جمعه , ۲۸ مهر ۱۳۹۶
خانه / آیین زندگی / لسان الغیب
حافظ، شمس‌الدین محمد

لسان الغیب

حافظ، شمس‌الدین محمد
حافظ شمس‌الدّین محمّد لسان الغیب

چون حافظ از دنیا برفت مردم آن روز به تکفیر او پرداخته و او را باده گسار و ضدّ دین خطاب کرده و بر آن شدند تا از به خاک سپاری پیکر او در مصلّای شهر ممانعت به عمل بیاورند. چون عدّه‌ای از بزرگان و دانایان شهر با این رفتار مردم مخالف بودند و آن ها را نهی می نمودند سرانجام متفق القول شدند تا از کتاب خود او استخاره‌ای بزنند و هرچه از معنای شعر او به دست آمد به آن عمل کنند. باری کتاب حافظ را آوردند و آن را به دست کودکی دادند تا آن را به صورت اتّفاقی باز کند و شعری را بیرون بیاورد، کودک هم کتاب حافظ را گرفت و آن را گشود و به دست شخصی‌ داد تا بخواند. غزل شمارهٔ ۸۰ از کتاب حافظ بیرون آمد که:

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش

هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست

همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت

سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها

مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت

ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل

تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت

نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس

پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت

حافظا روز اجل گر به کف آری جامی

یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت

در این جا بود که دهان مردم از این شعر باز ماند و از کار خود پشیمان گشته و نظر به تدفین پیکر پاک حافظ در شیراز و مصلی داده شد. از همان روز بود که لقب “لسان الغیب” یا زبان جادویی و حرف های نگفته به حافظ داده شد…

باکس شناور "همچنین ببنید"

شادترین شهر جهان

ریو دو ژانیرو

ریو دو ژانیرو (به پرتغالی: Rio de Janeiro، به معنای رودخانهٔ ژانویه) که به اختصار …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × دو =