دوشنبه , ۲ مهر ۱۳۹۷
خانه / دین شناسی / حدیث / سند امامت
ماندگارترین سند امامت

سند امامت

ماندگارترین سند امامتسرچشمه هستی جهان مست علی بود
پیمانه عشق ازلی مست علی بود
می خواست نبی دست خدا را بفشارد
دستی كه خدا داد به او دست علی بود۱
بعد از حجّةالوداع در «غدیرخم» قبل از جحفه حادثه ای رخ داد كه می توانست به عنوان «ماندگارترین سند امامت» سعادت ابدی بشریّت را تضمین كند و برای همیشه، انسان ها را از ضلالت و گمراهی نجات بخشد. به این جهت، داستان غدیر یك قصه تاریخی خاصّ نیست كه زمان آن گذشته باشد و همین طور یك حادثه شخصی نیز نیست كه پیامبر(ص) فقط علی(ع) را به عنوان وصی خود و یا به عنوان محبوب جامعه اسلامی معرّفی نموده و در نتیجه تاریخ مصرف آن گذشته باشد، بلكه در غدیر خم تاریخ كل بشریت رقم خورد؛ چراكه امامت امامان در طول تاریخ مطرح و تبیین شد؛ حقیقتی كه از علی(ع) آغاز می شود و به صاحب الزّمان(عج) منتهی می گردد. مخالفان نیز این را به خوبی فهمیده اند؛ لذا از همان آغاز تلاش كردند كه داستان غدیر را تأویل و توجیه نمایند؛ چرا كه اگر فقط امامت علی(ع) مطرح بود، ممكن بود به نوعی آن را پذیرا شوند، ولی از آن چه ترس داشتند و دارند، ادامه كار، و تداوم امامت و ولایت در طول تاریخ است كه سخت مخالفان را خلع سلاح می كرده است. بنابراین، به سختی در مقابل آن قرار گرفتند و از اوّل زیر بار نرفتند تا جلوی استمرار آن را نیز بگیرند. شبیه آن چیزی كه در فدك اتفاق افتاد، كه از ابتدا سخنان فاطمه(س) را نپذیرفتند تا ناچار به پذیرش سخنان منطقی بعدی آن بانو نشوند. ابن ابی الحدید هم به این نكته اشاره دارد، آن جا كه می گوید: از استاد بزرگ و مدرس بغداد(علی بن الفار) پرسیدم: آیا فاطمه(س) در ادّعای خود در مورد داستان فدك راستگو بود؟

استادم گفت: بلی!
گفتم: می دانستند او زنی راستگوست؟
گفت: بلی!
گفتم: پس چرا حقّ مسلّم او را در اختیارش نگذاشتند؟
در این موقع، استاد لبخندی زد و با كمال وقار گفت: اگر آن روز سخن او را می پذیرفتند، و روی این جهت كه او یك زن راستگو است، بدون در خواست شاهد، فدك را به وی باز می گردانیدند، فردا او از این موقعیت به سود شوهر خود علی استفاده می كرد و می گفت: خلافت مربوط به شوهرم علی است، و در این موقع، ناچار بودند خلافت را به علی تفویض كند؛ زیرا او را راستگو دانسته اند، ولی برای این كه باب تقاضا و مناظرات بسته شود، او را از حق مسلّم خود ممنوع و محروم ساختند.۲

خطبه غدیر، ماندگارترین سند امامت: روایاتی در منابع اهل سنت هم، در باره انتخاب امامان ۱۲گانه با نام و نشان به امر الهی توسط پیامبر(ص) وارد شده است كه به نمونه هایی اشاره می شود:

الف. روایاتی كه امامان را ۱۲نفر معرّفی می كنند:

  1. در صحیح مسلم از جابر بن سمره نقل شده كه پیامبر(ص) فرمودند: «پیوسته امر امامت خواهد بود با وجود ۱۲ خلیفه… كه همگی آنان از قریش می باشند.»۳
  2. شعبی از مسروق نقل كرده كه ما نزد عبدالله بن مسعود نشسته بودیم، در حالی كه او برای ما قرآن می خواند. مردی به او گفت: آیا از پیامبر(ص) پرسیدید كه چند نفر بر این امت خلافت خواهند كرد؟ عبدالله در جواب گفت: بلی، پس ما پرسیدیم، فرمود: ۱۲ نفر به تعداد پیشوایان بنی اسرائیل.»۴ در صحیح بخاری نیز آمده كه پیامبر(ص) فرمود:«بعد از من برای امت ۱۲امیر خواهد بود كه همگی آن ها از قریش هستند.»۵

ب. روایاتی كه به اسم ائمه(ع) تصریح دارند: علاوه بر منابع و مدارك بی شمار، از اهل سنّت نیز روایاتی داریم كه در آن ها به نام مبارك ائمه(ع) تصریح شده است كه به ۲مورد اشاره می شود:

  1. جوینی نقل كرده كه نعثل یهودی به پیامبر(ص) عرض كرد: از وصی خود به ما خبر بده؛ چرا كه برای تمامی پیامبران وصی و جانشین بوده است، و نبی ما یوشع بن نون را وصی خود قرار داد. پیامبر(ص) در جواب فرمود: همانا وصی و خلیفه بعد از من علی بن ابی طالب(ع) است و بعد از او دو فرزندش حسن و حسین(ع) و بعد از آن دو، نه امام دیگر از صلب حسین(ع) هستند. نعثل می گوید: ای محمد(ع) نام آن نه نفر را برایم بگو! پیامبر هم نام یكایك آن ها را بیان كرد.»۶
  2. خوارزمی از سلمان نقل می كند: به حضور پیامبر(ص) شرفیاب شدیم كه حسین(ع) در آغوش او بود. چشمان او را بوسید و فرمود: « به راستی تو سید و پدر سادات هستی، تو خود امام و فرزند امام هستی، تو خود حجت و فرزند حجت [خدایی] و پدر نه حجت از نسل خود هستی كه نهمین آن ها قائم آن هاست.»۷

تصریح به امامت امامان در خطبه غدیر
آن چه نوعا در اذهان جاگرفته این مطلب است كه در غدیرخم، پیامبر(ص) فقط علی(ع) را به عنوان وصی و جانشین خود انتخاب كرد، در حالی كه آن حضرت بر امامت تمامی امامان تصریح كرد؛ آن هم در بخش های متعدد خطبه غدیر كه به نمونه هایی اشاره می شود:

  1. امامت در ذریه علی(ع): « … سپس بعد از من علی ولی شما و امام شما به فرمان خداست. سپس امامت در نسل من از فرزندان علی(ع) تا روزی كه خدا و رسولش را ملاقات كنید، می باشد.»۸ در فراز دیگر فرمود: «ای مردم! به راستی علی(ع) و پاكانی از فرزندانم، ثقل اصغر هستند… بیدار باشید! آن ها امینان خدا در میان خلق خدا هستند، و فرمانروایان خدا در روی زمین. بیدار باشید! به حقیقت من انجام دادم، بیدار باشید! كه من رساندم، بیدار باشید! كه من بگوش شما رساندم، بیدار باشید! كه من آشكار كردم، بیدار باشید! كه به راستی خدای عزیز و جلیل فرمود و من نیز از طرف خدای عزیز و جلیل گفتم.»۹
  2. امامت در نسل پیامبر(ص): در فراز دیگر از خطبه غدیر فرمود:ای مردم! من امر خلافت را به عنوان امامت و وراثت در نسل خود تا روز قیامت به ودیعه می سپارم، و من ابلاغ كردم آن چه را مأمور به ابلاغش بودم تا حجت باشد بر حاضر و غائب و بر همه كسانی كه حضور دارند یا ندارند.»۱۰
  3. قرآن و معرّفی امامان: در ادامه خطبه می فرماید: «ای مردم! قرآن معرّفی می كند كه امامان بعد از او(علی) فرزندان او هستند و من نیز به شما فهماندم كه آنان از [نسل] من و او هستند، آن جا كه خداوند می فرماید: «كلمه پاینده ای در نسل او»۱۱ و من گفتم: اگر به آن دو(قرآن و ائمه) تمسك كنید، هرگز گمراه نمی شوید.»۱۲
  4. گرفتن بیعت برای همه امامان: غالبا تصوّر بر این است كه در غدیرخم فقط برای علی(ع) بیعت گرفته شد، و حال آن كه حضرت دستور داد به نام تمامی امامان ۱۲ گانه بیعت گرفته شود، و این درخواست را در چند قسمت خطبه مطرح نمود. در یك جا می فرماید: «ای مردم! شما بیش از آن هستید كه با یك دست و در یك زمان با من دست دهید، و خدای عزیز و جلیل دستور داده كه از زبان شما اقرار بگیرم به آن چه از امارت مؤمنین برای علی(ع) و امامانی بعد از او كه از من و از او هستند، منعقد نمودم، طبق آن چه به شما اعلام كردم كه فرزندان من از نسل او هستند.»۱۳ آن گاه دستور داد كه این گونه بیعت كنید: «۱۴ به راستی ما شنیدیم و اطاعت می كنیم و راضی هستیم در مقابل آن چه از پروردگار ما و پروردگارت به ما درباره علی و فرزندانش از امامان رساندی. بر این [خلافت] با دلها و جانها و زبانها و دستهایمان بیعت می كنیم و بر همین [بیعت] زندگی می كنیم و می میریم و زنده می شویم. تغییر و تبدیل [در این بیعت] ایجاد نمی كنیم و شك و تردید به خود راه نمی دهیم، و [هرگز] از عهدی بر نمی گردیم و این میثاق [و پیمان] را نقض نمی كنیم، و خدا و تو و علی امیرمؤمنان و فرزندان او را كه امام هستند، اطاعت می كنیم؛ همان فرزندانی كه یادآور شدی از ذریه تو از نسل علی بعد از حسن و حسین(ع) هستند.» بعد از بیان مقام و شأن و منزلت حسنین(ع) مجددا فرمود: «پس بگویید خدا را در این [خلافت] و تو و علی و حسن و حسین و امامانی را كه نام بردی، اطاعت می كنیم به عنوان عهد و میثاق گرفته شده…»۱۵ خدایا پیامبر(ص) از آینده چه می دانست كه این همه بر گرفتن بیعت و عهد تأكید می كرد! و از چهره برخی منافقان و كج اندیشان چه خوانده بود كه این همه بر عدم تخلف از بیعت سماجت و اصرارمی ورزید! آینده ای نه چندان دور، حق را به پیغمبر داد، و دغدغه و نگرانی او را درست و به جا اعلام كرد؛ درست بعد از رحلت پیامبر(ص)، آن گاه كه در سقیفه جمع شدند و گفتند: چه كسی باید خلیفه پیامبر(ص) باشد! واعجبا از این همه خیره سری و نادیده گرفتن واقعیات! اما پیامبر(ص) وظیفه داشت مأموریت الهی خویش را به وجه احسن و اتم انجام دهد، لذا باز در ادامه خطبه فرمود: «ای مردم! پس، از خدا بترسید و با علی علی(ع) و حسن و حسین و امامان(ع) به عنوان كلمه پاكیزه باقیه، بیعت كنید! هر كس حیله كند، خداوند او را هلاك می كند و هر كس وفا كند، مورد رحمت الهی قرار می گیرد.»۱۶
  5. اعلان برنامه خاتم الاوصیاء(ص): پیامبر دوراندیش و آینده نگر اسلام نه تنها خط امامت را در طول تاریخ ترسیم كرد، و بر پایبندی به آن از مردم بیعت گرفت، بلكه حسن ختام هستی را كه با آخرین وصی او و ظهورش تحقق می یابد نیز به مردم آن زمان، بلكه به بشریت گوشزد نمود و با صوت جلی فریاد كشید: «ای مردم! به راستی من نبی، و علی وصی من است. بدانید كه آخرین امامان ما مهدی قائم است. بیدار باشید او غالب بر اساس دین، او انتقام گیرنده از ظالمین، او فاتح قلعه ها و منهدم كننده آن ها، و كشنده هر قبیله ای از اهل شرك است. اوست كه انتقام دوستان خدای عزیز و جلیل را می گیرد و دین خدا را یاری می كند.»۱۷ و در ادامه فرمود: «اوست كه از دریای عمیق[معرفت] آب بر می دارد، و هر صاحب فضل را با فضلش و صاحب جهالت را با جهلش قسمت می دهد. بیدار باشید! او برگزیده خدا، وارث هر علم، و محیط به آن است. اوست كه از خداوند خبر می دهد،… اوست حجت باقی مانده كه بعد از او حجتی نیست و حق جز در نزد او یافت نشود، و نوری جز با او نیست. اوست پیروز شكست ناپذیر و ولی خدا و حاكم الهی در میان خلق در روی زمین…»
  6. رستگاری در گرو اطاعت از امامان: پیامبر(ص) بخش پایانی خطبه را با این جملات تزیین بخشید: «ای مردم! هر كس خدا و رسولش و علی و امامانی را كه ذكر كردم، اطاعت كند، به رستگاری بزرگ دست یافته است.»۱۸ راوی در ذیل خطبه چنین نقل می كند: «پس مردم یك صدا گفتند: بله، فرمان خدا و رسولش را با دل و زبان و دستمان شنیدیم و اطاعت كردیم، و [آن گاه] بر پیامبر(ص) و علی(ع) [برای بیعت] هجوم بردند و دست دادند، و اوّل كسانی كه با پیامبر(ص) بیعت كردند، اولی و دومی و سومی و چهارمی و پنجمی بودند، و باقی مهاجران و انصار و بقیه مردم، بعد از آن ها به ترتیب منزلت بیعت كردند.»۱۹ در پایان، جا دارد به ژرف اندیشی علامه امینی از عمق جان تحسین گفت كه آن همه برای حدیث و خطبه غدیر و تبیین منابع و روات و شاعران آن سرمایه گذاری كرد؛ چرا كه او به خوبی فهمیده بود كه جریان غدیر خلاصه تاریخ بشریت و تعیین سرنوشت آدمیت در طول تاریخ است و غدیرخم اثبات امامت و ولایت امامان معصوم(ع) برای تمام انسان هاست.

حدیث غدیر و خطبه غدیر دو امر جدای از هم که دارای دو سند باشد نیست. غدیر خم در مجموع جریانی است که شامل گرد آمدن مسلمانان در برگشت از حجةالوداع پیامبر(ص) در مکانی به نام غدیر خم و سخنرانی آن حضرت و معرفی علی(ع) به عنوان جانشین است. اسنادی هم که مطرح می شود مربوط به کل جریان است. کتب مفصلى در زمینه بحث‌هاى رجالى و تاریخى مربوط به سند حدیث غدیر تألیف شده است که بهترین نمونه آن کتاب «الغدیر» تألیف علامه بزرگ شیخ عبد الحسین امینى نجفى رضوان الله علیه است. در این کتاب‌ها، اسامی راویان حدیث غدیر جمع آورى شده و از نظر رجالى در باره موثق بودن راویان بحث شده و تاریخچه مفصلى از اسناد و راویان حدیث غدیر تدوین شده و جنبه‏هاى اعجاب انگیز آن در زمینه‏هاى اسناد و رجال تبیین گردیده است. ذیلا به دو نمونه اشاره مى‏ شود:

  1. ابو المعالى جوینى مى‏گوید: در بغداد در دست صحافى یک جلد کتاب دیدم که بر جلد آن چنین نوشته بود:«جلد بیست و هشتم از اسناد حدیث «من کنت مولاه فعلى مولاه» و بعد از این مجلد ب۲۹م خواهد بود.»
  2. إبن کثیر مى ‏گوید:« کتابى در ۲جلد ضخیم دیدم که طبرى در آن، احادیث غدیر خم را جمع آورى کرده بود.»

اگر چه کتاب براى معرفى در این زمینه بسیار زیاد است ولى در این جا چند کتاب به عنوان راهنمایى و براى آگاهى از مباحث مربوط به سند حدیث غدیر معرفى مى‏ شود:

  1. الطرائف، سید ابن طاووس، ص ۳۳
  2. کشف المهم فی طریق خبر غدیر خم، سید هاشم بحرانى
  3. بحار الأنوار، علامه مجلسى، ج ۳۷، ص ۱۸۱ و ۱۸۲
  4. عوالم العلوم، شیخ عبدالله بحرانى،ج ۱۵/۳ ص ۳۰۷ تا ۳۲۷
  5. عبقات الأنوار، میر حامد حسین هندى، جلد غدیر
  6. الغدیر، علامه امینى، ج ۱، صص ۱۲ تا ۱۵۱، و ۲۹۴ تا ۳۲۲
  7. خلاصه عبقات الأنوار، علامه محقق سید على حسینى میلانى دامت افاضاته، جلد غدیر.

پی نوشت:

  • ۱) اصول مداحی، ج ۱، ص ۶۷۸
  • ۲) شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۱۶، ص ۲۸۴؛ ر. ك: پژوهشی عمیق پیرامون زندگی علی(ع)، جعفر سبحانی، نشر جهان آرا، ص ۳۱۳ ـ ۳۱۴
  • ۳) لا یزالُ هذَا الاَْمْرُ عَزیزا اِلی اِثْنی عَشَرَ خَلیفَةً… كُلُّهُمْ مِنْ قُرَیشٍ؛ صحیح مسلم، دار احیاء التراث العربی، ج ۳، ص ۱۴۵۳
  • ۴) فَقالَ اِثْنا عَشَرَ بِعَدَدِ نُقَباءِ بَنی اِسْرائیلَ؛ مسند احمد حنبل، مؤسسة الرسالة، ج ۶، ص ۳۲۱؛ ر. ك: مجمع الزوائد، هیثمی، دار الكتاب العربی بیروت، ج ۵، ص ۱۹۰؛ مسند ابوبعلی موصلی، دار المأمون، بیروت، ج ۸، ص ۴۴۴
  • ۵) یكُونُ بَعْدی اِثْنا عَشَرَ اَمیرا… كُلُّهُمْ مِنْ قُرَیشٍ؛ صحیح بخاری، دار احیاء التراث العربی، ج ۹، ص ۱۰۱
  • ۶) فرائد السمطین، جوینی، بیروت، مؤسسة المحمودی، ج ۲، ص ۱۳۴
  • ۷) اِنَّكَ سَیدٌ اَبُو سادَةٍ، اِنَّكَ اِمامٌ ابْنُ اِمامٍ اِنَّكَ حُجّةٌ ابْنُ حُجَّةٍ اَبُو حُجَجٍ تِسْعَةٍ مِنْ صُلْبِكَ، تاسِعُهُمْ قائِمُهُمْ؛ قتل الحسین(ع)، خوارزمی، مكتبة المفید، قم، ج۱، ص۱۴۶
  • ۸) … ثُمَّ مِنْ بَعْدی عَلِی وَلیكُمْ وَ اِمامُكُمْ بِاَمْرِاللّهِ رَبُّكُمْ ثُمَّ الاِْمامَةُ فی ذُرّیتی مِنْ وُلْدِهِ اِلی یوْمِ تَلْقَوْنَ اللّهَ عَزَّ اِسْمُهُ وَ رَسُولُهُ؛ بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج ۷، ص ۲۰۷ ـ ۲۰۸؛ ر. ك: عوالم العلوم، شیخ عبدالله بحرانی، ج ۱۵، ص ۳۷۵ ـ ۳۷۶
  • ۹) مَعاشِرَ النّاسِ اِنَّ عَلیا وَ الطَّیبینَ مِنْ وُلْدی هُمُ الثِّقْلُ الاَْصْغَرُ… اَلا اِنَّهُمْ اُمَناءُ اللّهِ فی خَلْقِهِ وَ حُكَماؤهُ فی اَرْضِهِ، اَلا وَ قَدْ اَدَّیتُ، اَلا وَ قَدْ بَلَّغْتُ، اَلا وَ قَدْ اَسْمَعْتُ، اَلا وَ قَدْ اَوْ ضَحْتُ، اَلا وَ اِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ قالَ وَ اَنَا قُلْتُ عَنِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ؛ بحار الانوار، ج ۳۷، ص ۲۰۹
  • ۱۰) مَعاشِرَ النّاسِ اِنّی اَدَعُها اِمامَةً وَ وِراثَةً فی عَقِبِی اِلی یوْمِ الْقِیامَةِ وَ قَدْ بَلَّغْتُ ما اُمِرْتُ بِتَبْلِیغِهِ حُجَّةً عَلی كُلِّ حاضِرٍ وَ غائِبٍ وَ عَلی كُلِّ اَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ اَوْ لَمْ یشْهَدْ؛ همان، ص ۲۱۱
  • ۱۱) یقُولُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ «كَلِمَةً باقِیةً فی عَقِبِهِ» زخرف / ۲۸
  • ۱۲) مَعاشِرَ النّاسِ الْقُرْآنُ یعَرِّفُكُمْ اَنَّ الاَْئِمَّةَ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ وَ عَرَّفْتُكُمْ اَنَّهُمْ مِنّی وَ مِنْهُ حَیثُ یقُولُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ «كَلِمَةً باقِیةً فی عَقِبِهِ» وَ قُلْتُ: لَنْ تَضِلُّوا ما اِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما؛ بحار الانوار، ج ۳۷، ص ۲۱۵
  • ۱۳) مَعاشِرَ النّاسِ اِنَّكُمْ اَكْثَرُ مِنْ اَنْ تُصافِقُونی بِكَفٍّ واحِدَةٍ فی وَقْتٍ واحِدٍ وَ اَمَرَنِی اللّهُ عَزَّوَجَلَّ اَنْ آخُذَ مِنْ اَلْسِنَتِكُمُ الاِْقْرارَ بِما عَقَدْتُ لِعَلِی مِنْ اِمْرَةِ الْمُؤْمِنینَ، وَ مَنْ جاءَ بَعْدَهُ مِنَ الاَْئِمَّةِ مِنّی وَ مِنْه عَلی ما اَعْلَمْتُكُمْ اَنَّ ذُرّیتی مِنْ صُلْبِهِ؛ همان، ص ۲۱۵
  • ۱۴) همان
  • ۱۵) فَقُولُوا اَطَعْنَا اللّهَ بِذالِكَ وَ اِیاكَ وَ عَلِیا وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَینَ وَ الاَْئِمَّةَ الَّذینَ ذَكَرْتَ عَهْدا وَ میثاقا مَأْخُوذا…؛ همان، ج ۳۷، ص ۲۱۹؛ ر.ك: عوالم، ج ۱۵، ص ۳۲۸ ـ ۳۷۹؛ الغدیر، ج ۱، ص ۴۰ ـ ۹۹
  • ۱۶) مَعاشِرَ النّاسِ فَاتَّقُوا اللّهَ وَ بایعُوا عَلِیا اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ(ع) وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَینَ وَ الاَْئِمَّةَ(ع) كَلِمَةً طَیبَةً باقِیةً، یهْلِكُ اللّهُ مَنْ غَدَرَ وَ یرْحَمُ مَنْ وَفی؛ بحار الانوار، ج ۳۷، ص ۲۱۲
  • ۱۷) مَعاشِرَ النّاسِ اِنّی نَبِی وَ عَلِی وَصِی، اَلا اِنَّ خاتَمَ الاَْئِمَّةِ مِنَّا الْقائِمُ الْمَهْدِی اَلا اِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَی الدّینِ، اَلا اِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ، اَلا اِنّهُ فاتِحُ الْحُصُونِ وَ هادِمُها اَلا اِنَّهُ قاتِلُ كُلِّ قَبیلَةٍ مِنْ اَهْلِ الشِّرْكِ، اَلا اِنَّهُ الْمُدْرِكُ بِكُلِّ ثارٍ لِاَوْلِیاءِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ اَلا اِنَّهُ النّاصِرُ لِدینِ اللّهِ؛ همان، ص ۲۱۴
  • ۱۸) مَعاشِرَ النّاسِ مَنْ یطِعِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ عَلِیا وَ الاَْئِمَّةَ الَّذینَ ذَكَرْتُهُمْ فَقَدْ فازَ فَوزا عَظیما؛ همان، ص ۲۱۷؛ الغدیر، ج ۱، ص ۳۴۰
  • ۱۹) فَنادَتْهُ الْقَوْمُ: نَعَمْ سَمِعْنا وَ اَطَعْنا اَمْرَ اللّهِ وَ اَمْرَ رَسُولِهِ بِقُلُوبِنا وَ اَلْسِنَتِنا وَ اَیدینا وَ تَداكُوا عَلی رَسُولِ اللّهِ(ص) وَ عَلی عَلِی(ع) وَ صافَقُوا بِاَیدیهِمْ فَكانَ اَوَّلُ مَنْ صافَقَ رَسُولَ اللّهِ(ص) الاَْوَّلَ وَ الثّانِی وَ الثّالِثَ وَ الرّابِعَ وَ الْخامِسَ، وَ باقِی الْمُهاجِرینَ وَ الاَْنْصارِ وَ باقِی النّاسِ عَنْ اخِرِهِمْ عَلی قَدْرِ مَنازِلِهِمْ…؛ همان دو مأخذ پیشین

منابع:

  1. پرسشکده
  2. متن خطبه غدیر
  3. متن کامل خطبه غدیر خم با ترجمه فارسی
  4. ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره ۶۲

 

 

 

 

 

 

 

باکس شناور "همچنین ببنید"

برگ ریزان

برگ ریزان

و چه زیباست موسم برگ‌ریزان… آن گاه که خش خش برگ‌های زرّین به زیر پای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − 11 =