چهارشنبه , ۲۳ آبان ۱۳۹۷
خانه / اسوه ها / مدّاحی
مدّاح

مدّاحی

 مدّاحمدّاحی را؛ مدحتگری، ثناخوانی، ستایشگری، مدیحه‌سرایی، ستایندگی و مدیحه‌گویی در لغت معنا کرده اند. مدّاحی با عنوان افتخاری مَدّاحِ اهلِ بیتِ عصمت و طهارت(ع) یکی از هنرهای نمایشی ملّی و مذهبی است که هم چون شبیه‌خوانی، پرده‌خوانی، نقّالی و … پیشینه‌ای از زمان صفویّه دارد. امّا مدّاح، صیغه مبالغه از واژه «مدح» است که به شخص بسیار ستایش کننده و مدح کننده گویند. آن که فضایل و محاسن ممدوح را بیان کند و برشمارد. مدّاح در اصطلاح به روضه خوانی گفته می شود که ایستاده در پیش منبر با شعر مدایح اهل بیت(ع) و مصائب آنان را به آواز می خواند. آن که ایستاده در کنار منبر در مجالس روضه خوانی یا روان در کوی و بازار، اشعار مدایح اهل بیت(ع) را بخواند.(۱) مدّاحی هم مثل سایر رشته ها برای خودش اصطلاحات و واژگانی دارد كه در مواقع ضروری می تواند كاربرد داشته باشد و بین هیئتی ها با به كار بردن یك كلمه مفهوم خاصّی انتقال داده می شود. در این بخش قریب به ۱۰۰اصطلاح که در جمع مدّاحان ائمه(ع) زبانزد است و می توان از آن به عنوان «فرهنگ مدّاحی» یاد کرد، نقل می شود. ذکر این نکات نیز ضروری است که:

  • تعدادی از این اصطلاحات، مربوط به فنّ مدّاحی است.
  • تعدادی از این اصطلاحات، تکیه کلام مدّاحان بسیاری است و به فن مدّاحی ارتباط ندارد.
  • تعدادی از این اصطلاحات، ممکن است در برخی جوامع مدّاحی به کار نرود بنابراین جمع آوری تمامی اصطلاحات مدّاحی در یک مجموعه، جهت انتقال فرهنگ مدّاحی به همه ی جوامع مدّاحی، ضروری به نظر می رسد، که به عنوان «فرهنگ مدّاحی» یاد شود:

مدّاحی

  • رثا: اصطلاحی است ادبی و به معنی«سوگ» و «عزا» است مثلاً گفته می شود: «در رثای امام علی(ع) شعری بخوان»
  • رَجَز: شعارهای حماسی که در جنگ، توسط مبارزان خوانده می شده است. گاه این رجزها در شعرها و برنامه های مدّاحی هم خوانده می شود؛ مثلاً این رجز معروف حضرت ابالفضل(ع): واللَّهِ ان قطعتموا یمینی//انّی اُحامی ابداً عن دینی …
  • ردیف خوانی: مقصود، اجرای برنامه مدّاحی با استفاده از دستگاه های موسیقی و ردیف های آوازی است.
  • رو به قبله کردن: کنایه از سلام دادن و تمام کردن مجلس است.
  • روضه: غلط مصطلحی است که به جای واژه «مرثیه» به کار می رود.
  • روضه خوان: کنایه از مرثیه خوان است. از گذشته، که واعظان از روی کتاب«روضَه الشهدا» مرثیه می خوانده اند تا امروز، این اصطلاح مرسوم شده است.
  • زبان حال: سخنانی که مدّاح یا واعظ، با تکیه بر تاریخ و سیره ی ائمه(ع) به ایشان نسبت می دهد.
  • زبان قال: سخنانی که از قول ائمه(ع) نقل شده و در تاریخ –به صورت مستند–آمده است.
  • زمزمه: نوحه و ناله مستمع به همراه مدّاح است این حرکت، باعث ایجاد شور و هیجان در محفل عزاداری و پررونق شدن برنامه مدّاح می شود.
  • زمزمه خوانی: تکرار ۱بیت یا ۱بند نوحه، توسط مستمعان یا مدّاح به صورت آرام.
  • زمینه خوانی: خواندن اشعاری در سینه زنی، به طوری که آهنگ سینه زنی به صورت سنگین و با فاصله باشد.
  • زنجیر زنی: زنجیر زدن عزاداران در هنگام مدّاحی.  این حرکت در دسته های عزاداری اجرا می شود.
  • زیارت خوانی: مقصود، خواندن زیارت هایی مثل؛ «وارث»، «عاشورا» و… است که مدّاح، باید در خواندن آن ها تسلّط و با مضامین آن آشنایی داشته باشد.
  • سبْک: در فن مدّاحی، مقصود «آهنگ» و «شیوه» خواندن مرثیه یا نوحه است.
  • سرود: به شعرهایی گفته می شود که قالب آن مانند نوحه امّا مضمون آن شاد است و مدّاح، آن را در مجالس شادی می خواند.
  • سفره: تعبیری است که مدّاحان جهت تفاخر به کار می برند. مثلاً: «ما مهمان سفره ی اهل بیت هستیم» و گاه نیز مقصود، سفره ی اطعامی است که پس از پایان عزاداری، گسترده می شود و به سفره ی ائمه(ع) تعبیر می شود.
  • سنگین: آن گاه که مدّاح، شعر را با آهنگ کشدار، بخواند به نحوی که حالت سینه زنی، ممتد و با فاصله باشد،  «سنگین» گفته می شود.
  • سه ضرب: سینه زدن عزاداران، به حالتی که میان هر سه بار سینه زدن به صورت ممتد، یک مکث کوتاه باشد.
  • سینه زنی: شیوه مرسومی در عزاداری ست. اهل مجلس پس از شنیدن مرثیه، به حالت ایستاده یا نشسته، متناسب و همراه با نوحه یا شعرخوانی مدّاح، با دست بر سینه می کوبند.
  • شاه بیت: زیباترین و برجسته ترین بیت در ۱قالب شعری، شاه بیت است.
  • شعر: از ابزارهای فن مدّاحی است. البته این اصطلاح، توسط برخی مدّاحان، به صورت کلی به جای نام هر قالب شعری به کار می رود. مثلاً به غلط گفته می شود: «چند تا شعر خواندم.»
  • شور زدن: حالت عزاداری با زمزمه و بر سر و سینه زدن، به صورت ممتد و بی فاصله است.  این شیوه، در اواخر برنامه مدّاحی و با هدایت مدّاح، صورت می گیرد.
  • عاشقان: اصطلاحی است که  از طرف مدّاح و منبری به عزاداران و اهل مجلس اطلاق می شود. این اصطلاح  زینت بخش نام هیئات عزاداری یا جلسات آموزشی مدّاحی نیز می باشد. واژه هایی دیگر مثل «محبّان»، «عشاق» و… نیز به همین منظور به کار می رود.
  • عبای مدّاحی: رسم است که مدّاحان در جلسات آموزشی، هنگام اجرای برنامه، عبایی بر دوش می افکنند و مدّاحی می کنند، هم چنین مدّاحان، هنگام اجرا در هیئات و مجالس مذهبی آن را بر دوش می اندازند تا متانت و وزانت ایشان دوچندان شود.
  • عزاخانه: کنایه از مجلس و محفل عزاداری است.
  • عزادار: به افرادی که به مجلس عزاداری آمده و سوگوارند، اطلاق می شود.
  • عشق: اظهار محبت و علاقه به ائمه(ع) است. این واژه در برنامه های مدّاحی، پرکاربرد است.
  • فرد: تک بیت از ۱قالب شعری، که انتخاب و خوانده می شود، «فرد» نام دارد.
  • قصیده: از قالب های شعری که مهم ترین ویژگی آن طولانی بودن ابیات است. برخی مدّاحان، به غلط، هر شعری را که ابیاتی طولانی داشته باشد، قصیده نامند!
  • قفل زدن: کنایه از بی شور و حال بودن مجلس است. آن گاه مجلس، برنامه مدّاحی را تحویل نگیرد و – به اصطلاح – گریه یا شوری نداشته باشد، مدّاح، می گوید: «انگار به مجلس، قفل زده اند!.»
  • کسوت مدّاحی: مقصود، لباس مدّاحی و کنایه از افتخار نوکری ائمه(ع) است.
  • کمکی گرفتن: آن گاه که گروهی از یک هیأت عزاداری به هیأت دیگری برای عزاداری – به صورت گروهی – می روند،  گفته می شود «کمکی» رفته اند.
  • کوچه واکردن: هنگامی که برنامه سینه زنی آغاز می شود، توسط میاندار مجلس و با اشاره ی مدّاح، عزاداران، صف هایی رو به روی هم تشکیل می دهند که«کوچه وا کردن» است.
  • گریز زدن: نقطه ی اوج مرثیه خوانی مدّاح است که به صورت تطبیق و پیوند حادثه ای با حادثه کربلا، انجام می شود.
  • گریه گرفتن: از هدف های مدّاحی و از شیوه های محک زدن میزان موفقیت یک مدّاح در مدّاحی، گریاندن مستمع است. در میان بسیاری از مدّاحان، توان«گریه گرفتن» از اهل مجلس، نشان موفقیت مدّاح به حساب می آید!
  • گوشواره: در پایان هر بند نوحه، مصراع های کوتاه یا بلندی است که بندها را به هم پیوند می دهد و زمینه ی ذهنی را در مستمع برای پاسخ دادن به ذکرِ نوحه آماده می کند. به آن مصراع ها،  «گوشواره» گفته می شود.
  • لباس مدّاحی: از گذشته، رسم بوده است که مدّاحان، جهت تمایز از دیگر مردم، کت های بلندی می پوشیده اند و عبایی بر دوش می افکندند. پوشیدن این لباس، به مدّاح، وقار و متانت خاصی می بخشیده است. متأسفانه به این رسم، امروزه کمتر توجه می شود.
  • لق زدن: اصطلاحی ست در سینه زنی، آن هنگام که در سینه زنی میان عزاداران، هماهنگی وجود نداشته باشد، می گویند: «سینه زنی، لق می زند.»
  • مجلس: همان محفل عزاداری است. مقصود مدّاحان از این اصطلاح،  «برنامه ی مدّاحی» است. مثلاً جمله «چند مجلس پیاده کردم» یعنی چند برنامه ی مدّاحی، اجرا کردم.»
  • مجلس گردانی: کنایه از اداره مجلس عزاداری توسط مدّاح یا میانْ دار است.
  • مجلس گرفتن(گرفتن مجلس): این اصطلاح زمانی به کار می رود که برنامه مدّاحی بر روی مستمعان تأثیر بگذارد و شور و حال خاصی به مجلس دهد.
  • مدّاح: صیغه مبالغه از واژه «مدح» است.  به کسی گفته می شود که به کار مدح و منقبت ائمه(ع) می پردازد.
  • مرثیه خوانی: خواندن مراثی ائمه(ع) با تکیه بر لحن و آهنگ مناسب، جهت تحریک عواطف مستمعان و آگاه کردن آنان با مصائب اهل بیت(ع).
  • مصیبت خوانی: مقصود، همان مرثیه خوانی است.  مدّاحان با نقل تاریخ ائمه(ع) مستمعان خود را با مصائب ائمه(ع) آشنا می سازند.
  • مطلع: به بیت اول – که آغاز شعر است – گفته می شود.
  • مقتل: کنایه از کتابی است که مصائب ائمه(ع) در آن بیان شده است.
  • مقطع: به بیت آخر شعر گفته می شود.
  • مناقب خوان: اصطلاحی قدیمی، که بر گروهی از مدّاحان اطلاق می شده که به نقل مناقب و فضایل ائمه(ع) می پرداخته اند.
  • منبری: مقصود سخنران یا واعظ مجلس است که بر منبر می نشیند و سخن می گوید.
  • میان دار: به شخصی اطلاق می شود که در اداره ی مجلس، مدّاح را یاری می کند.
  • میلادیه: شعری که مضمون شاد داشته باشد و مدّاح، آن را متناسب مجلس جشن میلاد یکی از ائمّه اطهار یا بزرگان دین، انتخاب کرده، می خواند.
  • نسخه: نوشته ای که مدّاح، هنگام خواندن، به دست می گیرد، نسخه نام دارد.
  • نمک مجلس: به معنای چاشنی یا جاذبه ی مجلس به کار می رود مثلاً گفته می شود: «نام امام حسین (ع) نمک مجلس است.»
  • نَوّاح: کسی که در خواندن «نوحه» تجربه ی خاصی دارد و کارش نوحه خوانی یا نوحه سرایی است.
  • نوحه: از قالب های پر کاربرد مدّاحی است. نوحه  در اواخر برنامه مدّاحی و پس از مرثیه خوانی، عرضه می شود و در پر شور کردن مجلس و همراه نمودن مستمع با مدّاح، نقش فعّالی دارد.
  • نوکر ائمه(ع): کنایه از افرادی که از سرِ ارادت، در محافل مذهبی به شیوه های مختلف خدمت می کند.
  • واحد خوانی: رسم بوده که وقتی دسته عزاداری حرکت می کرده، مکان های بخصوصی متوقف می شده است و مدّاح در آن حال، شعری را با آهنگ خاصی می خوانده است مردم بدون آن که جواب دهند، سینه می زدند. به این برنامه در مدّاحی، واحد خوانی گفته می شده است.
  • واحد نُث: در واحد خوانی، گاه که سینه زن به شور می آید در آن حال، یک دست و دو دست بر سینه می زند، این حالت «نث» نام دارد.
  • واعظ: کسی که در مجلس اهل بیت به وعظ و ارشاد مردم می پردازد. اصطلاحات «سخنران»، «روضه خوان» نیز به همین مفهوم گاه به کار می رود.
  • واگردان: به بیت «ترجیع» در قالب «ترجیع بند»، واگردان نیز گفته می شود.
  • هیأتی: به افرادی گفته می شود که اهل شرکت در مجالس اهل بیت اند و پای منبر وعظ و عزاداری می نشینند.
  • یا الله کردن: کنایه از رو به قبله کردن و تمام نمودن مجلس عزاداری است.
  • یا حسین کِش: کنایه از میانْ دار است، که لابه لای خواندن مدّاح، جمله هایی که  به صورت «ندا» است، با آهنگی کِشدار می خواند و سینه زنان نیز آن را تکرار می کنند و یا در پاسخ می گویند: «ای تشنه لب! حسین وای»

ترویج خرافات، بزرگ‌ترین آسیب مدّاحی: آیتالله العظمي مکارم شیرازی در بیانیهای به مناسبت ماه محرمالحرام، تاکید کردند: هیئت‌هاى محترم مذهبى از آمیختن این مراسم باشکوه به خرافات، جدآ بپرهیزند که بزرگ‌ترین آسیب را به عظمت آن وارد مى‌کند و آن را زیر سؤال مى‌برد. متن اين بيانيه به شرح ذيل است:

بسم الله الرحمن الرحیم

توصیه, مهم, آیت الله العظمي, مکارم شیرازی, عزاداران حسيني, هیئات, مداحانآمادگى‌هایى که هم‌اکنون در هیئت‌هاى مذهبى و مساجد و حسینیه‌ها و تکایا براى استقبال از مراسم عاشوراى حسینى مشاهده مى‌شود، نشان مى‌دهد که إنشاءالله امسال این مراسم عظیم بیدارگر و دشمن شکن باشکوه‌تر از هر سال انجام خواهد شد.براى بهره‌گیرى هر چه بهتر از این مراسم طبق وظیفه شرعى، نکاتى را خدمت عزاداران عزیز یادآور مى‌شوم:

  1. حادثه عاشورا عللى داشت و رویدادها و نتایجى؛ خطباى محترم و مدّاحان عزیز تنها بر رویدادها تکیه نکنند بلکه عللى که این حادثه عظیم تاریخى را به وجود آورد، و نتایج پربار آن براى حفظ اسلام و قرآن و براى مبارزه با ظلم و ستم در سراسر جهان را نیز شرح دهند.
  2. جوانان عزیز که بیشترین شرکت کنندگان این مراسم را تشکیل مىدهند سعى کنند مفهوم کلام سالار شهیدان «هیهات منّا الذلّة» را به خوبى بیاموزند و به کار بندند و شعار عاشورایى «الحیاة عقیدة وجهاد» را شعار خویش قرار دهند و مبانى اعتقادى خود را تقویت کرده، در راه حفظ آن جهاد کنند تا مفهوم شعار تحقق یابد.
  3. هیئت هاى محترم مذهبى از آمیختن این مراسم باشکوه، به خرافات، جدآ بپرهیزند که بزرگترین آسیب را به عظمت آن وارد مىکند و آن را زیر سؤال مى برد کارهایى مانند قمه زدن و آسیب رساندن به بدن. عزیزانى که به سراغ این امور مى روند به یقین به خاطر عشق امام حسین(ع) مى روند ولى نفس این عمل، آن ها را از اهداف مقدس حسینى دور مى سازد، زیرا دشمنان از آن ها عکس بردارى کرده و تحت عناوین بسیار زشت در دنیا منعکس مى کنند در حالى که در زمان ائمه(ع) که مراسم حسینى در محضرشان برپا مى شد هرگز چنین کارهایى انجام نمى گرفت و در هیچ روایتى از روایات عزادارى به آن توصیه نشده و مرضى امام زمان(عج) نیست.
  4. مدّاحان عزیز مخصوصآ مدّاحان جوان از شیوه هاى موهن و سبک که مناسب مجالس آلوده است، بپرهیزند و شیوه هاى زیبا و مؤثر سنتى را احیا کنند تا مراسم آن ها منظور نظر ولى عصر(عج) باشد.
  5. عزاداران عزیز وقت نماز را محترم بشمارند و در وقت نماز عزادارى را متوقف کرده به نماز برخیزند و سپس عزادارى را ادامه دهند، زیرا نماز ستون دین است و تا آن قبول نشود هیچ عملى قبول نخواهد شد.
  6. خطبا و مدّاحان و عزاداران محترم از آمیختن مراسم عزادارى به مسائل جناحى ـ سیاسى بپرهیزند و از اهانت به این و آن خوددارى کنند و اعمال خود را«خالصآ لوجه الله» انجام دهند تا از برکات آن بهره مند شوند.
  7. اهانت به مقدسات دیگران مخصوصاً در شرایط فعلى سبب برافروختن آتش اختلاف بین مسلمین است، عزاداران عزیز جدآ از آن بپرهیزند و به جاى آن تا مى توانند از فضائل شهیدان کربلا مجالس خود را عطرآگین و نورانى سازند.
  8. دسته جات محترم عزادارى هرگز به فکر رقابت یا کشمکش با یکدیگر نباشند، هر گروهى هر چه در توان دارد براى تعظیم و تکریم این مراسم به میدان آورد تا مشمول عنایات حضرت شوند.
  9. ممکن است در گوشه و کنار«افراد نفوذى» باشند و بخواهند از این مراسم باشکوه براى مقاصد شوم خود بهره بردارى کنند، همه باید مراقب آن ها باشند.
  10. خطباى محترم از متون آیات قرآنى و روایات اسلامى براى تقویت مبانى اعتقادى و آشنایى با احکام و اخلاق اسلامى و «تقویت حجاب و عفاف» حداکثر استفاده را بنمایند و مردم را به اتّحاد و هوشیارى در برابر دشمنان نظام دعوت نمایند.

امیدوارم در پرتو این مراسم عظیم دشمنان ذلیل، دوستان عزیز و همگان سربلند و حاجتروا باشند. و السلام علیکم و رحمةالله و برکاته(۲)

پانویس:

  1. (مَ دّ) [ع] (ص) بسیار ستایش کننده و مدح کننده. مدّاح: [م َدْ دا] (ع ص) ستاینده.(مهذب الاسماء). ستایشگر.(آنندراج) آفرین سرا. آفرین سرای. بسیار ستاینده. بسیار ستایش کننده.(یادداشت مؤلف) مدیحه گو. مدحتگر. مدح کننده. که فضایل و محاسن ممدوح را بیان کند و برشمارد: آن که چون مدّاح او نامش براند بر زبان//ز ازدحام لفظ و معنی جانش پرغوغا شود.(ناصرخسرو) فریب دشمن مخور و غرور مدّاح مخر.(گلستان سعدی) || روضه خوانی که ایستاده در پیش منبر به شعر مدایح اهل بیت و مصائب آن ها را خواند.(یادداشت مؤلف) آن که ایستاده در کنار منبر در مجالس روضه خوانی، یا روان در کوی و بازار، اشعار مدایح اهل بیت را به آواز خواند. مدّاح: [م ُدْ دا] (ع ص،اِ) ج ِ مادح. مداح: [(اسم، صفت) عربی (مَ دّ) (ع) (ص) بسیار ستایش کننده و مدح کننده] maddāh 1. [م َدْ دا] خوانندۀ اشعار مذهبی. ۲. مدح‌کننده؛ ستایش‌کننده؛ ستایشگر. آفرین سرا. آفرین سرای. بسیار ستاینده و بسیار ستایش کننده.(لغت‌نامه دهخدا، فرهنگ فارسی معین و فرهنگ فارسی عمید) و کان ابوالشیص من مدّاح الرشید.(ابن خلکان از یادداشت مؤلف)
  2. ۱۲آبان ماه ۱۳۹۲ـ قم ـ حوزه علمیه-ناصر مکارم شیرازى

منابع:

  1. یمنا
  2. ايكنا
  3. آداب عزاداری
  4. تالار گفتگوی بیداری اندیشه
  5. ادب، آداب دارد. بیژن شهرامی

باکس شناور "همچنین ببنید"

اقوام

ایران کشوری است که از اقوام گوناگونی تشکیل شده است.(۱) در زیر به برخی از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × سه =