خانه / گلزار ادب / شنیدنی ها / لطیفه ها و حکایت هایی از قناعت

لطیفه ها و حکایت هایی از قناعت

لطیفه, حکایت, قناعتجمعی از یاران عیسی(ع) که حضرت آب و غذای آنها را تأمین می کرد، پرسیدند: «یا عیسی! وقتی تشنه و گرسنه می شویم، تو به ما آب و غذا می دهی و در سفرها نیز همراه توییم و عجایب فراوان می بینیم. در جهان چه کسی بهتر از ماست؟» فرمود: «کسی که از دست رنج خودش بخورد.» آنان از آن پس، شغل گازری[۱] برگزیدند و از مزد آن، با قناعت زندگی کردند.[۲]

گویند یکی از بزرگان درباری در راه خود به حکیمی برخورد که از مال دنیا به خانه ای کوچک قناعت کرده بود و خوراکی جز مقداری سبزی نداشت. با او هم سخن شد و گفت: این دیگر چه زندگی عجیبی است که برای خودت برگزیده ای؟ اگر بیایی و مانند من در خدمت شاه باشی، خوراکت برّه بریان خواهد بود و صاحبِ مقام و مرتبه خواهی شد. حکیم گفت: اگر تو هم مانند من راه قناعت در پیش بگیری، همین غذای اندک هم برای تو زیاد است و دیگر لازم نیست کمرِ خدمتِ شاهان ببندی و همیشه نگاهت به دست دیگران باشد.[۳]

مردی بر عارضی گذشت که نان و سبزی و نمک می خورد. به او گفت: «ای بنده خدا! از دنیا به همین خرسندی؟» گفت: «می خواهی کسی را به تو نشان دهم که به بدتر از این خرسند است؟» گفت: «آری.» گفت: «آن که به عوض آخرت، به دنیا خرسند است».[۴]

شخصی، از ارسطو پندی حکیمانه طلب کرد. چنین پاسخ داد: هیچ ارزش نیست در آن چیز که به عدم ثبات موصوف است؛ پس قناعت ورز، تا مستغنی و بی نیاز گردی. [۵]

به حکیمی گفتند: «چیزی برتر از طلا دیده ای؟» گفت: «بله! قناعت».[۶]

به رنجوری[۷] گفتند: «دلت چه می خواهد؟» گفت: «آنکه دلم چیزی نخواهد».[۸]

جالینوس در گفتاری پندآموز و نغز می گوید: «قناعت، سد راه فقر است».[۹]

حکیمی در کلامی ره گشا گفته است: «انسان قانع، در دنیا عزیز است و در آخرت، ثواب کار».[۱۰] عسگری، فاطمه.

پی نوشت ها:

  • [۱]. گازری: رخت شویی.
  • [۲]. حسین بن احمد نیشابوری، گزینه روض الجنان و روح الجنان، تصحیح: احمد احمدی بیرجندی، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۸۰، چ ۱، ص.
  • [۳]. علی اکبر احمدی و مرتضی رشیدی، زنجیره زرین، تهران، اهل قلم، ۱۳۸۱، چ ۱، ص ۱۰۹ و ۱۱۰٫
  • [۴]. شیخ بهائی، کشکول، ترجمه: عزیزالله کاسب، تهران، گلی، ۱۳۷۸، چ ۵، ص ۳۱۹٫
  • [۵]. نک: کاظم مقدم، هزار و یک مطلب خواندنی، تهران، حافظ نوین، ۱۳۸۰، چ ۱، ص ۱۱۸٫
  • [۶]. کشکول، ص ۳۳۷٫
  • [۷]. رنجور: بیمار.
  • [۸]. سعدی، گلستان، تصحیح: هیوا مسیح، تهران، انتشارات خجسته، ۱۳۸۱، چ ۱، (باب قناعت)، ص ۱۱۳٫
  • [۹]. هزار و یک مطلب خواندنی، ص ۲۱۷٫
  • [۱۰]. کشکول، ص ۵۸۷٫

باکس شناور "همچنین ببنید"

ملاقات مولانا با عطار نیشابوری

مولانا حدود ده سال داشت که به همراه خانواده و پدرش که عزم حج کرده …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *