سه شنبه , ۳۰ مرداد ۱۳۹۷

صَحابَه

صحابهاصحاب یا صَحابَه کسانی که به خدمت حضرت پیامبر(ص) رسیده و مدّتی با وی صحبت داشته‌اند، یعنی  کسانی هستند که خود شخص پیامبر(ص) را دیده‌اند و سخنش را شنیده و در زمان حیات او اسلام آورده‌اند و تا پایان عمر به او ایمان داشته‌اند. منظور از ملاقات، اعم از دیدار، همنشینی، همراهی، و رسیدن یکی به دیگری است، هر چند با هم سخن نگفته باشند و مثلا به واسطه نابینایی، پیامبر(ص) را ندیده باشد. شمار صَحابَه پیامبر(ص) را بیش از ۱۰۰هزار نفر هم دانسته‌اند. اصحاب یا صَحابَه(به‌معنای یاران)، مفرد آن را صحابی می‌گویند. «الصحابه» کلمه‌ای عربی و جمع «الصاحب» از ماده «ص – ح – ب» است و این ماده در معنای همنشینی، رفاقت، دوستی و یاری به کار می‌رود. الصاحب به معنای یار، همنشین و دوست است.[فرهنگ ابجدی، متن، ص۵۴۴] صَحابَه: «حاملان رسالت»، «نور خداوند»، «بهترین امّت» و «اصحاب عادل» برای بشریّت هستند. صَحابَه همانان که تکیه گاه و مدافع پیامبر(ص) و مجاهدان در پیشگاه او بودند.! خداوند ایشان را مدح کرده و می فرماید: «محمّد(ص) فرستاده خداست و کسانى که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند، پیوسته آن ها را در حال رکوع و سجود مى‏بینى در حالى که همواره فضل خدا و رضاى او را مى ‏طلبند نشانه ی آن ها در صورتشان از اثر سجده نمایان است، این توصیف آن ها در تورات و توصیف آن ها در انجیل است، همانند زراعتى که جوانه ‏هاى خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پاى خود ایستاده است و بقدرى نموّ و رشد کرده که زارعان را به شگفتى وامى‏دارد این براى آن است که کافران را به خشم آورد(ولى) کسانى از آن ها را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده ‏اند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظیمى داده است.»[۱] آن ها کسانی بودند که خدا و رسولش را یاری کرده و دین او را احیاء و پایه های دولت اسلام برافراشته و جاهلیت را از بین بردند.[۲] کسانی را که در سن کودکی توفیق درک پیامبر(ص) را داشته‌اند، صحابه صغار(کوچک و کم سن) می‌گویند. یاران زن پیامبر(ص) را صحابیات می‌گویند. صحابیات زنانی هستند که پیامبر(ص) را دیده و مسلمان شده‌اند یا در زمان ایشان، مسلمان تولد یافتند و هنگامی که از دنیا رفته، هم چنان به او ایمان داشته و مسلمان بوده اند. یاران پیامبر(ص) به ۳دسته تقسیم می‌شود:

  1. مهاجران مسلمانانی هستند، که در مکه اسلام آوردند و به مدینه مهاجرت کردند.
  2. انصار مسلمانانی هستند، که در مدینه زندگی می‌کردند و به پیامبر(ص) و مهاجران پناه دادند. این مسلمانان عمدتاً از دو قبیله اوس و خزرج می‌باشند.
  3. گروه سوم مسلمانانی هستند که بعد از فتح مکه اسلام آوردند.

صحابهالبته بعضی از مسلمانان که در مدینه با پیامبر(ص) دیدار کرده و در آن جا اسلام آوردند، در هیچ‌یک از این ۳دسته جای نمی‌گیرند. از میان ایشان می‌توان سلمان فارسی را نام برد. پیامبر اسلام(ص): دشنام و آزار صَحابَه، آزار من است. [در روز قیامت] مردانی از امتم آورده و به دوزخ برده می‌شوند. من می‌گویم: پروردگارا![اینان] اصحاب منند. پس گفته می‌شود: تو نمی‌دانی که پس از تو چه کردند. پس من همان را می‌گویم که بنده نیکوکار[یعنی حضرت عیسی(ع)] گفت: «و تا وقتى در ميانشان بودم بر آنان گواه بودم. پس چون روح مرا گرفتى، تو خود بر آنان نگهبان بودى، و تو بر هر چيز گواهى. اگر عذابشان كنى، آنان بندگان تواند و اگر بر ايشان ببخشايى تو خود توانا و حكيمى.»(سوره مائده، آیات ۱۱۸-۱۱۷). پس به من گفته می‌شود: از هنگامی که تو از آن ها جدا شدی دائما به عقب برگشتند.»(الحمیدی، الجمع بین الصحیحین البخاری و مسلم، ج۲، صص ۵۰-۵۱) امام علی(ع) در باره صَحابَه پیامبر(ص) می فرماید: «من اصحاب محمد(ص) را دیدم، اما هیچ کدام از شما را همانند آن ها نمی دانم، آن ها صبح می کردند در حالی که موهای ژولیده و چهره های غبار آلود داشتند، شب را تا صبح در حال سجده و قیام به عبادت می گذراندند، و پیشانی و گونه های خود را در پیشگاه خدا بر خاک می ساییدند، با یاد معاد چنان ناآرام بودند گویا بر روی آتش ایستاده اند. پیشانی آن ها در اثر سجده های طولانی پینه بسته بود(چون پینه زانوهای بزها) هر گاه نام خدا برده می شد چنان می گریستند که گریبان های آن ها تر می شد و چون درخت در روز تند باد مى‏لرزیدند، از کیفرى که از آن بیم داشتند، یا براى پاداشى که به آن امیدوار بودند.[۳] «کجا هستند برادران من که بر راه حق رفتند، و با حق در گذشتند؟ کجاست عمّار؟ و کجاست پسر تیهان؟ و کجاست ذوالشّهادتین؟ و کجایند برادران همانند آن ها که با هم پیمان جانبازی بستند و سرهایشان در راه خدا از بدن جدا و برای ستمگران فرستاده شد؟ [نوف(راوی خطبه) می گوید: سپس حضرت دست به ریش مبارک گرفت و زمانی طولانی گریست و فرمود]: دریغا! از برادرانم که قرآن را خواندند، و بر اساس آن قضاوت کردند، در واجبات الهی اندیشه کرده و آن ها را بر پا داشتند، سنت های الهی را زنده و بدعت ها را نابود کردند، دعوت جهاد را پذیرفته و به رهبر خود اطمینان داشته و از او پیروی کردند.[۴]» امام سجاد(ع) نیز در صحیفه ی سجادیه برای صَحابَه پیامبر(ص) دعا می کند و می فرماید: بار خدایا بر همه پیروان و تصدیق کنندگان پیامبران در همه زمان ها،(از زمان آدم ابوالبشر تا پیامبر(ص) در هر روزگار و زمانی که پیامبری فرستادی و برای اهل آن دلیل و راهنمایی گماشتی تا پیشوایان هدایت و رستگاری باشند)، و بر همه کسانی را که در هنگام سختی رسولانت(آن زمانی که دشمنان آن ها را تکذیب کرده و با ایشان معارضه می کردند)، به صورت پنهانی(در دل) به ایشان ایمان آوردند و علاقمند شدند، سلام و درود بفرست و آن ها را با آمرزش و خوشنودی خویش یاد فرما ! بار خدایا اصحاب و یاران محمد(ص) و به خصوص آن ها که حق مصاحبت و همراه بودن(با آن حضرت) را نیکو ادا کردند و در راه یاری او سختی هایی را تحمل کردند و در جنگ ها، شجاعت و دلاوری برجسته ای آشکار ساختند و او را یاری کردند و در ایمان آوردن به او، شتافته و در لبیک به دعوتش، پیشی گرفتند و آن هنگام که(پیامبر) برهان رسالتهای خود را به گوششان رساند دعوت او را پذیرفتند و در راه آشکار ساختن دعوت او(به راه حق) زن و فرزندان خود را رها نمودند، و در راستای تحکیم پایه های پیامبری او با پدران و فرزندان(خودشان) جنگیدند و با کمک آن حضرت پیروز گردیدند و آن هاکه محبت و دوستی آن بزرگوار را به عنوان تجارت بدون خسران و کسادی، در دل داشتند. و آن هاکه چون به آن حضرت گرویدند قبیله ها و فامیل ها شان آن ها را طرد کرده و از آن ها دوری گزیدند، و آن ها را( به جرم نزدیک شدن به پیامبر) بیگانه پنداشتند.! پس خدایا آنچه را که برای تو و در راه تو از دست داده اند برای ایشان جبران کن، و به پاس آنکه مردم را بر(دین) تو گرد آورده اند، و همراه با پیامبرت از دعوت کنندگان به سوی تو بوده اند و در راه تو از شهر و وطن و خویشاوندان دوری گزیده و از زندگی راحت و آسوده خویش به تنگی و سختی رو آوردند، ایشان را از خوشنودی خود خوشنود ساز، و نیز جزاء و پاداش ده آن گروه از ستمدیدگان را که در راه نصرت دین خود بر شمارشان افزوده‏اى! بار خدایا، تابعان اصحاب محمد را بهترین پاداش ارزانى دار، آن ها که به نیکى در پى اصحاب رفتند و مى‏گویند «پروردگار ا، ما را و برادران ما را که در ایمان بر ما پیشى گرفتند بیامرز.»[۵] هم چنین فقهاء برای صَحابَه منزلت و شأن خاصّی قائل بوده اند. شهید صدر(ره) می گوید: صَحابَه جلو داران مؤمن و روشن کننده و بهترین و صالح ترین بذر برای رشد امت اسلامی بودند. تا آنجا که تاریخ انسانیت نسلی با عقیده تر، برتر، نخبه تر و پاک تر از یارانی که پیامبر(ص) تربیت کرده بود را به یاد نمی آورد.[۶] صَحابَه ی پیامبر(ص) و کسانی که با او زندگی کرده اند با الهام از آیات قرآن به چند دسته تقسیم می شوند:صحابه

  1. گروه پیشگامان:(پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانى که به نیکى از آن ها پیروى کردند، خداوند از آن ها خشنود گشت، و آن ها(نیز) از او خشنود شدند و باغ هایى از بهشت براى آن ها فراهم ساخته، که نهرها از زیر درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند و این است پیروزى بزرگ!).[۷]
  2. بیعت کنندگاه زیر درخت:(خداوند از مؤمنان- هنگامى که در زیر آن درخت با تو بیعت کردند- راضى و خشنود شد خدا آن چه را در درون دل هایشان(از ایمان و صداقت) نهفته بود مى‏ دانست از این رو آرامش را بر دل هایشان نازل کرد و پیروزى نزدیکى به عنوان پاداش نصیب آن ها فرمود).[۸]
  3. انفاق کنندگان و مجاهدان قبل از فتح:(کسانى که قبل از پیروزى انفاق کردند و جنگیدند(با کسانى که پس از پیروزى انفاق کردند) یکسان نیستند آن ها بلندمقام تر از کسانى هستند که بعد از فتح انفاق نمودند و جهاد کردند و خداوند به هر دو وعده نیک داده و خدا به آن چه انجام مى‏ دهید آگاه است‏).[۹]

در مقابل این نمونه های عالی و شخصیت های جالب، قرآن گروه های دیگری را ذکر می کند که با این نمونه ها تفاوت فاحش دارند مانند:

  1. منافقین.[۱۰]
  2. منافقینی که پنهان بودند و پیامبر(ص) آن ها را نمی شناخت.[۱۱]
  3. انسان های ضعیف الایمان و مریض القلب.[۱۲]
  4. افرادى(سست و ضعیف) که به سخنان اهل فتنه کاملًا گوش فرا مى‏ دهند و ….[۱۳]
  5. آن ها که عمل صالح و فعل قبیح هر دو را به جای آوردند.[۱۴]
  6. کسانی که مشرف بر ارتداد هستند.[۱۵]
  7. فاسقانی که قولشان عمل شان را تایید نمی کند.[۱۶]
  8. کسانی که ایمان وارد قلوبشان نشده است.[۱۷] و صفات مذموم دیگری که برای بعضی از آن ها ذکر شده است.

علاوه؛ در میان صَحابَه کسانی بودند که قصد ترور شخص پیامبر(ص) را در لیله ی(شب) عقبه داشتند.[۱۸] پس می توان در مکتب اهل بیت(ع) چنین در مورد صَحابَه گفت که: صَحابَه مانند دیگران هستند یعنی در میان آن ها عادل و غیر عادل وجود دارد. این طور نیست که همه کسانی که از صَحابَه اند عادل باشند، تا زمانی که سیره و رفتار پیامبر(ص) در سلوک و رفتار شخص تبلور نیافته باشد، صحابی بودن نقشی در عدالت او ندارد. پس معیار، رفتار و سلوک عملی است. هر کس که سیره اش مطابق با ملاک های اسلامی باشد عادل است و غیر از آن غیر عادل است. همان طور که گفته شد این نظر مطابق با قرآن و سنت نبوی(ص) است. چگونه و با چه منطقی می توان بین صحابی بزرگوار، مالک بن نویره و بین کسی که او را ظالمانه به قتل رسانید و در همان شب با همسر او همبستر شد! تساوی قائل شد و گفت هر دو صحابی اند؟! هرگز صحیح نیست که از شارب الخمری مانند ولید بن عقبه فقط به دلیل صحابی بودنش جانبداری کنیم یا از انسانی دفاع کنیم که حکومت اسلامی را همانند یک قدرت جبّار و دیکتاتوری قرار داده و صالحین امت را کشته و با امام و خلیفه ی شرعی(علی بن ابی طالب) به جنگ پرداخته است؟ آیا صحیح است عمار یاسر و رئیس گروه سرکشان را به دلیل آنکه هر دو صحابی اند مساوی بدانیم آنهم در وقتی که پیامبر(ص) فرمود: «عمار را گروه ظالم و سرکش می کشند»؟! آیا هیچ عاقلی چنین عمل می کند؟ بر فرض که چنین کنیم آیا از اسلام در این صورت جز دینی که سعی در توجیه اعمال زورمندان و ظالمان، به بهانه ی صحابی بودن دارد، می ماند؟! در حقیقت اسلام عزیز تر و گرامی تر از آن است که آن را با جرائم مجرمین و منحرفین در هر زمان و مکانی که زندگی کنند خلط کنیم.!این اعتقاد ما است و با کسی هم تعارف نداریم، چرا که حق سزاوارتر است که بیان و تبعیت شود. بنا بر این معیار عدالت، تمسک به سیره ی پیامبر(ص) و التزام به سنت ایشان در حیات و بعداز رحلت آن حضرت(ص) می باشد. هر کس که در این راه باشد به او احترام گذاشته، و از روش او پیروی کرده و برای او طلب رحمت کرده و خواستار علو درجاتش هستیم. اما کسانی را که در این مسیر نباشند عادل نمی دانیم. به طور مثال دو تن از صَحابَه به همراه یکی از همسران پیامبر(ص) لشکر آماده کرده و در بصره مقابل خلیفه ی شرعی پیامبر(ص) علی بن ابی طالب(ع) در جنگ جمل به صف ایستادند و جنگی را شروع کردند که هزاران نفر از مسلمین کشته شدند حال می پرسیم آیا خروج و ریختن این خون ها جایز است؟ یا شخص دیگری که متصف به صحابی است در جنگی به نام جنگ صفین خروج کرد، جنگی که تر و خشک را با هم سوزاند. مسلم است که این جا بحث سب و دشنام و چیزهایی از این قبیل نیست.

دوره صحابه: با توجه به این که برخی از صحابه تا حدود سال ۱۰۰قمری زیسته‌اند، دوره صحابه را از زمان رحلت پیامبر(ص) تا حدود پایان قرن اول دانسته‌اند.[۱۹] آخرين صحابی‌ای که در کوفه از دنیا رفته، عبدالله بن ابی اوفی (۸۶ق)، و آخرين كسى كه در مدینه وفات يافته، سهل بن سعد ساعدی (۹۱ق.) در ۱۰۰ سالگی، و آخرين كس كه در بصره درگذشته، انس بن مالک در سال ۹۱ق يا ۹۳ق بوده است. آخرين صحابی كه در شام وفات کرده نیز عبدالله بن یسر در سال ۸۸ قمری بوده است.[۲۰] در بین افرادی كه پيامبر(ص) را دیده‌اند، آخرین تاریخ درگذشت برای عامر بن واثله ثبت شده است.[۲۱] او در دولت مختار بن ابی عبید ثقفی پرچمدار بوده و بعد از سال ۱۰۰ قمری درگذشته است.۲]

پانویس:

  • [۱] فتح، ۲،ترجمه مکارم .
  • [۲] عدالت صحابی، ص ۱۴، مجمع جهانی اهل بیت(ع).
  • [۳] نهج البلاغه، ص ۱۴۴، خطبه ۹۷٫
  • [۴] نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، ص ۱۶۴، خطبه ۱۸۲٫
  • [۵] صحیفه سجادیه، ص ۴۲، دعاء حضرت بر پیروان پیامبران.
  • [۶] مجموعه کامله، شماره ۱۱، بحث درباره ی ولایت ص ۴۸٫
  • [۷] توبه، ۱۰۰٫
  • [۸] فتح، ۲۸٫
  • [۹] حدید، ۱٫
  • [۱۰] منافقون، ۱۰٫
  • [۱۱] توبه، ۱۰۱٫
  • [۱۲] احزاب، ۱۱٫
  • [۱۳] توبه، ۴۵ – ۴۷٫
  • [۱۴] توبه، ۱۰۲٫
  • [۱۵] آل عمران، ۱۵۴٫
  • [۱۶] حجرات، ۶؛ سجده ۱۸٫
  • [۱۷] حجرات، ۱۴٫
  • [۱۸] نک: فصول المهمة، عبدالحسین شرف الدین، ص ۱۸۹٫
  • [۱۹] شهابی، ادوار فقه، ج۱، ص۳۹۲.
  • [۲۰] شهابی، ادوار فقه، ج۱، ص۳۹۳.
  • [۲۱] ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۲۴۳
  • [۲۲] شهابی، ادوار فقه، ج۱، ص۳۹۳.

منابع:

  1. میقات حجّ
  2. ویکی شیعه
  3. اسلام کوئیست
  4. شهابی، محمود، ادوار فقه، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۶ش
  5. اصحاب ایرانی رسول الله(ص)، مقاله ۲، دوره ۲۱، شماره ۸۴، تابستان ۱۳۹۲، صفحه۱
  6. ابن حجر، الاصابة، تحقیق: عادل احمد عبدالموجود، علی محمد معوض، بیروت: دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق(نسخه موجود در لوح فشرده کتابخانه اهل بیت(ع) نسخه۲)

باکس شناور "همچنین ببنید"

بالاترينِ نیکی‌ها

بالاترينِ خوبی‌ها

و پروردگار تو مقرّر داشته است که جز او را نپرستید و به پدر و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 − 3 =