خانه / مناسبت ها / قمری / درخواست معارف بلند در لیالی قدر

درخواست معارف بلند در لیالی قدر

درخواست, معارف, بلند, لیالی, قدر لیالی پر بركت قدر یك قدر جامع و مشتركی دارند و یك ویژگی مربوط به هر كدام از این شب ها. آن قدر جامع و مشترك بین شب های قدر یعنی نوزدهم و بیست و یكم و بیست و سوّم ماه مبارك رمضان این است كه محتمل است ظرف نزول قرآن باشند و تقدیر امور سالانه به وسیله فرشته ها بر ولی عصر (أرواحنا فداه) نازل می شود و مانند آن. احتمال ثواب درباره هر كدام از این ۳ شب مطرح است. عمده آن است كه به این نكته عنایت كنیم كه لیله قدر نه مخصوص زمان پیامبر (ص) بود كه بعد از آن حضرت نباشد و نه مخصوص زمان آن حضرت بود كه قبل از وجود مبارك آن حضرت هم نباشد؛ اینچنین نیست. تقدیر امور سالانه به وسیله اراده ازلی خدای سبحان در هر سالی نشأت می گیرد. برای هر امتی امور سالانه شان مقدّر می شود كه: انّا كلّ شیء خلقناه بقدر(۱)، و مقدّرات سالانه مردم آن عصر به حضور وليّ آن عصر می رسد، از آدم تا خاتم اولیاء و اوصیاء وجود مبارك ولی عصر (أرواحنا فداه). بنابراین لیله قدر به این معنا،هم سابقه دارد هم لاح قه،هم قبل از زمان حضرت بود و هم بعد از زمان حضرت. امّا خصیصه ای كه مربوط به زمان رسول گرامی (ص) است، آن است كه حقیقت قرآن كه قول ثقیل است، در این زمان نازل شده. زمان نزول وحی باعث بركت آن زمان می شود. سرزمین نزول وحی باعث بركت آن زمین می شود. اگر مكه كه حرم خدا و سرزمین وحی است از قداستی برخوردار است، به پاس نزول وحی الهی است و اگر زمان قدر و لیله قدر از حرمت ویژه ای برخوردار است، برای آن است كه وحی الهی در آن زمان نازل شده و اگر كسی بتواند لیله قدر را در سرزمین وحی ادراك كند، او جامع ب ین الفضیلتین است. عمده آن است كه قرآن در لیله قدر نازل شد و به بركت نزول قرآن، مقدّرات امور، امور سالانه در شب قدر تدوین و تنظیم می شود و آن هم نازل می شود به ولی آن عصر.

ویژه‌نامه ماه‌ِرمضان« تجلّی» خدای سبحان در نزول قرآن كریم: عمده آن است كه ما مسأله نزول قرآن را و همچنین نزول مقدّرات را به نحو تجافی تلقّی نكنیم، به نحو تجلّی بدانیم. بیان نورانی امیر مؤمنان (ع) در نهج البلاغه این است كه: فتجلّی لهم سبحانه فی کتابه، مِن غیر أن یکونوا رأوه، بِمَا أراهم مِن قدرته (۲). خدای سبحان در این قرآن برای بندگانش تجلّی كرده است، ولی مردم جلوه حق را نمی بینند. قرآن را خدا نازل كرد به نحو  «تجلّی»، باران را نازل كرد به نحو (تجافی). قطرات باران كه نازل می شود، اوّلاً از مقام دنا فتدلّی(۳) و امثال ذلك نیست، در همین فاصله های چند متری متكوّن می شود، بعد فرو می ریزد. پس ریشه مقام قرب ندارد، این یك. و به نحو تجافی است، یعنی خدای سبحان قطرات باران را به زمین می اندازد؛ این دو. ولی حقیقت قرآن ریشه ای در لدی اللّهی دارد، در مقام دنا فتدلّی حضور و ظهور دارد و خدای سبحان قرآن را به نحو تجلّی، یعنی آویختن نازل كرده است، نه انداختن؛ این دو. خداوند قرآن را به زمین نینداخت، بلكه به زمین آویخت. این حبل متین یك طرفش به دست خداست، یك طرفش به دست بشر است به بركت اهل بیت (ع). این شب، یعنی شب نوزدهم مثلاً فرصت مناسبی است برای تمسّك به این حبل متین و از این حبل متین بهره بردن و بالا رفتن. این كتاب را خدا برای ما عربی مبین قرار داد: انّا جعلناه قرآناً عربيّاً لعلّكم تعقلون(۴)، وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ(۵). یعنی همین حبل متین كه خداوند آن را آویخت، نه انداخت؛ یك طرفش (عربی مبین). است، یك طرفش (عليّ حكیم). و شما در این لیالی قدر كه قرآن را بر سر می گذارید و به بركت ۱۴ معصوم به خدا سوگند می دهید؛ باید بكوشید كه از عربی مبین تا عليّ حكیم هر چه مقدور شماست، رشد كنید. هم از نظر معارف، هم از نظر اخلاق، هم از نظر احكام، هم از نظر حقوق؛ معرفتاً، یك؛ اعتقاداً، دو؛ تخلّقاً، سه؛ عملاً، چهار. این معنای ادراك لیله قدر و معنای قرآن به سر گذاری و معنای سوگند دادن خدا به حقّ قرآن و عترت طاهرین و به حقّ همه انبیاء و اولیاء و مؤمنانی است كه نام شریفشان در قرآن با مدح ستوده شده. مطلب مهمی كه مطرح است، این است كه گاهی لیله قدر را بر وجود مبارك صدیقه كبری (س) تطبیق می كنند.اگر در برخی از تعبیرها از حقیقت لیله قدر به عنوان فاطمه زهرا (س) یاد می شود، این همه مقام آن حضرت نیست ! زیرا آن حضرت همانند سائر معصومین خاندان عصمت و طهارت، ع دل قرآن است. اینها وقتی ع دل قرآن شدند، یقیناً بالاتر از لیله قدرند؛ زیرا به بركت قرآن، لیله قدر شرف پیدا كرده است. گرچه ممكن است هر موجودی از موجودات عالم طبیعت در مخزن الهی سبقه و س متی داشته باشد، ولی به هر تقدیر قرآن كریم از همه اینها برتر و بالاتر است؛ یعنی از همه این اشیائی كه در مخزن الهی سابقه ای دارند و اگر انسان كامل معادل قرآن كریم بود، به مراتب بالاتر از لیله قدر است. اگر تعبیری در برخی از نصوص از صاحب عصمت كبری، فاطمه زهرا به لیله قدر شده است، این گوشه ای از مقامات آن حضرت است ! آن حضرت ظرف و مظروف، هر دو را داراست. ع دل قرآن كریم است كه در لیله قدر تجلّی كرد و فرود آمد و آویخته شده و نه انداخته ! مهم آن است كه ما در این لیالی قدر كه قرآن بر سر می گذاریم و خدا را به خود قرآن و ۱۴ معصوم سوگند می دهیم، مقاماتی را از خدای سبحان طلب بكنیم. یكی از آن برجسته ترین مقامات آن است كه خدای سبحان به ما امر كرده است كه به رسول خدا (ص) تأسّی كنیم.تأسّی به وجود مبارك پیامبر، یعنی اقتداء كردن و آن حضرت را قدوه و امام و ا مام خود قرار دادن كه: لقد كان لكم فی رسول الله اسوة حسنه (۶)؛ این مطلب اوّل. كه ما نه تنها می توانیم، بلكه موظّفیم به آن حضرت تأسّی و اقتداء كنیم.

منشأ خیر كثیر بودن پیامبر (ص)، از مصادیق  كوثر: مطلب دوّم آن است كه آن حضرت از كوثر برخوردار است كه: انّا اعطیناك الكوثر(۷). برای «كوثر» مصادیق فراوانی ذكر كرده اند. یكی از آن برجسته ترین مصادیق همین حقیقت قرآن، نبوّت و امامت، داشتن عترت طاهرین و صدیقه كبری (ع) است. امّا یكی از مصادیق دیگر (كوثر) آن است كه وجود مبارك حضرت منشأ خیر كثیر است. هیچ احدی در مشرق و مغرب عالم به اندازه ثواب رسول خدا كار پر ثواب نكرده و نمی كند ! زیرا آن حضرت سنّتی گذاشت جاودانه و اسلام سنّت اوست. دعوت مردم به قرآن و عترت ،سنّت اوست و او این سنّت را به اذن خدا از طرف خدا در بین جوامع بشر منتشر كرده است. گرچه حاكم اصلی و حقیقی خداست، ولی سنّت گذار از طرف خدا و به اذن خدا وجود مبارك حضرت است كه اسلام سنّت اوست و دینی است كه او سنّت گذاری كرده است؛ این مطلب اوّل. مطلب دوّم كه پذیرفته شده همگان است این است كه: من سنّ سنّهً حسنه (۸)؛ اگر كسی سنّت حسنه ای از خود به یادگار گذاشت، هر كس كه به آن سنّت عمل بكند، معادل ثواب آن را صاحب آن سنّت می برد، بدون اینكه از عمل عمل كنندگان چیزی كم بشود.پس وجود مبارك رسول گرامی اصل این دین را از طرف خدا به عنوان سنّت طرح كرد، ثواب خاص خودش را دارد. خودش به این سنّت عارف بود، معتقد بود، متخلّق بود، دارای خلق عظیم و عامل بود و همه این ثواب ها را از طرف دیگر دارد و تا روز قیامت هر كسی كه جزء امت اوست یا جزء امت او نیست، ولی از سنّت او بهره برده و دارد عمل می كند و این عملش با حسن فعلی و فاعلی همراه بود كه با ثواب آمیخته باشد؛ هر كس تا روز قیامت به این دین عمل بكند، ثواب این عمل را همانطوری كه در نامه خود عامل می نویسند، در نامه وجود مبارك رسول گرامی (ص) می نویسند، حقیقتاً. حتّی آن عبادت معروف امیرمؤمنان، سيّد اولیاء و اوصیاء (ع) كه درباره او گفته شد: ضربه عليّ یوم الخندق تعدل عباده الثّقلین(۹)، آن ضربت حضرت در روز خندق معادل عبادت همه جن و انس است تا روز قیامت؛ ثواب آن ضربت را هم در نامه عمل رسول خدا می نویسند. چون خود علی بن أبیطالب گرچه در مقام نورانيّت اینها نور واحدند، گرچه در بخش های معنوی به منزله نفس واحدند، آنجا كثرتی در كار نیست تا یكی فاضل و دیگری مفضول باشد؛ امّا در نشئه انسانيّت، در نشئه كثرت، در عالم دنیا یكی پیامبر است و دیگری جانشین او ! وقتی كثرت محفوظ شد، تابع و متبوع محفوظ می شود. خود علی بن أبیطالب (ع) این عملی كه انجام داد، برابر سنّت رسول گرامی بود؛ طبق دستور آن حضرت و حكم آن حضرت به اذن خدا بود. پس خود حضرت امیر، ثواب این ضربت را می برد و معادل این ثواب در نامه عمل رسول خدا (ص) هم نوشته می شود،این می شود یكی از مصادیق «كوثر».

شیوه تأسی توده مردم و نخبگان به پیامبر (ص): ما موظّفیم به حضرت اقتداء كنیم. اقتدای به حضرت دو قسم است؛ توده مردم یك جور اقتداء می كنند، عالمان ربانی، محقّقان، مجتهدان، پژوهشگران، اندیشوران، فرهیختگان و نخبگان طرز دیگری اقتداء می كنند. یك مرجع تقلید می بینید فتوا می دهد، مقلّدان او عمل می كنند و بر فراز كرسی تدریس می نشیند، شاگردان او به او تأسی و اقتداء می كنند. این مرجع تقلید برای دیگران در حدّ یك صاحب فتوا معروف است، برای شاگردانش در حدّ مجتهد پرور و نخبه پرور مطرح است. هم افراد عادی به مجتهد تأسّی دارند، هم شاگردان بنام او؛ منتها شاگردان بنام او می كوشند كه رشته او را انتخاب بكنند، بشوند مجتهد و توده مردم فقط از فتوا استفاده می كنند. درباره وحی و نبوّت چون الله اعلم ح یث یجعل ر سالته (۹)، آن مقام به دست احدی نخواهد رسید و ممكن نیست. امّا سنّت گذاری چرا، كوثر یابی چرا ! ما می توانیم به جائی برسیم كه به كوثر راه یابیم، سنّتی بگذاریم كه آن سنّت فراگیر باشد، عدّه ای به آن عمل بكنند، ما در ثواب آنها سهیم باشیم؛ آنها به مقصدشان برسند و مقصود خویش را در مقصد بیابند. بنابراین نّا اعطیناك الكوثر برابر آن دعائی كه در صلوات شعبانیه مطرح است كه از خدای سبحان مسألت می كنیم: فاع نّا علی الا ست نان ب سنّت ه ف یه (۱۰)، خدایا ! ما را كمك بكن كه پیرو سنّت رسول خدا باشیم؛ مستنّ به سنّت او باشیم، چنانكه مشابه این در دعای زیارت امین الله هم مطرح است؛ همین است. ما می توانیم به آن حضرت ا ستنان كنیم، سنّت او را عمل بكنیم و صاحب كوثر بشویم. اگر كسی كار خوب، سنّت خوب، فكر خوب، نوآوری خوب، طرح خوب در نظام اسلامی اجراء كرده است كه دین و دنیای مردم با آن محفوظ می شود؛ این سنّت حسنه است و ثواب همه را او می برد، بدون اینكه در نامه عمل دیگران چیزی كم بشود ! و در مراسم قرآن به سر این معارف را در ذهن داشته باشیم تا ن شآء الله از فضل و فیض برتری برخوردار بشویم.

در مكتب امام: جنگ حق و باطل تا قیامت وجود دارد. جنگ ما جنگ حق و باطل بود. و (این جنگ) تمام شدنی نیست. جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ، از آدم تا ختم زندگی وجود دارد.(۹)

پیام گفتاری حضرت آیت الله جوادی آملی (دامت بركاته) به مناسبت شبهای نوزدهم و بیست و یكم ماه مبارك رمضان ؛ دماوند ـ مرداد ۱۳۹۰

ر ک به:

  1. قَدْر
  2. الهی
  3. راه انس
  4. شب قدر
  5. دعاونیایش
  6. اُنْسْ‌ با قرآن
  7. اعمال ماه‌ِرمضان
  8. ماه دعا و مُناجات
  9. راه های انس با خدا
  10. شب هاي قدر را قدر بدانيم
  11. نیایش در پر رمز و رازترین شب
  12. درخواست معارف بلند در لیالی قدر

پی نوشت ها:

  • ۱٫ قمر/ آیه ۴۹
  • ۲٫ نهج البلاغه/ خ ۱۴۷ ـ (الغایه من البعثه).
  • ۳٫ نجم/ ۸
  • ۴ و ۵٫ زخرف/ ۳ و ۴
  • ۶٫ احزاب/ ۲۱
  • ۷٫ كوثر/ ۱
  • ۸٫ بحار الأنوار/ ۹۷/ ۷
  • ۹٫ صحیفه نور ـ ج ۲۱ ـ ص ۹۴

باکس شناور "همچنین ببنید"

مژده

مژده

توجه! توجه! مشترک گرامی، مهلت استفاده شما از یک ماه سرویس هدیه الهی با رحمت …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *