خانه / اسوه ها / اهل بیت(ع) / پيشواي صلح و ادب

پيشواي صلح و ادب

2-725در برخی از تقویم ها، هفتم ماه صفر روز میلاد امام موسی کاظم علیه السّلام اعلام شده است در صورتی که این تاریخ طبق قولی مصادف با شهادت امام حسن مجتبی علیه السّلام می باشد. از دیرباز در حوزه هزار ساله نجف اشرف هفتم صفر را روز شهادت امام مجتبی علیه السّلام می دانند و در عراق و سایر کشورها این روز را برای سبط اکبر؛ امام حسن علیه السّلام اقامه عزا انتخاب می کنند امّا در ایران شهادت سبط اکبر بیست و هشتم صفر، هم زمان با رحلت پيامبر اكرم صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ است. مراجع معظم تقلید همچون: آیات عظام صافی گلپایگانی، وحید خراسانی، شبیری زنجانی، سیستانی، روحانی،مکارم شیرازی و.. «حفظهم الله» و آیات عظام فاضل لنکرانی، میرزا جواد تبریزی، شیخ محمد تقی بهجت «قدّس سرّهم» به تبعیت از سنّت علمای سلف به خصوص حاج شیخ عبدالکریم حائری«قدّس سرّه»تأکید نموده و بر اقامه ی عزا در  روز ۷ صفر و حرکت دسته‌های عزاداری به عنوان روز شهادت امام حسن مجتبی«علیه السّلام» اتفاق نموده‌اند؛ و در این روز دروس سطوح عالی حوزه تعطیل می‌گردد. از طرفي هم تمام ماه محرم و صفر از ماه هاي حزن آل الله و کاروان داغدار و مصيبت زده حضرت سيدالشهداء عليه السّلام است سزاوار است در اين دو ماه مجلس روضه و عزا برپا شود. ولی در هر حال جای این پرسش باقی است: آیا هیچ ایام اللّهی نزد شیعه بالاتر از روزهای منتسب به حضرات معصومین«علیهم‌السّلام» وجود دارد؟ به طور مسلَّم اقامه ی عزا در این روز از باب «وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّه‏» و عامل به آن از مصادیق شیعه ی واقعی آن حضرات«علیهم السّلام» -که فرمودند: «یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا»-بوده تا شامل دعای ایشان که فرمود: «رحم الله من احیاء امرنا» گردند. با این حال هم بسياري از مردم، شخصيّت حضرت مجتبي علیه السّلام را، آن‌گونه كه بايد نمي‌شناسند و هنوز شأن و منزلت و سيره آن امام عزیز علیه السّلام، مجهول مانده است. شخصيت والاي حضرت امام حسن مجتبي علیه السّلام، آن پيشواي عالي قدر، بسيار عظيم‌تر از آن است كه امثال حقير* بتوانيم با نگارش مقاله‌اي آن را شرح دهيم يا درباره آن كتابي بنگاريم. دانشمندان و نويسندگان بزرگ، علماء و بزرگان شیعه و اهل سنّت كتاب های بسياري در شرح احوال و تاريخ زندگي آن حضرت علیه السّلام نوشته‌اند، و در ده‌ها كتاب تاريخي، روايي، تفسير، اخلاقي، تراجم و … فضايل و مناقب آن بزرگوار علیه السّلام را بيان كرده‌اند؛ كتبي نظير: صحيح بخاري، صحيح مسلم، سنن ترمذي، سنن ابن ماجه، طبقات ابن سعد، سنن ابي داود، خصايص نسايي، جامع الصّغير، مصابيح السّنّة، اسعاف الرّاغبين، نورالأبصار، تذكرة الخواص، الاتحاف، كفاية الطّالب، شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، مرآة الجنان، ملتقي الأصفياء، نظم درالسمطين، فرايد السّمطين، سيرة حلبيه، اسد الغابة، الاستيعاب، الاصابة، تاريخ الخلفاء، الفصول المهمّة. اينك براي رعايت اختصار، ترجمه قسمت‌هايي از كتاب «اهل البيت»[۱]، تأليف «توفيق ابوعلم»[۲] كه يكي از تازه‌ترين تأليفات اهل تسنّن در سال ۱۳۹۰ هجري قمري است و در مصر نگاشته شده است را با اندك اضافاتي نقل مي‌كنيم:

اهل تشيّع و تسنّن، به اتفاق بر اين عقيده‌اند كه آن حضرت، يكي از اصحاب «كساء» است كه آيه «تطهير» در شأن آنان نازل شد؛ و طبق حديث متواتر «ثقلين»، عدل قرآن، و نيز يكي از چهار نفري است كه پيامبرصَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ او را براي مباهله با نصاراي «نجران»، حاضر فرمود. «اسامة بن زيد» روايت كرده كه پيامبرصَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فرمود:اين دو(حسن و حسين)، پسران من، و پسران دخترم هستند. خدايا! من آن ها را دوست دارم؛ پس، آن ها را دوست بدار و هر كه آن ها را دوست مي‌دارد، دوست بدار.از «زيد بن ارقم» روايت شده است كه پيامبرصَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فرمود: مَنْ اَحبَّ هوُلاءِ فَقَدْ اَحَبَّني، وَ مَنْ اَبْغَضَ هؤُلاءِ فَقَدْ اَبْغَضَني[۳] هر كس اينان(علي، فاطمه، حسن و حسين) را دوست دارد مرا دوست داشته، و هر كس اينها را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است. «عايشه» نقل كرده كه:اِنَّ النَّبِيَّ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ كانَ يَأخُذُ حَسَناً فَيَضُمْهُ اِلَيهِ ثُمَّ يَقُولُ:«اللّهُمَّ إنَّ هذا ابْني وَ اَنَا اُحِبُّهُ فَاَحِبَّهُ وَ اَحِبَّ مَنْ يُحِبُّه[۴] « انس بن مالك» مي‌گويد: حسن علیه السّلامبر پيامبر صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ وارد شد.خواستم او را از پيامبر صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ دور سازم كه پيامبرصَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فرمود: «واي بر تو‌اي انس! پسرم و ثمره زندگي‌ام را واگذار.هر كه او را اذيت كند، مرا اذيت كرده؛ و هر كه مرا اذيت كند، خدا را اذيت كرده است.»

مكارم اخلاق امام حسن علیه السّلام

امام حسن علیه السّلامدر خانه وحي، پرورش يافت؛ و در مدرسه توحيد، و در آغوش لطف و مرحمت جدّش پيامبرصَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ مورد تربيت قرار گرفت.ايشان در مكارم اخلاق و خوي پسنديده و روش نيكو، نمونه بود و يكي از علل محبوبيت فوق‌العاده آن حضرت، همان اخلاق كريمه‌اش بود كه همگان او را به خاطر داشتن صفات حميده مي‌ستودند؛ ادب، حِلم، فصاحت، صداقت، سخاوت، شجاعت، تقوا، عبادت، زهد، تواضع و ساير خصايص ستوده، همه در او جمع، و خُلق و خوي محمّدي در او ظاهر و هويدا بود. با نقل چند نمونه از اخلاق مرضيه آن حضرت، اين نوشتار را زينت مي‌دهيم:

خوف امام حسن علیه السّلاماز عذاب الهي

امام حسن علیه السّلام عابدترين مردم عصر خود، و زاهدترين و فاضل‌ترين ايشان بود.هنگامي كه قصد حج مي‌كرد با پاي پياده و چه بسا با پاي برهنه عزيمت مي‌فرمود. وقتي وضو مي‌گرفت بدنش به لرزه مي‌افتاد، و رنگش زرد مي‌شد، و در هيچ حال، ذكر خدا را ترك نمي‌كرد.پارسا و بردبار و با فضل بود و از خدا خوف داشت. روايت شده مردي مناجات و گريه آن حضرت را شنيد؛ عرض كرد: آيا از عذاب خدا مي‌ترسي در حالي كه وسايل نجات در نزد تو است؟ پسر پيامبري، و از شفاعت او برخوردار هستي و رحمت خدا هم [عامّ است و] به هر چيزي احاطه دارد. امام فرمود: اما اين كه من پسر رسول خدا هستم، خدا مي‌فرمايد: فَاِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا اَنْسابَ بَيْنَهُمْ[۵] و اما شفاعت؛ پس خدا مي‌فرمايد: مَنْ ذَاالَّذي يَشْفَعُ عِنْدَهُ اِلا بِاِذْنِهِ[۶] و اما رحمت خدا كه هر چيز را فرا گرفته است؛ پس خدا مي‌فرمايد:فسَاَكْتُبُها لِلَّذينَ يَتَّقُون[۷] حضرت سپس فرمود: فكَيْفَ الْاَمانُ يا أخَا الْعَرَبِ[۸].

زهد امام حسن علیه السّلام

زهد امام به حدّي بود كه تمام اسباب حبّ و دلگرمي به امور دنيوي و نعم آن را ترك فرمود و به خانه آخرت و منزلگاه پرهيزكاران اقبال و توجّه داشت و چنان بود كه خود فرمود: «مَنْ عَرَفَ اللهُ اَحَبَّهُ، وَ مَنْ عَرَفَ الدُّنْيا زَهَّدَ فيها، وَ الْمُؤْمِنُ لايَلْهُو حَتّي يَغْفُلَ، اِذا تَفَكَّرَ حَزَنَ»[۹] امام علیه السّلاماز حكومت و زمامداري، به خاطر حفظ مصلحت اسلام و مسلمانان چشم‌پوشي كرد. هر گاه امام، مرگ و جايگاه انسان را در ذهن خويش تداعي مي‌كرد، ناخودآگاه مي‌گريست و نيز وقتي كه ثعب و نشور و گذشتن از صراط را به خاطر مي‌آورد، گريه مي‌كرد. و زماني كه عَرْضِ بر خدا را در موقف حساب متذكّر مي‌شد، در ميان ناله و صيحه‌اي كه داشت، بي هوش مي‌شد.

امام حسن علیه السّلام؛ نمونه بارز رحمت الهي

امام حسن مجتبي علیه السّلام مانند جدّش پيامبرصَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ نمونه بارز رحمت الهي بود كه دل‌هاي نااميد و اندوهناك را پر از اميد و رحمت مي‌كرد. او به ديدار ضعيفان مي‌رفت؛ بيماران را عيادت مي‌كرد؛ در تشييع جنازه‌ها شركت مي‌فرمود؛ دعوت مسلمانان را اجابت مي‌كرد و اهتمام او بر اين بود كه مبادا كسي از ايشان رنجيده خاطر شود.از سوي آن حضرت، به احدي بدي و آزاري نمي‌رسيد.با فقيران همنشين مي‌شد و بدي را با نيكي پاسخ مي‌داد.

حلم امام حسن علیه السّلام

امام حسن علیه السّلامبه تمام معنا انساني واقعي، و نمونه كامل خلق نيكوي پيامبرصَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ بود. غضب، او را به هيجان نمي‌آورد و امور شخصي ناخوشايند، او را تكان نمي‌داد.تحت تأثير خشم، كاري انجام نمي‌داد و عمل آن حضرت همواره تداعي گر اين آيات شريف بود كه: وَ الْكاظِمينَ الْغَيْظَ وَالْعافينَ عَنِ النّاسِ وَاللهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ[۱۰] وَلا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلاَالسَيِّئَةُ، اِدْفَعْ بِالَّتي هِي اَحْسَنُ[۱۱] آن حضرت، هر چه از دشمنانش مي‌ديد، با صبر و گذشت و عفو، پاسخ مي‌داد؛ تا آن جا كه «مروان حكم» يكي از خبيث ترين دشمنان اهل بيت علیه السّلامحلم و بردباري آن حضرت را به كوه تشبيه كرده بود. او مانند جدّش، در حلم و گذشت و عفو، نمونه جهانيان بود. تاريخ، از اخلاق او نوادري را حفظ كرده است و بر اين دلالت دارد كه او در طليعه اخلاقيين و بنيان گذاران ادب و اخلاق، در جهان اسلام قرار دارد.

27-25سخاوت بي‌نظير امام حسن علیه السّلام

كرم و سخاوت حضرت مجتبي علیه السّلامنيز امر عجيبي است. سخاوت حقيقي كه بذل خير به داعي خير، و بذل احسان به داعيِ احسان باشد، از صفات ممتاز و از جمله خصايصي است كه خدا آن را دوست مي‌دارد؛ امام حسن مجتبي علیه السّلام اين صفات عالي را در روشن‌ترين مظاهر و بلندترين مفاهيم و معاني‌اش دارا بود؛ تا حدّي كه آن حضرت را «كريم اهل البيت» لقب دادند. صفت سخاوت، صفتي بود كه امام حسن علیه السّلامبه علّت جود و سخا و كرم و كمك به ضعفا و احسان به امت و انفاق اموال بر فقير و غني، بدان معروف و مشهور شده بودند، امام، براي مال دنيا ارزشي قايل نمي‌شد و اهميّتي به آن نمي‌داد؛ مگر آن كه به وسيله آن، گرسنه‌اي را سير كند و برهنه‌اي را بپوشاند و به كمك مصيبت زده‌اي بشتابد؛ يا قرض مقروضي را بپردازد. سخاوت، عنصري از عناصر ذاتي و جزئي از اجزاي وجود امام علیه السّلامبود.با آن كه سيل نيازمندان و انبوه انسآن هاي محتاج، بر در خانه امام علیه السّلامازدحام مي‌كردند، باران سخاي آن حضرت بر همه مي‌باريد و هيچ سايلي را از درِ خانه كرمش، ردّ نمي‌كرد؛ از آن حضرت سؤال شد: چگونه است كه نمي‌بينم سايلي را ردّ نمي نمايي؟ امام پاسخ داد:من خود سايل درگاه خدا هستم؛ شرم مي‌كنم كه خود سايل باشم و سايلي را رد كنم.

محبت امام حسن علیه السّلام به مردم

امام علیه السّلامشيرين بيان، خوش معاشرت و با الفت و محبوب بود.پير و جوان، و عموم مردم او را براي خصايص حميده‌اي كه داشت، دوست مي‌داشتند.همواره به مردم عطا و بخشش مي‌كرد؛ چه از او درخواست مي‌كردند و چه تقاضايي نمي‌كردند.پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب، در تعقيب مي‌نشست، سپس به ديدار كساني كه مي‌بايست مي‌رفت، و به آنان مهر و محبت مي‌نمود.وقتي نماز ظهر را مي‌خواند، در مسجد مي‌نشست و به مردم علم و ادب مي‌آموخت. اين بود قطره‌اي از فضايل و مناقب امام حسن مجتبي علیه السّلامكه بيش از آن است كه بتوان بيان كرد: هر شرح بي نهايت، كز وصف يار گوييم // حرفي است از هزاران، كاندر عبارت آيد.

2725

صَلَّي اللهُ عَلي جَدِّه وَ عَلي اَبيهِ وَ اُمِّهِ وَ عَلَيْهِ وَ عَلي اَخيهِ وَ عَلَي الاَئِمَّةِ التِّسْعَةِ مِنْ ذُرِّيَّةِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمُ السّلامِ

پانوشت:

*. آيت‌الله العظمي صافي گلپايگاني

[۱] صفحات ۴۱۵- ۲۶۳٫

[۲] رئيس مجلس اداره مسجد «السيّدة نفيسه»، وكيل «وزارة العدل» و ازدانشمندان مطّلع.

[۳] كشف الغمة، ج ۲، ص ۱۴۹٫

[۴] پيامبرصَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ حسن را به خود مي‌چسباند و مي‌فرمود:خدايا به درستي كه اين پسرمن است.من او را دوست دارم، پس تو او و دوستدار او را دوست بدار.

[۵] سوره مؤمنون، آيه ۱۰۱؛ آن هنگام كه در صورِ اِسرافيل دميده شود، بين آن ها قرابتي باقي نماند.

[۶] سوره بقره، آيه ۲۵۵؛ چه كسي جز به اجازه خدا شفاعت مي‌كند.

[۷] سوره اعراف، آيه ۱۵۶؛ پس رحمت خويش را به زودي براي پرهيزكاران قرار مي‌دهيم.

[۸] پس چگونه مي‌توان خلاصي يافت، اي برادر عرب.

[۹] اهل البيت، توفيق ابو عَلم، ص ۲۹۶؛ هر كس خدا را بشناسد، او را دوست خواهد داشت و هر كس دنيا را شناخت، به آن بي‌ميل و رغبت خواهد شد و مؤمن، لهو و لعب نمي كند تا [از قيامت] غافل نشود و چنان كه تفكر كند، غمگين مي‌شود.

[۱۰] سوره آل عمران، آيه ۱۳۴؛ و فرو برندگان خشم و در گذرندگان از مردم كه خداوند نيكوكاران را دوست دارد.

[۱۱] سوره فصلت، آيه ۳۴؛ نيكي و بدي مساوي نيستند، تو بدي را به روشي كه نيكوتر است برطرف نما.

منابع:

خبرگزاري قرآني ايران(ايكنا).

سايت آيت‌الله العظمي صافي گلپايگاني.27-25

باکس شناور "همچنین ببنید"

مرد مهربان مدینه

مهربان مدینه

امام سجّاد (ع) در واقعه کربلا حضور داشت و همراه اسیران کربلا به شام برده …