خانه / آیین زندگی / پیام قیام
پیام قیام

پیام قیام

عفت و پاک‌دامنی، غیرت و حجاب برازنده‌ترین پیام قیام برای زنان است که می‌توان به جلوه‌های حیرت‌انگیز و ستودنی آن در واقعه کربلا اشاره داشت. ازجمله:

  1. حفر خندق اطراف خیمه‌ها به دستور امام حسین (ع)
  2. اعتراض شدید: امام (ع) در حمله دشمن به خیمه‌ها فرمود: اگر دین ندارید پس حداقل آزادمرد باشید.[۱]
  3. قدردانی از فداکاران: امام (ع) بعد از شهادت حضرت مسلم، حبیب، زهیر، عباس و… آن ها را صدا زد، امّا نگفت بلند شوید مرا یاری کنید بلکه فرمود: حرم پیامبر (ص) را از جلوی چشمان دشمن دور کنید! به دادشان برسید.[۲]
  4. غیرت علوی: مدّت‌ها در شهر مدینه همسایه امام على(ع) و حضرت زینب (س) بود. می‌گوید: به خدا سوگند! هیچ‌گاه چشمم به دختر امام (ع) نیفتاد و صدایى از او به گوشم نرسید. شبانه به زیارت جدّش (ص) می‌رفت، برادرانش در سمت راست و چپ و پدرش (ع) پیش رویش می‌رفتند. به مقصد که نزدیک می‌شدند، نور چراغ‌ها را کم می‌کردند. امام حسن(ع) دلیل این کار را پرسید؟ حضرت (ع) فرمود: نمی‌خواهم کسى به خواهرت نگاه کند.[۳]
  5. غیرت دینی: غیرت، حکم «عقل و شرع و تجربه» است و هرگز منسوخ نمی‌شود.[۴] حضرت عباس (ع) شب عاشورا با فکر فردای حرم، چشمانش از سر غیرت غرق‌اشک می‌شود که خدایا حال زینب (س) و دیگران فردا در برابر دشمنان چگونه خواهد بود؟! شب عاشورا نگهبان خیمه‌ها، در تاریکی شب یک سیاهی را می‌بیند، کنجکاو شده دنبالش می‌رود، گریه او را می‌شنود! می‌پرسد: کیستی؟ می‌گوید: من ماه بنی‌هاشممْ![۵] تعجب می‌کند و می‌پرسد: گمان نمی‌کردم از جنگ بترسی!؟ حضرت (ع) می‌فرماید: خیر، اکنون از جلوی خیمه خواهرم (س) ردّ می‌شدم. بچه‌ها را خوابانده بود و خود نگهبانی می‌داد. با خود فکر کردم؛ فردا چه اتفاقاتی در انتظار اوست؟[۶] در غارت خیمه‌ها، حضرت زینب (س) در برابر دشمن جهت حفظ حرم از نامحرم، از امام سجاد (ع) چاره خواست. حضرت (ع) فرمود: در صحرا پراکنده شوید![۷]
  6. حفظ ناموس: به‌قصد غارت خیمه‌ها که آمدند، حضرت زینب (س) به ابن سعد پیام داد: اگر مقصود شما اسباب‌اثاثیه و زیور و لباس ماست، به لشکریانت بگو عجله نکنند ما خودمان این‌ها را تحویل می‌دهیم. حضرت (س) دستور داد تمام زیور و خلخال و گوشواره را از خود جدا کردند و همه زیورآلات و … را روی‌هم ریختند. حضرت (س) فرمود: آنچه از وسایل دختران علی و فاطمه (س) بود، این است. دشمن همه را غارت کردند. با این تدبیر، ناموس اهل‌بیت (ع) حفظ شد.[۸]
  7. زمانی که گوشواره حضرت سکینه (س) را غارت کردند. حضرت (س) بی‌هوش شد. به‌هوش که آمد، حضرت زینب (س) را دید، اولین درخواست او این بود: عمه جان سر من پوشیده نیست، پوششی برای من پیدا کنید.
  8. وقتی حضرت زینب (س) برادر (ع) را در گودال دید، به میدان دوید. امام حسین (ع) که حضور خواهرش (س) را برابر چشمان نامحرمان دید، فرمود: خواهرم برگرد به خیمه‌ها![۹]
  9. اسرای اهل‌بیت (ع) برای رنج از دست دادن عزیزانشان حرف نزده‌اند، بلکه از حجاب و عفت سخن گفته‌اند. حضرت سکینه(س) در گودال قتلگاه در وداع با پدر از عمه‌اش می‌پرسد: اوکیست؟[۱۰] فرمود: پدرت. در صحبت با پدر گفت: باباجان! مرا نگاه کن. سرم را بازکرده‌اند.[۱۱]
  10. حضرت زینب (س) در کوفه ‌فرمود: آیا چشمان خود را از حرم پیامبر (ص) نمی‌بندید؟ حضرت ام‌کلثوم (س) فرمود: آیا شما از خدا و رسولش شرم نمی‌کنید که به تماشای دختران پیامبر (ص) که پوشش درستی ندارند، می‌پردازید.[۱۲] دشمن در کوفه آنان را که در بینشان کودکی با صورتی چون قندیل نورانی می‌درخشید، روی شترها سوار کردند. از نام او سؤال شد که کیست؟ گفتند: سکینه (س). از نام سه زن دیگر هم که لباس‌هایشان به غارت رفته بود، پرسیده شد که کیست‌اند؟ گفتند: رقیه، صفیه و فاطمه صغری (س).[۱۳] هنگام ورود اسیران به کاخ، ابن زیاد نامحرمان را برای تحقیر حرم پیامبر(ص) جمع کرد و مجلس جشن برگزار نمود. به جهت اینکه مقنعه حضرت زینب (س) را گرفته‌بودند، وقتی وارد این مجلس شد، لباس مناسبی نداشت.[۱۴] حضرت (س) در کوفه بسیارعزیز بود امّا به ام‌حبیبه می‌گوید، اگر لباس اضافی در منزل دارید زودتر به ما برسانید.[۱۵] آنان زمان حرکت از مکه، غرق در حجاب بودند. حضرت ام‌کلثوم (س) فریاد ‌زد: اهل کوفه چرا نگاه می‌کنید؟ بنی‌امیه لباس‌های ما را گرفته‌اند.[۱۶] هنگام خطبه خوانی حضرت زینب (س) در کوفه، سروصدا بسیار بود. با ‌اشاره حضرت (س) همه ساکت شدند. وقتی حضرت (س) در برابر نامحرم خطبه خواند، غرق در حیاء بود، چرا؟ چون مادرش نیز وقتی در مسجدالنبی برای صحابه، خطبه فدکیه را ‌خواند، همین‌گونه بود.[۱۷]
[۱] ویحکم یا شیعة آل ابی‌سفیان ان لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا احرارا فی دنیاکم و ارجعوا الی حسابکم اذ کنتم اعرابا. وای بر شما‌ ای پیروان آل‌سفیان، اگر دین ندارید و از روز قیامت نمی‌ترسید، پس حداقل در دنیای خودتان آزادمرد باشید و شرافت قبیله‌ای خود را به یادآورید .اعیان الشیعه، ج ۴، ص ۵۸. [2] ادفعوا عن حرم رسول‌الله الطغاهًْ اللئام. معالی السبطین، ج ۲، صص ۱۷ و ۱۸.[۳] عن یحیى المازنی قال کنت فی جوار علی علیه السلام فی المدینة مدة مدیدة بالقرب من البیت الذی یسکنه زینب ابنته فلا و اللّه ما رأیت لها شخصا و لا سمعت لها صوتا و کانت إذا أرادت الخروج لزیارة جدها رسول اللّه یخرج لیلا و الحسن عن یمینها و الحسین عن شمالها و أمیر المؤمنین أمامها فإذا قربت من القبر الشریف سبقها أبوها فأخمد ضوء القنادیل فسأله الحسن مرّة عن ذلک فقال علیه السلام أخشى أن ینظر أحد إلى شخص أختک زینبِ؛ یحیی مازنی می‌گوید: من در مدینه در خدمت ... نقدی (۱۳۰۳-۱۳۷۰ق)، جعفر، زینب الکبری، ص ۲۲، قم، منشورات مکتبة المفید، ۱۴۰۴ق؛ هاشمی الخطیب (۱۳۲۶۱۳۹۶ق)، علی بن الحسین، عقیلة بنی هاشم، ص ۱۳، مؤسسة المفید للطباعة و النشر و التوزیع، ۱۴۱۳ق؛ اعلمى حائرى، محمد حسین، تراجم أعلام النساء، ج ‏۲، ص ۱۶۹، بیروت، مؤسسة الأعلمی، چاپ اول، ۱۴۰۷ق. یحیى بن سلیم مازنی در کربلا به شهادت رسید. ازنی، منسوب است به مازِن که نام قبیله‌ای است از بنی تمیم. سمعانی‏، أبو سعید عبد الکریم بن محمد، الانساب، تحقیق، معلمی یمانی، عبدالرحمن بن یحیی، ج ‏۱۲، ص ۲۱، حیدر آباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیة، چاپ اول، ۱۳۸۲ق.ابن اعثم کوفی، احمد بن اعثم، الفتوح، ج ‏۵، ص ۱۰۶، بیروت، دار الاضواء، ۱۴۱۱ق؛ ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب(ع)، ج ‏۴، ص ۱۰۲، قم، علامه، چاپ اول، ۱۳۷۹ق.[۴] نسخ، نسخ‌شده، باطل‌گردیده، فسخ‌شده، ازبین‌رفته، ورافتاده، نامتداول، نارایج، دمده، متضاد و رایج، مد.[۵] انا قمر العشیرهْ![۶] مقتل خوارزمی، ج ۱، ص ۲۵۳؛ نفس المهموم، ص ۱۵۲.[۷] علیکن بالفرار؛  بر شماست که در صحرا پراکنده شوید! منتخب طرسجی و الوقایع تالیف خیابانی صفحه ۱۷۰، بحارالانوار،ج ۴۵،ص ۶۰ و ۶۱ و معالی السبطین،ج ۲،ص ۸۸.[۸] نقل‌شده از مقتل شیخ حر عاملی.[۹] یا اختاه! ارجعی الی الفسطاهْ. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۳.[۱۰] حضرت سکینه(س) به اسب امام(ع) گفت:یا جوادُ! هَلْ سُقِىَ اَبِى‏ اَمْ قُتِلَ عَطْشَانَاً؟اى اسب! آیا پدرم را آب دادند یا با لب تشنه به شهادت رساندند؟(روضة الواعظین ابن فتال نیشابوری، ص۱۸۹)سکینه(س) خود راهی قتلگاه پدر شد.تا نگاهش به بدن مطهر امام حسین(ع) افتاد، عرضه داشت :هذا نعش من؟ هَذَا نَعشُ أَبيِکَ اَلحُسَينِ(ع) معالی السبطین حائری، ج۲، ص۵۰.[۱۱] انظر الی راسی المکشوفهًْ و عمتی المضروبهْ. مثیرالاحزان، ص ۷۵.[۱۲] یا اهل الکوفه غضوا ابصارکم عنا، امّا تستحیون من الله و رسوله ان تنظروا الی حرم رسول‌الله و هن عرایا؟ بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۶۰.[۱۳] در تواریخ و مقاتل معتبر آمده: دخلت زینب علی ابن زیاد و علیها ارذل ثیابها و هی متنکرهًْ کانت تتخفی بین النساء و هی تستر وجهها بکمها لان قناعها اخذ منها. ریاحین الشریعه، ج ۳، ص ۱۴۱؛ بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۱۶. معالی السبطین، ج ۲، ص ۹۸.[۱۴] ریاحین الشریعه، ج ۳، ص ۱۴۱؛ بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۱۱۶.[۱۵] فعند الصباح یحمد القوم السری. سوف تری اذا انجلی الغبار//افرس تحتک ام حمار! نهج‌البلاغه / خطبه‌ ۱۶۰.[۱۶] «یا اهل الکوفه غضوا ابصارکم» معالی السبطین، ج ۲ ص ۲۲.[۱۷] حضرت چگونه خطبه خواندند؟ فاومأت بیدها فسکنت الاجراس و انتهت الانفاس.  و لم ار والله خفرهًْ قط انطق منها. «وَ قَدْ أَوْمَأَتْ الَی الناسِ انْ اسْکتوا فَارْتَدَّتِ الْانْفاسُ وَ سَکنَتِ الأجْراسُ» یعنی درآن هیاهو و غلغله که اگر دهل می زدند صدایش به جایی نمی رسید، گویی نفس ها در سینه ها حبس شد و صدای زنگ ها و هیاهوها خاموش گشت، مرکب ها هم ایستادند(آدم ها که می ایستادند، قهراً مرکب ها هم می ایستادند.) خطبه ای خواند. راوی گفت: «وَ لَمْ ارَ وَاللَّهِ خَفِرَةً قَطُّ انْطَقَ مِنْها». این «خَفِره» خیلی ارزش دارد. «خَفِره» یعنی زن باحیا. این زن نیامد مثل یک زن بی حیا حرف بزند. زینب آن خطابه را در نهایت عظمت القاء کرد. در عین حال دشمن می گوید: «وَلَمْ ارَ وَاللَّهِ خَفِرَةً قَطُّ انْطَقَ مِنْها» یعنی آن حیای زنانگی از او پیدا بود. شجاعت علی با حیای زنانگی درهم آمیخته بود. مجموعه آثاراستادشهیدمطهری، ج ۱۷ ص ۴۰۶.

باکس شناور "همچنین ببنید"

مدافعان انقلاب

مدافعان انقلاب

راز شگفت و بزرگ قیام عاشورا، نه مشمول مرور زمان می‌شود، نه از جلوه و …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *