سه شنبه , ۳۰ مرداد ۱۳۹۷
خانه / مناسبت ها / قمری / اعتکاف چیست؟

اعتکاف چیست؟

اعتکاف, چیست«اعتکاف» فرصتی است برای خلوت کردن. فرصتی است برای تفکّر و تدبّر. فرصتی است برای بریدن از زرق و برق دنیا و حرکت به سوی منشا کمال. با تفکّر و اندیشه، در می‌یابیم که این دنیا با دست توانمندی، به حرکت در می‌آید و این نظم، این ناموس خلقت، بی ناظم، معنی ندارد و این بودن و نبودن، در پی هدفی چهره می‌آراید و می‌یابیم که در این عالم، کسی دیگر نیز هست که با تفاوتی بی نهایت نسبت به ما، همه عالم، جلوه ایی از ذات اوست و ما در مقایسه با او،هیچ و هیچیم، که: «؛ای مردم. شما نیازمند درگاه خداوند هستید و او موجودی بی نیاز و حمید است» (فاطر:۱۵) آری تفکّر، وجدان آدمی را بیدار و او را به سجده در پیشگاه این بی انتهای هستی وامی دارد: «وَیخِرّونَ لِلاَذقانِ یبکونَ وَ یزیدَهُم خُشوعاً؛و به زمین افتاده وحال گریه و خشیت آنان افزوده می‌شود» (حشر:۱۹) باید از فرصت بهره گرفت و کبوتر عقل را به پرواز در آورد تا درآسمان اندیشه، به حقیقت هستی اشراف یابد و ببیند آن چه را که از پایین،یاری تماشای آن نسیت. خداوند می‌فرماید:«آیا در حقیقت آسمان ها و زمین اندیشه نمی کنید.» (اعراف:۱۸۵) از آن جا که عبادت ذات خداوند، شئوناتی دارد. گاهی به صورت فکر و ذکر و شکر است. گاهی به صورت حرکت است و گاهی هم به صورت سکون؛ تا خدا چه دستور دهد و رسول خدا ص، چه پیامی آورده باشد. ادعیه و اذکار فراوانی هست که به «ذکر و شکر» معروفند. “طواف” به دور کعبه و سعی بین صفا و مروه، از جمله عباداتی است که در حال «حرکت» انجام می‌شود. “وقوف” در عرفات و مشعر و منا با آن آداب خاصّّ هم عبادتی است که به صرف ماندن و عکوف حاصل می‌شود. در حقیقت، وقوف و عکوف و اقبال همراه با تعظیم و بزرگداشت شعائر، خود از بزرگ ترین عبادت ها است که حرکت در آن شرط نیست؛ گرچه می‌تواند همراه حرکت نیز باشد. کلمه اعتکاف از ریشه «عکف» می‌باشد. اهل لعنت برای این ریشه، معنای گوناگونی آورده‌اند:

– التزام به یک مکان و اقامت در آن،

– رویکرد به چیزی با توجه و مراقبت،

– اقبال به چیزی بی آن که روی از آن بر گردد و…

بنا بر این اعتکاف را می‌توان بدین شکل معنا کرد: اعتکاف به معنی اقامت گزیدن در جایی است؛ به طوری که فرد معتکف خود را محبوس و ملتزم به آن مکان بداند و این التزام ناشی از اهمیت و عظمت آن موضع باشد.» و با تعریف اصطلاحی که امام خمینی(ره) از اعتکاف کرده‌اند: اعتکاف، ماندن در مسجد و نیت عبادت است و قصد عبادت دیگری  در آن معتبر نیست. اگر چه احتیاط مستحب _ نیست عبادتی دیگر، در کنار اصل ماندن می‌باشد.[تحریرالوسیله،ج۱،ص۳۰۴] اعتکاف،سیاحتی عرفانی و ضیافتی رحمانی است. اعتکاف، پشت پا دن به تعلقات نفس است.انسان معتکف می‌کوشد تا از فرش نفس، به عرش دل پرواز کند و در آشیانه دوست، منزل گزیند.اعتکاف، عاشقان را به طواف حرم امن الهی یعنی دل می‌برد؛زیرا قلب انسان مؤمن، حرم خداست. اعتکاف، مقدمه ایی است برای آنان که می‌خواهند معتکفان دائمی ملکوت بارگاه قدس الهی باشند. اعتکاف، به دفتر دل رسیدن و طلسم را گشودن و از سراب غیب آگاه شدن است. انسان معتکف، در حالی از اعتکاف خارج می‌شود که به حساب اعمالش،به طور کامل رسیدگی کرده و حسابش را با خودش تسویه کرده است. اعتکاف، چونان آب گوارایی است برای تشنگان قرب خدا. اعتکاف، جشن عارفان است در آغوش خدا در روزگاری که دنیا و زرق و برق‌هایش، حرف اول را می‌زنند، خودمان را در دریای انس با خدا و اعتکاف بیازماییم. اعتکاف، یعنی خود را به خدا گره زدن. هر چقدر این گره، کورتر باشد بهتر است. اعتکاف یعنی خداحافظ دنیا! بعضی سفرها، خاطرات خوشی دارند که فراموش نمی شوند. بیایید ماندنی ترین سفرتان را در اعتکاف تجربه کنید، سفری از خاک به افلاک،سفری که به دیدار خود خدا می‌روید. یک عمر برای خودمان کار کردیم، سه روز را مال خدا باشیم. اعتکاف، فرصتی برای وقف روح، در خدمت خدا.

ارکان اعتکاف

ارکان عبادت یعنی اجزایی که اگر عمداَ یا سهواَ ترک شوند، آن عبادت باطل می‌شود. اعتکاف نیز ارکانی دارد که عبارتند از:

نیت و قصد قربت

توقف درمسجد جامع شهر*

کمتر از سه روز نبودن اعتکاف

روزه دار بودن معتکف در ایّام اعتکاف

روزهای ۱۳و ۱۴و۱۵رجب که به « ایّام البیض» معروفند، روزهای فرخنده ایی برای به جا آوردن این سنّت محمّدی(ص) به شمار می‌روند. هر ساله شمار زیادی از مؤمنان، مشتاقانه در این ایّام که مصادف با مولود کعبه، فخر عالم امکان،حضرت علی(ع) هم هست،به مساجد جامع شهر می‌روند تا سهمی هم برای خلوت خود با خدا بردارند. ایّام اعتکاف اگر چه روز خاصّی ندارد؛ امّا همان طور که در ایران، ۳روز ایّام البیض برای اعتکاف معروف شده است،در بسیاری از کشور‌های اسلامی دیگر، ده روز آخر ماه مبارک رمضان مساجد جامع برای اعتکاف و پذیرایی از مؤمنان خداجو،خود را آماده می‌کنند. چنان چه در سیره پیامبرص هم هست که به ده روز آخر ماه مبارک اهمیّت فراوانی می‌دادند. بستر خود را در این ده روز جمع می‌کردند و ایّام خود را تماماَ به عبادت می‌پرداختند. از طرفی آن قدر این ده روز برایشان مهم بود که به جبران سالی که به خاطر جنگ بدر، نتوانسته بودند مراسم اعتکاف را به جا بیاورند، سال بعدش، بیست روز اعتکاف کردند و این نشان دهنده میزان اهمیت این سنّت نیکو در سیره پیامبرص است. امام حسن و امام حسین(ع) نیز هر ساله در مسجد معتکف می‌شدنند و این سنّت را که از جدّ خود آموخته بودند، نسل به نسل منتقل می‌کردند. امام صادق می‌فرماید: ثواب زیارت امام حسین(ع) برابر با ثواب یک حجّ و یک عمره و دو ماه اعتکاف در مسجد الحرام است.[بحار الانوار، علامه مجلسی،ج۱۰۱،ص۷۱]که در واقع همین حدیث، اهمیت و جایگاه بالای اعتکاف را نشان می‌دهد؛ به گونه ایی که می‌شود ثواب آن را با ثواب زیارت امام حسین(ع) مقایسه کرد.

اعتکاف، ظرفی پرپیمانه

اعتکاف، یعنی وقوف، تنها برای خدا و به قصد قربت. اصل، وقوف است و ماندن در مسجد؛ اما،دل‌های مؤمن طاقت نمی آورد که تنها بنشیند و به کاری و عبادتی مشغول نشود. اعتکاف، فرصت چند روزه ایی است که انسان در اختیار دارد تا شیرینی عبادت دیگر را نیز بچشد؛ شیرینی نماز خالص در محضر خدا، شیرینی روزه و لب به دنیا نزدن،شیرینی ادعیه ایی که چنان پله‌های یک نردبان، موجب وصل بنده به پروردگارند.

اعتکاف، فصل خود سازی

حضور پیوسته در عرصه اجتماع و کار و تلاش عملی،رفته رفته، روحیه عملگرایی را در انسان تقویت می‌کند؛ ولی از سویی،چه بسا انسان را از درون تهی کند؛ تا آنجا که چیزی جز عمل بیشتر نیندیشد. شخص عملگرا و عمل زده، حتی فرصت نمییابد نتایج کارها و تلاش‌های خود را هم به درستی ارزیابی کند.اعتکاف در مسجد، برای یک مسلمان،فرصتی است تا او به فراخور توان و مشاغل اجتماعی اش، هر چند گاه برای مدّتی از جامعه و مردم منقطع شود و به درون روی آورد. اعتکاف کننده در فضای روحانی مسجد و دوران اعتکاف، فرصتی می‌یابد با سعود خویش،هر چه بیشتر انس بگیرد و پیوندش را با مبداءِِِهستی استوار نماید. اعتکاف، زمینه مناسبی است تا اسان به کاوش درباره انگیزه‌ها و روحیات خویش بپردازد ودر راستای رفع نقص و تکامل آن بکوشد. از دیگر کارهایی که تلاش برای برپایی اعتکاف و برنامه‌های همانند آنرا دو چندان می‌کند،نقش مهم و کارسازی است که این گونه مراسم عبادی و معنوی در رویایی با نفوذ فرهنگ بیگانه ایفا می‌کند. فردی که در مراسم اعتکاف،طعم شیرین ایمان و انس با خداوند را می‌چشد، به مرور زمان، لذّت های مادی و شهوانی در دیدگانش حقیر و بی ارزش می‌شود و به آسانی در گرداب فساد و باورهای ضدّ دینی گرفتار نمی شود. سه روز کامل، در دریای عشق و عبادت الهی غوطه ور شدن وامساک از هر گونه مسائل دنیوی و خلوت با خداوند متعال، نیرویی شگرف در انسان پدید می‌آورد که می‌تواند سپر مقاومی در برابر تهاجمات بیگانگان ظاهری و باطنی باشد،به شرط آن که انسان از این نیرو محافظت کند و در مواقعی که باید، آنرا به کارگیرد.مراسمی چون اعتکاف، از آن جا که پیامی عملی و درسی عبرت آمیز برای مردم است، حضور مؤمنان در مسجد، حقیقت نوعی دعوت به خداپرستی و دین مداری است و برای آنان که از روز مرگی‌ها خسته شده‌اند وبه دنبال گوشه خلوتی در این دنیا می‌گردند تا به خود و کرده‌های خود بیاندیشند، معرفی الگوی خوبی به شمار می‌آید. اعتکاف، این جمله را در ذهن تداعی می‌کند که یک عمر خوردیم و خوابیدیم تنها برای دل خودمان؛ حالا فقط سه روز نخوردیم و نخوابیدیم فقط برای خود خدا….

اعتکاف و خلوت با خدا در ادیان پیشین

می توان گفت: اعتکاف،از عبادت‌های ویژه دین اسلام نیست، بلکه در ادیان دیگر نیز وجود داشته و در اسلام، استمرار یافته است.برخی از آیات قرآن هم از ریشه دار بودن اعتکاف در ادیان گذشته خبر می‌دهند. خداوند متعال می‌فرماید: به ابراهیم و اسمعیل توصیه نمودیم تا خانه ام را برای طوافکنندگان،معتکفان و نماز گزاران،تطهیر کنند.»[بقره:۱۲۵]  چنان چه لفظ «عالکین» را به معنای معتکفین تفسیر کنیم، از این آیه استفاده می‌شود که در زمان حضرت ابراهیم ع و اسماعیل ع نیز عبادتی به نام «اعتکاف» وجود داشته و پیروان دین حنیف، گرداگرد کعبه، معتکف می‌شده‌اند. از قرآن مجید هم چنین، استفاده می‌شود کرد که حضرت مریم(س) آن گاه که افختار ملاقات با فرشته الهی نایل آمد،از مردم بریده بوده و در خلوت به سر می‌برده است. علامه طباطبایی در المیزان، ذیل آیه ۱۶و۱۷ سوره مریم، آورده است:« گویا مقصود از دوری مریم از خودم، بریدن از آنان و روی آوردن به اعتکاف برای عبادت بوده است.» حتی برخی از روایات اهل سنّت نشان می‌دهد که در دوران جاهلیّت هم، عملی به عنوان اعتکاف،در میان مردم،رایج بوده است. علامه حلّی در کتاب«تذکرة الفقهاءِ» به مشروعیت اعتکاف در ادیان پیشین تصریح کرده است. حضرت موسی(ع) باآن که مسئوولیت سنگین رهبری و هدایت امت رابر دوش داشت،برای مدت زمانی، آنان را رها کرد وبرای خلوت کردن با محبوب خویش به خلوتگاه کوه طور شتافت. او در پاسخ به پرسش خداوند که فرمود: چرا قوم خود را رها کردی و با شتاب به سوی ما شتافتی؟ عرض کرد: پروردگارا به سوی تو آمدم تا از من راضی شوی. [طه.۸۳_۸۴]

احیا گران سنّت اعتکاف در ایران

سیر اعتکاف در ایران، دارای فراز و نشیب بوده و در هر عصری که عالمان دینی آن، به اعتکاف اهمیّت داده‌اند، مردم مسلمان هم از آن ها پیروی کرده و به اعتکاف بها داده‌اند. در عصر صفوی، در سایه تلاش‌های دو عالم بزرگ ان زمان،شیخ بهایی(۹۵۳_۱۰۳۰ه ق)و شیخ لطف الله میسی عاملی اصفهانی(متوفای۱۰۳۲_۱۰۳۳ه ق)، اعتکاف رونق خاصّی در شهرهای ایران به ویژه قزوین و اصفهان یافته است. آثار تلاش‌های این دو عالم بزرگ بویژه شیخ لطف الله در راستای بر پایی اعتکاف، تا مدت‌ها باقی مانده است. کوشش های فراوان شیخ لطف الله در زمینه اعتکاف با عکس العمل منفی برخی ار معاصرانش روبه رو می‌شود. آنان شبهاتی پیرامون اقدامات شیخ مطرح کردند. شیخ به تدوین رساله ایی عربی و با نام«رساله ماءِ الحیاة و صافی الفرات فی رفع التوهّمات و دفع واهی الشّبهات» دست می‌زدند که از ان به «رساله الاعتکافیة» یاد می‌شود. شیخ در این رساله آورده است: من پیرو آثار پیامبرص و عترت پاک اویم و در گفتار و کردار،دنباله رو آن ها هستم. یکی از سنّت‌های اسلامی که نزد همگان اعم از شیعه و سنی معروف و مشهور است، اعتکاف است. برپایی آن به ویژه در دهه آخر ماه مبارک رمضان، یک عبادت است. من به این سنّت اسلامی در همه جا و به ویژه در قزوین و اصفهان، عمل کردم و برادران دینی را نسبت به برپا داشتن آن تشویق نمودم، تااین که به یاری خداوند، اعتکاف به صورت سنّتی رایج و زنده در آمد و حسنه ایی جاریه در میان اهل ایمان شد.

در شهر قم، پرچم دار اعتکاف، مرحوم میرزا محمّد بروجردی(۱۳۰۰_۱۳۸۹ه ق) بوده‌اند که از ملازمان و کارپردازان آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی،مؤسس حوزه علمیه قم به شمار می‌روند. او این کار بزرگ را در زمانی انجام داد که رضا خان، شرایطی بسیار دشوار برای روحانیّت و حوزه‌های علمیه فراهم آورده بود.یکی از شاگردان آیت الله العظمی بروجردی و علامه طباطبایی درباره همّت مرحوم میرزا محمّد بروجردی می‌فرماید: «ایشان زمانی به تنهایی در مسجد امام حسن عسگری ع معتکف می‌شدند و هیچ کس دیگری با وی نبود. بعدها دوستان دیگری نیز به این جمع پیوستند و به فضل الهی،اعتکاف عمومی شد. در سال‌های انقلاب، مراسم اعتکاف، قدری رنگ و بوی سیاسی هم به خود گرفته بود؛ زیرا در اعتکاف، از شخصیت‌های انقلابی و طرف دار امام خمینی(قدّس سرّه) شیخ آیت الله میرزا علی مشکینی دعوت می‌شد. در سخنرانی‌ها گاه مطالبی علیه رژیم پهلوی مطرح می‌شد و معتکفان برای امام خمینی(ره) که در آن زمان، از سوی رژیم، به نجف اشرف تبعید شده بود، دعایی کردند که این برای رژیم،بسیار نا خوشایند بود.»[۱۶۳]

آثار اخروی اعتکاف

– آمرزش گناهان: توبه در حال اعتکاف،موجب جلب رضا و غفران الهی و ورود در صف نیکان است. زیرا خداوند در سوره زمر،(آیه ۵۳) می‌فرماید: بگو ای بندگان من، ای کسانی که بر نفس‌های خویش اسراف نمودید! مأیوس از رحمت خدا نشوید؛ به راستی که خداوند، همه گناهان را می‌بخشاید و به راستی که او غفور و رحیم است. در کتاب جامع الصغیر(ج۲،ص۵۷۵) هم آمده است: «مَن اِعتَکَفَ ایماناً و احَساناً غُفِرَ لَهُ ما تَقَدَّم مِن ذَنبه؛ اعتکاف از روی ایمان و یقین، موجب مغفرت انسان می شود.

– نزدیکی به خدا: اعتکاف موجب رسیدن به قرب الهی است،یعنی همان فلاح و رستگاری که انسان به وسیله عبادت، آن را می‌جوید.

– جلب محبت خدا: یکی از آثار برجسته اعتکاف، بهره مندی از محبّت خداوند تبارک و تعالی است. آنان که ایمان آورده‌اند، به شدّت دوستدار خدا هستند.(بقره: ۱۶۵)

آثار دنیوی اعتکاف

– تقویت اراده: از آثار حتمی اعتکاف در زندگی فردی انسان، تقویت اراده آدمی است. کسی که مدّتی به رغم خواست درونی خویش، خود را در محلّی حبس و از بسیاری از امور چون حرف زدن در غیر امور عبادی که به طور طبیعی، تمایل به آن ها دارد پرهیز نماید، خود به خود تمرینی است برای اجتناب از بسیاری خواهش‌های نفسانی دیگر برخورداری انسان از اراده قوی، نه تنها در مسائل اخلاقی و دینی بسیار مهمّ است، بلکه نقش آن در امور روز مرّه هم بر کسی پوشیده نیست. مرد باید که در کشاکش دهر /سنگ زیرین آسیا باشد.

– انس با معنویت: در پرتو اعمالی چون اعتکاف، کم کم ارتباط روانی خاصّی بین انسان و مسجد، قرآن،نماز، نماز شب و ادعیه به وجود می‌آید؛ به گونه ایی که انسان مشتاق ارتباط با این امور شده و دوری از آن ها برایش سخت می‌شود. انسان معتکف، تلاش می‌کند محیط پیرامون زندگی اش را به گونه ایی ترتیب دهد که بتواند از ارتباط با خدا، بیش ترین بهره را ببرد؛ لذا دوری از غفلت را جوهر کار خویش قرار می‌دهد و همه چیز اطراف او به گونه ایی، نشان دهنده معبود او خواهد بود

– تواضع و فروتنی: اگر انسان بتواند در طول اعتکاف، خود را به دروازه‌های مهرفت الهی برساند و خود را در دایره بی کران هستی، کوچک ببیند، غرور از او رخت بر می‌بندد و در برابر همه نوع خود، دیگر تکبر نمی ورزد؛ بلکه فروتنی را پیشه خود خواهد ساخت.

– کاهش جرم و فساد: به عقیده جرم شناسان اجتماعی، سبط و گسترش مسائل معنوی در جامعه، موجب پائین آمدن سطح جرم و فساد خواهد شد و اعتکاف، از آنجا که یک عبادت چند بعدی است، تاثیر بسزایی در این امر دارد.

– آشنایی و بر قراری ارتباط دوستانه: حضور چند روزه مؤمنین در مسجد، مجالی است که آن ها همدیگر را بشناسند و از آثار برادری اسلامی برخوردار شوند. بسیاری از معتکفین، دوستان خوب خود را از میان همراهان خود در مسجد یافته‌اند؛ کسانی که در دوستی خود با خدا، ثابت قدمند، به یقین دوستان خوبی برای شما خواهند بود. غریبه آشنا /به تیپ و قیافه اش نمی آمد اهل اینجور کارها باشد. بر عکس بقیّه هم نه رحل قرآن جلویش گذاشته بود و نه جا نمازی مقابلش پهن بود. زانوانش را بغل گرفته بود. خیره خیره چراغ سبز بالای محراب را تماشا می‌کرد. پرسیدم:چطوری اخوی؟ بالا بالا سیر می‌کنی…!به خودش آمد. کمی خودش را جمع و جور کرد و گفت:آره واقعاً…. بعد ادامه داد: وقتی دلم می‌گرفت یا بلد بودم به دور و بری هایم غرغر کنم یا بروم توی اتاق و موسیقی را تا درجه آخر، بلند کنم و خودم را بزنم به بی خیالی. گاهی هم با بچه‌ها می رفتیم پارک وخیابان گردی و این جور حرف‌ها… ولی راستش هیچ کدام، آرامم نمی کرد. بدتر انگار گره کور مرا، کورتر می‌کرد. اما اینجا….. کنار این همه آدمی که از خود بی خود شدنشان هم یک جورهایی آخر هوشیاری است، احساس می‌کنم سبک شده ام. احساس می‌کنم مقدّس شده ام. احساس می‌کنم تازه آن کسی را که بهش می‌گفتند« خدا»، دارم می‌شناسم. دارم می‌بینم. بعد سرش را انداخت پایین. لحظه ایی توی فکر رفت و گفت:«به هیچ کس نگفتم این سه روز کجا می‌روم. اصلاً نمی دانستم باید با خودم چی بیاورم.همین طوری دست خالی آمدم.»گفتم: «همین دست خالی بودنت به همه چیز می‌ارزه.» داشتم خلوتش را خراب می‌کردم. تسبیح تربتم را توی دستانش جا گذاشتم و رفتم…

چند نکته:

– روزهای ۱۳،۱۴،۱۵ رجب«ایّام‌البیض» است.

–  داعیه‌دار اعتکاف در شهر قم مرحوم میرزا محمّد بروجردی بود.

–  ارکان مهمّ اعتکاف؛ نیت، سه روز توقّف در مسجد جامع شهر و روزه در هر سه روز است.

–  در روزهایی که روزه در آن ها حرام است، مثل؛ عید فطر، عید قربان و … اعتکاف،جایز نیست.

–  ثواب زیارت امام حسین ع با ثواب یک حجّ و یک عمره و دو ماه اعتکاف در مسجد الحرام قابل مقایسه است.

–  شیخ لطف الله میسی عاملی اصفهانی؛ در زمان شاه عباس اول سنّت فراموش شده اعتکاف را به ایران آورد.

–  چراغ راه«دانشجویان مؤمن و انقلابی ما، می‌توانند با گسترش فرهنگ عمیق اسلامی، جهان خود را در دانشگاهه به بهترین وجه انجام دهند. توجه به دین و اقبال عباداتی مانند: نمازهای جماعت و مراسم دعا واعتکاف بسیار خوب است. اما دایره تاثیر و مدت محدودی دارد. بنا براین، برای گسترش این دایره و نیز اثر گذاشتن بر دلهایاهل تحقیق، انجام کار عمیق و عملی،یک ضرورت است. … دیدیم جوانان، حتّی جوانان دانشجو، اعتکاف می‌کنند و تعداد اعتکاف کنندگان، زیاد بود. بنا براین جوانان ما به معنویّت توجّه کرده اند. ***

اعتکاف در ادب فارسی

در حلقه درویش ندیدم صفایی

در صومعه از او نشنیدم ندایی

در مدرسه از دوست نخواندیم کتابی

در مأذنه از یار ندیدیم صدایی

در جمع کتب، هیچ حجابی ندریدیم

در درس صحف، راه نبردیم به جایی

در بتکده، عمری به بطالت گذراندیم

در جمع حریفان،نه دوایی و نه دایی**

در جرگةعشاق روم تا که بیابم

از گلشن دلدار، نسیمی، ردپایی

این ما و منی، جمله ز عقل است و عقال است

در خلوت مستان، نه منی هست و نه مایی

امام خمینی(ره)

کتابستان

« اثرات و برکات اعتکاف»، معصومه حیدری؛ ناشرمؤلف.

« حکمت عبادت»، آیةالله جوادی آملی، مرکز نشر اسرار.

« اعتکاف، سنّتی محمّدی»، رحیم نوبهار، مؤ سسه عمران مساجد.

« اعتکاف، تطهیر صحیفه اعمال»، واحد تحقیقات مسجد مقدّس جمکران.

« اعتکاف، ره توشه سالکان»، سید مهدی شمس الدین، انتشارات قدس.

« اعتکاف در خلوت انس»، سیّد حمید محمود زاده حسینی، انتشارات قدس.

«اعتکاف، سیاحتی عرفانی و ضیافتی رحمانی» محمّد حسن مؤیدی، انتشارات آفرند.

« با راهیان کوی دوست، اعتکاف»، مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما و مؤ سسه فرهنگی طه.

پی نوشت ها:

* یا مساجد چهار گانه معروف

** دردی

*** رهبر معظّم انقلاب، آیة الله خامنه‌ای، از مجموعه حاظرات مؤسسه عمران مساجد،آبان ۱۳۷۷ و روزنامه جمهوری اسلامی،۱۶/۵/۷۸٫

منبع:

اشارات:: تیر ۱۳۸۷، شماره ۱۱۰٫

باکس شناور "همچنین ببنید"

ماه عجیب

ماه عجیب

ماه ذیحجّه، ماه عجیبی است؛ ماه دعا، ماه مناجات، ماه یادآوری میقات پروردگار با پیامبر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه + 1 =