خانه / گلزار ادب / کاریکلماتور / جمله ها و نكته ها

جمله ها و نكته ها

جمله, نكتهطوفان یعنی امتحان كردن ریشه درخت.

وقایع و حوادث تلخ در انتظار ما ننشسته اند، بلكه دائما با ما سر جنگ دارند و در حال ستیزند.

رمز موفقیت حریص بودن برای رسیدن به هدف است.

سختی های زندگی فقط برای یك دسته است؛ كسانی كه خدا دوست دارد بهتر و موفق تر شوند.

جای آنكه دعا كنیم خدا پاره سنگها را از جلوی پایمان بردارد دعا كنیم صخره سنگهایی را جلویمان بگذارد كه وقتی ازشان بالا می رویم افق بیشتری را ببینیم.

نادان نقطه قوت خود را می بیند و به آن می نازد در حالی كه دانا نقطه ضعف خود را می بیند و به آن می تازد.

نقاش تصویرش را با دستانش می كشد اما قبل آن با ذهنش خلق می كند.

تا وقتی كه دو پلكمان را روی هم گذاشته ایم چشم عقاب هم به كارمان نمی آید.

یك انسان می تواند یك ابر قهرمان شود اما یك انسان معمولی نمی تواند.

تو خود آن گل سرخی باش كه جای فكر كردن به «به دنیا آمده ام و چندی بعد پژمرده می شوم» به این بیندیش كه «به دنیا آمده ام و چندی فرصت دارم تا شكوفا شوم و دلی شاد كنم».

همان طور كه می توانیم یادبگیریم به خیلی چیزها بی جهت بخندیم همانطور هم باید بگیریم به خیلی چیزها بی جهت سكوت كنیم.

اگر می خواهیم در خانه ی گرمی بنشینیم كه سقفش هم چكه نمی كند باید سرما را به جان بخریم و برفها را پارو كنیم.

اگر برای پرواز كردن یك عمر هم وقت بگذاری از پشت بام خانه بپری و از دستهای خالی استفاده كنی نمی توانی؛ اما اگر یك روز وقت بگذاری و از ذهن پربار استفاده كنی شاید بتوانی.

«آرامگاه» یا «ناآرامگاه» بودن قبر را ما تعیین می كنیم نه سنگ تراش.

خدا بخاطر خراب شدن لانه مورچه ها مانع نزول باران نمی شود.

آیا طوری از خدا درخواست می كنیم كه انگار همین یك نیاز را داریم و بس؟

یك درخت تا وقتی در مقابل تند باد سرپاست كه مقاومت كند.

آدمی كه دنیا را فقط در چشمهای خودش می بیند وقتی چشمهایش را می بندد خورشید هم خاموش می شود.

ماهی اگر بخواهد در تنگ بلورین بزرگ شود یا عمرش كفاف نمی دهد یا خفه می شود.

ما در كارها خسته می شویم، دلسرد می شویم و می بریم؛ چون هنوز یاد نگرفته ایم كه كامیابی در كارها نیازمند پشتكار است.

حماقت است اگر نابكاری و نابلدی خودمان را پای تقدیر و حكمت بنویسیم.

بهتر است گاهی واقعا چشمهایمان را بشوییم.

با پشتكار شاید بتوانیم روزی موفق شویم اما با دلسردی هیچ روز نمی توانیم.

هر چقدر كه می خواهی برای مردم سكوت كن؛ خدا هرگز از صحبت كردن تو خسته نمی شود.

روزگارمان سیاه می شود؛ اگر خورشید ایمان غروب كند.

تلاش در راه موفقیت نمودی از خود موفقیت است. چون اوضاع هر لحظه بهتر می شود و هدف سهل الوصول تر.

سربالایی های زندگی تند و لغزنده اند و سختی های زندگی مثل سنگ خارا. چرا این سنگها را روی سربالایی ها نمی چسبانیم تا راه پله ای داشته باشیم و راحت تر بالا رویم.

بزرگ شدن اتفاق نمی افتد تا وقتی كه در طفولیت گیر كرده ایم.

تاریك ترین بخش زندگی ما آن بخش است كه آماده ایم چیزی نیاموزیم.

انسان یك بار از مادرش زاده می شود و هزار بار از عقاید و افكارش.

بهتر است هر چند وقت یك بار سفره دلمان را پهن كنیم و با خداوند ترتیب یك مهمانی خصوصی دو نفره را دهیم. حرف دلمان را بگوییمش و برای گره هایمان چاره از او بخواهیم.

مرگ كارت دعوتی كه مجلسش را خودمان ترتیب داده ایم. مجلس غم یا شادی.

شاید اگر دشمنی نادان دوست مان شود، دوست خردمندی شود اما اگر دوستی خردمند دشمن مان شود، دشمن نادانی نمی شود.

ما انسانها موجودات بسیار خوش شانسی هستیم كه می توانیم در زندگی هدفی تعیین كنیم و برای رسیدن به آن حتی با خود زندگی هم بجنگیم.

باید به راه خود ایمان بیاوریم، وقتی كه آرام آرام به سمت هدفمان گام بر می داریم.

پرتو افشانی ماه در سیاهی شب است كه نشان می دهد هنوز خورشید زنده است.

قلب اراده تا وقتی در كالبد ما می تپد كه مشكلاتی سر راهمان باشد و اراده ای برای عبور از آنها.

تمام صبوری هایی كه در توجیه شكستمان خرج كرده ایم اشتباه بوده؛ ما برای پیروزی نیازمند چیزهای مهمتری هستیم.

خورشید كه باشی ابرها فقط می توانند چهره تو را پنهان كنند اما هم نور تو به زمین می رسد و هم جایی دیگر كه نور تو را از آنجا هم می شود دید.

وقتی روزهای نو در انتظار ما هستند باید با اندیشه های نو به سراغشان رویم.

شیرها وقتی موش می شوند كه بخواهند چیزی بجز سلطان بودن را تجربه كنند.

ما دلتنگ هم می شویم چون دلمان برای هم تنگ می شود اما دلتنگ موفقیت نمی شویم چون دلمان برای موفق شدن تنگ نمی شود.

دوستی، قصه شمع و پروانه نیست كه یكی بسوزد و دیگری آب شود. دوستی، قصه هزار چشمه جوشان است كه قلیان می كنند و در كنار هم دریا می شوند.

آینده پدیده ای ست كه ستون فقرات آن تجربه است.

اغلب ما روحی تغییر ناپذیر و نفوذ ناپذیر داریم اما فراموش كرده ایم وقتی كه می شكنیم و خرد می شویم راحت تر می توانیم به شكل دلخواه در آییم.

كودكان هم می توانند از تپه ای بالا روند، رسیدن به قله های مرتفع و سخت است كه مرد می خواهد.

ما تا وقتی به ذهنمان مدیون هستیم كه آن را جست وجوگر بار نیاوریم؛ نه اینكه هر چه در عالم است در آن فرو كنیم. ما به ذهنمان بدهكاریم كه آن را برای آموختن آماده نگه داریم.

ترس از شكست را بیشتر از شیرینی پیروزی یاد می كنیم، به تلخی شكست بیشتر از تجربه بودن شكست تكیه داده ایم و توجیه مان برای شكست از برنامه ریزی مان برای پیروزی بیشتر است. این است داستان یك ذهن منجمد.

هر چه با سرعت بیشتری سقوط كنیم زودتر به زیر كشیده می شویم و هر چه با سرعت كمتری صعود كنیم دیرتر به اوج می رسیم.

یك چیز خداوند به آن عظمت را ما می سازیم. و آن هم نحوه برخوردش است.

تا وقتی كه وعده نوح نبی را به ما نداده اند بهتر است مراقب باشیم كجا كشتی می سازیم.

جلال فیروزی

باکس شناور "همچنین ببنید"

عمران صلاحی

طنز، روی مردم را باز می کند. پدر سالار، کودکِ بی کودکی است. آدم پرخور، …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *