خانه / گلزار ادب / شعر / ابر خاكستری رنگ …

ابر خاكستری رنگ …

باز بر هر كجا سایه انداخت

ابر خاكستری رنگ زیبا

برف می بارد آرام آرام

بر سر جنگل و كوه و صحرا

ابر, خاكستری, رنگ
می فشارند با شادمانی

ابرها یكدیگر را در آغوش

می كشد زوزه گرگی گرسنه

پشت آن كوه پر برف و خاموش

بر تمام ده كوچك ما

برف سنگین و سختی نشسته

خواهر كوچك من مریض است

مادرم غصه دار است و خسته

شهر دور است از روستامان

خواهرم همچنان مانده تبدار

باز دیشب نخوابیده مادر

بوده او تا دم صبح بیدار

آه ای ابر؛ ای ابر برفی

از سر روستامان گذركن

آی قوی سفید زمستان

بال بگشا از این جا سفر كن

 

سیداحمد میرزاده

باکس شناور "همچنین ببنید"

سرحلقه رندان

سرحلقه رندان

بیا با ما مَوَرز این کینه‌داری که حقّ صحبت دیرینه داری نصیحت‌گوش‌کن کاین در بسی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *