چهارشنبه , ۲۳ آبان ۱۳۹۷

اقوام

اقوام, نژادهای, ایرانایران کشوری است که از اقوام گوناگونی تشکیل شده است.(۱) در زیر به برخی از مهمّ ترین این اقوام اشاره می‌شود. لازم به ذکر است که خود این اقوام  نیز در مواردی به شاخه‌های مختلفی تقسیم می‌شوند.

تُرکْمَن‌ها«Turkman»: قومی سفید‌پوست که از نژاد اقوام ترک هستند. آن‌ها در آسیای میانه، تُرکْمَنستان و شمال غربی ایران ساکنند.(۲) تُرکْمَن‌ها طايفه اي از طوايف ايران که بيش تر در گرگان و در منطقه تُرکْمَن‌ صحرا(جلگه واقع در شرق استان مازندران و شمال استان خراسان و در همسایگی جمهوری تُرکْمَنستان) زندگی می کنند. به لحاظ تاریخی در نتیجه قراردادی که برای تعیین مرز بین المللی بین ایران و شوروی سابق توسّط حاکمان وقت ایران و روسیه به امضاء رسید، تعداد زیادی از تُرکْمَن‌ها در داخل مرز ایران ماندند. در آن قرارداد رودخانه اترک به عنوان مرز مشترک دو کشور تعیین گردید.

کُردها«Kurds»: قومی‌ آریایی که در نواحی غربی ایران، عراق، ترکیه، و سوریه به سر می‌برند و به طوایف بسیار تقسیم می‌شوند.(۳) آن‌ها از اقوام ساکن خاورمیانه‌ هستند که در غرب آسیا و در بخش غربی فلات ایران زندگی می‌کنند. کردستان به منطقه‌ای تعریف‌شده به صورت تقریبی از نظر جغرافیایی و فرهنگی گفته می‌شود که بیشتر ساکنین آن کُرد هستند و فرهنگ، زبان و ملیت کُردی در آن به صورت تاریخی بنا شده‌است. کُردها به زبان‌ کردی، از شاخه غربی زبان‌های ایرانی سخن می‌گویند. کُردها در ناحیه گسترده ای در خاور میانه پراکنده اند، از شرق ترکیه(که ۱۰میلیون کُرد در آن ساکنند) گرفته تا شمال شرقی عراق و از قسمت هایی در مرز سوریه تا مناطق غرب و شمال غرب کشور ایران.  به علت این که آمارگیری دقیقی از جمعیت کُردها انجام نگرفته تمام آمارهای ارائه شده تخمینی هستند. بنا به برآوردهای غیررسمی جمعیت و مساحت این منطقه ۲۰میلیون نفر در ۲۰۰۳در محیطی به وسعت ۱۹۰۰۰۰کیلومترمربع است. کُردی که اکثر کُردها در(ترکیه، ایران، عراق و سوریه) با آن صحبت می‌کنند زبان ادبی و نیمه رسمی به شمار می‌رود و در کشور عراق از زمان اشغال قوای انگلیس تا کنون در مدارس تدریس می‌شود خود به دو بخش تقسیم می‌شود:

  1. کرمانجی شمالی(کرمانجی)(۴)
  2. کرمانجی جنوبی(سورانی، سۆرانی، Soranî)(۵)

کرمانجی شمالی(به کردی: Kurmancî)  گویش کردهای شمال خراسان، ناحیه مرزی ایران و ترکیه، آناتولی شرقی و شمال عراق است. از لحاظ جمعیتی اکثر کُردها با یکی از دو لهجه فوق صحبت می‌کنند. سایر گویش های کُردی عبارتند از گویش‌ زازا که در قسمت کوچکی از کردستان ترکیه بدان تکلم می‌شود و گویش‌های اورامی، ایلامی، کرمانشاهی، کلهری، کلیایی، پیروندی، لکی، فیلی(و یا پهلی) که در کردستان ایران تکلم می‌شوند. از لحاظ مذهبی اکثریت کُردها مسلمان(و اهل‌سنت) هستند. در استان‌های کرمانشاهان، ایلام و بخش اعظم لرستان ایران نیز جمعیت قابل ملاحظه‌ کُرد شیعه‌ زندگی می‌کنند. البته در بین کُردها نزدیک به ۵۰هزار خانوار و شاید بشتر یزیدیانی هستند علاوه بر این گروهی نیز که به یارسانیا سلسله اهل حق معروفند در بین کُردها هستند و بقیه‌ کُردها مسیحی یا یهودی هستند. سوران کردستانی(۴بهمن ۱۳۳۴سنندج-۳۰فروردین ۱۳۹۲تبریز) محقق، ایران‌شناس، نویسنده، مورّخ و شاعر معاصر کُرد ایرانی بود.

بلوچ‌ها«Baloch or Baluch people»: بلوچ نام یکی از اقوام خاورمیانه در ایران و پاکستان و افغانستان است.(۶) مردم بلوچ‌تبار در جنوب شرقی ایران و شرق پاکستان ساکنند. زبان بلوچی یکی از زبان‌های ایرانی شاخه شمال غربی است. بلوچ ها، که نامشان در لغت به معنای آواره است، از معدود نژادهای ایرانی اند که عمدتا شیوه زندگی نیمه بادیه نشینی خود را حفظ کرده اند. بیابان‌های وسیع و بسیار کم جمعیت که منتها الیه جنوب شرقی ایران و نواحی دور افتاده غرب پاکستان را در بر می گیرد، سکونت گاه طبیعی بلوچ هاست. بلوچ‌ها سوارکاران ماهر و چابکی هستند و مسابقات شتردوانی آن‌ها بسیار مشهور است. بَلوچـِستان منطقه‌ای است در بخش جنوب شرقی فلات ایران، که از کویر کرمان در شرق بم و کوه‌های بشاگرد تا مرزهای غربی سند و پنجاب را در بر می‌گیرد.

بختیاری‌ها«Bakhtiari people»: بختیاری نام یکی از قوم‌های بزرگ لر ایران معروف به لر بزرگ است که در زاگرس میانی سکونت دارند.(لر کوچک نیز نقریباً ساکنین لرستان و ایلام امروزی هستند) مناطق دورافتاده استان چهار محال و بختیاری و خوزستان سکونت گاه اکثر مردم بختیاری است. ولی امروزه تعداد بسیار زیادی از آن‌ها در روستاها و شهرهای ساکن شده اند. گویش بختیاری یکی از گویش‌های پارسی‌تبار یعنی از دسته جنوب غربی زبان‌های ایرانی است. گویش‌ها و زبان‌های پارسی‌تبار عبارت‌اند از: فارسی، لری، بختیاری، لارستانی، و کومزاری. برخی از زبانشناسان، بختیاری را زیرشاخه‌ای از لری به شمار می‌آورند و برخی آن را شاخه‌ای جدا می‌دانند. یکی از اقوامی که در کنار بختیاری‌ها هویت جداگانه ای کسب کرده اند عرب های کمری هستند. این اصطلاح را در مورد عرب‌هایی به کار می برند که در مجاورت بختیاری‌ها زندگی می‌کنند و با ایشان وصلت کرده‌اند؛ لذا از نظر رسم و رسوم و زبان و… اشتراکات زیادی با بختیاری‌ها پیدا کرده‌اند. اما در اصل بختیاری نیستند. در حقیقت عرب کمری‌ها اعرابی هستند که در اصطلاحً در کوه و کمر زندگی می‌کنند و وجه تسمیه ایشان نیز همین است. زبان ایشان در اصل عربی است که به عربی عراق بیشتر نزدیک است تا اعراب خوزستان و به مرور زمان با گویش بختیاری ترکیب شده است و در اصطلاحتی مخصوص به خود پیدا کرده است طوری که فهم آن هم برای اعراب و هم برای بختیاری‌ها ممکن نیست. ایل بختیاری از مقتدرترین ایلات جنوب ایران است که نقش بسزایی در تحوّلات تاریخ ایران ایفا کرده است.

قشقایی‌ها«Qashqai»: قشقائی یکی از دو ایل بزرگ ایران است(ایل بزرگ دیگر بختیاری است.) بیشتر ایل قشقایی در  استان فارس ساکن هستند. بسیاری از آن‌ها هنوز بصورت سیار در فصول مختلف سال از ییلاق به قشلاق کوچ می کنند. قشقایی‌ها ترک تبار هستند. یكی از مناطق مهمّ عشایری ایران، استان فارس می باشد و بزرگترین ایل ایران(ایل قشقایی) با شش طایفه در فارس به كوچ روی ادامه می دهند. علاوه بر ایل قشقایی، ایل خمسه و  ایل محسنی و همچنین طوایف كوچكتری به زندگی عشایری خود در فارس ادامه می دهند. ایل قشقائى یکى از ایلات مهمّ ترک زبان ایران است. قشقائى‌ها در دوره‌هاى مختلف به ‌تدریج به این سرزمین کوچیده و در آن ساکن شده‌اند. در بررسی ایلات و عشایر ایران این نکته نیز اهمیت دارد که عشایر ترک‌زبان در سراسر ایران پراکنده هستند. این مساله بویژه با حکومت سلجوقیان، مغولان، تیموریان و صفویه شدت یافت. قشقائی‌ها شیعه جعفری هستند و به آداب و رسوم خود علاقه‌مندند. زبان قشقائی‌ها ترکی قشقائی آمیخته به فارسی است و همه آن‌ها فارسی را خوب می‌دانند و به آن به آسانی سخن می‌گویند. جمعیت ایل قشقائی نزدیک به ۳۰ هزار خانوار یعنی ۱۵۰ هزار نفر است. سازمان ایل قشقائی به ترتیب از فرد تا ایل به صورت زیر است: نفر. خانوار . ایشوم . تیره – طایفه . ایل. هر طایفه از چندین تیره و هر تیره از چندین«ایشوم» و هر چند ایشوم از چند خانوار تشکیل شده است.

لرها«Lurs people»: لرها از نژاد آریایی آمیخته با قوم کاشی یا کاسیت هستند. در طول تاریخ گروه‌هایی از اعراب و ترک‌ها نیز با لرها اختلاط نژادی پیدا کردند ولی در مجموع اصالت نژادی آن‌ها دست نخورده باقی مانده است. لرها که دو درصد جمعیت کشورمان را تشکیل می دهند، عمدتا در استانهای لرستان و کرمانشاه و تا حدودی همدان ساکنند.

پارسی‌ها(‌فارس‌ها‌)«Persian people»: بیش از ۶۵% از جمعیت ایران از نژاد فارس(پارس) هستند. فارس‌ها‌ از اعقاب نژاد ایلامی  یا آریایی هستند که در هزاره دوم پیش از میلاد در فلات میانی ساکن شدند و نام پارس(‌پرشیا‌) را برای ایران برگزیدند. فارسی‌زبانان ایران ترکیبی از اقوام مختلف ایران باستان هستند. فارسی‌زبانان، افزون بر ایران در افغانستان، تاجیکستان، سمرقند در ازبکستان نیز وجود دارند. فارسی‌زبانان در ایران بزرگ‌ترین گروه زبانی به‌ شمار می‌آیند. زیرا طی چند دهه اخیر میلیون‌ها مهاجری که از مناطق زبانی دیگر به تدریج به استان تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران مرکزی آمده‌اند و زبان فارسی زبان اول یا تنها زبان نسل دوم یا سوم آن‌ها گشته، درصد فارسی ‌زبانان ایران را تا درجه زیادی بالا برده است. فارسی، پارسی،(نام قدیمی: پارسی دری) زبانی است که در کشورهای ایران، افغانستان، تاجیکستان، و ازبکستان به آن سخن رانده‌ می‌شود. زبان فارسی از خانوادهٔ زبان‌های هندو اروپایی است. نیاکان این زبان زبان‌های پارسی میانه(پهلوی) و پارسی باستان هستند. در این زبان البته در ایران ۳۲ حرف وجود دارد که به مجموع آن‌ها الفبا گفته می‌شود.

اعراب(عرب‌ها)«Arabs»:۴ درصد(۲/۵میلیون نفر) جمعیت ایران عرب تبار هستند که بیش تر آن‌ها در استان خوزستان و جزایر خلیج فارس سکنا گزیده اند. اکثر عرب های ایران هنوز به زبان عربی تکلّم می کنند. آغاز کوچ عرب‌ها به خوزستان از پیش از اسلام در دوران ساسانیان بوده است. البته پس از اسلام نیز قبایل عرب در پی لشکریان فاتح، به سوی کشورهای گشوده شده از جمله مناطقی از ایران کوچ کردند که در خوزستان به علت وجود اعراب پیش از اسلام، پس از اسلام نیز قبایل و عشایر بسیاری به این منطقه آمدند. البته امروزه جمعیت عرب‌های خوزستان نسبت به اقوام فارسی‌زبان(بختیاری ها، شوشتری و دزفولی‌ها) در اقلیت قرار دارند.

آذری‌ها: آذربایجان نام منطقه‌ای جغرافیایی است در شمال غرب ایران شامل استان های آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و اردبیل. این منطقه سکونت‌گاه اصلی آذری های ایران است. ترک‌های آذری بزرگترین اقلیت قومی ایران و تشکیل دهنده ۲۵ درصد کل جمعیت ایرانند. هر چند عمده ترک‌ها در استانهای آذربایجان شرقی، غربی و اردبیل زندگی می کنند اما شمار انبوهی از آن‌ها در سایر استانهای کشور ساکنند.

ارامنه و یهودیان: شمار مردم ارمنی‌تبار در جهان پیرامون ۹میلیون نفر برآورد شده‌ است که از این میان حدود ۳میلیون نفر از ایشان در جمهوری ارمنستان زندگی می‌کنند و بقیه در بسیاری از کشورهای جهان پراکنده‌اند و بین ۴۰۰الی ۵۰۰هزار نفرشان در ایران ساکن هستند. ارامنه و یهودیان در نقاط مختلف شهری ایران زندگی می کنند. شمار زیادی از ارامنه در تهران و اصفهان ساکنند. یهودیان ایران نیز قدمتی ۲۵۰۰ساله دارند. ولی بعد از ۱۳۵۷ تعداد اندکی از آن‌ها در ایران ماندگار شدند که عمدتا در چهار شهر تهران، همدان، اصفهان و شیراز باقی مانده اند.

آشوریان: بر اساس شواهد و مدارک موجود، آشوری‌ها، قرن‌ها در ایران سکونت داشته‌اند، لیکن نمی‌توان تاریخ دقیق ورود آن‌ها را به ایران مشخص کرد. برخی از این‌ مهاجرت‌ها در زمان تیگلات پلسر اول(۱۰۱۵-۱۰۷۷ق‌.م‌) امپراتوری آشور، سناخریب‌، سرحدون و آشور بنی‌پال، شاپور اول(خسرو انوشیروان‌)، خسرو پرویز، خلافت عمر  یکی از خلفای راشدین‌  و بالاخره در سال‌های اولیه جنگ جهانی اول پس از کشتار عظیم ارامنه و آشوری‌های ترکیه‌ توسط ترکان عثمانی بوده اند. به طور کلی می‌توان گفت که اسکان آشوری‌ها در ایران با تاریخ این سرزمین عجین بوده است‌. واقعیت این است که آشوری‌ها پس از سقوط امپراتوری در بین‌النهرین‌، جزئی از ملت ایران شده و با مردم این سرزمین سرنوشت مشترک پیدا کرده‌اند.

آشوری‌ها خود به فرقه‌های مختلفی تقسیم می‌شوند. فرق مذهبی آشوری‌ها عبارت است از  کلیسای شرق آشوری‌، کلیسای کاتولیک(کلدانی آشوری‌)، کلیسای انجیلی آشوری‌، کلیسای جماعت خدا یا برادران آشوری(پنطیکاستی‌) در حال حاضر تدریس زبان آشوری‌، در مدارس اختصاصی آشوریان ایران و برپایی مراسم و آیین‌های دینی و مذهبی در کلیساهای چهارگانه آشوری به موجب قانون اساسی ایران آزاد است و انجام می‌شود. همچنین آشوریان ایران در مجلس شورای اسلامی دارای یک نماینده هستند که این نماینده صاحب اختیاراتی همانند ۲۹۰ نماینده دیگر مجلس است. ایل‌ها:

عمارلو خراسان: عمارلو نام یکی از ایل‌های کُرد کرمانج است که مرکز ایشان دشت ماروش Maarus یا ماروسک Maaruzsk در شهرستان نیشابور می‌‌باشد. بنا به کتاب حرکت تاریخی کُرد به خراسان نوشته کلیم الله توحدی، آن‌ها را شاه عباس صفوی به این جا آورده و در زمان نادر شاه افشار گروهی ازایشان را به فرماندهی ولی خان عمارلو به استان گیلان و شهرستان رودبار آورده شدند تا در برابر قوای روس مدافع خاک ایران باشند. عده‌ای نیز بر این باورند که ایشان از اقوام آماردAamaard هستند که زمانی تمدن مارلیک را در کرانه سپیدرود بنیان نهادند. نام قدیمی عمارلو خورگام بوده است. فرزندان ولی خان عمارلو امروزه خوانین جیرنده می‌‌باشند و دو خانواده زند Zand و مهرابی Mehraabi را تشکیل می‌‌دهند. به این ترتیب این ایل هم اکنون در شهرستان طارم(استان زنجان) و بخش عمارلوی شهرستان رودبار در استان گیلان نیز وجود دارند.

تالش(تولش/Tolış): نام قومی است که در شمال غرب گیلان و و در بخش جنوبی جمهوری آذربایجان و استان اردبیل(عنبران نمین) ساکن هستند و به زبان تالشی گویش می کنند.(۷) بخش جنوبی سرزمین تالِش در استان گیلان و اردبیل در شمال ایران واقع است. این منطقه از سمت شمال به جمهوری آذربایجان، از سمت جنوب و جنوب‌شرق به شهرستان فومن، از سمت شرق به دریای خزر و از سمت غرب به استان اردبیل محدود شده‌است. مردم تالش را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد:

  1. مردم یکجانشین که در روستاها و شهرها زندگی می‌کنند و پیشه‌شان کشاورزی است و به آن‌ها “تالش” می‌گویند.
  2. ساکنان مناطق کوهستانی که پیشه آن‌ها دامداری است و در اصطلاح “گالش” نامیده می‌شوند.

زبان تالشی از زبان های شمال‌غربی ایرانی است که هم ریشه با زبان های کرانه خزر هم چون گیلکی و مازندرانی است ولی با آن‌ها تفاوت دارد. امیر تالشی پسر امیرحسن جلایر(امیر حسن چوپانی) و نوه ٔ امیر چوپان است. در سال ۷۲۵هَ.ق، ابوسعید حکومت فارس و کرمان و عراق را به وی سپرد. امیر تالش در هرجا جماعتی از گردنکشان و راهزنان را بکشت و رعبی عظیم از وی در دل مردم جای گرفت و سپس حکومت را به ملک شرف الدین شاه محمود اینجو داد که به حمایت و نیابت او حکومت کند و چون امیرچوپان گرفتار شد، پسر بزرگ او امیرحسن با پسرش امیر تالش به خوارزم گریخته در عداد امرای پادشاه ازبک درآمدند و امیر تالش در آن جا در ۷۲۷ هَ.ق(۱۳۲۷م) درگذشت.(۸)

محمّدرضا عابدی

پانویس:

  1. اقوام: [اَق ْ](ع اِ) ج ِ قَوْم.(منتهی الارب، اقرب الموارد و ناظم الاطباء) به معنی؛ گروه مردم، خاندان، خویشاوندان و فرقه ها و گروه ها و طایفه ها.(ناظم الاطباء) قوم: [ق َ](ع اِ) گروه مردان و زنان معاً یا به خصوص گروه مردان و از این معنی است قول خدای تعالی: لایسخر قوم من قوم.(قرآن ۱۱/۴۹) قول خدای تعالی: و لا نساء من نساء.(قرآن ۱۱/۴۹) یا زنان به تبعیت مردان داخل قومند مذکر و مؤنث هر دو آید و از ابن باب است قول خدای تعالی: کذب به قومک.(قرآن ۶۶/۶) و کذبت قبلهم قوم نوح.(قرآن ۴۲/۲۲)(از منتهی الارب) جماعت مردان به خصوص و گویند زنان نیز به تبعیت داخل می شوند و به این نام نامیده شدند از آن جهت که به کارهای بزرگ و مهم قیام کنند. ج؛ اقوام، اقاوم، اقاویم، اقائم.(از اقرب الموارد)  قوم فیل؛ اشاره به اصحاب الفیل است.(برهان)
  2. تُرکْمَن‌های  دیگر کشورها: تُرکْمَن‌های عراق(به ترکی استانبولی: Irak Türkmenleri/Irak Türkleri) که هم چنین ترک‌های عراق یا عراقی‌های ترک نامیده می‌شوند، یک گروه قومی در عراق از شاخه ترک‌های آناتولی به‌طور عمده سکونت‌گاه آن‌ها در شمال عراق، و دارای روابط نزدیک فرهنگی و زبانی با ترکیه هستند. تُرکْمَنستان(به تُرکْمَنی: Türkmenistan) کشوری در آسیای میانه است. این کشور تا ۱۹۹۱با نام جمهوری شورایی تُرکْمَنستان از جمهوری‌های تشکیل دهندهٔ اتحاد شوروی بود. تُرکْمَن‌های افغانستان گروهی از ترک‌های اغوز هستند که زیاده در شمال، شمال غربی و در جنوب افغانستان حیات بسر می‌برند. تُرکْمَن‌ها(به تُرکْمَنی:Türkmenler، تورکمنلر) یکی از اقوام ترک‌تبار آسیای میانه هستند که عمدتاً در تُرکْمَنستان، شمال غرب افغانستان و شمال‌شرق ایران سکونت دارند. تُرکْمَن‌های ایران: تُرکَمَن‌های ایران(به تُرکْمَنی: Eýran Türkmenleri)عمدتاً در کنارهای شرقی دریای خزر شامل بخش‌های شمالی و شرقی استان گلستان و در بخش‌هایی از خراسان موسوم به تُرکْمَن‌‌صحرا سکونت دارند.
  3. کُردها در ایران، به آن دسته از مردم کشور ایران گفته می‌شود که از قومیت کُرد هستند و به زبان کُردی به عنوان زبان مادری صحبت می‌کنند. کردهای خراسان بخشی از مردم کُرد ایران‌اند که پراکنش آن‌ها در منطقه شمال خراسان بزرگ است که این منطقه با نام کردخانه شناخته می‌شود. کردهای خراسان بخشی از مردم کُرد ایران‌اند که پراکنش آن‌ها در منطقه شمال خراسان بزرگ است که این منطقه با نام کردخانه شناخته می‌شود. قومی ایرانی و آریایی که در ایران غربی و ترکیه و عراق سکونت دارند. شماره ٔ آن‌ها را امروز میان ۲ تا ۳ میلیون حدس زده اند. علاوه بر نقاط مذکور در خراسان، آسیای صغیر، کیلیکیا و سوریه ٔ شمالی سکونت دارند.(از حاشیه ٔ برهان، چ معین) توسعاً به مناسبت چادرنشینی این طایفه به طور مطلق بر چادرنشینان اطلاق می شود. بدوی. به قول حمزه ٔ اصفهانی ایرانیان قدیم(فرس) دیلمیان را اکراد طبرستان می نامیدند و اعراب را کردان سورستان می خواندند.(فرهنگ فارسی معین) از اسناد بسیار قدیمی که حاوی ذکر طوایف ناحیه ٔ زاگرس است آثار سارگن پادشاه مقتدر آگاد را باید شمرد. این پادشاه از ۲۵۳۰ تا ۲۴۷۵قَ.م بر آگاد(جنوب بین النهرین ) سلطنت کُرد و به جنگ اهالی زاگرس رفت، نواحی کازالو در مشرق دجله و بدره فعلی را که آن زمان درِ می نامیدند فتح کُرد و این فتح راه او را به سوی ایلام و لرستان و کردستان گشود. از طوایف مهم این ناحیه که نامشان در کتیبه آمده است لولوبی ها یا لولوها هستند که آن‌ها را اجداد لرها شمرده اند ودر زهاب و شهرزور و سلیمانیه مسکن داشتند. نام این طایفه در کتیبه ٔ نام راسین که در حدود ۲۵۰۰قَ.م نوشته شده آمده است . دیگر طایفه ٔ گوتی ها هستند که به بین النهرین حمله بردند و این نخستین هجومی است که تاریخ آسیای غربی قدیم ذکر آن را باقی گذارده است . گوتی هاطبق فهرستهای دبیران بابلی ۱۲۴ سال در بین النهرین سلطنت کردند و آخرین پادشاه این طایفه به نام تیریگان به دست اوتون لِگال پادشاه سومر از پای درآمد. کاسی ها پس از دو طایفه ٔ مذکور از طوایف بزرگ و مشهور کوهستان زاگرس هستند. نام این قوم تا عهد پیدا شدن یونانیان باقی بود و مورخان یونان اسم آن‌ها را کیسیان و کوسیان ذکر کرده اند و در تاریخ فارسی قدیم بنام قوم کوش مشهور است . کاسی ها نیز بابل را بتدریج تصرف کردندتا در ۱۷۴۹قَ.م گاندش پادشاه کاسی دولت بابل را منقرض کرد. آشوری ها کوشش بسیار برای تصرف سرزمین زاگرس کردند و آشور نازیرپال(۸۶۰-۸۸۵قَ.م) پادشاه مقتدرآشور قسمت مهمی از این سرزمین را تصرف کُرد و در زمان شلمنصر در ۸۲۹قَ.م سرداران آشور در مانائی جنوب دریاچه ٔ ارومیه و پاسوا در مغرب آن فتوحاتی کردند. پادشاه آشور شمسی اداد، نامی از ماد میبرد و از عبارات سالنامه ٔ آشوریان پیدا است که ماد بسیار آبادان بوده است . سناخریب پادشاه آشور در کتیبه ٔ خود از انهزام قوم کاسی سخن گفته است . از اواخر هزاره ٔ دومقَ.م تعداد مهاجرین مادی و پارسی رو به افزایش نهاد و در قرن هفتمقَ.م همه ٔ قلعه ها و دیه های این ناحیه به دست این اقوام مهاجر افتاد و زاگرس آریائی نشین شد. در جزء این طوایف مورخان یونان از قومی به نام کورتی یادکرده اند و نیز طوایف دیگری بوده اند که نامشان قریب به همین نام است و در همه ٔ آن‌ها ریشه ٔ «ک ر د» وجود دارد و در زمانهای بعد همه را به نام اکراد ذکر کرده اند و با بومیان آمیخته اند و از آن‌ها نامی نمانده است . در میان این طوایف بعضی همان بومیان عتیقند مثل عشیره قردو و تموریخ و الخویتیه در بلوک خویت(ساسون ) و اورطایه(الارطان ) بعضی طایفه ٔ ممقانی را از نژاد مامیکونیهای ارمنستان میشمارند. در قرن بیستم میلادی تحقیق محققان به آنجا رسید که در میان اکراد طبقه ٔ ایرانی دیگر هم هست به نام گوران – زازا که غیر از کُرد هستند. مشروح ترین شرح از عهد قدیم درباره ٔ کردان روایت کزنفون است که کردان را مردمی سلحشور و سرزمین آن‌ها را کوهستانی صعب العبور دانسته است . پس از آن استرابون جای آن‌ها را در کشور پهناور ماد ذکر کرده و آن‌ها را کورتی نامیده است . طبق روایات مورخان قدیم و شاهنامه ٔ فردوسی، دسته های بسیاری از کردان در فارس سکونت داشته اند، از آنجمله است طایفه ٔ شبانکاره . هنگام ظهور اردشیر بابکان یکی از رؤسای این طایفه به نام جوزهر شهر استخر را دردست داشت و ساسان از خاندان کردان بازرنگی که طایفه ای از شبانکاره بودند زنی خواست و بابک از او به وجود آمد. در تاریخ سیستان نیز از کثرت کردان در فارس سخن رفته است . پس از اسلام عیاض بن غنم در سال ۱۸هَ.ققسمتی از کردستان را فتح کُرد و پس از آن عتبةبن فرقة السلمی به کردستان آمد و خلقی بسیار از کردان کشته شدند. قیس بن سلمة الاشجعی نیز به ناحیه ٔ لرستان رفت و با اکراد ماسبذان و صیمره بجنگ پرداخت و در ۲۵هَ.ق مکرر طوایف کُرد در فارس و خوزستان برای دفع عرب شوریدند. در عهد امویان و زمان حجاج طوایف کُرد بر سراسر فارس مستولی شدند و حجاح عمروبن هانی العبسی رابه جنگ آن‌ها فرستاد. در حکومت عباسیان شورش های بسیار از اکراد در تواریخ آمده است و هارون الرشید فرزند خود مهدی را برای سرکوبی اکراد به حکومت کردستان و آذربایجان و ولایات غربی فرستاد. در سال های ۲۸۱ و ۲۹۳هَ.ق کردان موصل که موسوم به اکراد هذبانیه بودندانقلاب کردند و با لشکر مکتفی باللّه که به یاری عبداﷲبن حمدان، ملقب به ابوالهیجا حاکم موصل آمده بود نبرد کردند. اکراد در آذربایجان با مرزبان دیلمی و پس از آن با دیلمیان در نزاع بودند و بعد از آن نیز با قوم مهاجم غز که به ری و همدان و آذربایجان و ارمنستان و دیاربکر و موصل حمله بردند به مقابله برخاستند.پس از هجوم سلجوقیان و غلبه ٔ الب ارسلان بر قیصر روم همه ٔ خاک کردستان در قلمرو سلجوقیان درآمد. سلجوقیان این ناحیه را از ولایت جبال جدا کردند و کردستان خواندند. فتح بغداد به دست هلاکو راه را برای سپاهیان مغول از کردستان بازکرد و قسمتی از شهرهای آن‌ها را هلاکو غارت کرد، اما چون پادشاهان مغول اسلام آوردند کُردها به آن‌ها نزدیک شدند. امیر تیمور هنگام هجوم مدتی با کردان جنگید و در ۸۰۳هَ.ق که به آذربایجان می رفت از آن‌ها چشم زخمی سخت دید، اما در زمان شاهرخ کردان از در اطاعت درآمدند و او را مساعدت کردند. صفویان به کردستان توجه خاص داشتند و کردان صفویان را در برابر عثمانیان یاری کردند و مثلاً عشایر مکری از ارکان زورمند لشکر ایران بودند و در اردوگاه شاه عباس مقامی خاص داشتند و هرچند عثمانیان کوشیدند که این طایفه را بر ضد صفویان برانگیزند توفیقی نیافتند.(از کتاب کُرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او) ایلات کُرد بطور مطلق عبارتند از: بتیوانی در شمال غربی مندلیج، هماوندی در شمال غربی خانقین، داودی در شمال کفری، شکاک در شمال سلیمانیه، دودائی در جنوب و جنوب غربی سنجاق کوی، ترخانی در حدود راوندوز، کل فرخی مابین دهرک وزاخو، اردلانی در حدود کردستان ایران، گرماج در کرکوک و سلیمانیه و شهرزور و ساوجبلاغ و مکری و بانه(این طایفه را بابان هم گویند)، گوران در کرمانشاه، لک در کلیائی کرمانشاه و همدان و کردستان و اسپاهان، مافی و نانکلی در کوهستان راوندوز و ساوجبلاغ مکری(این طایفه را به حکم شاه عباس کوچاندند و در ری و شهریار و حدود قزوین مسکن دادند)، کُرد در موصل و حلب، و لولو در زنگار. ایلات کُرد ایران در حدود ۶۰تیره و طایفه اند که از آذربایجان تا لرستان پراکنده اند.(از جغرافیای سیاسی کیهان، صص ۵۷-۶۳) کُرد بلوچستان: (اِخ) طایفه ای از طوایف ناحیه ٔ سرحدی بلوچستان.(از جغرافیای سیاسی، کیهان، ص ۹۶) مرکب از صد خانوارند و در حدود شمال خاش مسکن دارند و زبانشان بلوچی است.(از یادداشت مؤلف) کردهای دیگر کشورها: کردهای ترکیه: کُردها در کشور ترکیه گروهی از ترکیب جمعیتی این کشور را تشکیل می‌دهند. کردهای ترکیه در استان‌های زیادی از شرق، جنوب شرقی(کردستان ترکیه) و حتی مرکز ترکیه مستقر هستند. کردهای جمهوری آذربایجان: کردهای جمهوری آذربایجان(به کردی: Kurdên Azirbaycanê) به ساکنان کردتبار جمهوری آذربایجان(شوروی سابق) گفته می‌شود. کردستان عراق: کردستان عراق یا اقلیم کردستان(به کردی: هه‌رێمی کردستان، Herêmî Kurdistan)، یک منطقهٔ کوهستانی و خودمختار در بخش شمالی کشور عراق است. کردستان سوریه: کردستان سوریه(به کردی: Rojavayê Kurdistanê، رۆژاڤایێ کوردستانێ)(به فارسی: غرب کردستان) هم چنین شناخته شده با نام روژاوا، بخش کردنشین در شمال خاوری، شمال و شمال باختری سوریه می‌باشد که بخشی از استان‌های حسکه، رقه و حلب را در بر می‌گیرد. 
  4. کرمانجی: کرمانجی(به کردی: Kurmancî) که یکی از گویش‌های اصلی زبان‌های کُردی است. کِرْمانْشاهْ(آوا) (کردی: کرماشان) نهمین شهر پرجمعیت و از کلان‌شهرها و مرکز استان کرمانشاه است که دارای جمعیتی بالغ بر ۹۴۷٬۰۰۰نفر در سرشماری سال ۱۳۹۵ و مساحت ۹۳٬۳۸۹٬۹۵۶مترمربع است.
  5. سورانی یا کُردی مرکزی(سۆرانی، Soranî) از گویش‌ها/زبان‌های کُردی است. سورانی در بخش میانی مناطق کردنشین ایران و هم چنین در نیمهٔ جنوبی کردستان عراق صحبت می‌شود.
  6. اقوام بلوچ افغانستان از اقلیت های این کشور بوده در ولایات نیمروز قندهار به شکل پراکنده زندگی دارند. عده قلیل آن‌ها در سایر ولایات زیست دارند. بلوچی رخشانی از لهجه‌های زبان بلوچی می‌باشد، که این لهجه هم دارای چندین زیر لهجه می‌باشد، و توسط بلوچ‌های رخشانی و براهوی‌ها گویش می‌شود. بلوچ: [ب َ] (اِخ) طایفه ای در میان کرمان و سیستان، ولایت ایشان را بلوچستان گویند و در ملک کج و مکران و مگس و قلات و پامپور و کنار بحر سند سکونت دارند.(آنندراج) مردمانی اند میان این شهرها[بعض از شهرهای کرمان] نشسته بر صحرا و این مردمان بسیار بودند و پناخسرو ایشان را بکشت به حیلت های گوناگون.(حدود العالم) طایفه ای باشند چون اکراد و آن‌ها را بلادی وسیع باشدمیان فارس و کرمان در سفح جبال قفص(کوچ) و آن‌ها راشوکت و قوت و عدد بسیار باشد و قوم قفص(کوچ) که طایفه ای دیگرند با همه ٔ قوت از هیچ کس جز بلوچ بیم ندارند. بلوچ صاحبان نعمت و چادرهای موئین باشند و مردمان از بلوچ ایمنند راه نزنند و مردم نکشند و اذیت آن‌ها به کس نرسد برخلاف قفص.(از معجم البلدان ذیل بلوص) مردم این ناحیت را یونانی ها به علت سیاهی رنگ آن‌ها حبشی ماهیخوار می نامیدند.(یادداشت مرحوم دهخدا) قومی ایرانی صحرانشین و دلیر، ساکن بلوچستان. طوایف خارجی کمتر در آن ناحیه نفوذ کرده و ایشان همیشه در برابر بیگانگان مقاومت نموده اند. آن‌ها دارای لهجه ٔ خاصی هستند که به بلوچی معروف است.(فرهنگ فارسی معین) نام طوایفی چند که در بلوچستان ایران و نیز در سیستان و در سند و پنجاب، و هم چنین عده ٔ قلیلی از آن‌ها نزدیک مرو در ترکمنستان شوروی سکنی دارند. زبان آن‌هابلوچی است. بلوچ های ایران منقسم به چند طایفه است که بعضی منقسم بر چندین تیره می باشد. بلوچ ها ظاهراً مقارن با حمله ٔ سلجوقیان به کرمان از کرمان به ناحیه ٔمکران درآمدند. کرمان را مسلمانان بسال ۲۳هَ.ق فتح کردند و در کوه های کرمان با اقوام بیابان گردی به نام کوچ یا قُفص و بلوچ یا بلوص مواجه شدند. در دوره أمویان و عباسیان غارت گری بلوچ ها و کوچ ها از کرمان به سیستان و خراسان بسط یافت. ظاهراً عضدالدوله ٔدیلمی بسیاری از بلوچ ها را کشت، ولی دستبردهای آن‌ها ادامه یافت تا آن که محمود غزنوی پسرش مسعود را به جنگ با آن‌ها فرستاد، و وی بلوچ ها را در نزدیک خبیص مقهور نمود و کمی بعد مهاجرت آن‌ها به مکران آغاز گردید و این مهاجرت به طرف شرق ادامه یافت. بلوچ ها هیچ وقت مملکتی تشکیل ندادند، بلکه حکومت قبیله ای داشتند و رؤسای آن‌ها غالباً با هم در جنگ بودند.(از دائرة المعارف فارسی) رجوع به بلوچستان و بلوص شود.
  7. تالش(طالش)؛ نام کلی بر مناطقی است که وطن اصلی تالشان بوده و شامل سرزمین‌هایی است که تالشان بیشینه جمعیت را تشکیل می‌دهند و از لحاظ تاریخی و اجتماعی جزو سرزمین آن‌ها باشد. تالش: [ل ِ/ل َ] (اِخ) قومی باشند از مردم گیلان.(فرهنگ جهانگیری و برهان) (از آنندراج، انجمن آرا، فرهنگ رشیدی و فرهنگ نظام) گویند از اولاد«تالش» پسر یافث بن نوح بوده و آن‌ها را تیالشان می خوانده اند. ایرانی ها به رسم قدیم خودشان که الفاظ فارسی را با حروف عربی می نوشتند تالش را طالش هم می نویسند.(فرهنگ نظام) طایفه ای در گیلان و آذربایجان که یک قسم از فارسی دری تکلم می کنند و گویا زبان اهالی آذربایجان قبل از غلبه ٔ ترک همین زبان بوده، چنان که در هرزند به همین زبان تکلّم می نمایند.(ناظم الاطباء) محمّدمعین در حاشیه ٔ برهان قاطع آرد: «تالش به قول بعضی مبدّل و محرّف«کادوس» است و آن قومی بود که در زمان باستان بس انبوه بودند و در کوهستان شمالی ایران نشیمن داشتند و چون بارها به گردن کشی برخاستند و با پادشاهان هخامنشی از در نافرمانی درآمدند از این جا نام ایشان در تاریخ ها آمده و امروز مترجمان«کادوش» را که تلفظ صحیح آن است«کادوسی» نویسند. جایگاهی که برای کادوشان در تاریخ یاد کرده اند امروز منطبق با جایگاه تالشان می باشد. رجوع به مقالات کسروی، ج ۱، ص ۱۸۰ و نام های شهرها و دیها تألیف وی، دفتر یکم شود.(برهان، ج ۱، ص ۴۶۲، حاشیه ٔ ۵). رجوع به طالش و تالشان و تالوش شود. تالش: [ل ِ/ل َ] (اِخ) در قاموس ناحیه ای از اعمال گیلان.(فرهنگ رشیدی) و نام ولایت ایشان[مردم تالش] (آنندراج و انجمن آرا) بلوکی است از گیلان ایران.(فرهنگ نظام) روستایی است از اعمال جیلان(گیلان) (منتهی الارب) رجوع به نزهةالقلوب، حمداﷲ مستوفی، چ گای لیسترانج، ص ۱۸۰ و مرآت البلدان، ج ۱، ص ۳۳۷ و طالش و طوالش و تالشان شود. تالش دیگر کشورها: تالش شمالی یا تالش گُشتاسبی(گشتاسفی) بخش شمالی تالش و یک منطقه تالش‌نشین است که امروزه در جنوب شرقی جمهوری آذربایجان قرار دارد و از رایون‌های آستارا، لریک، لنکران، ماساللی و یاردیملی تشکیل شده‌است. در منابع اسلامی این منطقه را گشتاسفی می‌نامیدند.
  8. رجوع به تاریخ عصر حافظ، ص ۴، ۶، ۱۸، ۳۰ و ۳۱ و از سعدی تا جامی، ادوارد برون، ترجمه ٔ علی اصغر حکمت، ص ۱۸۹ و فارس نامه ٔ ناصری، در حوادث ۷۲۵هَ.ق شود.

منابع:

  1. درگاه ملی آمار
  2. مرکز علوم اسلامی
  3. دائرة المعارف فارسی
  4. دانشنامه جهان اسلام
  5. ایرنا – خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران
  6. ایرانشناسی، تنظیم از بهدا فرهنگ، سایت ایراس، ۱۴ اسفند ۱۳۸۵
  7. نزهةالقلوب، حمداﷲ مستوفی، به اهتمام و تصحیح چ گای لیسترانج
  8. اطلس جغرافیایی استان‌های ایران؛ تهران، مؤسسه گیتاشناسی،۱۳۸۳
  9. نرم افزار جغرافیای جهان اسلام، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی
  10. حدودالعالم من المشرق الی مغرب، به کوشش: منوچهر ستوده کتاب مجهول المؤلف، با نام فارسی کرانه‌های جهان، از خاور تا باختر از مهمّ ترین آثار منثور قرن چهارم هجری
  11. مرآة البُلْدَان یا مرآت بُلْدَانِ ناصری(به فارسی آینهٔ شهرها)، محمدحسن بن علی اعتمادالسلطان، با ت‍ص‍ح‍ی‍ح‍ات‌ و ح‍واش‍ی‌ و ف‍ه‍ارس‌ ب‍ه‌ ک‍وش‍ش‌: ع‍ب‍دال‍ح‍س‍ی‍ن‌ ن‍وائ‍ی‌ و م‍ی‍ره‍اش‍م‌ م‍ح‍دث، ت‍ه‍ران‌: دان‍ش‍گ‍اه‌ ت‍ه‍ران‌، م‍وس‍س‍ه‌ ان‍ت‍ش‍ارات‌ و چ‍اپ‌‏‫، ۱۳۶۷

باکس شناور "همچنین ببنید"

کشور قهوه

کشور قهوه

جمهوری فدراتیو برزیل، بزرگ‌ترین و پرجمعیّت‌ترین کشور آمریکای جنوبی است، پایتخت آن برازیلیا و زبان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 + 8 =