سه شنبه , ۳۰ مرداد ۱۳۹۷
آموزگار

آموزگار

آموزگاردر واژه‌شناسی(ترمینولوژی) آموزش و پرورش در تعریف واژه آموزگار/Teacher/Pedagogy آمده است: معلّم واجد صلاحیتی که برنامه‌های آموزشی و حرفه‌ای را در یکی از مراکز تربیت معلّم یا دانشگاه مرتبط، با موفقیت سپری کرده و درجه آموزشی یا گواهی صلاحیّت حرفه‌ای معتبری را به‌دست آورده و تدریس در کلاس درس، آموختن به دیگران یا به عبارت دقیق‌تر«آموزش‌ و‌ پرورش» شغل اصلی اوست. استاد، لله، مدرّس، مربّی، معلّم، هیربد، اتابک(مربّی کودک)، آن که آموزد & تلمیذ، دانش‌آموز، محصّل. آموزگار یا مُعَلِّم کسی است که پیشه‌اش آموختن به دیگران باشد و «آموزش و پرورش» یا «تعلیم و تربیت» کار او به‌شمار آید. آموزگار: [زْ / زِ] (ص مرکب) آن که آموزد. آن که یاد دهد. معلّم، آموزنده، استاد و مربّی. || توسعاً، ناصح، اندرزگوی، هادی، راهنما و مجرّب: هرکه نامُخت از گذشت روزگار//نیز ناموزد ز هیچ آموزگار.(رودکی) || متعلّم، شاگرد، پذیرنده و پندپذیر، معلّم، معلّم مدرسة ابتدایی، اندرزگوی، پرورنده، مربّی.(برهان و لغت نامه دهخدا) ≠ تلمیذ، دانش‌آموز، محصل· teacher
۱ . آموزنده؛ کسی‌که به دیگری درس بدهد.
۲ . استاد.
۳ . معلّم؛ معلّم مدرسۀ ابتدایی.
۴ . ناصح؛ اندرزگو.
۵ . راهنما: هم او آفرینندۀ روزگار//به نیکی هم او باشد آموزگار.(فردوسی: ۶/۳۲۰)

آموزگار کسی است که افزون بر شایستگی‌های آموزشی و توانایی‌های حرفه‌ایِ خود، هنر تدریس و سازندگی همه‌سویهٔ شاگردان را در دست دارد. او پیوسته در جوش‌وخروش برای ساختن خود و پیدایش دگرگونی و پویایی در شاگردان است.[۱] درفرهنگ علوم رفتاری شعاری نژاد دو شناختار از واژهٔ آموزگار آورده شده‌است: کسی که دورهٔ پرورش آموزگاری را به پایان رسانده‌است و برای آموزش به گروهی از دانش‌آموزان یا دانشجویان در یک نهاد آموزشی پژوهشی، و پرورشی گماشته شده‌است. کلمه آموزگار در قوانین کشور به شکل ذیل تعریف شده است: از این به بعد مدرسه ابتدایی دبستان و معلم آن آموزگار، مدرسه متوسطه دبیرستان و معلم آن دبیر، مدرسه صنعتی هنرستان و معلم آن هنرآموز، هر شعبه از مدارس عالی(فاکولته) دانشکده و مجموع شعب عالیه(اونیورسیته) دانشگاه و معلم مدارس عالیه استاد نامیده خواهد شد.(۲)

آموزگار کلیسا: آموزگار کلیسا(Doctor of the Church) عنوانی است که در کلیسای کاتولیک به قدیسینی داده می‌شود که با داشتن ویژگی مهمّی به رسمیّت شناخته شده‌اند.آموزگارآموزگارِ واقعی کیست؟ شاید نخستین و مهمترین خصیصیه ای که برای یک آموزگار واقعی می توان برشمرد، این باشد که او روحیه ای حق به جانب ندارد و خود را کلیددار خزانه حقیقت نمی داند. آموزگار واقعی نه تنها معطوف به خویش و مشعوف از خویش نیست، بلکه توان خود انتقادی و به زیر سوال بردن نگرش ها و روش های خود را دارد و به همین دلیل می تواند به دیگران نیز جرات دهد که خود را و آنچه را که به اسم تربیت به خوردشان داده اند، نقادی کنند و زیر سوال ببرند. تربیت چیزی جز طغیان علیه مدعیان تربیت و تربیت های دروغین نیست. آموزگار واقعی در این توهم نیست که باید به دیگران حق یا حقیقتی را بیاموزد، و به اصطلاح آنها را هدایت کند، بلکه تنها کمک می کند که آنها خودِ مدفون شده شان را از آوار آن چیزهای مخربی که غالباً به نام تربیت و فرهنگ، «نیست» و «از خود بیگانه» شان کرده، بیرون کشند و دوباره «هست» شوند تا با خویش در صلح و آشتی به سر برند. در واقع، آموزگار واقعی نمی خواهد که چیزی بر دیگران بیافزاید و آن ها را سنگین نماید، بلکه، برعکس، چیزی از آن ها می کاهد و «سبکبار» شان می کند. تربیت چیزی جز هرس کردن شاخ و برگ های زاید نیست. بر این پایه، یک آموزگار تنها زمانی می تواند، به دور از خصلت های نیست کننده(=نهیلیستی)، برای شاگردانش هستی بخش و زندگی آفرین باشد که بتواند به جای آنکه هستی و افکار خود را سایۀ سنگینی بر شاگردانش کند، خوددارنه به سایه رود تا افقی روشن برای پدیدار شدن آن ها فراهم آید. باری، آموزگار راستین تنها ما را فرا می خوانَد که از آن«خود» که حجاب خود گشته است دست برداریم؛ از خودی که نیستیم به در آییم و به خودی که باید باشیم درآییم. به عبارت دیگر، آموزگار واقعی ما را از خود نمی ستاند تا به سوی خویش بکشاند، بلکه ما را از«خودی کاذب» می رهانَد تا به«خود راستین» برسانَد. می توان گفت که آموزگار واقعی به سان مامایی در تولد معنوی ما سهیم می شود و مدد می رساند که از«خودِ کهتر» خویش فراتر رویم تا «خودِ برتر» مان متولد شود. چرا که تربیت کردن چیزی جز مامایی، و تربیت شدن چیزی جز نوزایی نیست. به بیان برّای نیچه: مربیانِ واقعی شما
آزادکنندگانِ شما، به سوی خودتان، هستند! و به زبانِ زیبای مولانا: تو را هر کس به سوی خویش خواند//تو را من جز به سوی تو نخوانم.(۳)

پانویس:

  1. ۵۰۱نکته برای معلّمان، چ۲، سال ۱۳۸۸، شابک: ۹۷۸-۹۶۴-۵۳۶-۴۹۴-۴
  2. تبصره ماده ۱ از قانون اجازه تأسیس دانشسراهای مقدماتی و عالی مصوّب: ۱۹/۱۲/۱۳۱۲
  3. گنجور » مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱۸

آموزگارمنابع:

  1. شمانیوز
  2. ویکی‌واژه
  3. ویکی‌پدیا
  4. مثنوی معنوی
  5. فرهنگ لغت معین
  6. ۵۰۱نکته برای معلّمان، چ۲، سال ۱۳۸۸، شابک: ۹۷۸-۹۶۴-۵۳۶-۴۹۴-۴

باکس شناور "همچنین ببنید"

حجّ

زیارت کعبه

قرن‌ها پیش مرد و زن و کودکی تنها، چند قطعه سنگ سیاهِ ساده را از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × چهار =