خانه / گلزار ادب / دل نوشته ها / احساست را، خودت انتخاب كن

احساست را، خودت انتخاب كن

احساست, خودت, انتخاب, كنچه قدر به احساسات خود توجه می‌كنید؟ چه قدر برای شما مهم است دلایل احساس‌هایتان را بدانید؟ آیا تا به حال خواسته‌اید یكی از احساس‌هایتان را تغییر بدهید؟ خوب است بدانیم كه احساسات به این راحتی‌ها از بین نمی‌روند؛ هر چند كه شاید خود ما در نگه‌داری‌شان هیچ نقشی نداشته باشیم ـ‌ مثلاً هیچ كدام از ما با دست خود، احساساتش را توی انبار خانه یا توی كمد لباس‌ها نگه‌داری نمی‌كند ـ‌ اما حقیقت این است كه آن‌ها دور از چشم ما به زندگی خود ادامه می‌دهند.

ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، در طول روز دچار احساسات مختلفی می‌شویم؛ احساس دوست داشتن، احساس ناراحتی، احساس تنها بودن، احساس اعتماد به نفس، احساس خشم، احساس شادی و هزارها احساس دیگر. احساسات آدم آن قدر زیاد است كه اگر از جنس ماده بودند، در دنیا جایی برای نگه‌داری آن‌ها باقی نمی‌ماند. هر چند كه به نظر می‌رسد آن‌ها بعد از به وجود آمدن، زود از بین می‌روند، اما همگی یك جایی توی ذهن، به طور مخفیانه جا خوش می‌كنند و منتظر می‌مانند تا در هر فرصتی وارد زندگی ما بشوند و كنترل زندگی ما را در اختیار بگیرند. مثلاً وقتی كه عصبانی می‌شویم، یا زمانی كه احساس شادی می‌كنیم؛ آن عصبانیت و خوشحالی، هر یك در گوشه‌ای از ذهن ما به زندگی خود ادامه می‌دهند.

این احساس‌ها، شاید اولین بار كه به وجود می‌آیند، ضعیف به نظر برسند؛ اما بعد از گذشت چند وقت آن‌قدر قوی می‌شوند كه به راحتی می‌توانند فكر، رفتار و شخصیت ما را به طرز مخصوصی دربیاورند؛ مثلاً بعضی‌ها بدون این‌كه بخواهند، بیشتر اوقات عصبانی می‌شوند، بعضی‌ها هم هستند كه در بدترین شرایط از كوره در نمی‌روند.

پس باید حواسمان باشد، تا جایی كه می‌توانیم از احساس‌های منفی پرهیز كنیم. مثلاً: حتی اگر دلیل كافی برای عصبانی شدن داریم، سعی كنیم عصبانی نشویم؛ زیرا اگر چند بار این كار را تكرار كنیم، كم كم این احساس از احساس‌های دیگرمان قدرتمندتر می‌شود و به تدریج باعث می‌شود كه شخصیتی پرخاشگر پیدا كنیم. آن وقت حتی در موقعیت‌هایی كه نیازی به عصبانی شدن نیست هم عصبانی می‌شویم و در واقع دیگر ما نیستیم كه تصمیم می‌گیریم چه احساسی داشته باشیم، بلكه خود آن احساس است كه به طور خودكار وارد عمل می‌شود و واكنش ما را تعیین می‌كند. احساسات ما آن‌قدر تأثیرگذار هستند كه می‌توانند سرنوشت ما را رقم بزنند. آدمی كه احساسات درست و به موقعی از خود نشان می‌دهد؛ فكر و رفتارش هم درست خواهد بود و آدمی كه احساسات غلط و نابه‌جایی دارد؛ فكر و رفتارش هم غلط و نابه‌جاست.

پس برای این‌كه بتوانیم كنترل فكرها و رفتارهای خودمان را در اختیار داشته باشیم، باید یاد بگیریم كه به هر احساسی اجازه ندهیم بدون تصمیم خود ما، در ما ایجاد بشود. برای همین، قبل از این‌كه دچار احساسی بشویم، لازم است كه خودمان تعیین كنیم كدام احساس در ما به وجود بیاید؛ به عبارت دیگر ببینیم كه دوست داریم شخصیت‌مان را كدام دسته از احساسات شكل بدهند. اگر این طور بشود، احساسات ما همیشه در كنترل‌مان قرار می‌گیرند و هیچ وقت نمی‌توانند بدون اجازه‌ی ما به زندگی خودشان ادامه بدهند، لذا نباید گول این را بخوریم كه احساسات گذرا هستند، مثلاً بگوییم: «خوب، بعد از این‌كه عصبانی می‌شویم، دوباره خوشحال می‌شویم.»

پس بهتر است با خودمان روراست باشیم و نگاهی به احساساتمان بیندازیم؛ تا احساس‌های نادرستی را كه در طولانی مدت نسبت به آدم‌ها، محیط و امور مختلف پیدا كرده‌ایم؛ اصلاح كنیم و احساس‌های مناسب‌تری را به جای آن‌ها در خودمان ایجاد نماییم.

حسین مراد نژاد

منبع:

یاران امین – جوان / تیر ماه ۱۳۹۰ / شماره ۶۹

باکس شناور "همچنین ببنید"

معلم‌

معلم‌

معلم‌ها دودسته‌اند: آرایش‌گران و پیرایش‌گران. آرایش‌گران بر تو می‌افزایند؛ بر دانشِ تو، بر معلوماتت، حتی …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *