جمعه , ۲۹ تیر ۱۳۹۷
خانه / سرای دانش / تربیتی / هنر و هنرمند
ويژگي‌هاي هنر اسلامي

هنر و هنرمند

ويژگي‌هاي هنر اسلامي«هنر» توانایی و مهارت خلق زیبایی است. «هنرمند» زیبایی ها، شگفتی ها، عجائب و ظرايف اين عالم را خلق و به ما می شناساند. «هنر» دمیدن روح تعهّد در انسان ها و توانایی در مهارت خلق زیبایی است. «هنر» نمایش فعالیّتی ماورایی در خلق زیبایی ها با طبیعتی مناسب برای زندگی و بدون علم هیچ است. «هنر» حقیقت است و پرتوش حقّ را نشان می‌دهد. «هنر» آزاد است و در آن «باید» وجود ندارد. «هنر» یعنی پذیرفتن واقعیات و ثبت واقعیت های ذهنی است. «هنر» بازگشت  به حالات نفسانی خاصّ «هنرمند»  است و «هنرمند» شخصی است که به آفرینش آثار هنری می‌پردازد. هر چند «هنر» توصیف‌شدنی نیست و هیچ تعریفی از «هنر» وجود ندارد که همه آن را قبول کرده باشند.  آیا تا به حال به این فکر کردید که «هنر» چیست و «هنرمند» چه کسی هست؟ «هنرمند» زیبایی ها، شگفتی ها، عجائب و ظرايف اين عالم را به ما نشان می دهد. گویی دست قدرت خدا در جان، دقت بينی و ظرافت «هنرمند» قرار داده كه از زاويه ديگری به اين عالم مي نگرد و آن چه را كه ما نمی بينيم و نمی شنويم، «هنرمند» می شناسد و به ما می شناساند.

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشنگتن شد و شروع به نواختن ویلون کرد. این مرد در عرض ۳۰دقیقه، ۶قطعه از بهترین قطعات باخ را نواخت. از آن جا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم آورده بودند. ۳دقیقه گذشته بود که مرد میان سالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم هایش کاست و چند ثانیه ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد. ۱دقیقه بعد، ویلون زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی آن که توقف کند اسکناسی ۱دلاری به درون کاسه اش انداخت و با عجله به راه خود ادامه داد. چند دقیقه بعد، مردی در حالی که گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت سر تکیه داد، ولی ناگهان نگاهی به ساعت خود انداخت و با عجله از صحنه دور شد. کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان به همراه می برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلونزن پرداخت، مادر محکم  کودک را کشید و کودک در حالی که هم چنان نگاهش به نوازنده ویلون بود، همراه مادر به راه افتاد. این صحنه، توسط چندین کودک دیگر نیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدینشان بلا استثنا برای بردنشان به زور متوسل شدند.در طول مدت ۳۰دقیقه ای که نوازنده ویلون، به نواختن ویلون مشغول بود، تنها ۶نفر، اندکی توقف کردند. ۲۰نفر انعام دادند، بی آن که مکثی کرده باشند، و در نهایت ۳۲دلار عاید نوازنده ویلون شد. وقتی که نوازنده ویلون از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجّه شد، نه کسی تشویق کرد، و نه کسی او را شناخت. هیچ کس نمی دانست که این نوازنده ویلون “جاشوا بل” بهترین موسیقی دان جهان است و نوازنده پیچیده ترین قطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش ۳٫۵میلیون دلار می باشد. “جاشوا بل” ۲روز قبل از نواختن ویلون در سالن مترو، اجرا کننده برنامه ای در یکی از تئاتر های شهر بوستون بود که تمام بلیط هایش پیش فروش شده بود و قیمت متوسط هر بلیط ۱۰۰دلار بود.

در تعریف لغوی، «هنر» کلمه ایست پهلوی که مرکّب است از: “هو” و “نر” یا “نره”. “هو” به معنای نیک، حسن، زیبا، فضیلت و شرافت. “نر” همان مسئله‌ی نرینگی و نر. در ترکیب “هنر” یعنی جوانمرد، شرافتمند، نیک‌مرد یا ولی. همان گونه که از معنی کلمه برمی‌آید مسئله‌ی جنسیت و نرینگی در آن مطرح نیست. اگرچه «هنر» را برای توصیف زیبایی، یا مهارتی به کار برده اند که بازدهی زیبایی‌شناختی دارد، امّا با این‌همه در اصل، خط روشنی بین قطعه‌ی یکّه‌ی پیکره‌یی دست‌ساخت، و یک شیء تولید انبوه‌شده است، امّا از نظر بصری جذّاب وجود ندارد. شاید بگوییم که هنر مستلزم اندیشه است ويژگي‌هاي هنر در ادوار مختلف، زاده تلاش و فعاليت‌هاي هنرمنداني است كه در دامن فرهنگ پرورش يافته‌اند.  چون هر اثر هنری برای خلق شدن نیاز به یک هنرمند دارد پس یک گل و یا یک درخت که خود به وجود آمده اند نمی تواند یک هنر باشد، بلکه ويژگي‌هاي فنّي و زيبايي‌شناسي آثار هنري همواره منطبق با جهان‌بيني هنرمندان بوده است. هنرمندان در پي ايجاد تفاهم و تعامل ميان صورت و معنا و برآوردن نيازهاي مادي و معنوي انسان در مرحله آفرينش اثر هنري مهارت فنّي را با معرفتي خاصّ درمي‌آميزد و بدين‌ترتيب اثر هنري ضمن دارابودن وجه مهمّ كاربرد، داراي وجه باطني و مفاهيم خود نيز مي‌گردد. هنر در دوران باستان ايران و دوران اسلامي از مؤثّرترین راه ها برای انتقال فرهنگ، تمدّن و ارزش های والای انسانی به آحاد مختلف جامعه بشری بوده است. بهره برداری صحیح از هنر نیز منوط به تمیز هنر صادق و کاذب از یک دیگر است. به این دلیل که همواره هنر از دست برد مهاجمان مستکبر در امان نمانده، تا جایی که در قاموس غربی آن سوغاتی جز ارائه شهوت و غضب به جوامع بشری ندارد. بازگشت به اندیشه مترقّی عالمان زمان شناسی چون امام راحل(ره) که آن را؛ دمیدن روح تعهد در انسان ها می دانستند، ما را در رسیدن به نقطه عطف «هنراسلامی» راهنمایی می کند. * در کارهای فرهنگی «هنر» اسلامی است؛ نه غیر اسلامی، مگر هنر کاذب و برای پیاده کردن «هنر اسلامی» باید اساتید، محقّقان، پژوهشگران هنری تربیت کرد. هنر اسلامي براي گسترش خود از منابع بسياري الهام گرفت: هنر رومي، هنر اوليه مسيحي و هنر بيزانس در هنر و معماری اسلامي اوليه مؤثر بودند؛ نفوذ هنر ساساني از ايران پيش از اسلام، اهميت بيشتري داشت. قرآن مثلث مبارکی را مهندسی کرده که ۳ ضلعش را معمار اساسی یعنی خدا به عهده دارد:

  1. ضلع اول: هر چه شیء است، أعم از معقول و متخیّل، موهوم و محسوس، أعم از ملک و ملکوت، این ها مفهوم خداست: خداوند خالق همه چیز است.(۱)؛ این اصل قرآنی که؛ هر چه شیء است، مخلوق خداست. ما چیزی نداریم که مخلوق خدا نباشد؛ خواه عالم، خواه انسان، خواه پیوند انسان و عالم؛ این ها امر وجودی است، امر عدمی نیست ! اگر امر وجودی است، مخلوق خداست.
  2. ضلع دوّم عقل تجربی یا تجریدی است که عالم شناس است؛ حالا یا ملکوت، یا ملک، یا انسان، یا جماد، یا نبات، یا حیوان، یا سپهر، یا دریا را می شناسد. این عقل،چراغ است؛ عقل هیچ حکمی از خود ندارد، مثل این که این چراغ هیچ حکمی ندارد، فقط فضا را روشن می کند. روشن می کند که کجا در، کجا دیوار، کجا پرده، کجا میز و صندلی است. عقل یک صراط منیری است که صراط الهی را می شناسد. صراط را خدا آفرید. این صراط و این چراغ را خدا در درون ما گذاشت تا با این نور افکن قوی عالم را ببینیم. اسلامی بودن تمامی علوم و دانش ها، در صورت تحقیق و پژوهش در افعال الهی است.
  3. ضلع سوّم خود مائیم که چراغی از علم در درون خود داریم، یعنی هر علمی؛ چه هنری، چه غیر هنری.

هنراسلامییک وقت یک کسی گزارش تهیه می کند؛ او نه محقق است، نه عالم. او اصلاً فنّش، فن علمی نیست. این دارد اطلاعات می دهد؛ کی چی گفت، کی چی نگفت، امثال ذلک. اگر علم باشد؛ یعنی موضوع باشد، محمول باشد، نسبت باشد، ربط باشد، مبادی تصوّری داشته باشد، مبادی تصدیقی داشته باشد، قابل برهان باشد؛ این علم که موضوع دارد و محمول دارد، ربط دارد، در حقیقت این علم دارد کار خدا را تبیین می کند. خدا چنین کرد و خدا چنان کرد. یک(منجّم)سپهرشناس، چه کار می کند؟ می گوید: خدای سبحان با یک مشت دود، شمس و قمر درست کرد. این طور نیست که آفتاب همیشه آفتاب بود! ماه همیشه ماه بود! الآن برای ما شمس و قمر زیبایند، فرمود: … اراده آفرينش آسمان كرد، که دود بود.(۲) سپس: هفت آسمان را بر فراز یکدیگر برافراشت.(۳) این مجموعه که یک مشت گاز و دود بود؛ این دود را آفتاب یا شمس کردیم. اگر کسی ۳میلیارد سال عقب تر برود، می فهمد قرآن چه می گوید. ما که از راه رسیدیم، چهار تا تجربه داریم؛ خیال می کنیم که همین است! او می گوید: اصلش دود بود، بعد هم بساطش را من جمع می کنم: چون خورشید بی فروغ شود.(۴). اگر کسی بتواند۳ میلیاردسال عقب تر برود، می فهمد چگونه یک مشت گاز به صورت راه شیری با میلیاردها ستاره کوچک و بزرگ در می آید، این شب و روز شاکر و ساجد است؛ چنین کسی دیگر بی راهه نمی رود! برای این که یک مفسّر قدم به قدم می گوید: خدا چنین گفت، خدا چنین گفت. آیا می شود تفسیر، اسلامی نباشد؟ آن چه که الآن دانشگاه های ما دارد، وامدار کارهای غربند. آن ها آمدند، این کتاب تکوین را مثله کردند. اوّلش را گرفتند، آخرش را گرفتند، وسطش را گرفتند، این تکوین را غارت کردند؛ سپس از آن، یک عصاره ای در آوردند، در کتاب ها نوشتند و گفتند: بشر، زمین، شمس اینچنین بود. پیش بینی می شود در آینده نزدیک یا دور آن چنان بشود؛ همه اش بشود! اما کی کرد، برای چه کرد؛ در نظام تکوین، همه این ها غارت شده است. الآن اگر کسی(معاذ الله) بیاید قرآن را غارت بکند، کلمه(انزل)، (تنزیل)، (نزّل) و (الله) را از این آیه بر دارد: بر دل تو قرآن را، جبرئيل فرو آورد.(۵) را بر دارد؛ بعد بشود یک کتاب عربی که ادبیات خوبی و قصّه خوبی دارد؛ آن وقت می تواند بگوید: تفسیر مگر علم اسلامی است؟ همه قرآن را غارت کردید و بردید. این ها را گرفتید! کی فرستاد؟ چه گفت؟ چه گرفت؟ بعد قصّه های انبیاء درآن هست، قصّه طوفان نوح درآن هست، قصّه های هارون و نمرود و قارون و فرعون و این ها درآن هست؛ بله، بگویید: کتاب قصّه، ادبیات خوبی است؛ تا بتوانید بگویید: مگر تفسیر، علم اسلامی است؟! چون شما آمدید، کلّش را غارت کردید! قرآن نظر تکوین را قدم به قدم تشریح می کند ومی فرماید: خدا زمین را، زمان را، آسمان را، شمس و قمر را چنین کرد؛ خدا کرد، خدا کرد! اما غربی ها آمدند، هو الاوّل را گرفتند، هو الآخر را گرفتند، خدا کرد را گرفتند، این تکوین را غارت کردند. یک مشت علوم تجربی، نه تجریدی؛ تجربی غارت شده را در کتاب ها نوشتند، ما آمدیم ترجمه کردیم، به یاد دانشگاه دادیم؛ بعد دلمان می خواهد این دانشگاهی اهل نماز در بیاید، اصلاً این اسلامی نیست! علم نیست. بشری دانستن علوم، مصادره دیگر غرب نسبت به معارف و دانش ها غارت دیگر و مصادره دیگری که غرب کرده این است که آمده گفته: این چراغ را خودم روشن کردم، امّا مگر تو یک قطره‌اى از منى نبودی كه (در رحم) ريخته مى‌شد؟(۶)، بعد از چند روز هم که دوران فرتوتی رسید می گوید: من آن چه خوانده ام همه از یاد من برفت، لا حدیث دوست که تکرار می کنم. اگر این چراغ مال توست، چرا نگه نداشتی؟ یک کسی این چراغ را روشن کرده، ما آمدیم غارت کردیم؛ گفتیم مال ماست و بشری است. بشری است یعنی چه؟ تو که: و خداوند شما را از شكم مادرانتان بيرون آورد در حالى‌كه هيچ چيز نمى‌دانستيد و براى شما گوش و چشم ها و دل‌ها قرار داد، شايد شما شكر كنيد.(۷)؛ شمالاً جهل، جنوباً جهل، شرقاً جهل، غرباً جهل؛ چه مال شماست؟ بشری است، بشری است یعنی چه؟ یعنی این چراغ مال بشر است؟! بشر که فقط کشف می کند، نه می سازد! روابط هست و او کشف می کند. خود انسان هم که طبق بیان نورانی حضرت امیر اوّلش نطفه بود، بعدش هم جیفه است؛ این وسط ها حامل غضب است؛ فرمود: پسر آدم را با فخر کردن چه کار که آغازش نطفه و پایانش لاشه است.(۸)؛ وقتی انسان مُرد، اگر یک کسی نباشد زود این را دفنش بکند، اوّلین کسی که بینی اش را می گیرد، بستگان او هستند که بو نیاید! اگر این است، دیگر نمی گوید من کشف کردم.

ما با اضلاع سه گانه این مثلث بد رفتار کردیم؛ معلوم را غارت کردیم، علم را غارت کردیم، عالم را غارت کردیم. امّا اگر عالم را سر جایش بنشانیم، بگوئیم من بنده خدایم؛ علم را سر جایش بگذاریم، بگوئیم: چراغ، الهی است، او به ما داد؛ معلوم را سر جایش بگذاریم، بگوئیم کار خداست؛ ما هم قدم به قدم بگوئیم: خدا چنین کرد، خدا چنین کرد؛ درآن صورت ما علم غیر اسلامی نخواهیم داشت! بله، اگر سارقی بیاید، اموال منزل ما را غارت بکند، می گوید: فرش من است! چون او از جای دیگر آورده است.

هنراسلامیمعنای هنر و سینمای اسلامی
نکته دوّم: هنر وقتی اسلامی است که بتواند معقول را متخیّل و موهوم کند، بعد متخیّل و موهوم را محسوس می کند. غالب این هنرهای ما از بین راه شروع می شود. یعنی این ها خیال ها و وهم ها را حسّی می کنند. هنر در این نیست که انسان، متخیّل و موهوم را محسوس کند؛ هنر در آن است که اوج بگیرد، در اوج عروجش معقول را بفهمد، تنزّل بدهد به متخیّل، متخیّل را بدهد به محسوس، بشود؛ «سینمای اسلامی » و «هنراسلامی»! سریال امام علی(ع)، در حد روضه خوانی ما روضه خوان هاست!! جنگ صفین را شرح کرده، این که علی نیست! علی نهج البلاغه را باید در؛ سَلونی قَبلَ اَن تَفقِدونی(۹) جست وجو کرد! این یک روضه خوانی سیّار است که به آن می گویند: تعزیه؛ حواستان جمع باشد!! این را نمی گویند؛ «هنراسلامی»، این را نمی گویند؛ «سینمای اسلامی»! این کار اداره فرهنگ نیست؛ این یک تعزیه مدرنی است. وقتی آدم محققانه حرف نزند، فقط روضه صفّین را منتقل بکند، می شود تعزیه! کشوری می تواند روی پای خودش بایستد که توده مردم را خواص رهبری کنند، یک؛ خواص را اخص هدایت کنند، دو؛ و گرنه آن کشور ماندنی نیست! فرصت طلبی ننگین عدّه ای در عهد هجوم تاتار به ایران، در بیان علامه شعرانی(ره) این کشور یک وقتی مورد غارت تاتار بود؛ دیگر از تاتار بدتر شما کی داشتید؟! افاغنه آمدند، غارت کردند؛ امّا مثل آن ها نبودند! تاتار آمدند، غارت کردند یعنی چه؟ یعنی؛ نه باقى گذارد و نه رها كند.(۱۰)! یک جهنّمی بود. در همین ایران، در همان عصر تاتار مولوی بود از یک سو، آن حکیم بزرگوار؛ خواجه طوسی بود، آن مرام را درست می کند؛ حکماء و بزرگان دیگری هم بودند، یک عدّه فرصت طلب هم بودند. علامه شعرانی نقل می کند که: چون تاتار صورتشان بی مو بود، این ها ینت فون ل حائهم؛ این فرصت طلب ها صورتشان را نخ می کردند که به دستگاه نزدیک بشوند !! ما یک چنین ایرانی هم داشتیم. این جا یک جان کندن می خواهد و فهم می خواهد و دین می خواهد که مملکت را حفظ بکند. تکان بخوری، همان هست ! این ها اجداد ما بودند! این ها صورت را نخ می کردند که مو در نیاید که شبیه آنها بشوند.فرصت طلب این جوری هم ما داریم؛ خواجه نصیر و مولوی دارند خون دل می خورند؛ چرا مولوی رفته ترکیه ؟او ایرانی است !و آدم سرمایه را اینجور از دست می دهد. حالا هر ۷۰۰سال، ۸۰۰سال یک کسی باید مثل او در بیاید. این جوری نیست که هر کسی مولوی در بیاید، خواجه نصیر در بیاید! اگر جناب سعدی می گوید: سال ها باید که مثلاً یک تکه سنگ لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن؛ مگر هر ۲سال و ۳سال و ۴سال و ۵سال و ۱۰۰سال بدخشان می تواند لعل درست کند، یا کوههای یمن می تواند عقیق درست کند؟ قرن ها می خواهد؛ لعل گردد در بدخشان، در کوه های عقباء؛ یا عقیق اندر یمن. این جا قرن ها می خواهد تا مولوی پیدا بشود، یا خواجه نصیر پیدا بشود. استحکام و ثبات قدم، لازمه کار مسئولان برای ماندگاری و حیات ابد بنابراین شما اگر بخواهید روی پای خودتان بایستید؛ یک وقت است کاسب کارانه می خواهید کار بکنید، دراین صورت عمرتان را تلف کردید. چه آنهائی که در این جامه اند [ اشاره به لباس روحانیّت ]، چه آن هایی که در آن کسوتند؛ فرق نمی کند. کسی چه در حوزه، چه در دانشگاه بخواهد دنبال نخود سیاه باشد، عمر فروش است. امّا اگر کسی بخواهد سرمایه داشته باشد و بخواهد برای ابد زندگی کند، یک چیزی می خواهد تهیه کند؛ این سه نکته که گفته شد؛ طبّ روحانی داشته باشد، معماری داشته باشد؛ با هنر، با اخلاق خوب برای ابد زندگی کند و بفهمد مرگ پوسیدن نیست، از پوست به در آمدن است؛ او موفق می ماند! می گوید: من که از پوست به در می آیم و ابدی می شوم، پس باید یک چیزی داشته باشم! بنابراین چاره ای جز این ندارید که روی پای خودتان بایستید، روی پای خودتان ایستادن به این مثلث،وابسته است؛ با توده مردم همین راه هایی که فرمودید، عمل می کنید. با خواص بهتر از این، با اخصّ خیلی خیلی دقیق تر از این و بهتر از این باید عمل بکنید، اگر می خواهید بمانید، دانشکده ای داشته باشید، یا همایش هایی داشته باشید تاعده ای بتوانند سطح عالی را درک بکنند، آن وقت آن سطح عالی را به خیال و وهم بدهند، از خیال و وهم هم بدهند به حس.

هنراسلامیشاخص های «سینمای اسلامی»
این چنین نیست که ما نتوانیم سینمای دقیق، سینمای فلسفی، سینمای هنری داشته باشیم! برای این که آن معقول با هیچ ادبیاتی پیمان قوم و خویشی ندارد؛ نه با تازی، نه با فارسی! آن معنای معقول را که مطلب عقلی است؛ آن را گاهی ترک ها، گاهی فارس ها، گاهی عرب ها، گاهی ایرانی، گاهی عبری، گاهی سریانی می گوید. ادبیات ساخته مردم است، آن معقول، قوم و خویشی با هیچ کدام ندارد! همان طوری که می شود آن معنای معقول را با کلمات خاص اداء کرد؛ با افعال خاص، با هیآت خاص، با قیافه های خاص، با تصویرهای خاص هم می شود اداء کرد؛ منتها این سواد می خواهد! ما چگونه آن مطلب عقلی را با یک خطبه نورانی حضرت امیر بیان کنیم، ادبیات عرب می خواهد، بله. امّا چگونه آن معنای معقول را با حرکات بیان بکنیم، آن کاملاً قابل امکان است. حرکات ما، تصویر ما، رفتار ما، گفتار ما. بازیگری که خدای ناکرده اهل نماز و روزه نیست، او گرفتار وهم و خیال است! او به عقل نمی رسد تا بازی بتواند بکند. به تعبیر جناب خاقانی: هنرمند کی زیر نادان نشیند// نشسته است بالای سرطان جوزا.(۱۱) این حمل و ثور و جوزا، چیز درست می کنند؛(سرطان) چند تا ستاره است که شبیه خرچنگ است. سرطان را هم که می گویند سرطان، برای این که(معاذ الله) باهر کسی که درگیر شد، نفوذ می کند. جوزا که بهره آن خوشه گندم است، بالای سرطان نشسته در آسمان.هنرمند کی زیر نادان نشیند//نشسته است بالای سرطان جوزا. آسمان هم بروید، هنرمند بالاتر می نشیند! بنابراین یک انسان هنرمند می تواند تغذیه کند جامعه را، راهش هم همین است و اگر راهش این است، به خواست خدا؛ شما کسانی را تربیت کنید که بتوانند آن معقول را متخیّل و موهوم، بعد محسوس بکنند و بدانند اگرهنر،هنراست وهنرصادق،غیراسلامی نخواهد بود.

نظرات، انتقادات و … را در بخش دیدگاه‌ها به ادمین : @yomnaadmin  ارسال فرمایید.

تلگرام

در تلگرام همراه با ماt.me/Yomna_ir

پس از شهادت هنرمند متعهد و بسیجی، شهید سیدمرتضی آوینی در ۲۰فروردین۱۳۷۲، با پیش نهاد شاعران، نویسندگان و هنرمندان حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی به مقام معظّم رهبری، ۲۰ فروردین به عنوان «روز هنر انقلاب اسلامی» نام گذاری شد.(۱۲)

پی نوشت:
(*) بیانات حکیمانه عالم نکته سنج و حکیم زمان شناس حضرت آیت الله جوادی آملی(مدظلّه) در تبیین شاخص های هنر صادق و کاذب است که به بهانه روز «هنراسلامی» دردیدارباوزیر،معاونین وجمعی ازمسئولان وزارت فرهنگ وارشاداسلامی،قم؛۱۷/۱۰/۱۳۸۸
(۱) زمر/ ۶۲: اللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَيْ ءٍ وَ هُوَ عَلي کُلِّ شَيْ ءٍ.
(۲) فصّلت/ ۱۱: ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِی دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَینَا طَائِعِینَ.
(۳) بقره/ ۲۹: هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَىٰ إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ ۚ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ.
(۴) تکویر/ ۱:إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ.
(۵) شعراء/ ۱۹۳ و ۱۹۴: نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ«۱۹۳»عَلى‌ قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ«۱۹۴»
(۶) قیامه/ ۳۷: أَ لَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنى‌«۳۷»ثُمَّ كانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى«۳۸»فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى «۳۹»أَ لَيْسَ ذلِكَ بِقادِرٍ عَلى‌ أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى.«۴۰»
(۷) نحل/ ۷۸: وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ.«۷۸»
(۸) نهج البلاغه/ حکمت ۴۵۴: مَا لِابْنِ آدَمَ وَ الْفَخْرِ، أَوَّلُهُ نُطْفَةٌ وَ آخِرُهُ جِيفَةٌ، وَ لَا يَرْزُقُ نَفْسَهُ وَ لَا يَدْفَعُ حَتْفَهُ.(کافی/ ج۲/ ص۳۲۹)
(۹) نهج البلاغه/ خ ۱۸۹(علم الوصی) خطبه سَلونی قَبلَ اَن تَفقِدونی نه جزء سخنرانی، نه جزء نامه و نه جزء کلمات قصار است، لذا سید رضی این جمله را نیاورد.
(۱۰) مدّثر/ ۲۸: سَأُصْلِيهِ سَقَرَ«۲۶»وَ ما أَدْراكَ ما سَقَرُ«۲۷»لا تُبْقِي وَ لا تَذَرُ«۲۸»لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ«۲۹»عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ«۳۰»؛ زود است كه او را به سقر درآورم. و تو نمى‌دانى كه سقر چيست. نه باقى گذارد و نه رها كند. پوست رابه شدّت دگرگون كند. بر آن (دوزخ) نوزده نفر (از فرشتگان عذاب) گماشته شده‌اند.
(۱۱) گنجور » خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱

(۱۲) بخشی از زندگی شهید مرتضی آوینی

 

منابع:

  1. یمنا
  2. آفتاب
  3. کیهان
  4. هم میهن
  5. هنر چیست؟
  6. هنر و حقیقت
  7. نگاهی گذرا به اسم و دگرگونی واج‌ها در زبان پهلوی

باکس شناور "همچنین ببنید"

بزرگ ترین سنگ‌نبشتهٔ جهان

بیسْـتون

از قلل کوهستان پرآو، نزدیک بیسـتون، ۳۲کیلومتری شرقی کرمانشاه، واقع در هرسین «بیسْــتـون» است.[۱] سنگ‌نبشتهٔ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 + 2 =