دوشنبه , ۲ مهر ۱۳۹۷
خانه / آیین زندگی / عفاف و حجاب
عفاف و حجاب

عفاف و حجاب

عفاف و حجاب«حجاب» به معنای؛ پوشش، نمادي براي نمایش مسلمانی و رعایت آن از ضروريات اسلام به شمار می‌رود. هیچ‌یک از علما تا کنون در ضروری بودن آن تشکیک نکرده‌اند. حکم حجاب، حکمی ارشادی است، به این معنی که حکم به حجاب، تأیید حکم عقلی است. از این رو اندیشمندان،  دلایل عقلی مختلفی را برای اثبات حجاب بیان کرده‌اند که مجموع آن ها به بیش از ۲۰دلیل رسیده است، اما در قرآن، ضمن تأكيد فراوان به لزوم حفظ حجاب، در سوره‌ی احزاب، ۳گونه از گونه‌های مختلف حجاب را بیان کرده است. ۲گونه آن بیش از همه متوجّه شخص پیامبر و خانواده‌ی آن حضرت(ص) و در گام بعدی، متوجه مؤمنان است:

۱ . حجاب پوششی ۲ . حجاب گفتاری ۳ . حجاب رفتاری

«حجاب» در نگاه کلان هم، چنان اهمیتی دارد که گاه می‌تواند حتّی تعیین کننده‌ی فکری و اعتقادی افراد باشد. «حجاب» را می‌توان از زوایا و رویکردهای گوناگون تاریخی، جامعه شناسی، روان شناختی، هنری و … مطالعه کرد. در تعريف «حجاب» آمده؛ «حجاب» پوشش ویژه‌ای است که مانع و بازدارنده‌ی نگاه نامحرم است. «حجاب»  یک امر ظاهری، بیرونی و یک ارزش است، یعنی؛ در حقیقت پوشش ظاهری افراد را «حجاب» گویند.(۱)

عفاف و حجاب:  اگر چه حجاب، به مفهوم مانع و حایل میان ۲چیز است، خواه آن ۲چیز از امور مادی و اشیائی محسوس باشد و یا از امور معنوی و غیر محسوس، ولی راغب چنین گوید: حجب و حجاب به معنای منع از وصول و رسیدن ۲چیز به همدیگر است.(۲) صاحب مقاییس اللغه نیز می‌آورد: «حجب دارای یک معنای اصلی است و آن منع است. گفته می‌شود: حجبته، یعنی؛ منع کردم او را»(۳) هم چنین فيومي مي‌نويسد: «حجب به معنای منع است و از همین رو به پوشش حجاب گفته می‌شود زیرا پوشش مانع از مشاهده می‌شود و به دربان حاجب گفته می‌شود چون مانع و بازدارنده از ورود دیگران است. اصل معنای حجاب، جسمی است که بین دو جسد حائل می‌شود و گاه بر امور معنوی نیز به کار می‌رود؛ از این رو گفته شده است: «عجز» حجاب میان انسان و مراد اوست و «معصیت» حجاب بین بنده و پروردگار اوست.» (۴) حجاب به معنای ستر و پوشش؛ جوهري معنای «پوشش» را برای حجاب ذكر كرده و گفته است: «حجاب یعنی پوشش و حجاب درون انسان، یعنی آن چه که بین قلب و اعضای دیگر حائل می‌شود.»(۵) همچنان که ابن منظور نیز در لسان العرب، حجاب را به معنای «ستر» دانسته و گفته است: «حجاب به معنای ستر و پوشش است: «حجبه» یعنی آن را پوشانید، زن محجوب، زنی است که پوشیده باشد.»(۶) در تعیین این که از میان این معانی کدام یک اصلی و یا هر معنا در عرض یکدیگر و یا از همان معانی اصلی به شمار می‌آید،؟ مؤلف «التحقیق فی کلمات گوید: «حجاب در اصل به معنای مانع از تلاقی دو چیز یا اثر آن دو است،  چه هر دو چیز مادی و دیگری معنوی و نیز بدون تفاوت از این ناحیه که آن مانع و حجاب، شیء مادی باشد یا امر معنوی»(۶)

حجاب و مسجد گوهرشاد: دژخیمــان رضاخــان مــردم معتــرض بــه کشــف حجــاب را در آن بــه خــاک و خــون کشیدند. در وقــوع قیام خونین مسجد گوهرشاد ۲دلیــل مهــم وجود داشــت؛

  1. تغییر سیاســت رضا شاه در پــی ســفر بــه ترکیــه و
  2. حبــس و آزار زعیــم دینــی مردم آیــةا… سیدحســین قمــی.

واقعیــت آن بــود کــه از  ۱۳۰۷و بــه دنبــال ضــرب و شــتم آیــةا… شــیخ محمدتقـی بافقـی در حـرم حضـرت معصومـه(س) بـه دلیـل اعتـراض بـه نحــوه پوشــش زنــان دربــاری، توســط شــخص رضاخــان، سیاســت های رژیــم، چرخــش آشــکاری بــه ســوی ضدیــت بــا دیــن و حــذف مظاهــر دینـی در جامعـه، پیـدا کـرده بـود. شـاه کـه توقـع داشـت علمـا و روحانیـان ایــران، ماننــد برخــی کشــورهای اســامی، ثناگــوی حاکمــان باشــند و اقدامــات مغایــر بــا دیــن او را نادیــده بگیرنــد و بلکــه تأییــد کننــد، بــا مــوج مخالفــت صریــح و قاطــع حوزههــای علمیــه در برابــر رویکردهــای ضداســامی خــود روبــهرو شــد؛ رویکردهایــی کــه بــه زعــم او، گام برداشــتن ایــران در مســیر تجــدد و پیشــرفته شــدن محســوب می  شــد.

عفاف و حجاببـه همیـن دلیـل، رضاخـان پـساز تحکیـم پایه هـای حکومتـش و تسـلط بـه امـور، بـه مقابلـه جـدی بـا علمـا و روحانیـان پرداخـت. بـا ایـن حـال،شــیوه های خــاف شــرع دولتمــردان پهلــوی اول، تــا مدتهــا بــه پــای وی نوشــته نمی شــد و عمــوم مــردم گمــان می کردنــد کــه شــاه یــا بــاایـن روش هـا مخالـف اسـت یـا اصـولا، اطاعـتی از آن هـا نـدارد امـا وقتـی در اردیبهشــت ســال ۱۳۱۴ علی اصغــر حکمــت، وزیــر وقــت فرهنــگ کــه براثــر اقدامــات وزارت خانــه اش در عرصــه فرهنــگ بــه شــدت بــااعتراضـات مردمـی روبرو شـده بـود، در سـخنرانی میـدان توپخانـه تهران، آب پاکـی را روی دسـت معترضـان ریخـت و علنـا اعلـام کـرد کـه «ایـن شــیوه ها و سیاســت های مــورد اعتــراض شــما، خواســت شــخص شــاه اســت» در سراســر ایــران و بــه ویــژه شــهرهای مذهبــی، ماننــد مشــهد، موجــی از مخالفــت نســبت بــه عملکــرد رضاخــان، بــه راه افتــاد.اوایـل خـرداد سـال،۱۳۱۴برخـی از ایـن مخالفت هـا، بـه صـورت محـدوددر تعــدادی از شــهرهای کشــور، ماننــد تبریــز، در قالــب تجمعــات وســخنرانی ها، بــروز و ظهــور پیــدا کــرد، امــا بــه ســرعت ســرکوب شــد وعلمایــی کــه رهبــری ایــن اعتراضــات را برعهــده داشــتند، ماننــد آیــت ا…انگجــی، تبعیــد شــدند. رســیدن ایــن اخبــار بــه مشــهد، باعــث نگرانــی علمــای ایــن شــهر شــد و آیتا…ســید حســین قمــی تصمیــم گرفــت بــه تهـران بـرود و بـه رضاخـان اعتـراض کنـد؛ امـا شـاه نـه تنهـا بـه اعتـراض ایـن عالـم مبـارز توجهـی نکـرد، بلکـه دسـتور بازداشـت و زندانـی کـردن او را هـم صـادر کـرد. رسـیدن ایـن خبـر بـه مشـهد کـه تـا چنـد روز قبـل ازآن، بـه دلیـل رسـیدن اخبـاری کـه بـه آن اشـاره کردیـم، بـه شـدت ملتهب شـده بـود، باعـث تجمـع مـردم در مسـجد گوهرشـاد و آغـاز قیامـی عمومی در ایـن شـهر شـد و یکـی از صفحـات دردنـاک و در عیـن حـال پرافتخـار را در تاریـخ معاصـر ایـران رقـم زد.

روایتی از قتل عام بی گناهان: شـب  ۲۱تیرمـاه سـال،۱۳۱۴در حالـی کـه حـرم مطهـر امـام رضـا(ع) درمحاصـره نیروهـای نظامـی بـود، هـزاران نفـر از مـردم کـه علیـه حبـس زعیــم دینــی خــود و سیاســتهای فرهنگــی رژیــم اعتــراض داشــتند، درصحــن و شبســتانهای حــرم خوابیــده بودنــد. ســرهنگ قــادری، معــاون«ایـرج مطبوعـی،» فرمانـده نیروهـای اطـراف مسـجد کـه تمـام مبـادی ورودی را محصـور کـرده بـود، دقایقـی پـساز نیمـه شـب، فرمـان قتل عـام را صــادر کــرد. مرحــوم «حســین مکــی،» در جلــد ششــم کتــاب «تاریــخ بیســت ســاله ایــران» می نویســد«:توپهای ســنگین در خیابــان تهــران(امــام رضــا(ع) فعلــی) روبــهروی مســجد گوهرشــاد اســتقرار یافتــه و در ذهـن مـردم مشـهد هجـوم روسـیه را در سـال ۱۳۳۰قمـری بـه سـرکردگی ژنــرال «ردکــو» دوبــاره زنــده کــرده اســت امــا ایــن بــار روسهــا دیگــرنیســتند کــه می خواهنــد حملــه کننــد، بلکــه قزاقــان رضاخــان هســتند.پاسـی از نیمههـای شـب  ۱۲ربیعالثانـی گذشـته بـود کـه صـدای غـرش مسلســلهای قزاقــان، آســمان مقــدس خراســان را بــه لــرزه انداخــت وقشــون شــرق بــه فرماندهــی سرلشــکر ایــرج مطبوعــی و… بــرای فتــح مسـجد گوهرشـاد بـه حرکـت درآمـد و صـدای شـیپور آغـاز جنـگ، از همـه طــرف بلنــد شــد. عــده ای از مأموریــن مخفــی رژیــم، قبــا وارد مســجدشـده بودنـد و قـرار بـود آنهـا، از داخـل وارد عمـل شـده و راههـا را بـرای ورود نیروهــای رضاخــان بــه داخــل مســجد همــوار ســازند و چنیــن شــد.دژخیمـان اسـلحه بـه دسـت، پـای بـه درون خانـه خـدا گذاردنـد و همـه مسـجدیان را از دم تیـغ گذراندنـد و بـه هیچکـس رحـم نکردنـد و بـه قـول خودشـان کاری کردنـد کـه روسهـا نکـرده بودنـد. هنگامـی کـه سـپیده سـر می زد، دیگـر نـه صـدای گلولـهای بـود و نـه صـدای «یاعلـی، یاعلی»و قزاقــان فاتــح، در پنــاه مسلســل کــور و نابینــای خویــش، پــای بــرروی کشته  شــدگان برزمیــن افتــاده می گذاشــتند و بــه دنبــال زندگانــی بودنــدکــه در پناهگاهــی از دســترس گلولــه بــه دورمانــده بودنــد». محمدعلــی شوشــتری، از شــاهدان واقعــه و از صاحبمنصبــان وقــت آســتان قــدس رضــوی، در خاطراتــش می گوید[ســرهنگ]قادری بــا حالــی ســهمناک وچشـمانی خونیـن وارد شـد. بـه محـض ورود، آقـای مطبوعـی سـوال کـرد:چـه خبـر؟ بـه ذات پـروردگار و حقیقـت حضـرت ثامن الحجـج(ع) قـادریایـن عبـارت را جـواب داد و بـا دسـت اشـاره کـرد کـه: آن هـا را خـر کـردم و مثــل گوســفند در مســجد و شبســتان ها و دارالســیاده، از ک ُ شــته، پشــته َ سـاختم. مطبوعـی بـه روی خـود نیـاورد، امـا از رنـگ و حالـت و و جناتـش معلـوم بـود خـود را باختـه و از عاقبـت ایـن کار اندیشـناک شـده اسـت. درایـن بیـن، هـوا هـم روشـن شـده بـود، مرحـوم اسـدی خـودروش رسـیدمقابـل کانتـری، بـا عجلـه بـالا آمـد. بـه محـض اسـتحضار از چگونگـی،بـدون خداحافظـی برگشـت و بـه مـن اظهـار کـرد: بیـا برویـم… بـه اتفـاق سـوار خـودرو شـدیم. اسـدی خواسـت اندکـی بـا صحبتهـای مـن، خـودرا ســرگرم کنــد. مــن هــم کــه حالــم بدتــر از او شــده بــود. هــر دو بــاصــدای بلنــد بنــای گریــه را گذاردیــم. علیاکبــر شــوفر هــم گریــان ومتوجــه حرفهــای مــن شــد. در بیــن راهمنــزل و خیابــان بــاغ عنبــر،ُ نفهمیـدم چـه شـد کـه بـه اسـدی گفتـم: وای از عاقبـت ایـن کار! تـف برایــن مأموریــن بــا ایــن انجــام وظیفــه! آقــای اســدی نبــودی ببینــی قــادری چــه جــور وارد شــد و بــا چــه قدرتــی مباهــات می کــرد کــه مـردم را مثـل گوسـفند در مسـجد کشـته ام؛ راسـتی آقـای اسـدی ایـن شــعری را کــه اهــل منبــر بــه شــمر نســبت می دهنــد کــه در مجلــس عبیـدا… یـا یزیـد خوانـد «امـا رکابـی فضـه و ذهبـا»(رکاب اسـبم را از طـلـا و نقــره پــر کنید)،قــادری نیــز خوانــد، منتهــا نــه بــه عربــی،بـه فارسـی.

آماری که هرگز معلوم نشد: دربـاره شـهدای ایـن واقعـه تلـخ تاریـخ معاصـر ایـران، آمارهـای مختلفـی ارائــه شدهاســت؛ از ۵۰شــهید در آمارهــای برخــی وابســتگان رژیــم پهلـوی تـا بیـش از  ۴هـزار نفـر در سـایر منابـع. بـا ایـن حـال، واقعیـت آن اسـت کـه آمـار شـهدای ایـن واقعـه هیـچگاه مشـخص و محـل دفـن دقیــق بیشــتر آنهــا، معلــوم نشــد. دلیــل فقــدان آمــار را، بایــد افــزون بررفتــاری انســانی مأمــوران رژیــم پهلــوی بــا اجســاد مطهــر شــهدا، درِ زائـر و نـه مجـاور بـودن بخـش مهمـی از آنهـا دانسـت. «ادیـب هـروی»در «حدیقةالرضویــه» اشــاره مختصــری بــه ایــن موضــوع می کنــد ومینویســد: «توضیــح آن کــه ایــن بیچــارگان، همــان مــردم دهــات وقلعگیهــای(روســتاییان) اطــراف مشــهد بودهانــد کــهاز ســه فرســخی،کمتــر یــا بیشــتر، پــای پیــاده آمدهبودنــد مســجد. از لحــاظ(بــه دلیــل)خســتگی و کوفتگــی می رونــد در می ــان همیــن شبســتان می خوابنــد،موقعـی کـه نظامیـان وارد مسـجد می شـوند، اینهـا خـواب بودنـد، وقتـی بیــدار می شــوند کــه نظامیــان برسرشــان یــورش می آورنــد. نظــر بــه اینکــه راهبلــد نبودهانــد، مـورد دســترس آنهــا(نظامیــان مهاجــم) واقــع شــده و طعمــه اســلحه گــرم و ســرد می شــوند.

شرح یک جنایت غیر انسانی: از جنایـات غیرانسـانی مأمـوران رژیـم در ایـن واقعـه، دفـن افـرادی بـود کـه هنـوز در قیـد حیـات بودنـد. زندهیـاد «میرمحمدحسـین حسـینی اصفهانــی» کــه در زمــان واقعــه گوهرشــاد، طلبــه جوانــی بودهاســت، می گوید«:کشـتند و آن هـم کشـتنی کـه تـا بـه حـال هـم کسـی نتوانسـته اسـت حسـاب کنـد کـه در قضیـه مسـجد گوهرشـاد مشـهد، چقـدر خـون ریختـه شـد و چقـدر آدم کشـته شـد و چقـدر آدم نمـرده، زیـر خـاک رفـت. یکـی از رفقـای مدرسـه نـواب بـود. جلـوی مدرسـه ایسـتاده بـود. خـودش برایــم تعریــف می کــرد، کامیونهــا کــه جنــازه در آنهــا ریختــه بودنــد،میآمــد بــرود و یــک مرتبــه دیــدم از یکــی از ایــن کامیونهــا صــدا می آیـد و یـک نفـر می گویـد مـن زنـدهام، مـرا کجـا می بریـد؟ خاصـه اینهـا را کجـا بردنـد و تـوی کـدام گـودال ریختنـد و خـاک روی آنهـاریختنــد، نمیدانیــم». زندهیــاد «احمــد بهــار» می نویســد«:خیلی از مــردم زخمـی بودنـد ولـی آنهـا را جـزو کشـتگان در کامیونهـا ریختـه و زنـده بــه گــور کردهانــد». «ادیــب هــروی» در کتــاب خــود، روایــت چگونگــی حمـل و دفـن اجسـاد شـهدا را بـه نقـل از «آقـای دیهیمـی»(رئیـس مالیـه مشـهد) و او از فـردی بـه نـام «کربایـی تقـی»(تحصیـلدار اداره مالیـات بردرآمـد دروازه خیابـان تهـران) می نویسـد:تعداد زیـادی کامیـون اجسـاد را حمــل می کردنــد کــه در اغلــب ایــن کامیونهــا، صــدای نالــه شــنیده می شــد.

جمع‌بندي نهایی:

نتايج حاصل از اين نوشتار عبارتند از:
۱ . حجاب در لغت به دو معناي مانع و پوشش آمده است؛
۲ . در قرآن كريم نيز حجاب به معناي مانع به كار رفته است؛
۳ . در اصطلاح فقها حجاب را به معناي پوشش به كار رفته است؛
۴ . در قرآن كريم به ۳گونه حجاب اشاره شده است كه عبارتند از: حجاب پوششي، رفتاري و گفتاري؛
۵ . فلسفه حجاب در قرآن عبارت است از: پاسخ به ميل فطري، مهار میل به خود نمایی و کاهش التهاب‌های جنسی.

پانویس:

  1. حجاب: حجاب , پرده , نقاب , چادر , پوشاندن , حجاب زدن , پرده زدن , مستور يا پنهان کردن: [ ح ِ ] (ع مص ) در پرده کردن . حجب . || بازداشتن از درآمدن.منتهی الارب. بازداشتن. (دهار) (زوزنی). || روگیری . عفاف . حیا. شرم کردن: مرا بعرض تمنا حجاب نگذارد//و گر خموش شوم اضطراب نگذارد. (حِ) [ ع ] (اِ.): ۱ – پرده، ستبر. ۲ – نقابی که زنان چهرة خود بدان پوشانند، روبند، برقع . ۳ – چادری که زنان سرتاپای خود را بدان پوشانند. (حُ جّ) [ ع . ] (اِ.) جِ حاجب ؛ پرده داران. ۱. چادر. ۲. روپوش؛ روبند. ۳. (تصوف) آنچه حائل و مانع میان طالب و مطلوب باشد و مانع تجلی حقایق شود. ۴. [قدیمی] پرده. ۵. [قدیمی، مجاز] آن چه مانع بین ۲چیز دیگر باشد. حجاب‌الغره (غرت): [قدیمی، مجاز] حیرت و سرگردانی. حجاب یک تکه لباس یا پارچه آویزان است که برای پوشاندن بخشی از سر و صورت، یا پوشاندن برخی از اشیاء دارای اهمیت استفاده می‌شود. حجاب اسلامی به پوشش‌های گوناگون زنان مسلمان گفته می‌شود و مفهومی برآمده از قرآن کریم و فقه اسلامی و ساخت یافته در فرهنگ اسلامی که ناظر به پوشش شرعی در مقابل نامحرم، به ویژه برای زنان است.
  2. راغب اصفهاني، المفردات، «ذیل واژه حجب»، ابن فارس، مقاييس اللغة، ج۲، ص۱۴۳٫
  3. «حجبته حجبا من باب قتل: منعه و منه قیل للستر حجاب لانه یمنع المشاهده و قیل للبواب حاجب لانه یمنع من الدخول و الاصل فی الحجاب، جسم حائل بین جسدین و قد استعمل فی المعانی فقیل «العجز حجاب بین الانسان و مراده» و «المعصیة حجاب بین العبد و ربّه» فيومي، مصباح المنیر، ج۱-۲، ص۱۶۶٫
  4. «الحجاب الستر و حجاب الجوف ما یحجب بین الفؤاد و سایره»جوهری، الصحاح، ص۱۰۷٫
  5. ابن منظور، لسان العرب، ج۳، ص۵۰٫
  6. مصطفوی، حسن، التحقیق في كلمات القرآن، ج۲، ص۱۷۷٫

منابع:

  1. یمنا
  2. حجاب و پوشش در قرآن
  3. مکارم شیرازی، ناصر، اخلاق در قرآن، قم، چاپ دوم، ۱۳۸۱ش.
  4. امام خمینی، تحریر الوسیله، قم، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، ج۳، ۱۴۰۸ق.
  5. امام خمینی، توضیح المسائل، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ج۳، ۱۳۸۱ش.
  6. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰ش.
  7. معین الاسلام، پوشش و آرایش از دیدگاه پیامبر اعظم، قم، دفتر عقل، ۱۳۸۶ش.
  8. سیوطی، جلال الدين، الدر المنثور، قم، مکتبة آیت الله العظمی مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.

 

باکس شناور "همچنین ببنید"

برگ ریزان

برگ ریزان

و چه زیباست موسم برگ‌ریزان… آن گاه که خش خش برگ‌های زرّین به زیر پای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − 13 =