خانه / اسوه ها / به دنبال جوانی
گم کردم جوانی را

به دنبال جوانی

گم کردم جوانی راجوانی دوره‌ای از زندگی است که نه کودکیست و نه بزرگسالی، بلکه جایی میانِ این دو است. جوانی یک مستی دائم است. جوانی موضوعی برخواسته از گونه هایی سرخ و لب هاییی قرمز و زانوانی پّرنرمش نیست. جوانی پدیده ای بر خواسته از اراده و کیفیتی ناشی از تخیّل و توانمندی دگرگونی ست. جوانی تازگی چشمه های ژرف حیات است. جوانی چیره شدن دلیری بر ترس، میل به ماجرا جویی بیش از عشق به راحتی و آسایش است. جوانی تب عقل است. جوانی، مُشخّصِه یک نگرش خاصّ از نوع رفتار شخص است. رفتاری که جوان برای رسیدن به آن به دنبال الگو است تا:

  1. هم سن و سالش باشد
  2. همانند او در توفان جوانی بوده و در نشیب و فراز حوادث حضور داشته باشد.
  3. معصوم نباشد؛ زیرا با او فرق خواهد کرد و در بحران های اجتماعی سیاسی و حتّی اقتصادی درگیر شده باشد تا به خوبی او را همانند خود بداند.
  4. از شیوه زندگانی، روش برخورد او با دیگران، چگونگی سخن گفتن، شهامت، شجاعت، دلیر مردی و بی باکی وی برای خود سرمشق بگیرد و او را نمونه ای تمام عیار برای امروز و فردای زندگی خود بداند.

جوانی دوره ای شکوهمند، پر اوج و بی بازگشت است. جوانی دوره ای است که در آن کم آگاهی، شتاب ناکی، ناهشیاری، خود شیفتگی و کم تجربگی با خصلت هایی همانند؛ امیدواری، جستجوگری، حق طلبی، عاطفه مندی و خوداتکایی پیوند می خورد که اگر از شکوفایی و بالندگی این فرصت غفلت شود، بحران و بروز تبعات تلخ آن، پردامنه و چشم گیر خواهد شد. در مکتب اهل بیت(ع) توجّه ویژه‌ای به جوانی شده است. در کلام امام صادق(ع) جوانی دوره ای شکوهمند، پر اوج و بی بازگشت است. دوره ای که در آن کم آگاهی، شتاب ناکی، ناهشیاری، خود شیفتگی و کم تجربگی با خصلت هایی همانند؛ امیدواری، جستجوگری، حق طلبی، عاطفه مندی و خوداتکایی پیوند می خورد که اگر از شکوفایی و بالندگی این فرصت غفلت شود، بحران و بروز تبعات تلخ آن، پردامنه و چشم گیر خواهد شد. جوانی به زمانی میان کودکی و میان سالی در زندگی هر فرد گفته می‌شود و برابر است با سنین ۲۰ تا ۴۰سالگی. جوانی هم چنین با نمود، طراوت، نیرومندی، روح و.. به عنوانِ شخصی که جوان است نیز تعریف شده است. در مکتب اهل بیت(ع) توجّه ویژه‌ای به جوانی و هدایت جوان ها شده است. بعد از این که پدر محمد بن عبداللّه بن حسن به شهادت رسید، او قیام کرد، مردم را به سوی حقّ دعوت نمود. امام صادق(ع) به او فرمود: «ای فرزند برادرم! جوانان را دریاب و پیران را رها کن!»(۱) اسماعیل بن عبدالخالق گوید؛ شنیدم امام صادق(ع) از ابوجعفر اَحوَل پرسید:

  • به بصره رفتی؟
  • بلی.
  • اقبال مردم را به امامت و ورود آنان را به این مرام چگونه یافتی؟
  • به خدا سوگند که پیروی کنندگان اندکند و اندک تلاش هایی هم کرده اند.
  • بر تو باد به جوانان، که آنان در پذیرش هر خیری با شتاب ترند.(۲)

تجربه پیروزی انقلاب، حضور جوانان در صحنه های مختلف جنگ تحمیلی، دوران سازندگی و پیشرفت های علمی، مهر تأییدی است بر مضامین احادیثی که مطرح گشت.

سفر نوروزیجوان و کسب دانش: فراگیری دانش در جوانی همچون نقشی است بر سنگ که تا پایان عمر، انسان را همراهی می کند، از این رو هر کس هرچه دارد، از جوانی دارد. در قرآن: «چون به حدّ رشد و کمال خویش رسید، به او علم و حکمت عطا کردیم.»(۳) امام صادق(ع) در تفسیر آیه فرمودند: اشدّ یعنی هجده سالگی و استوی یعنی ریش درآورد.(۴) دوست ندارم جوانان شما را جز در دو حالت ببینم: دانشمند یا دانشجو. اگر جوانی چنین نکند، کوتاهی کرده و اگر کوتاهی کرد، تباه ساخته و اگر تباه ساخت، گناه کرده و اگر گناه کند، سوگند به آن که محمد(ص) را به حق برانگیخت، دوزخ جایگاه او است.(۵)

جوان و عبادت: بهترین دوران برای رشد معنوی، جوانی است. انبیای الهی که لیاقت دریافت وحی و افتخار رسیدن به نبوت را پیدا کردند، بر اثر عبادت های دوران جوانیشان بوده است. پیامبر(ص) فرمودند: خداوند به جوان عبادت پیشه، نزد فرشتگان افتخار می کند و می فرماید: بنده ام را بنگرید! برای من خواسته های نفس خود را کنار نهاده است.(۶) امام صادق(ع) فرمود: به راستی که دوست داشتنی ترین مردم نزد خداوند، جوان کم سال و خوش سیمایی است که جوانی و زیبایی اش را در راه فرمانبری از خداوند بزرگ قرار داده است. آن که خداوند بزرگ به وی نزد فرشتگان افتخار می کند و می فرماید: این بنده حقیقی من است.(۷) امام صادق(ع) می فرمایند: «در جوانی بسیار در عبادت می کوشیدم. پدرم می فرمود: فرزندم! از آن چه انجام می دهی، کم کن، زیرا خداوند عزیز و جلیل اگر بنده ای را دوست بدارد، با عبادت کم هم از او خشنود می گردد.(۸) عبادت در هر سنّ و سالی، آثاری دارد، امّا در جوانی آثار ویژه ای دارد. امام صادق(ع) فرمودند: پیامبر(ص)، نماز صبح را با مردم خواند. سپس جوانی را در مسجد دید که از شدّت بی خوابی سر می جنباند. رنگش زرد بود، جسمش لاغر و چشمانش در کاسه سر فرو رفته بود. پیامبر(ص) به وی فرمود: جوان! چگونه صبح کردی؟ گفت: … با یقین صبح کردم. پیامبر(ص) با شگفتی فرمود: هر یقینی حقیقتی دارد. حقیقت یقین تو چیست؟ گفت: … یقین من همان است که مرا اندوهگین ساخته و شب ها بیدار نگاهم داشته و روزها با روزه داری تشنه ام کرده است. خود را از دنیا و آن چه در آن است، رها ساختم. گویا بر عرش پروردگارم می نگرم که برای رستاخیز برپا شده، و مردم برای حسابرسی از قبرها سر برآورده اند و من در میان آنانم. پیامبر(ص) به یارانش فرمود: او بنده ای است که خداوند دلش را به نور ایمان روشن ساخته است. سپس فرمود: آن چه داری نگهدار! جوان گفت: … برایم دعا کن که همراه شما به شهادت نایل آیم! پیامبر(ص) برایش دعا کرد. چیزی نگذشت که در یکی از جنگ های پیامبر(ص) به شهادت رسید.(۹)

همراهی با پدر: جوانان نباید همراهی پدر را رها کنند. به خصوص در این دوران که دوستان ناباب فراوان اند، چرا که پدر دلسوز همیشه مواظب است تا خطر انحراف جوانش را تهدید نکند. امام صادق(ع) فرمودند: بگذار فرزندت ۷سال بازی کند. ۷هفت سال تربیت شود و ۷سال او را با خود همراه بدار.(۱۰)

جوان و خوش اخلاقی: امام صادق(ع) می فرماید: خوش خلقی بخشی از دین است.(۱۱) هرگاه ورقة بن نوفل بر خدیجه دختر خویلد وارد می شد، به وی چنین سفارش می کرد: بدان که جوان خوش اخلاقی، کلید خوبی ها و قفل بدی ها است.(۱۲)

مفهوم ازدواججوان و ازدواج: از مهم ترین دغدغه های دوران جوانی، مسئله ازدواج است. معصومین(ع) طرح های مفیدی برای این مسئله اندیشیده اند. پیامبر(ص) فرمودند: هر جوانی که در سنّ کم ازدواج کند، شیطان فریاد بر می آورد: وای بر من! وای بر من! دو سوّم دینش را از دستبُرد من مصون نگه داشت. پس بنده در یک سوّم باقی مانده، تقوای الهی پیشه سازد.(۱۳) امام صادق(ع) نیز بر این امر به عنوان یک راهکار مهم تأکید دارند و می فرمایند: جوانی از انصار به نزد پیامبر(ص) آمد و از نیازمندی خود شکایت کرد. پیامبر(ص) به جوان فرمود:

  • «ازدواج کن!»
  • با دست خالی چگونه ازدواج کنم؟!

آن گاه مردی از انصار به وی رسید و گفت: دختری زیبا دارم. پس آن را به ازدواج آن جوان درآورد. از آن به بعد، خداوند در زندگی او گشایش ایجاد کرد. جوان نزد پیامبر(ص) آمد و داستان را باز گفت. آن گاه پیامبر(ص) فرمود: ای جوانان! بر شما باد به ازدواج.(۱۴) در ازدواج، داشتن شرط مالی لازم نیست، زیرا ازدواج سبب تمکّن مالی می شود. راز این که امامان(ع) این همه بر ازدواج تأکید دارنند، این است که شهوت جنسی در جوانی در اوج است، زمینه گناهان ناشی از آن و احتمال آلودگی به گناهان بیش تر است. امام صادق(ع) فرمود: وقتی یوسف با همسر سابق عزیز(مصر) ازدواج کرد، او را باکره یافت. به وی گفت: چه چیزی تو را بر آن کار زشت که نسبت به من کردی، وا داشت؟ گفت: ۳خصلت: جوانی، ثروت و این که همسر نداشتم.(یعنی پادشاه ناتوانی جنسی داشت.)(۱۵) از عوامل انحرافات جنسی، عدم ارضاء صحیح میل جنسی در جوانی است. امام صادق(ع) فرمود: در قیامت، زنی زیبا آورده می شود که به خاطر زیبایی اش فریب خورده است. زن می گوید: خدایا! مرا زیبا آفریدی و گرفتار شدم. مریم آورده می شود و گفته می شود تو زیباتری یا این؟ او را زیبا قرار دادیم و فریفته نشد. و نیز جوان زیبایی آورده می شود که به خاطر زیبایی اش در جوانی فریفته شده و می گوید: پروردگارا! مرا زیبا آفریدی و چنین گرفتار زنان شدم. در این هنگام یوسف(ع) آورده می شود و گفته می شود: تو زیباتری یا این؟ او را زیبا قرار دادیم و فریفته نشد.

سفارش به جوانان: امام صادق(ع) برای اصلاح جوانان توصیه های مهمّی دارند که به نمونه هایی اشاره می شود:

الف. ای جوانان! تقوا پیشه کنید و نزد رئیسان نروید. رهایشان کنید تا زمانی که از ریاست بیفتند. شخصیّت های برجسته را به جای خدا دوست همراز نگیرید. به خدا سوگند! من برایتان بهتر از آنان هستم.(۱۶) در این حدیث به چند نکته اشاره شده است:

  • شخصیت زده نشوید.
  • تقوا و پاکی را پیشه سازید.
  • به دنبال رؤسا و مقام داران نباشید.
  • ما را در زندگی رها نکنید که از هر نظر مصالح شما را تأمین می کنیم.

ب. حضرت(ع)، با نقل سخنی از لقمان به فرزندش می فرماید: فرزندم! بپرهیز از بد خُلقی، چرا که با این خصلت، دوستی ها استوار نمی ماند. آرامش را در کارهایت حفظ کن. خود را بر هزینه کردن برای برادران وادار و با تمام مردم اخلاقت را نیکو ساز.(۱۷)به دنبال جوانی

جوان در آینه شعر: شعر در مورد جوانی نشاط و شور و سرزندگی را به تصویر می‌کشد. اما شعر جوانی در بیش تر مواقع در روزگار کهنسالی شاعر سروده شده است. شاعر با یادآوری دوران جوانی افسوس می‌خورد که قدر آن را ندانسته است و به جوانان توصیه می‌کند که قدر این دوران بی‌بازگشت از زندگی خود را بدانند،(۱۸) مانند:

جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را

نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را

کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم

به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را(۱۹)

اینفوگرافی نعمت جوانی، ویژه ۱۱شعبان روز ولادت حضرت علی اکبر(ع)

۱۲آگوست روز بین‌المللی جوانان توسط سازمان ملل متحد اعلام شده است.

نظرها، انتقادها و … را در بخش دیدگاه‌ مطرح و به ادمین یمنا ارسال فرمایید.

تلگرام

در تلگرام همراه با ما t.me/Yomna_ir

پی نوشت ها:

  1. یا ابن اخی علیک بالشّباب ودع عنک الشّیوخ؛ کافی، محمد بن یعقوب کلینی، بیروت، دارصعب و دارالتعارف، ۱۴۰۱ ق، ج ۱، ص ۳۶۲، ح ۱۷
  2. علیک بالاحداث فانّهم اسرع الی کلّ خیرٍ؛ همان، ج ۸، ص ۹۳، ح ۶۶
  3. و لمّا بلغ أشدّة و استوی آتیناه حکماً و علماً؛ سوره یوسف، آیه ۲۲
  4. اشدّه ثمانی عشرة سنةٌ و استوی التحی؛ معانی الاخبار، ابن بابویه قمی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۳۶۱ ش، چ۱، ص ۲۲۶
  5. لست احبّ ان اری الشّابّ منکم الّا غادیاً فی حالین امّا عالماً او متعلّماً فان لم یفعل فرّط و ان فرّط ضیّع فان ضیّع اثم و ان اثم سکن النّار والّذی بعث محمّداً بالحقِّ؛ امالی، طوسی، قم، دارالثقافة للنشر،۱۴۱۴ ق، ص ۳۰۳، ح ۶۰۴ر.ک: کنزالعمّال، متقی هندی، بیروت، مؤسسة الرسالة، ج ۱۵، ص ۷۷۶، ح ۴۳۰۵۷
  6. انّ أحبّ الخلائق الی اللّه تعالی شابٌّ حدث السّنّ فی صورةٍ حسنةٍ جعل شبابه و ماله فی طاعة اللّه تعالی ذاک الّذی یباهی اللّه تعالی به ملائکته فیقول عبدی حقّاً؛ اعلام الدین، حسن دیلمی، قم مؤسسه آل البیت، ص ۱۲۰
  7. اجتهدت فی العبادة و انا شابٌّ فقال لی أبی یا بنیّ دون ما أراک تصنع فانّ اللّه عزّ وجلّ اذا أحبّ عبداً رضی عنه بالیسیر؛ اصول کافی، ج ۲، ص ۸۷، ح ۵
  8. ر.ک: کافی، ج ۲، ص ۵۳؛ ترجمه این حکمت نامه جوان، ص ۴۰۰ و ۴۰۱
  9. دع ابنک یلعب سبع سنین و یؤدّب سبع سنین و الزمه نفسک سبع سنین؛ من لایحضره الفقیه، صدوق، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ج ۳، ص ۴۹۲، ح ۴۷۴۳
  10. حسن الخلق من الدّین و هو یزید فی الرّزق؛ تحف العقول، علی بن شعبه، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۰۴ ق، ص ۳۷۳
  11. اعلمی؛ أنّ الشّاب الحسن الخلق مفتاحٌ للخیر مفلاقٌ للشّر؛ الامالی، شیخ طوسی، ص۳۰۲، ح۵۹۸
  12. ر.ک: بحارالانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۱، ح ۳۴
  13. ر.ک:کافی، ج ۵، ص ۳۳۰، ح ۳
  14. ر.ک: بحارالانوار، ج ۱۲، ص ۲۹۶، ح ۷۹
  15. یا معشر الاحداث اتّقوا اللّه و لاتأتوا الرّؤساء دعوهم حتّی یصیروا أذناباً لاتتّخذوا و الرّجال و لائج من دون اللّه انا و اللّه خیرٌ لکم منهم ثمّ ضرب بیده الی صدره؛ بحارالانوار،ج ۲۴، ص ۲۴۶، ح ۵؛ تفسیر العیاشی، ج ۲، ص ۸۳، ح ۳۲
  16. یا بنیّ ایّاک و الضّجر و سوء الخلق و قلّة الصّبر فلایستقیم علی هذه الخصال صاحب و الزم نفسک التّؤدة فی امورک و صبّر علی مؤونات الاخوان نفسک و حسّن مع جمیع النّاس خلقک؛ من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۷۳، ح ۵۷۶۲
  17. مجله گلبرگ دی ماه سال ۱۳۸۸ شماره ۱۱۵ شعر جوانی
  18. گنجور » شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸، در راه زندگانی

منابع:

  1. یمنا۱
  2. یمنا۲
  3. یمنا۳
  4. گنجور
  5. حوزه نت
  6. ویکی پدیا
  7. باشگاه خبرنگاران
  8. جوان در آینه شعر
  9. جوان در کلام امام صادق(ع)
  10. مجله گلبرگ دی ماه سال ۱۳۸۸ شماره ۱۱۵ شعر جوانی.
  11. مجله پاسدار اسلام آبان ۱۳۸۷، شماره ۳۲۳ جوان و امام صادق(ع)
  12. مجله شمیم یاس شهریور ۱۳۸۴، شماره ۳۰ اوصاف جوان، ارتباط با جوان

باکس شناور "همچنین ببنید"

عمر طولانی

عمر طولانی

داشتن عمر طولانی آرزوی همیشگی انسان‌ها و از نعمت‌های ارزشمند الهی است. از نظر اسلام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *