سه شنبه , ۳ مهر ۱۳۹۷
خانه / اسوه ها / شیخ‌ الائمه‌

شیخ‌ الائمه‌

 در میان ائمه، امام صادق علیه‌السّلام عمر بیش تری‌ نصیب‌ ایشان‌ شده‌ است. ایشان از میان کسانی که توانایی و استعداد طرح مباحث علمی را داشتند و از قابلیت بالایی برخوردار بودند، به ورود در مباحث علمی و مناظرات عقیدتی ترغیب می‏ کردند. خود هم بیش تر از دیگر امامان(ع) به تربیت شاگردان عالم پرداختند. در نظام آموزشی ایشان(ع) شاگردان بر اساس استعدادی که در زمینه علوم مختلف داشتند مورد آموزش قرار می‌گرفتند. امام(ع) نه در نقش یک راهنما، بلکه در نقش یک راهبر با شاگردان خود همراه بودند. هدف امام صادق(ع) از گسترش برنامه فرهنگی، چاره جهل امّت و تقویت عقیده به مکتب اسلام و نیز ایستادگی در برابر امواج کفرآمیز و شبهه های گمراه کننده و حلّ مشکلات ناشی از انحراف حکومت بود. امام صادق(ع) با کوشش علمی خود، ذخیره ایی بزرگ برای امّت برجای گذاشت، آن سان که سراسر مناطق اسلامی را در برگرفت.

امام صادق(ع) و دیگران
امام صادق(ع) ۱۷ربیع الاول ۸۳ه.ق در مدینه متولد گردید. پدرشان، امام محمد باقر(ع) و مادرشان، ام فروه، نام شریفش جعفر و لقب معروفش صادق و کنیه اش ابوعبدالله می باشد. جاحظ گوید: «امام صادق(ع) چشمه های دانش و حکمت را شکافت و برای مردم درهایی از دانش گشود که پیش از او معهود نبود و جهان از دانش وی سرشار گردید.» ابوحنیفه گفته است: «من دانشمند تر از جعفر بن محمد ندیده ام. اگر آن ۲سال(شاگردی من نزد او) نبود، نعمان هلاک می شد. اسم ابوحنیفه نعمان بن ثابت بوده است.» مالک گفته است: «مدتی نزد جعفر بن محمد رفت و آمد می کردم، او را همواره در یکی از ۳حالت می دیدم؛ یا نماز می خواند یا روزه بود و یا قرآن تلاوت می کرد، و هرگز او را ندیدم که بدون وضو حدیث نقل کند.»

عصر امام صادق(ع) و اصحاب
در عصر زندگی امام علاوه بر حوادث سیاسی، یک سلسله حوادث اجتماعی و پیچیدگی ها و ابهام های فکری پیدا شد و به تدریج به علل مختلف، جبهه ‏های علمی و فکری به وجود آمد. نحله ‏ها و مذهب ها در اصول دین و فروع دین پیدا شدند. به بیان دیگر مسلمانان در این وقت از میدان جنگ و لشکرکشی متوجه فتح دروازه ‏های علم و فرهنگ شدند. علوم اسلامی در حال تدوین بود. مسلمانان پس از فتح سرزمین های همسایه شرقی و شمالی با مردمی روبرو شدند که اندیشه های آن ها درباره دین همانند مسلمانان ساده و بی آلایش نبود و… بسیاری از دانشمندان آن سرزمین ها سال ها به بحث های عقلانی، علم کلام و… سرگرم بودند، زمانی که مسلمانان ساده ذهن با چنین مردمی روبرو شوند طبیعی است میان آن ها بحث هایی در گیرد(۱). در نگاه سیاسی از یک طرف زد و خورد اموی ها و عباسی ها فترتی به وجود آورد و موانع بیان حقایق را تا حدّی از بین برد، و از طرف دیگر در میان مسلمانان یک شور و هیجان برای فهمیدن و تحقیق پیدا شد؛ ضعیف شدن و سپس در هم ریختن حکومت مروانیان چنان که آزادی بیان را فراهم آورد، آزادی بحث های علمی را در تمامی شاخه های گوناگون نیز موجب شد. از این جمله رونق گرفتن بحث های کلامی در حلقه های درسی بود، خواه برای افزودن دانش و خواه برای مغلوب کردن خصم(۲). ترجمه کتاب های یونانی، هندی، فارسی و… در این زمان از سوی مسلمانان باعث پیدایش گروه هایی از جمله زندیقان یا دهری ها، ‌مجسمه، مرجئه و… گردید که خطر بزرگی برای انحراف یا نابودی اسلام به شمار می رفت(۳)، در مواقعی زنادقه و امثال ابن ابی العوجا و ابوشاکر دیصانی با حضرت محاجه کرده و جواب سوال های خود را به راحتی دریافت می کنند و امام بدون هیچ ترسی به سوال های آنها پاسخ می دهد؛ گاهی سوال از سوی بزرگان معتزله هم چون عمرو بن عبید و واصل بن عطا مطرح و از طرف امام جواب ارائه می شود و گاهی فقهای به نام عصر یعنی افرادی همچون ابوحنیفه و مالک بن انس در محضر امام شاگردی می کنند و از علم امام فرا می گیرند. گاهی متصوفه به سراغ حضرت می آیند و سوال و جواب آنها در تاریخ مضبوط است.از مشخصات این عصر، انتشار علوم اسلامی همچون تفسیر، فقه، حدیث، کلام، جدل و علوم دیگر مانند انساب، لغت، شعر، ادب، خط، تاریخ، نجوم و غیره بود.(۴) زمان امام صادق(ع) زمانی بود که برخورد افکار و آراء و جنگ عقاید شروع شده بود و ضرورت ایجاب می‏ کرد که امام کوشش خود را در این صحنه و این جبهه قرار دهد. همیشه باید در این گونه امور به اثر کار توجه داشت. امام(ع) فرصت را برای تعلیم و تأسیس کانون علمی مناسب دید و به این کار همت گماشت.(۵) به طوری که تعداد روایات نقل شده از امام صادق(ع) به ۳۸هزار حدیث‏ می رسید،(۶) سخنان بزرگ و راهنمایی ارزنده ‏اش دیوار جهل و نادانی را فرو ریخت و آیین واقعی پیامبر(ص) را از نو طرح ریزی کرد. بدین مناسبت او را پایه گذار و مؤسس فقه «فقه جعفری» می‏ دانند.(۷) علاوه بر این در دوران امام صادق(ع) که آزادی نسبی وجود داشت نیز فعالیت‏ های آن حضرت(ع) تحت کنترل بود، اما پیش از آن، در دوران امویان(که در سال ۱۳۲ سقوط کردند) و پس از آن به وسیله منصور عباسی، شدیدترین فشارها اعمال می‏ شد، به طوری که جرأت هر گونه ابراز وجودی از آن ها سلب شده بود.(۸) در ان زمان امامت از مباحث عمده میان متفکّرین شیعى و معتزلى زمان بو. کشىّ  مناظرات بحث ‏انگیزى را که او به طرفدارى از حقانیّت امامت امام صادق(ع) برگزار کرد. امام(ع) در باره او ‏فرمود: «… چه در حیات و چه در ممات، عزیزترین فرد در نزد من است.»(۹)

  • سیّدحمیرى‏، برجسته‏ ترین شاعر عراقی که در مدح‏ اهل‏ بیت‏(ع)، مرثیه سیدالشّهدا(ع) و شهداى کربلا، آثار برجسته ‏اى سروده، مورد عنایت خاصّ ائمه(ع) به خصوص امام صادق(ع) بود. هنگامى که متوجه شد امام صادق(ع) از مرام او بی زارى می جوید دست از مذهب خود برداشته و به آئین جعفرى گرائید و اشعارى در ستایش آن حضرت و بازگشت از مذهب قدیمى خود سرود.(۱۰) وقتى سیّد حمیری از پدر و مادر ناصبى خود فرار نمود(چون آن ها سلطان را تحریک کردند که سیّد را کیفر کند) امام صادق(ع) در حق سیّد دعا کرد و نجات یافت.(۱۱) محمّد بن نعمان گفت رفتم به عیادت سیّدحمیرى‏، صورتش سیاه و چشمانش برگشته بود و سخت تشنه می نمود. در آن موقع معتقد به امامت محمّد بن حنفیه بود و از اطرافیان او محسوب می شد و شراب نیز می خورد و به تازگى از پیش منصور دوانیقى برگشته بود. من خدمت امام صادق(ع) رفتم. عرض کردم: فدایت شوم من از پیش سیّدحمیرى‏ مى‏ آیم صورتش سیاه و چشمانش برگشته و لب هایش از تشنگى خشک و از سخن گفتن باز مانده بود او شراب می نوشید. امام فرمود: الاغ مرا زین کنید. سوار شده رفت من نیز با ایشان رفتم. وارد خانه سیّد شدیم. گروهى اطراف بستر او را گرفته بودند. امام(ع) کنار سر او نشست صدا زد سیّد! سیّدحمیرى‏ چشم باز کرده نگاهى بامام صادق(ع) نمود نمی توانست سخن بگوید. سیاه شده بود. شروع به گریه کرد. چشم به امام داشت. نمی توانست حرف بزند. آشکار بود که می خواهد حرف بزند ولى نمی تواند. در این موقع امام(ع) لبانش را حرکت داد. سیّد به سخن در آمده، گفت: آقا با دوستان شما چنین معامله می کنند؟ فرمود: سیّد اقرار به حقّ کن تا خداوند این ناراحتى را از تو برطرف کند و ترا بیامرزد و وارد بهشتى که به دوستانش وعده داده بشوى.(۱۲) سیّد شعری سرود: به نام خداوند که خدایى است بزرگ و توانا، به سوى جعفر بن محمد صادق(ع) بازگشتم و اطمینان دارم که خدا از گناه من در مى ‏گذرد و آن را مى‏ بخشد.(۱۳) امام(ع) از منزل او خارج نشد تا سیّد حرکت کرد و نشست. امام صادق (ع) به او فرمود: مادرت تو را «سیّد» نامید، در این باره موفق‏ شدى و تو سالار شاعرانى.(۱۴) عباد بن صهیب گفت: خدمت امام صادق(ع) بودم. خبر درگذشت سیّدحمیرى را به ایشان دادند. براى او دعا کرد و طلب مغفرت نمود. مردى گفت یا ابن رسول اللَّه او شراب می خورد و ایمان برجعت(محمّد بن حنیفه) داشت فرمود پدرم از جدش نقل کرد: دوست آل‏ محمّد نمى ‏میرد مگر با توبه. در این هنگام فرش نمازى که روى آن نشسته بود بلند کرد و نام ه‏اىی بیرون آورد که سیّد اظهار توبه کرده بود و تقاضاى دعا مى ‏نمود.(۱۵)
  • زرارة بن‏ اعین‏ شیبانى هم  از مردم کوفه و شاگردان عالی‌مقام حضرت باقر و صادق(ع) است. امام صادق(ع) به فیض بن مختار فرمود: هر وقت طالب حدیث ما شدى از زرارة اخذ کن. اگر زراره نبود می گفتم احادیث پدرم عن‌قریب از میان می رود! یونس بن عمار؛ حدیثى از زراره راجع به «ارث» از امام باقر(ع) براى امام صادق(ع) نقل کرد، حضرت فرمود: آن چه زراره از پدرم نقل کرده روا نیست که ما آن را ردّ کنیم!!(۱۶) زرارة با این مقام عالى که او را از اوتاد زمین و اعلام دین و سرآمد اصحاب اجماع به شمار آورده ‏اند، مى‏ گوید: با هر حرفى که از امام جعفر صادق(ع) می شنوم ایمانم افزون می گردد!(۱۷) امام صادق(ع) مى‏ فرمود: درباره زراره و گروهى از یارانش از جمله ابو بصیر لیث مرادى و محمد بن مسلم و یزید بن معاویه عجلى مى‏ گوید: اگر اینان نبودند کسى یاراى استنباط این فقه(فقه جعفرى) را نداشت؛ اینان حافظان دین و امینان پدرم(ع) در مورد حلال و حرامش بودند و هم اینان در دنیا و آخرت، همراهان هستند.(۱۸) دانشمندى چون جمیل بن درّاج نیز در وصف او گفته است: ما در حلقه بحث زراره چونان خردسالانى در مکتب‏ خانه بودیم.(۱۹) زراره در مناظره و سخنورى بسیار ممتاز بود هیچ کس قادر نبود در مناظره او را مغلوب سازد. ولى کثرت عبادت او را از سخن گفتن بازداشته بود، متکلمین در سلک شاگردان او بودند. وقتى نزد موسى بن جعفر(ع) از زرارة بن‏ اعین‏ نام برده شد فرمود: به خدا سوگند روز قیامت از پروردگارم براى وى عطا و بخشش درخواست خواهم کرد. واى بر تو! زرارة بن‏ اعین‏ دشمن ما را در راه خدا دشمن داشت و ولىّ ما را در راه خدا دوست داشت.(۲۰) امام صادق(ع) مى ‏فرمود: هر که مى‏ داند ما جز حق نمى‏ گوئیم، باید به آن چه از طرف ما مى ‏داند اکتفاء کند و اگر مخالف آن چه مى ‏داند شنید باید بداند این براى دفاع ما است از او.(۲۱)
  • مؤمن الطّاق، ابو جعفر، محمد بن على بن نعمان کوفى نیز از یاران‏ امام‏ صادق‏ و امام کاظم(ع) بود. او، ثقه، متکلّم، هوشمند، بسیاردان، تیزبین و حاضر جواب بود. وى به «صاحب الطّاق» یا «مؤمن الطّاق» معروف است و مخالفان آن نام را گردانده و «شیطان طاق» خوانند. وى صرّافى در محلّ «طاق المحامل(ظاهرا کجاوه سرا)» در کوفه بود که زر و سیم را براى محک زدن به عیار سنجى نزدش مى ‏بردند و بر همان عیارى که او مى‏ گفت در مى ‏آمد، از این رو شیطان طاقش مى‏ خواندند(یعنى از فرط زیرکى و دهاء او را اعجوبه و به کنایه شیطانى در کار معیّرى مى‏ دانستند، و چون ساکن محلّ طاق بوده شیطان طاق خوانده شده است. از ابى خالد کابلى آورده ‏اند که گفت: «ابا جعفر، صاحب الطّاق را دیدم در گلستان نشسته و مردم(بند) چادرش را بریده بودند(و مانعى در مراوده با او نداشتند) و او عادت داشت که مردم از او بسیار پرسند و وى همه را پاسخ گوید، به او نزدیک شدم و گفتم: به راستى، ابو عبد اللَّه امام صادق(ع) ما را از سخن گفتن(بسیار) نهى فرموده. گفت: و به تو هم فرمود که این را به من نیز بگویى؟ گفتم: نه به خدا، ولى به من فرمود که با کسى سخن نگویم. گفت: پس برو و همان دستورى را که به تو فرموده اطاعت کن. سپس خدمت ابى عبد اللَّه(ع) آمدم و ماجراى صاحب الطّاق و آن چه بدو گفتم و نیز گفته او را خدمتش عرض کردم که گفت: برو و همان دستورى را که به تو فرموده اطاعت کن، ابو عبد اللَّه(ع) تبسّمى فرمود و گفت: اى ابا خالد، صاحب الطّاق با مردم سخن مى‏ گوید و از عهده آن ها بر مى ‏آید و بال مى‏ گشاید و حجّت آنان را مى‏ شکند ولى تو را اگر بال ببرّند(و نوکت را بچینند) پرواز نتوانى … تا پایان»(۲۲) او را با ابوحنیفه حکایاتى است که مورّخان و سیره‏ نگاران نقل کرده ‏اند، از جمله این که: چون امام صادق(ع) رحلت فرمود، ابوحنیفه مؤمن طاق را دید و به او گفت: امامت بمرد؟ گفت: آرى، امّا امام تو از آنان است که دیده به راه دارند و منتظرند تا بدان روز معلوم(که با آن ها حساب ها رود) یعنى از کسانى است که تا روز قیامت بدو مهلت داده شده است و مقصودش شیطان بود.

شیخ‌ الائمه‌

بقیع میزبان صادق آل محمد(ص)
امام صادق(ع) “شیخ‌ الائمه‌” پس از آزار و اذیّت زیاد به وسیله عوامل منصور دوانیقی با سمّدر ۲۰شوال ۱۴۸ه.ق در حالی که ۶۵سال از عمر مبارک آن حضرت گذشته بود به شهادت رسید. وجود مطهر و مقدس آن امام همام در مدینه، قبرستان بقیع، کنار پدر و جدّ و عموی خود امام مجتبی(ع) به خاک سپرده شد. (۲۳)

شهادت امام صادق علیه السّلام تسلیت

پی‌نوشت‌ها:
۱٫ شهیدی، جعفر، زندگانی امام صادق جعفر بن محمد(ع)، ص ۴۸٫
۲٫ همو، ص۴۷٫
۳٫ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۱۸، ص ۴۶-۴۹٫
۴٫ امین عاملی، محسن؛ اعیان الشیعه، ج۱، ص ۶۶۴٫
۵٫حسنی، علی اکبر؛ تاریخ تحلیلی و سیاسی اسلام، ص۱۶۴٫
۶٫ عطاردی، عزیز الله، مسند الإمام الصادق(ع)، ج ۲۲، ص ۶۵۰٫
۷٫ . طباطبایی، محمّدحسین، تعالیم اسلام، ص ۱۷۶٫
۸٫ کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۱، ص۱۳۱٫
۹٫ تشیع در مسیر تاریخ ، ۳۵۵، آئین امامت.
۱۰٫ ترجمه الإرشاد، فصل ۹، ص۵۵۲٫
۱۱٫ زندگانى امام صادق(ع)، ترجمه بحارالأنوار، باب۱۰، ص ۲۷۴٫
۱۲٫ زندگانى امام صادق(ع)، ترجمه بحارالأنوار، ص ۲۷۹٫
۱۳٫ حیات فکرى و سیاسى ائمه، جعفریان، ص ۳۳۶٫
۱۴٫ فرهنگ عاشورا، جواد محدثى، ص ۲۳۵٫
۱۵٫ زندگانى امام صادق(ع)، ترجمه بحارالأنوار، ص ۲۷۶٫
۱۶٫ مهدى موعود، ترجمه بحارالأنوار، ص۲۹۹٫
۱۷٫ مهدى موعود، ترجمه بحارالأنوار، ص۹۲۲٫
۱۸٫ زندگانى دوازده امام علیهم السلام، ج‏۲، ص ۲۱۲٫
۱۹٫ تصویر امامان شیعه، ص ۲۷۲٫
۲۰٫ ترجمه کمال الدین، ج‏۱، ص ۱۴۹ و ۱۴۵٫
۲۱٫ ترجمه اصول الکافى، ج‏۱، ص ۱۹۵٫
۲۲٫ ره آورد خرد(ترجمه تحف العقول)؛ ص ۳۱۵٫
۲۳٫ از جهت‌ این که‌ امام صادق(ع) عمر بیش تری‌ نصیب‌ ایشان‌ شده‌ است‌ به‌ “شیخ‌ الائمه‌” شهرت دارند.

منابع:

  1. یمنا
  2. نسیم آنلاین
  3. http://www.leader.ir
  4. حلم و نرمخویى امام صادق(ع)
  5. نسیمی از آموزه های امام صادق(ع)
  6. شیوه برخورد امام صادق(ع) با مخالفان
  7. نشانه های ایمان كامل از منظر امام صادق(ع)
  8. برنامه روزشمار تاريخ از مركز پژوهش هاي صدا و سيما

باکس شناور "همچنین ببنید"

تسلیت

تسلیت

در پی حادثه‌ی تروریستی صبح شنبه در اهواز که به شهادت و زخمی شدن جمعی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + بیست =