سه شنبه , ۳۰ مرداد ۱۳۹۷
خانه / دین شناسی / قرآن / خداوند، معلم اول بشریت

خداوند، معلم اول بشریت

خداوند, معلم, اول, بشریتبشر نیازمند تعلیم و تربیت است. این بدان معناست كه ظرفیت انسانی بی پایان است. البته موجودات دیگری را نیز می شناسیم كه قابل تربیت هستند ولی از قابلیت آموزش و تعلیم برخوردار نمی باشند.

تربیت فرایندی است كه عمل و رفتاری را می آموزد. البته پرورش به معنای ربوبیت در موجودات دیگر نیز امكان پذیر است؛ چرا كه موجوداتی چون گیاهان و جانوران هم قابلیت پرورش را دارند و می توانند از وضعیت كنونی خود به یك وضعیت بهتر و برتر بروند و رشد و نمو داشته باشند. از این رو خداوند در این حوزه ربوبیت، انسان را خلیفه خود قرار داده تا به عنوان مظهر الوهیت، در جامه ربوبیت درآید و دیگر موجوداتی را كه امكان پرورش دارند پرورانده و به جایگاه شایسته و بایسته آنها برساند.

قابلیت انسان در تعلیم و آموزش

به هر حال، انسان تنها موجودی است كه قابلیت تعلیم و آموزش را دارد و دیگر موجودات صرفا یا تربیت می شوند و رفتاری را با تكرار به شكل عادت ثانوی انجام می دهند و یا درنهایت از استعدادی برای پرورش و ربوبیت برخوردار هستند. اما اینكه چرا قابلیت تعلیم و آموزش را ندارند، از آن روست كه علم به معنای دانایی حتی در شكل دانش حصولی و تصورات ذهنی از اختصاصات انسان است. این انسان است كه توانایی تعلیم و تعلم را داراست و می تواند بیاموزد و بیاموزاند. در قرآن از علوم حصولی و حضوری سخن به میان آمده است.

علم حضوری

مرتبه حق الیقین آن اختصاص به خداوند دارد، زیرا همه چیز معلوم عین ذات عالم است و اتحاد عالم و معلوم و علم در خداوند حقیقت و در انسان از باب مظهریت است. انسان به عنوان مظهریت تمام و كامل خداوندی از چنین مرتبه ای از علم حضوری و شهودی برخوردار است و حق الیقین در انسان نیز تحقق می یابد و انسان هم نسبت به حقایق هستی از چنین علم شهودی می تواند برخوردار باشد؛ اما شكی نیست كه دیگر مراتب علم حضوری چون علم الیقین و عین الیقین و نیز علم حصولی و ذهنی برای اوست.

علم حصولی

اگر بخواهیم از علم حصولی تعریف ساده ای داشته باشیم، علم حصولی همان معانی و مفاهیمی است كه به شكل صورت های ذهنی تصوری و تصدیقی در انسان تحقق می یابد. وقتی واژه آب را می شنویم تصوری از آب در ذهن ما می آید كه همان معلوم ذهنی و علم حصولی ماست. معقولات ثانوی مانند انسان و كلی و جزیی نیز از مصادیق علم حصولی است. البته انسان، معقول ثانوی است و كلی و جزیی از معقولات ثالثه است ولی هر چیزی كه انسان بعد از معقول نخست مانند آن معنای ذهنی آب می فهمد به عنوان معقول ثانوی خوانده می شود و در اصطلاح معقول ثانوی شامل همه معقولاتی است كه در انسان از طریق تفكر، به آن دست می یابد؛ چنانكه از محمد و احمد و محمود، انسان را می فهمند و از تفكر در انسان، به كلیاتی چون نوع در برابر جنس منطقی و جزیی و كلی و مانند آن می رسند و از امكان و امتناع و وجوب آگاهی می یابند پس معقولات ثانوی و علم حصولی همه از علوم تفكری و اكتسابی است كه از طریق حواس پنج گانه نخست درك و سپس در قلب و عقل، تعقل می شود و تصورات و تصدیقات شكل می گیرد و علوم عقلانی چون منطق و فلسفه از آن زاییده می شود.

ارتباط دانش های بشری با علم حصولی

همه دانش های ما ارتباط تنگاتنگی با علم حصولی دارد؛ زیرا حتی در علوم آزمایشگاهی و تجربی، ما تنها با جزئیاتی آشنا می شویم كه لایسمن و لایغنی است و چیزی بر نمی افزاید اما انسان با قدرت عقل و تفكر خود از این جزئیات احكام كلی عقلانی استنباط می كند و قواعد و قوانین را به دست می آورد. از این رو حتی علوم تجربی نیازمند تعقل منطقی و تفكر كلی هستند تا قابل بهره برداری علمی و انتقال باشند.البته انسان دارای علوم شهودی نیز است. علم شهودی دارای سه مرتبه است. علم الیقین كه همان دیدن آتش شمع است كه نوعی شهود است. مرتبه پس از آن دست زدن به آتش است كه عین الیقین است و انسان معنای آتش و سوختن را به جان ادراك می كند و مرتبه سوم سوختن در آتش و آتش شدن است كه حق الیقین از مراتب سه گانه علم شهودی است. البته هر علم شهودی برای اینكه به دیگران انتقال یابد می بایست به شكل علم حصولی درآید چنانكه هر علم حصولی تا زمانی كه به علم شهودی در یكی از مراتب سه گانه آن در نیامده باشد، علم واقعی نیست. خداوند به عنوان اولین معلم بشریت، هم علم حصولی و هم علم شهودی را به انسان آموخته و همه اسماء و صفات خویش را به شكل جعل و شهودی عینی در ذات انسان سرشته است (بقره، آیه ۳۱) لذا شایسته خلافت شده است. غیر از آیه فوق از آیات دیگر نیز می توان دریافت كه انسان تنها موجودی است كه قابلیت تعلیم و تعلم مطلق و كامل را دارا است؛ زیرا حتی فرشتگان نمی توانند بیش از آنكه خداوند به آنان آموخته چیزی بیاموزند و این دانسته های آنان بسیار معدود و معلوم است و از همین رو نمی توانند بیش از آن بیاموزند. آنان از تعلیم حضرت آدم(ع) تنها می توانند در سطح انباء و اخبار آگاه شوند و هرگز به علم شهودی و حصولی نسبت به آموزش ها و دانسته های انسانی نمی رسند. به هر حال، خداوند نخستین معلم بشریت و انسان تنها موجود دارای قابلیتی است كه همه علوم را می تواند بیاموزد و بیاموزاند. باشد كه از این قابلیت به درستی بهره گیریم و به تعلیم و تربیت و ربوبیت و تزكیه خود و دیگران بپردازیم.

عباس ملك محمدی

باکس شناور "همچنین ببنید"

پیامبران

انبیاء الهی

اين كه بشر، همیشه از هادى و راهنما بهره مند بوده است، جاى ترديد نيست؛ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 1 =