن‌طرف کشاندی از این است که ما نزد خدایمان خوارگشته‌ایم و یا تو را در پیش خدا قدر و منزلتی هست؟ و یا پنداشتی که این بزرگی مقام تو است؟! لذا چون دنیا را به کام خویش یافتی و کارها را وفق مراد خود دیدی با تکبر باد در دماغ افکندی و شادمان و مسرور، نگران آرزوهای خود شدی؟! بدآن‌که اگر خدا به تو مهلت داده‌است ازاین‌جهت است که خود می‌فرماید: «آنآن‌که کافر شده‌اند گمان نکنند که اگر مهلتی به آن‌ها دادیم به سود آنان است، بلکه به آن‌ها مهلت می‌دهیم تا بیش‌تر به گناه روی‌آورند و سرانجام عذابی دردناک و خوارکننده در انتظارشان خواهد بود.» آیا باز آرزو می‌کنی که: ای‌کاش نیاکان ما که در بدر کشته شدند، این جریانات را می‌دیدند! بی‌آنکه خود را گناهکار بدانی و یا گناه خویش را بزرگ شماری و اینک با چوب‌دستی خود بر دندان‌های امام حسین می‌زنی؟! حق‌داری! زیرا با ریختن خون‌های پاک و مطهر این ستارگان روی زمین، عقده دل پلیدت گشوده می‌شود و نهال غمت ریشه‌کن می‌گردد! مطمئن باش تو نیز به‌زودی در پیشگاه خدای متعال بازگشت خواهی نمود و در آنجا است که آرزو خواهی کرد ای‌کاش در دنیا لال و کور بودی. ای یزید! به خدا سوگند! جز پوست خود نشکافتی و جز گوشت خود قطع نکردی و برخلاف میل خود، به‌زودی نزد رسول خدا بازخواهی گشت و اهل‌بیت و پاره‌های تنش را در حظیرة‌القدس در کنارش باعزت و احترام خواهی یافت… و به‌زودی تو و آن‌کس که تو را بر کرسی نشاند و بر گردن مؤمنین مسلط کرد، خواهید دانست کدام‌یک از ما بدکارتر و از حیث لشکریان ناتوان‌تریم، در آن روزی که داور خداست و خصم تو جد ما است و اعضا و جوارحت علیه تو گواهی خواهند داد؛ و اگرچه در این دنیا ما را به غنیمت گرفتی ولی به‌زودی غرامت خویش را از تو بازخواهیم ستاند. در تاریخ آمده‌است که پس‌ازاین سخنان شجاعانه زینب، چنان یزید و اطرافیانش زبون و حیرت‌زده گشتند که تا مدتی بی‌حرکت ماندند و یک خاموشی مرگ‌زا بر مجلس یزید حکم‌فرما شد، تو گوئی بر سرشان پرندگان نشسته بودند «کان علی رؤوسهم الطیر». این‌همه عظمت و جلال در کجا و در چه کسی دیده می‌شود جز آن‌که دختر علی و زبان او در کام باشد.[۶] برگرفته از بیانات رهبر انقلاب، ۱۳۶۵/۱۰/۱۵.مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، تهران، انتشارات صدرا، چاپ بیست و یکم، سال ۱۳۷۵، ج ۲، ص ۲۲۵.«زندگی حضرت زینب با مادر در سوم جمادی‌الثانی سال ۱۱ ه به پایان رسید». مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چ دوم، ۱۴۰۳ ه‌ ق، ۱۹۸۳ م، ج ۴۳، ص ۲۱۵. رسولی محلاتی، سید هاشم، زندگانی حضرت زهرا و دختران آن حضرت، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه، چاپ اول، ص ۲۷۳.رسولی محلاتی، سید هاشم، زندگانی حضرت زهرا و دختران آن حضرت، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه، چاپ اول، ص ۲۷۳.عبدالله ابن جعفر، از شخصیت‌های اسلام و از سخاوتمندان به نام و معروف است. نام فرزندان او چنین است: علی، عون اکبر، عباس، محمد و ام‌کلثوم. ابو بشر‌ دولابی، احمد بن حماد، الذریه الطاهره، ص ۱۶۶.علامه عباسقلی خان سپهر (م ۱۳۴۵ ق)، الطرّاز المذهّب فی احوال سیدتنا زینب «س»، ص ۷۴و عبدالرحیم عقیقی‌بخشایشی، شام سرزمین خاطره‌ها، ناشر: نوید اسلام، ۱۳۷۶، ص ۲۰۶. زینب (س) چون در هر شبانه‌روز به هر یک از ما یک قرص نان می‌دادند. او سختی‌ها و تازیانه‌ها را به جان خود می‌خرید و نمی‌گذاشت بر بازوی کودکان اصابت کند. ریاحین الشریعه، ج ۳، ص ۶۲، ص ۱۴۹، حاج ملامحمد هاشم خراسانی (م ۱۳۵۲ ق)، منتخب التواریخ، تهران، انتشارات اسلامیه، ۱۳۸۲ ه. ق، ص ۲۷۵، برای حفظ جان کودکانت در بر دشمن به‌پیش تازیانه بازوی خود را سپر کردم. برگرفته از کتاب سرّ نینوا زینب کبرا سلام‌الله علیها، نوشته آقای محمدعلی محسن زاده. محلاتی، ذبیح‌الله، ریاحین الشریعه، ج ۳، ص ۳۲.یوسفی غروی، بررسی تحلیلی سیر مقتل‌نگاری عاشورا (۲)، سپهر، عباس‌قلی‌خان‌، طراز المذهب مظفری، ص ۷۴، شریف القرشی، السیده زینب رائده الجهاد فی الاسلام عرض و تحلیل، ۱۴۲۲ ق/۲۰۰۱ م، ص ۲۹۸-۳۰۳، سایت مؤسسه فرهنگی فهیم و ابراهیم، محمد زکی، مراقد أهل البیت فی القاهرة، ۱۴۲۴ ق، ص ۶۸ و ۶۹. برخی بقیع را محل دفن حضرت (س) می‌داند. سیدمحسن امین این دیدگاه را پذیرفته و دلایلی را ارائه کرده‌است. امین، اعیان الشیعة، ۱۴۰۳ ق، ج ۷، ص ۱۴۰-۱۴۱.

باکس شناور "همچنین ببنید"

مدافعان انقلاب

مدافعان انقلاب

راز شگفت و بزرگ قیام عاشورا، نه مشمول مرور زمان می‌شود، نه از جلوه و …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *