زیارت

ای نسیم پر از عطر هندوها،
هیچ از روح معبد خبر داری؟

هیچ از آغاز و مبدأ نمی پرسی،
هیچ از انجام و مقصد خبر داری؟

زیارت

هیچ می پرسی آن سوی دریاها،
مردمانی غریب اند، تنهایند

از غم بی شماران نمی پرسی؟
هیچ از درد بی حد خبر داری؟

ای نسیمی كه در كوچه های هند،
شاهد رام رامی و آرامی

از مدینه كه می آمدی این سو
از مقام محمّد خبر داری؟

بوی ذی القعده پیچیده بود آنجا
اول ماه ذی قعده قم بودی

زائران حرم از چه می گفتند؟
لابد از دور مرقد خبر داری!

لابد از آسمان دیده ای آنجا
نورباران فوج كبوترهاست

هیچ پرسیدی آنجا چه جایی بود؟
هیچ از آن رفت و آمد خبر داری؟

ای نسیمی كه در كوچه ی دهلی
بوی عود و حنا می دهد جانت

از نشابور آیا گذر كردی؟
از سناباد و مشهد خبر داری؟

شوق پابوس صحن تو را دارم،
بانگ نقاره پیچیده در جانم

پشت سر آن همه غم نمی دانم،
پیش رو این همه سد خبر داری؟

طوطی هند بودن نمی خواهم
من كبوتر … نه، آهوی دلتنگم

تو دلت سوز دارد خبر دارم،
من دلم درد دارد خبر داری!

علیرضا قزوه

باکس شناور "همچنین ببنید"

وقــــت ملاقات

وقــــت ملاقات

در حریم قدسی‌‌ات بال مناجاتی بده.گنبدت دل می‌‌برد، وقت ملاقاتی بده دست‌هایم خالی از پیش …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *