خانه / تفرجگاه / شادی ها / غذای ارزان قیمت

غذای ارزان قیمت

غذای, ارزان, قیمتدکان غذاخوری ارزان قیمت

ساعت ۲ از محلّ کارش خارج شد و چون نیم ساعت وقت داشت تا به محلّ کار دوستش برود، تصمیم گرفت با همان یک هزاریی که در جیب داشت ناهار ارزان قیمتی بخورد و راهی محلّ کار دوستش شود. چند محلّ غذاخوری گران قیمت را ردّ کرد تا به محلّ غذاخوریی رسید که روی در آن نوشته شده بود: ”ناهار همراه نوشیدنی فقط  هزار”.

معطّل نکرد، داخل محلّ غذاخوری شد. یک پرس غذا و نوشابه ایی برداشت. سر میز غذا نشست. خدمت کار برایش دو نوع سوپ، سالاد، سیب زمینی سرخ کرده، نوشابه اضافه، بستنی و دو نوع دسر آورد. او اعتراض کرد  و گفت: ”ولی من این غذاها رو سفارش ندادم.” و از خدمت کار نپذیرفت.  خدمت کار هم توجّهی نکرد. خدمت کار رفت. او شانه ای بالا انداخت و گفت: ”خودشان می فهمند که من نخورده ام!”

امّا خیلی زود فهمید که  شیوه آنان فقط  کلاهبرداری است. چون موقعی که رفت جلوی صندوق و متصّدی محلّ غذاخوری پول همه غذاها رو حساب کرد و گفت: ۲۵ هزار و ۵۰۰ تومان می شود.

او معترض شد و گفت: ”ولی من هیچ کدام از غذاهای شما را نخوردم!”

مرد صندوق دار پاسخ داد: ”ما آوردیم، می خواستی بخوری!”

او  که خودش از ختم زرنگ های روزگار بود، سری تکان داد و یک اسکناس هزاری روی پیشخوان صندوق دار گذاشت. وقتی متصدّی صندوق اعتراض کرد،  او گفت: ”من مشاوری هستم که بابت یک ساعت مشاوره ۳۰ هزار تومان می گیرم.”

متصّدی گفت: ”ولی ما که مشاوره نخواستیم!”

پاسخ داد: ”من که این جا بودم! می خواستی مشاوره بگیری! ” سپس به آرامی از آن جا خارج شد.

پول بوی غذا

عربی ازبازار عبور می کرد که چشمش به دکان خوراک پزی افتاد از بخاری که از سر دیگ بلند می شد خوشش آمد تکه نانی که داشت بر سر آن می گرفت و می خورد! هنگام رفتن صاحب دکان گفت تو از بخار دیگ من استفاده کردی و باید پولش را بدهی!

مردم جمع شدن مرد بی چاره که از همه جا درمانده بود، بهلول را دید که از آن جا می گذشت از بهلول تقاضای قضاوت کرد.

بهلول به آشپز گفت: آیا این مرد از غذای تو خورده است؟

آشپز گفت: نه ولی از بوی آن استفاده کرده است.

بهلول چند سکه نقره از جیبش در آورد و به آشپز نشان داد. او سکّه ها را به زمین ریخت و گفت: ای آشپز صدای پول را تحویل بگیر.

آشپز با کمال تحیّر گفت: این چه قسم پول دادن است؟

بهلول گفت: مطابق عدالت است. کسی که بوی غذا را بفروشد در عوض باید صدای پول دریافت کند!

باکس شناور "همچنین ببنید"

لطیفه ها

لطیفه ها

علت تراشیدن ریش شخصی كه هیچ گاه نماز نخوانده بود. توبه كرد و عهد نمود …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *