یکشنبه , ۳۰ دی ۱۳۹۷
خانه / مناسبت ها / قمری / آداب باطنی تلاوت قرآن

آداب باطنی تلاوت قرآن

آداب, باطنی, تلاوت, قرآنقرآن به عنوان آخرین وحی الهی كه بر افضل انبیاء الهی نازل شده، نور هدایت ابدی برای بشریت و تجلی خداوند در كلامش بود. قرآن شاهد زنده بر نبوت رسول اكرم(ص) و گرامی ترین برهان بر حقانیت اوست، زیرا دلیلی دائمی و حجتی همگانی به شمار می آید كه تمامی ابعاد و جوانب آن نشان از دانش نامتناهی ربانی دارد و هیچ كس را یارای آن نبوده و نخواهد بود كه مانند این كتاب را از پیش خود بیاورد.از جمله عواملی كه قرآن را در دلها و مصاحف حفظ می كند، تلاوت و مداومت در مطالعه آن است. تلاوت قرآن نیز مانند هر عمل مستحب دیگر دارای آدابی است كه خود بر دو نوع است: ظاهری و باطنی. از این دو قسم، آداب باطنی تلاوت قرآن از اهمیت بیشتری برخوردار است كه در هنگام تلاوت قرآن بایستی مدنظر قرار گیرد. برای تلاوت قرآن ده ادب باطنی است كه به ترتیب در پی می آید:

فهمیدن اصل كلام

تلاوت كننده، باید بداند كه با چه سخن بزرگی مواجه است، سخنی كه نشانه لطف و رحمت و عنایت آفریدگار هستی به آدمی است. سخنی كه حقایق بسیار بلندی را تا مرز فهم و درك انسانها تنزل داده است.فهم عظمت كلام، درك فضل و لطف خداوند درباره بندگان است كه این كلام را از عرش جلال خود تا سطح فهم مردم نازل فرموده است و باید اندیشید كه چگونه خداوند در رسانیدن معانی كلام خود- كه صفتی قائم به ذات اوست- به مرتبه فهم مردم، به بندگان لطف و كرم فرموده چگونه آن صفت در قالب حروف و اصوات كه از صفات بشری است بر آنان تجلی كرده است.قاری قرآن بایستی كلام الهی را درس بگیرد و بیاموزد و به قرائت آن اكتفا نكند، چنانكه در سوره اعراف آیه ۱۶۹ آمده است: «و درسوا مافیه» یعنی كلام الهی را فرا گرفتند. همچنین قاری قرآن بایستی آیات الهی را با گوش جان بشنود و آن را به خاطر بسپارد، چنانكه در سوره حاقه آیه ۱۲ آمده است: «وتعیها اذن واعیه؛ قرآن را گوش های حافظ به یاد می سپارند». درك عظمت كلام الهی، جز با اندیشه در محتوای آن میسر نیست.

آگاهی به عظمت متكلم

شایسته است كه قاری قرآن، در آغاز تلاوت، به عظمت گوینده قرآن توجه كند و بداند كه قرآن سخن بشر نیست، در هنگام تلاوت باید به خود گوشزد كرد كه گوینده این سخنان، آفریدگار همه چیز و روزی دهنده همه جنبندگان است و همه، تحت سیطره او قرار دارندو در فضل و رحمت او غوطه ورند. اگر نعمت دهد از فضل اوست و اگر مجازات كند از عدلش، و در نهایت هم اوست كه می گوید: اینان اهل بهشت و اینان اهل دوزخند.اندیشیدن به حقایقی از این قبیل، عظمت و تعالی گوینده قرآن را در دل می نشاند و كلام او را مؤثر می سازد. چرا كه برای آدمیان، گذشته از اصل كلام، گوینده آن نیز اهمیت داشته و اعتبار كلام تا حد زیادی به اعتبار و شأن متكلم بستگی د ارد.

تدبر

كسی كه قرآن می خواند و كسی كه به آن گوش می دهد، لازم است كه در آیات كتاب الهی به تدبر و تفكر بپردازند و با اندیشیدن در مضامین آیات، خود را در معرض تابش نور الهی قرار دهندو در یك فضای معنوی تنفس كنند. تدبر در آیات قرآنی انسان را در دنیایی از معارف والا و مفاهیم بلند قرار می دهد كه هیچ چیز با آن برابری ندارد و آیات قرآنی به عنوان كلیدهای سعادت انسانی در اختیار او قرار می گیرند.قرآن كریم، مردم بخصوص صاحبان اندیشه را به تدبر در آیات خود فراخوانده است: «كتاب انزلناه الیك مبارك لیدبروا آیاته و لیتذكر اولوا الالباب؛ قرآن كتابی است مبارك كه آن را نازل كردیم تا مردم در آیات آن تدبر كنند و صاحبان اندیشه متذكر باشند.» (۱)و نیز درجای دیگر از كسانی كه در آیات قرآن تدبر نمی كنند گله می كند و دلهای آنها را مهر شده می نامد كه سخن حق در آنها نفوذ ندارد: «افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها؛ چرا در قرآن تدبر نمی كنند یا بر دلهایشان قفلها زده شده است؟ (۲)و نیز درجای دیگر اهل معنا را به توجه و تذكر در آیات قرآنی كه به آسانی در اختیار آنهاست و هیچ گونه پیچیدگی ندارد فرا می خواند: «و لقد یسرنا القرآن للذكر فهل من مدكر: همانا قرآن را برای توجه به آن آسان قرار دادیم آیا توجه كننده ای هست؟ (۳)تدبر، پس از حضور قلب و توجه قرار دارد. زیرا چه بسا انسان هنگام تلاوت قرآن به چیز دیگری نیندیشد ولی از سوی دیگر به شنیدن آیات، بسنده كند و در آن تدبر نكند اما چنان كه می دانیم غرض از تلاوت قرآن، تدبر در آن است نه چیز دیگر.

حضور قلب و ترك حدیث نفس

حضور قلب از توجه بیشتر سرچشمه می گیرد. زیرا تعظیم كلامی كه قرائت می شود، ریشه در توجه انسان به آن كلام دارد و اندیشه خود را در چیز دیگری مصروف نمی دارد و این تمركز اندیشه و همت، سبب شادی و انبساط خاطر می شود. می گویند در معنا و تفسیر آیه «یا یحیی خذالكتاب بقوه : با جدیت و كوشش كتاب را بگیر» (۴) یعنی اینكه در هنگام تلاوت قرآن وجود خود را از تمامی افكار خالی كن و همت را به آن مصروف بدار.مهار ذهن و خودداری از انحراف ذهن از یك مسئله به مسائل دیگر امری بس دشوار و نیازمند تمرین است یعنی آنچه كه عموم مردم، «حواس پرتی» می دانند به راحتی قابل پیشگیری نیست و حضور قلب نیز چیزی جز «حواس جمعی» نیست.كسی كه قرآن می خواند، باید به آنچه می خواند عنایت و توجه داشته باشد و كلمات را برحسب عادت و چرخش زبان نگوید زیرا قاری قرآن، تنها به مقداری كه با توجه خوانده است، بهره می برد و آنچه بی توجه خوانده شود مانند آبی است كه هدر می رود و مزرعه را سیراب نمی كند، منظور آن است كه هنگام تلاوت تمام حواس قاری به آیات الهی باشد و هیچ هم و غم دیگری را به دل راه ندهد.

تفهم

منظور از تفهم آن است كه از هر آیه ای آنچه سزاوار آن است برداشت و استنباط كند (یعنی مراد از تفهم آن است كه برای هر آیه ای، توضیح و شرحی مناسب با موضوع آن بدست آورد) تفهم در ادامه تدبر است. چه بسا كسی تدبر كند اما حصول نتیجه ای نباشد، یعنی باید آن قدر تدبر كرد تا مفهوم آیه را دریافت. براین اساس آیات قرآن مشتمل بر مطالب گوناگونی است (از صفات آفریدگار گرفته تا صفات آدمیان و…) كه دانستن هریك چراغی است فرا راه تكامل انسان.

ترك موانع فهم

بعضی از مردم به خاطر اینكه شیطان پرده ای بر فهم آنان افكنده، از فهم معانی قرآن محروم و از درك اسرار و شگفتی های آن بی بهره اند، قاری قرآن بایستی در رفع موانع و حجب شیطانی بكوشد. مهم ترین حجابهای فهم چهار مورد است:
حجاب اول: برخی از افراد (قاریان)، تمام تلاش و توجه خویش را صرف تلفظ صحیح كلمات قرآن می كنند تا مبادا حرفی را از مخرج نادرست، ادا كنند، در چنین وضعیتی دیگر برای توجه به معانی، مجالی باقی نمی ماند كه این كار به عهده شیطان است كه موكل بر قرآن شده تا با وسوسه، مردم را از درك معانی كلام الهی بازداشته و مردم را وا دارد كه در ادا به حروف تردید نمایند.
حجاب دوم: اینكه تلاوت كننده در مسایل، متقلد نظریه ای باشد كه به تقلید آن را یاد گرفته و نسبت به آن جمود و تعصب داشته باشد. این چنین اعتقاد و تعصبی مانع از ارتقاء است و به او اجازه نمی دهد كه غیراز مورد اعتقادش به مطلب دیگری بیندیشد.
حجاب سوم: این است كه قاری و تلاوت كننده قرآن بر گناهی اصرار ورزد و یا متكبر و یا مبتلا به هوای نفس باشد. این گناهان سبب تاریكی دل می گردد و مانند غبار بر آینه قلب نشسته، از تجلی حق جلوگیری می كند و این بزرگ ترین حجاب دل است و بیشتر مردم به این حجاب گرفتارند.
حجاب چهارم: این است كه تفسیر ظاهری آیه را بخواند و بپذیرد كه كلمات قرآن در معانی خود منحصر به آن است كه از ابن عباس و مجاهد و امثال آنها نقل شده است. و بقیه، تفسیر به رأی است و این خود از حجاب های بزرگ فهم قرآن است.

تخصیص

تخصیص یعنی اینكه تلاوت كننده درنظر بگیرد كه مقصود از هر خطاب قرآن، خود اوست پس اگر نهی از امری را در قرآن می خواند یا وعده و وعیدی را می شنود خود را مخاطب بداند و اگر داستان های انبیاء و اقوام گذشته را قرائت می كند آنها را به منزله افسانه تلقی نكند، بلكه بداند كه مقصود از آنها عبرت است و قاری بایستی از لابلای آنها آنچه را مورد نیاز است برگیرد. در قرآن كریم می خوانیم: «و لقد یسرنا القرآن للذكر فهل من مدكر؛ یعنی ما قرآن را برای پند گرفتن آسان ساختیم. پس آیا پند گیرنده ای هست؟(۵)

تأثیر

تأثیر آن است كه قرائت كننده قرآن، از آیات گوناگون كلام الهی متأثر شود و به حسب مضمون هر آیه حالت حزن و اندوه یا نشاط و شادی برایش حاصل شود، چنانكه پیامبر اكرم(ص) خود از آیات الهی متأثر بود. در این صورت قلب، آماده تأثیرپذیری می شود. قاری باید به تناسب معنای آیه حالتی مناسب در دل احساس كند، اگر به آیه عذاب می رسد احساس وحشت نماید و اگر به آیه مغفرت می رسد، شاداب باشد. از این رو گفته اند بنده ای كه با ایمان، قرآن را بخواند، اندوهش افزون و شادی اش اندك، گریه اش فراوان و خنده اش كم، دل مشغولی اش بسیار و راحتی اش قلیل است.

ترقی

ترقی یعنی اینكه تلاوت كننده قرآن به مرحله ای ارتقاء یابد كه گویا كلام را از خداوند می شنود. قرائت سه درجه دارد: پایین ترین آن این است كه قاری آن را بر خدا می خواند و خود را در برابر او می بیند، در این مرحله حال او، حالت درخواست و تضرع و گریه و زاری خواهد بود.درجه فراتر اینكه تلاوت كننده با قلب خود شهادت دهد كه پروردگار با الطافش او را مخاطب ساخته و مشمول نعمات خود قرار داده است، در این مرحله مقام قاری، مقام حیا و تعظیم و گوش دادن و فهم است.درجه سوم اینكه در كلام، متكلم و در كلمات، صفات او را ببیند و لذا به خود و قرائت خود ننگرد و همت و كوشش او تنها گوینده این كلمات باشد و اندیشه اش را متوجه او كند گویا مستغرق در دیدار گوینده است نه به قرائت و حتی نه به نعمت و شكر منعم. امام صادق(ع) می فرماید «والله لقد تجلی الله لحلقه فی كلامه و لكن لا یبصرون» به خدا قسم، خداوند در كلام خود تجلی كرد ولی آنان نمی بینند.

تبری

تبری آن است كه تلاوت كننده قرآن، در هنگام تلاوت از نیرو و توان و توجه خود دوری كند و با چشم خشنودی و تزكیه به خود ننگرد، هنگامی كه آیات بهشت و مدح صالحان را می خواند به خود تطبیق ندهد، بلكه برای اهل یقین و صدیقین گواهی دهد و ابراز اشتیاق نماید كه به آنان بپیوندد و زمانی كه آیه غضب و مذمت گناهكاران و مقصران را می خواند به خود تطبیق دهد و در خشیت و خوف، خود را مخاطب سازد. امیرالمؤمنان علی(ع) به همین نكته اشاره دارد در آنجا كه می فرماید؛ «اذا مروا بآیه تخویف اصغوا الیها مسامع قلوبهم وظنوا ان زفیر جهنم وشهیقها فی اصول آذانهم؛ هنگامی كه به آیه ای برمی خورند كه در آن ذكر تهدیدی است، با گوش قلب آن را می شنوند و چنین می اندیشند كه صدای آتش جهنم در گوش هایشان است.(۶) در پایان از خداوند منان خواهانیم كه ما را از فواید معنوی آداب باطنی قرآن برخوردار بگرداند.

پی‌نوشت‌ها:

۱٫ ص، ۹۲
۲٫ محمد، ۴۲
۳٫ قمر، ۷۱٫
۴٫ مریم، ۲۱٫
۵٫ قمر، ۴۲٫
۶٫ نهج البلاغه، خ ۱۹۱٫

باکس شناور "همچنین ببنید"

انجماد

انجماد

واژه عربی جمادی به معنی زمین خشک و دِج(سفت) است و به خشک شدن زمین …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 4 =