دوشنبه , ۲ مهر ۱۳۹۷
خانه / سرای دانش / جامعه شناسی / وَقفِ کارآمد
وقف

وَقفِ کارآمد

وقفاملاک و اموالی که برای کار خوب اختصاص دهند و یا حبس مال و منصرف منافع بر طبق نيَّت وَقف كننده باشد، وَقف است. املاکي که براي کمک به بينوايان بر مزارها يا مساجد وَقف مي شود.(۱) وَقف یک نهاد بشری و همزاد انسان است و سابقه آن به لحاظ وجود حسّ خیرخواهی و نوع دوستی در ذات انسان به درازای تاریخ زندگی و قدمت بشر می ‌باشد. وَقف  جوشش ایثار است.

پیامبر(ص)اولین واقف: وَقف اگرچه یک نهاد بشری و همزاد انسان است و سابقه آن به لحاظ وجود حسّ خیرخواهی و نوع دوستی در ذات انسان به درازای تاریخ زندگی و قدمت بشر می‌باشد، ولی «وَقف اسلامی» در قالب جدید خود که توأم با تنوع، پایداری، هدفمندی و آرمانگرایی دینی است توسط پیامبر گرامی‌اسلام پایه‌گذاری شده است. روزی که مخیریق یهودی بدون آن که مسلمان شود اموال خود را به پیامبر(ص) هبه کرد و پیامبر(ص) بعد از کشته شدن مخیریق اموال او و حیطان سبعه را در قالب صدقة جاریه در خدمت نیازمندان قرار داد‌، هستة اولیه «وَقف اسلامی» تشکیل شد و پیامبر(ص) در تاریخ اسلام به عنوان اولین واقف به شمار آمد.

امام علی(ع) اولین وَقف نامه نویس و امام مجتبی(ع) اولین متولّی وقف: امام علی(ع) در وَقف‌نامة خود که حاوی نکات بسیار مهمی‌است از آن جمله این که این اموال نباید به کسی بخشیده شود و یا به ارث برده شود و یا فروخته شود و همه این امور در موقوفات ممنوع است پایه گذار شیوه وَقفنامه نویسی است. در این وَقفنامه فرزندش امام مجتبی(ع) را متولّی موقوفات خود قرار داده است.

روز وَقف: ۲۸صفر، به این دو مناسبت فوق ، بهترین روز برای نامگذاری وَقف است. زیرا اولا سال روز ارتحال پیامبر(ص) است و ثانیا مصادف با سال روز شهادت امام مجتبی(ع) اولین متولّی موقوفات امام علی(ع) می‌باشد. اگر قرار باشد روزی در سال به نام «روز وَقف» نامیده شود، چه روزی مناسب تر از این روز؟ ولی از سوی دیگر با توجه به عظمت روز بیست‌وهشتم صفر که روز داهیه کبری و مصیبت عظمی‌است و همه چیز باید تحت‌الشعاع مصیبت و عزاداری پیامبر(ص) قرار گیرد از این رو پیش نهاد شد یک روز قبل از آن، یعنی ۲۷صفر به این نام نامیده شود. این پیش نهاد مورد موافقت شورای فرهنگ عمومی‌قرار گرفت و از سال ۱۳۷۶ روز ۲۷صفر با عنوان «روز وَقف» به تقویم رسمی‌کشور وارد شد.

وَقف کارآمد: امام خمینی(ره) با سخنرانی ۱۸ شهریور ۱۳۴۳ در جمع مردم قم خطر توطئه‌های استعمار در ممالک اسلامی، اَوْقاف غیر کارآمد را چنین بیان می کنند:

بسم الله الرحمن الرحیم‌
انا للَّه و انا الیه راجعون‌، خداوندا، زبان ما را از بیهوده گفتن و گزاف و لغو و دروغ حفظ بفرما. خداوندا، قلوب ما را به نور اسلام و روحانیت روشن بفرما. خداوندا، گوش شنوا عنایت بفرما به سلاطین دوَل اسلام، به روسای جمهور دول اسلامی، به نمایندگان مجلسیْن دوَل اسلامی، به نخست وزیران و وزرای دول اسلامی، به روسای دانشگاه های دول اسلامی، به کارفرمایان و کارمندان دول اسلامی. خداوندا، آن ها را قرار بده مِنَ الَّذینَ یَستمِعونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعونَ احْسَنَهُ.«۳»… حالا تازه وزارت اَوْقاف هم آقایان می‌خواهند درستش کنند! به تخیل این که تقلید از یک مملکت دیگری؛ به تخیل اینکه روحانیت را تحت وزارتخانه ببرند. این خواب را به گور می‌برید- ان شاء الله. شما خیال می‌کنید که روحانیت اسلام را می‌شود مثل روحانیت مسیح کرد؟ هیچ امکان ندارد این. روحانیت شیعه مستقل است، مستقل؛ اتکا به هیچ جا ندارد. بیایند بگویند به کی اتکا دارد. این روحانیت مستقلی که اتکا ندارد به هیچ جا، این طلاب محترمی که با سی- چهل تومان در ماه ساخته‌اند و زحمت دارند می‌کشند، اینها دیگر نمی‌ترسیم ما که طرفدار یک مملکتی و یک دولت دیگری باشند؛ اینها مستقلند در افکار خودشان. اینها از تویشان آدم در می‌آید؛ اینها از تویشان «مدرس» در می‌آید؛ اینها از تویشان «سید حسن مدرس» در می‌آید. اینها نمی‌گذارند؛ امکان ندارد که ما بگذاریم که این هم بیاید تحت نظر فلان وزیر و فلان. فلان وزیر غلط می‌کند که همچو حرفهایی را می‌زند. اشتباه می‌کنند این ها؛ باز هم در اشتباهند. باید یک وزارت فرهنگی، یک فرهنگ صحیح باشد؛ و فرهنگ هم حقش است‌ دست ما باشد. خوب ما در این مملکت یک وزارتخانه نداشته باشیم؟ همه وزرا از امریکا؟! خوب یکی‌اش هم از ما. خوب بدهید این فرهنگ را دست ما؛ ما خودمان اداره [می‌کنیم‌]. ما یک کسی را وزیر فرهنگ می‌کنیم و اداره می‌کنیم. اگر از شما بهتر اداره نکردیم، بعد از ده- پانزده سال ما را بیرون کنید. تا یک مدتی دست ما بدهید، فرهنگ را دست ما بدهید، وزیر فرهنگ را از ما قرار بدهید، یک مدتی هم مهلت بدهید که ما کار را درست انجام بدهیم، اگر ما گفتیم که شما تحصیل نکنید؛ اگر ما گفتیم شما خوب تحصیل نکنید؛ اگر ما گفتیم شما به اعماق آسمان نروید. شما عرضه‌اش را ندارید؛ و الّا، چون عرضه‌اش را ندارند می‌گویند روحانیون نمی‌گذارند، مملکت ما، حالا باز وقت این کارها نشده است. بفرمایید کی جلوتان را گرفته؟ بفرمایید کارخانه ذوب آهن بیاورید، کدام روحانی گفته نیاورید؟ هر کدام گفته بگویید تا ما بشناسیم. بفرمایید طیاره‌سازی کنید؛ اتومبیل‌سازی کنید؛ آقا، عرضه‌اش را ندارید، بیچاره‌ها! یک مملکت بی‌عرضه‌اید! و این هم که شما عرضه ندارید نه اینکه عرضه ذاتی ندارید، شما را دست استعمار این جور کرده است؛ غربزده هستید. این حرف های ما یک حرفهای کهنه پوسیده‌ای است که بله، دیگر کسی نمی‌خرد آن را؟! به شما قول می‌دهم که آلمان هم این را بخرد؛ شما نخرید. یک وزارتخانه دست ما بدهید، یک چند ساعت از این رادیو، که دارد موسیقی و بچه‌های ما را دارند سوق می‌دهند به فساد اخلاق، یک- دو- سه ساعتش را هم دست ما بدهید اما آزادمان بگذارید، نه اینکه برنامه‌اش هم خودتان بنویسید که این جوری برو بگو- ما را آزاد بگذارید، یک- دو- سه ساعت از برنامه رادیو دست ما بدهید، ما برایش تعیین می‌کنیم برنامه را که او صحبت کند؛ و من به شما قول می‌دهم که نه با سلطنت شما مخالفت داشته باشد، نه با وزارت شما مخالفت داشته باشد، نه با ریاست شما مخالفت؛ با هیچ کدام مخالفت ندارد. فقط اگر وزارت فرهنگ و دستگاههای فرستنده، یک مقداری، در دست ما باشد ما مردم را آشنا می‌کنیم؛ دنیا را آشنا می‌کنیم به احکام اسلام و اسلاممان؛ و فرهنگ را یک فرهنگ مستقل، یک فرهنگ مسْلم، یک فرهنگی که یک دانه عربش‌ وقتی می‌ایستاد جلو امپراتور، وقتی که می‌ایستاد، شمشیرش را درمی‌آورد و آن دیباجها را کنار می‌زد می‌گفت: رسول الله فرموده است که ما لباس حریر [در بر] نکنیم، ما روی جای حریر هم نمی‌نشینیم. ما این جور رجال درست می‌کنیم. آن وقت ببینید که اگر یک همچو رجالی از مکتب ما بیرون آمد و از فرهنگ ما بیرون آمد، این رجال تحت تاثیر استعمار می‌رود؟ لکن چه بکنیم که استعمار نخواهد گذاشت؛ دست خبیث استعمار نخواهد گذاشت که وزارت فرهنگ را دست ما بدهند؛ و الّا حق با ماست؛ فرهنگ باید ما باشیم‌. وزارت اَوْقاف می‌خواهید درست کنید، باید وزارت اَوْقاف از ما باشد، نه اینکه شما تعیین کنید. تعیین شما قبول نیست؛ شما ارزش ندارید که تعیین کنید؛ ما باید تعیین کنیم. بگذارید تعیین کنیم ما یک نفر را، یک آقایی را رئیس فرهنگش کنیم، یک نفر هم وزیر اَوْقافش بکنیم؛ اَوْقاف را، آن وقت ببینید که این طوری که الآن دارد لوطی خور می‌شود نخواهد شد؛ تمام مطالب به خودش خواهد رسید. دست ما بدهید تا ببینید چه خواهد شد. آن وقت ببینید که ما با همین اَوْقاف این فقرا را غنی‌شان می‌کنیم؛ با همین اَوْقاف، با همین اَوْقاف، ما فقرا را غنی می‌کنیم. شما خاضع بشوید برای چند تا حکم اسلام، شما ما را اجازه بدهید که مالیات اسلامی را به آن طوری که اسلام با شمشیر می‌گرفت بگیریم از مردم، آن وقت ببینید که دیگر یک فقیر باقی می‌ماند؟ من برای شما راه هم می‌سازم؛ من برای شما کشتی هم می‌خرم. بگذارید. شما نخواهید گذاشت‌. من می‌دانم این حرف هایی که می‌زنم بیهوده است؛ تمام شد. شما الآن تشریف می‌برید و بنده هم خواهم رفت؛ آن ها هم که نخواهند گذاشت این مطالب را لکن خوب، چه بکنیم؛ دردی است که ما داریم؛ دردی است که ما داریم.(۴)
سازمان اَوْقاف و امور خیریه نهاد اداره‌کننده موقوفات فاقد متولّی در ایران است. در قدیم سازمان اَوْقاف؛ اداره ٔ کلّی بود که زیر نظر نخست وزیری بر موقوفات نظارت می نمود و اداره ٔ امور وَقف قانوناً به عهده ٔ آن بود.[۲] قلمرو فعالیّت این سازمان شامل «موقوفات عام فاقد متولّی یا مجهول التّولیّه و موقوفات خاصّه و اماکن مذهبی اسلامی و هم چنین اثلاث باقیه و بقعه‌های متبرکّه، محبوسات، نذور، صدقات و هر مال دیگری که به غیر از عنوان وَقف برای امور عام‌المنفعه و خیریه اختصاص یافته و مؤسسات و انجمن‌های خیریه‌ای که از طرف دولت یا سایر مراجع ذی‌صلاح به سازمان محول شده باشد.» است. رئیس این سازمان با پیشنهاد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از طرف ولی فقیه تعیین می‌شود.البته بعد از انقلاب شرکت چاپ و انتشارات اسوه برای چاپ کتب دینی و مذهبی و قرآن در ۱۳۷۰با سرمایهٔ موقوفات کشور تأسیس و تاکنون گذشته از چاپ قرآن ده‌ها عنوان کتاب چاپ و منتشر نموده‌است. ساختمان این چاپخانه که بزرگ‌ترین چاپخانهٔ قرآن کریم در خاورمیانه است در زمینی به مساحت ۵۰ هزار متر مربع و با زیربنای ۱۱هزار متر مربع در قم احداث شده‌است.
پانویس:
  1. اَوْقاف: (اَ یا اُ) [ع] (اِ.) جِ وَقف. جمع وَقف، املاکي که براي کمک به بينوايان بر مزارها يا مساجد وَقف مي شود. حبس مال و منصرف منافع بر طبق نيَّت وَقف كننده.(مفرد وَقْف) مال هائی که بر فقرا ومزارات وَقف کرده باشند.(فرهنگ معین، ذیل وقاف، غیاث اللغات و آنندراج)
  2. قانون اَوْقاف
  3. بخشی از آیه ۱۸ سوره زمر: کسانی که سخن را می‏ شنوند و بهترینش را پیروی می ‏کنند.
  4. قم، مسجد اعظم به آغاز دروس حوزه و خطر نفوذ اسرائیل در ایران و توطئه‌های استعمار در ممالک اسلامی

    بيش تر بخوانيد:

  1. اطلاعات
  2. پرتال امام خمینی(ره)
  3. سایت جامع امام خمینی(ره)
  4. امام خمینی (ره)؛ ۱۸ شهریور ۱۳۴۳
  5. سازمان اَوْقاف و امور خیریه جمهوری اسلامی ایران
  6. جلد ۱، صحیفه امام خمینی(ره)، از صفحه۳۷۳ تا صفحه۳۹۵
منابع:
  1. اطلاعات
  2. ویکی پدیا
  3. سیاست در ایران
  4. پرتال امام خمینی(ره)
  5. سایت جامع امام خمینی(ره)
  6. جلد ۱، صحیفه امام خمینی(ره)، از صفحه۳۷۳ تا صفحه۳۹۵

باکس شناور "همچنین ببنید"

برگ ریزان

برگ ریزان

و چه زیباست موسم برگ‌ریزان… آن گاه که خش خش برگ‌های زرّین به زیر پای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 5 =