دوشنبه , ۲ مهر ۱۳۹۷
تدبّر

تدبّر

تدبّربرای هر انسانی «تدبّر در قرآن» اصلی بنیادین و بی‌بدیل در تعامل با قرآن برای دستیابی به گنجینه‌ی وحی است كه هم در حوزه‌ی اندیشه و هم در زندگی عملی ظهور می‌كند که البته «تدبّر» از آموزش و قرائت جدا نیست. «تدبّر» به معنی بررسی عواقب امور، از ریشه‌ی «دُبُر» به معنای عقب در برابر «قُبُل» به معنای جلو است. هم‌خانواده‌ی «تدبّر»، «تدبیر» به معنای انجام كار از روی فكر می‌باشد.(۱) ««تدبّر»» در اصطلاح قرآنی، راهی در فهم بهتر قرآن  با توجّه به آیات و روایات، «تعقّل» یا «تفكّر» یا «تأمّل» در آیه‌ای پس از آیه‌ی دیگر است.

اصل «تدبّر» در قرآن: علامه طباطبایی(ره) در مقدمه‌ی تفسیر المیزان، می‌پرسد: چگونه قرآنی كه نور هدایت برای همه‌ است، خود محتاج نور دیگری می‌شود؟ این دیگری كدام است و جایگاه آن چیست؟ اگر اختلافی پیش آمد، به چه مرجعی می‌توان پناه برد؟ به طور كلی برای درک فهم یك آیه تنها ۲راه وجود دارد:

  1. تنظیم مباحث علمی، پیرامون مسائلی كه آیه متعرض آن ها می‌گردد و سپس به سراغ آیه آمدن و حمل آن بر آیه، كه این طریقه مورد رضایت بحث نظری می‌باشد، ولی مورد رضایت قرآن نمی‌باشد.
  2. شیوه‌ی تفسیر قرآن به قرآن و استیضاح معنی آیه از نظیر همان آیه از طریق «تدبّر» است. این روش مورد تأكید قرآن می‌باشد. خداوند بارها قرآن را نور و … معرفی كرده و حاشا كه قرآن، تبیان و … باشد، لكن مبین خود نباشد! چگونه امكان دارد قرآن، در آن چه انسآن ها به آن محتاجند، مایه هدایت و … باشد، لكن در مورد احتیاج انسآن ها به خود، آن چنین نقشی را نداشته باشد. «وَالَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهدِيَنَّهُم سُبُلَنا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ المُحسِنينَ(۲)» چه جهادی بالاتر از بذل جهد در فهم كتاب او و چه راهی رساتر به او از قرآن؟ علامه طباطبایی(ره) تمامی تفسیر المیزان را براساس «تدبّر» و فهم قرآن به قرآن نگاشته و ادعا كرده كه اگر تمامی این تفسیر ملاحظه شود، در فهم حتی یك آیه، به اصلی علمی، فلسفی و حتّی روائی استناد نشده است.(۳) در امر «تدبّر» در قرآن، توجه به چند نكته‌ی مهم ضروری است:

ارتباط «تدبّر» با «قرائت قرآن»: در چندین آیه، نظیر: نساء، ۸۲؛ ص، ۲۹؛ محمّد، ۲۳ و… سخن از «تدبّر» در قرآن است. با بررسی مجموع آیات مربوط به «تدبّر»، می‌توان گفت: اولویت، «تدبّر» در «قرآن» است و نه در «كتاب». این «قرآن» است كه زنده است، امّا «كتاب» چنین نیست و حرارت و حركت ندارد. اوصاف؛ روح، نور، بلاغ و بیان و… همه متعلّق به قرآن است كه خواندنی است و با گوش و قلب سر و كار دارد نه «كتاب» كه در اصل نقشی است بر كاغذ. ««تدبّر» در كتاب»، به فرض آن كه شدنی باشد و تحقّق یابد، به طور قطعی پدید آورنده‌ی آثار و بركات متعلق به «قرآنیت قرآن» نمی‌باشد. آیه‌ی مشهور: «وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ(۴)» بیان گر همین مطلب است كه وقتی «قرآن» قرائت شد و استماع گردید و این استماع همراه با «انصات» كه زمینه‌ی «تدبّر» است بود، آن گاه «لعلكم ترحمون» را به دنبال دارد. ما باید بدانیم و باور كنیم كه هر تغییری در این دستور‌العمل و هر نوع كوتاهی كه در اجرای این اصل، باعث خدشه‌دار شدن آن نتیجه خواهد بود.(۵)

نقش تعیین‌كننده‌ی «استماع» در «تدبّر»: مراد از خواندن، خواندنی است همراه شنیدن و انصات. در قرائت قرآن قبل از آن كه خواندن مهم باشد، به گوش شنیدن آن اهمیت دارد، بسیاری از ما هنگام قرائت، صدای خود را استماع نمی‌كنیم.(۶) حال آن كه امام صادق(ع) از خداوند می‌خواهد: «هنگام قرائت، گوش مرا مهر نكن.»(۷) «استماع» در احادیث جایگاه پر اهمیتی در مسأله‌ی قرائت قرآن دارد،(۸) به‌گونه‌ای كه بدون آن، «قرائت» تحقّق نمی‌پذیرد، دیگر چه رسد به «تلاوت»؛ چنان كه پیامبر(ص) فرمودند: «آن که قرائت خود را به گوش خود نمی‌رساند، در واقع قرائت نمی‌كند.»(۹) روش‌شناسی نحوه‌ی وارد كردن قرآن به قلب در «تدبّر» و قرائت قرآن به‌گونه‌ای كه به گوش كشیده شود موضوعیّت و اهمیّت دارد. همان‌طور كه نحوه‌ی گشودن قفل‌های دل در «تدبّر» مطرح است، چگونگی زدودن مهرهای گوش نیز، جهت تحقّق استماع اهمیّت خواهد یافت. «هنگام قرائت، گوش مرا مهر نكن.»(۱۰) «تدبّر» در متن قرائت شكل می‌گیرد و قرائت، بدون «اسماع» و «استماع» تحقّق نمی‌پذیرد و این‌ها نقطه‌ی پیوند استماع با «تدبّر» است. در روایتی از ابن‌عباس، جایگاه «سمع» و «اسماع» و رابطه‌ی مستقیم آن با «قلب»، به طور كامل آشكار است. او در مقام توصیه به شخصی كه با سرعت قرآن می‌خواند، می‌گوید: «… به گونه‌ای بخوان كه آیات را به گوش خود بكشی و قلب تو نیز آن ها را فرا گیرد.».(۱۱) پیامبر(ص) در مورد نحوه‌ی قرائت فرمودند: «قرآن را آن‌گونه كه شایسته‌ی تلاوت آن است شب و روز تلاوت كنید، آن را بر زبان خود اظهار كنید، آن را زمزمه كنید و در آن «تدبّر» نماید، بلكه به فلاح برسی.».(۱۲) میان قرائت و «تدبّر» رابطه‌ی مستقیم وجود دارد. مقصود حضرت(ص) از این جمله این است كه قرائت من به گونه‌ای است كه زمینه‌های «تدبّر» را فراهم می‌كند و مرا از آن بهره‌مند می‌گرداند؛ اما شما به گونه‌ای قرائت می‌كنید كه چنین امكانی را به شما نمی‌دهد، و با دست مباركشان اشاره فرمودند كه: می‌خوانید و می‌روید! گروهی از آن حضرت(ص) پرسیدند: یا رسول‌الله(ص)، چرا قرائت ما مثل قرائت شما نیست؟ ما وقتی قرآن را از شما می‌شنویم چیزهایی را می‌بینیم و درك می‌كنیم كه به هنگام قرائت خودمان، نمی‌بینیم و درك نمی‌كنیم! حضرت(ص) فرمودند: قرائت من زمینه‌ساز «تدبّر» است، اما قرائت شما به گونه‌ای است كه این امكان‌پذیر را به شما نمی‌دهد. پیامبر(ص) فرمودند: «».(۱۳) تلاوت پایدار و مستمر به گونه‌ای كه قرآن را زمزمه‌ی زبان انسان كند، مقدم بر «تدبّر» و لازمه‌ی آن است. علامه طباطبایی(ره) در مورد فهم «حق تلاوته» می‌نویسد: منظور تلاوت ملازم با «تدبّر» است.(۱۴)  بلكه در قرائت قرآن قبل از آن كه خواندن مهم باشد، به گوش كشیده شدن آن اهمیت دارد، بسیاری از ما به هنگام قرائت، صدای خود را استماع نمی‌كنیم. حال آن كه «استماع» در احادیث دارای جایگاه پر اهمیتی در مسأله‌ی قرائت است به گونه‌ای كه بدون آن، «قرائت» تحقّق نمی‌پذیرد، دیگر چه رسد به «تلاوت». پیامبر(ص) فرمودند: «بدون شنیدن، «قرائت» تحقق نمی‌پذیرد».(۱۵) همان‌طور كه نحوه‌ی از بین بردن قفل‌های دل در «تدبّر» مطرح است، چگونگی زدودن مهرهای گوش نیز، جهت تحقّق استماع، اهمیت خواهد یافت. قرآن یك «زبان» است، زبانی زنده و فعال؛ و لازم است به مثابه‌ی یك زبان تعلیم داده شود تا شاكله‌ی زبان و بیان قرآن‌آموز به مدد آن فعال شود و قلب و اندیشه تحت‌ تأثیر آن قرار گیرد. در صورت عدم پیمایش این مسیر، قرآن بسیاری از كاركردها و آثار خود را ـ آن‌گونه كه در زمان پیامبر(ص) دارا بود ـ نخواهد داشت. در امر تعلیم و تعلم زبان قرآن، این نكته هیچ‌گاه نباید فراموش شود كه هیچ زبانی آموخته نمی‌شود مگر آنكه سیر فراگیری به نوعی به سیر فراگیری زبان مادری نزدیك شود و رویكردی طبیعی بیابد.(۱۶) در عصر حاضر علمای روان‌شناسی و زبان‌شناسی گویند: زبان در وهله‌ی اول پدیده‌ای است شفاهی. بنابراین، شیوه‌های آموزش آن نیز باید متناسب با همین حالت شفاهی آن طراحی شود. گذشته از آن كه اساس زبان، سمعی و شفاهی است، یادگیری زبان نیز بیش ترین ارتباط را با حس شنوایی دارد. اهمیت «سمع» و تقدم آن بر «بصر» از نكات مورد تأكید قرآن است. رعایت این نكته در امر آموزش قرآن، بسیار حائز اهمیت است و یافته‌های جدید علمی نیز بر این نكته تأكید فراوان دارند. از جمله دلایل شواهد قرآنی این امر، در: سوره‌های كهف، ۱۱ و … آمده است.(۱۷) در آیات دیگری هم، نام «سمیع» بیش تر از دیگر نام‌های الهی(علیم، بصیر و قریب) آمده، مانند، سوره‌های: بقره؛ ۱۲۷ و … آمده است.(۱۸)

 ادامه در: http://yomna.ir/18351/مفهوم-«تدبّر»

پاورقی‌ها:

  1. فیومی؛ ج ۳، ص ۱۶۵ .
  2. العنكبوت، ۶۹؛ وَالَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهدِيَنَّهُم سُبُلَنا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ المُحسِنينَ﴿۶۹﴾ و آنها که در راه ما (با خلوص نیّت) جهاد کنند، قطعاً به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است .
  3. طباطبایی، المیزان، ج ۱ .
  4. الاعراف، ۲۰۴؛ وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ«۲۰۴»؛ و هرگاه قرآن خوانده شود، به آن گوش دهيد و ساكت شويد (تا بشنويد)، باشد كه مورد رحمت قرار گیرید .
  5. به این تفاوت اساسی كه میان قرآن و دیگر كتب آسمانی وجود دارد، دقت كافی نمود. قرآن از ریشه‌ی «قرأ» است. كتاب مقدسBible از ریشه‌ی لاتین كلیسایی و یونانیBiblia به معنی مكتوب است. انجیل Evangile به معنای مژده و خیر خوش است. تورات، به معنی قانون و سنت الهی است كه بر موسی فرود آمده؛ اوستا مركب از پیشوند «آ» و صفت مفعولی «ویسته» از مصدر وید به معنی دانستن و شناختن است، بر روی هم: آگاهی‌نامه یا دانش‌نامه؛ براساس یك ریشه‌یابی دیگر، اوستا به معنی اساس و مبنا می‌باشد. لفظ اوپانیشاد، از ریشه‌های «اوپ upa» به معنی نزدیك و «نی ni» به معنی پایین و «سد sad» به معنی نشستن تشكیل شده است و سرجمع، به معنی پایین ‌نشینی. بدین‌وجه كه شاگردان دور استاد خود می‌نشستند تا حقیقت را از او فرا گیرد تا جهل را از میان بردارند.(در ریشه‌یابی مرجوع دیگری، اوپانیشاد به معنی پرستش و عبادت آمده است). در هیچ یك از این نام‌ها، مفهوم خواندن كه در قرآن وجود دارد، دیده نمی‌شود. خواندن و خواندنی بودن قرآن نیز مرتبط با كاركردهای این كتاب مقدس، ص ۱۱۱؛ اوپانیشاد، ج ۱، ص ۹۹؛ اوستا، ج ۲، ص ۹۳۲٫ناگفته نماند وحیانی بودن این تسمیه‌ها روشن نیست و قرآن، كتب آسمانی پیشین را نیز به اوصافی چون هدی، نور، تفصیل كل شیء و ذكر ستوده است(مائده، ۴۴ و ۴۶؛ انبیاء ۴۸). آنچه هست این است كه «لسان» در آن كتب، این جایگاه موجود در قرآن را ندارد و اگر هم می‌داشت، با از بین رفتن زبان اصلی آن كتب، راه اتصال و ارتباط با آن زبآن ها ـ برخلاف قرآنی كه هم‌اكنون در اختیار ماست ـ به كلی مسدود شده است.
  6. مجلسی، بحار الانوار، ج ۹۲، ص ۲۰۷ .
  7. مجلسی، بحار الانوار، ج ۹۲، ص ۲۰۷: و لا تطبع عند قرائتی علی سمعی؛ هنگام قرائت، گوش مرا مهر نكن .
  8. «اهمیت شنوایی در امر آموزش قرآن» بحثی است مستقل كه در همین بخش آمده است.
  9. «ما قرأ من لا یسمع نفسه؛ آن که قرائت خود را به گوش خود نمی‌رساند، در واقع قرائت نمی‌كند.»
  10. مجلسی، بحار الانوار، ج ۹۲، ص ۲۰۷: و لا تطبع عند قرائتی علی سمعی؛ هنگام قرائت، گوش مرا مهر نكن .
  11. این قیم؛ ج ۱، ص ۳۳۹؛ … فاقراء قراءهً تسمع اذنیك و یعیها قلبك؛ به گونه‌ای بخوان كه آیات را به گوش خود بكشی و قلب تو نیز آن ها را فرا گیرد .
  12. هندی؛ ص  ۶۲۲: أجُل، انا اقروه لبطن و أنتم تقرونه لِظهر، قالوا: «یا رسول‌الله ما البطن»! قال: «أقرأ أ«تدبّر»ه و أعمل بما فیه و تقرونه أنتم هكذا و أشار بیده فأمرها؛، … و أتلوه حق تلاوته آناءَ الیل و النهار و أفشوه و تغنوا به و «تدبّر»وا ما فیه لعلكم تفلحون… قرآن را آن‌گونه كه شایسته‌ی تلاوت آن است شب و روز تلاوت كنید، آن را بر زبان خود اظهار كنید، آن را زمزمه كنید و در آن «تدبّر» نماید، بلكه به فلاح برسید. به گونه‌ای بخوان كه آیات را به گوش خود بكشی و قلب تو نیز آن ها را فرا گیرد.
  13. همان؛ ص ۶۱۱ .
  14. طباطبایی؛ ج۱، ص ۲۶۹ .
  15. ما قرأ من لا یسمعْ نفسه؛ بدون شنیدن، «قرائت» تحقق نمی‌پذیرد. آن كه قرائت خودرا به گوش خود نمی‌رساند، در واقع قرائت نمی‌كند. بری، سیسیلی. پرورش صدا و بیان. ترجمه‌ی محسن یلغانی، ص ۱۲۱؛ نی نك: نجف‌آبادی، یادگیری زبان و رشد واژگان كودك، ص ۱۸۰؛ بلایف، روانشناسی آموزش زبان خارجی، ص ۴۰؛ دو گروه و دیگران، روش‌های آموزش زبان و مسائل زبانشناسی، ص ۱۸۸؛ یول، نگاهی به زبان، ص ۱۵؛ رشد آموزش زبان(نشریه): اهمیت كاربرد زبان خارجی در یادگیری آن، ص ۱۳؛ تقوی، روانشناسی ناشنوایی .
  16. David An p. encyclopedic dictionary of lanjuajes and lanjuaje 263 .
  17. سوره‌های كهف، ۱۱؛ ملك، ۹ و ۲۳؛ احقاف، ۲۶؛ انعام، ۴۶؛ فصلت، ۲۰ و ۲۲ .
  18. سوره‌های: بقره؛ ۱۲۷، ۱۳۷، ۱۸۱، ۲۲۴، ۲۲۷، ۲۴۴ و ۲۵۶، آل‌عمران؛ ۳۴، ۳۵ و۱۲، مائده؛ ۷۶، انعام؛ ۱۳ و۱۵، اعراف؛ ۲۰۰، انفال؛ ۱۷، ۴۲، ۵۳ و۶۱، توبه؛ ۹۸ و۱۰۳، یونس؛ ۶۵؛ آیه‌ی ۳۴، اسراء؛ ۱، انبیاء؛ ۴، حج؛ ۶۱، ۷۵، نور؛ ۲۱، ۶۰، شعراء؛ ۲۲۰، عنكبوت؛ ۵ و۶۰، لقمان؛ ۲۸، سبأ؛ ۵۰، غافر؛ ۲۰ و۵۶، فصلت؛ ۳۶، شوری؛ ۱۱، دخان؛ ۹، حجرات؛ ۱، مجادله؛ ۱، نساء؛ ۵۸، ۱۳۴ و ۱۴۸، انسان؛ ۲ .

منابع:

  • [۱]. قرآن.
  • [۲]. اوپانیشاد. ترجمه‌ی محمد داراشكوه فرزند شاه جهان، چ چهارم، تهران: سازمان انتشارات جاویدان علمی، ۱۳۸۱٫
  • [۳]. اوستا. گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، تهران: انتشارات مروارید، ۱۳۷۱٫
  • [۴]. آذری نجف‌آبادی، الله‌وردی، یادگیری زبان و رشد واژگان كودك. چ اول، تهران: انتشارات جهاد دانشگاهی، بی‌تا.
  • [۵]. ابن‌قیم. جوزیه، زاد‌المعاد فی‌هدی خیر‌العباد، تحقیق شعیب الارنؤوط و عبدالقادر، چ ۲۶، بیروت: مؤسسه الرساله، ۱۴۱۲٫
  • [۶]. بری، سیسیلی. پرورش صدا و بیان. ترجمه‌ی محسن یلغانی، چ دوم، تهران: انتشارات روز بهان، ۱۳۶۵٫
  • [۷]. بلایف، بوریس و اسیلویچ. روان‌شناسی آموزش زبان خارجی. ترجمه‌ی امیر فرهمند‌پور، تهران: مركز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۸٫
  • [۸]. تقوی، ربابه و دیگر. روان‌شناسی ناشنوایی. اصفهان: مولانا، ۱۳۷۰٫
  • [۹]. جواد آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن مجید. بی‌جا: نشر اسراء، ۱۳۷۵٫
  • [۱۰]. خمینی، ۱۳۷۲٫
  • [۱۱]. خمینی، امام سید‌روح‌الله، آداب الصلاة تهران: مؤسسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، ۱۳۷۳٫
  • [۱۲]. صحیفه‌ی نور، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۶۰٫
  • [۱۳]. رضا، سید‌محمد‌رشید. تفسیر القرآن الحكیم الشهیر بتفسیر المنار. قاهره: المنار، ۱۳۴۶٫
  • [۱۴]. رشد آموزش زبان(مجله). سال اول، شماره‌ی دوم، تهران.
  • [۱۵]. ستوده، امیر‌یضا. پابه‌پای آفتاب، ناگفته‌ها از زندگی امام خمینی. چ دوم، بی‌جا: نشر پنجره، ۱۳۷۴٫
  • [۱۶]. طالقانی، سید‌محمود. پرتوی از قرآن. تهران: شركت سهامی انتشار، بی‌تا.
  • [۱۷]. طباطبایی، سید‌محمد‌حسین. سنن النبی. قم: انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، ۱۴۱۶٫
  • [۱۸]. المیزان فی‌التفسیر القرآن. قم: انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، بی‌تا.
  • [۱۹]. قرآن در اسلام. قم: انتشارات هجرت، ۱۳۶۸٫
  • [۲۰]. طبرسی، فضل‌بن‌حسن. مجمع البیان فی علوم القرآن. بیروت: دار‌المعرفه، ۱۴۱۶٫
  • [۲۱]. فیض كاشانی، محمد. المحجه البضاء. تصحیح علی‌اكبر غفاری. بیروت: مؤسسه‌ی الاعلمی، ۱۴۰۳٫
  • [۲۲]. فیومی. المصباح المنیر. قم: انتشارات هجرت، ۱۳۷۳٫
  • [۲۳]. لسانی فشاركی و حسین مرادی. روش تحقیق موضوعی در قرآن مجید. زنجان، دانشگاه آزادی اسلامی واحد زنجان، ۱۳۸۵٫
  • [۲۴]. لسانی فشاركی، حسین مرادی و دیگران. زبان قرآن(گزارش طرح پژوهشی آموزش زبان قرآن)، تهران: مركز تحقیقات دانشگاه امام صادق ۱۳۷۷٫
  • [۲۵]. مجلسی، محمد‌باقر. بحار‌الانوار. تهران: انتشارات اسلامیه، بی‌تا.
  • [۲۶]. مركز الثقافه‌ی و المعارف القرآن عند‌المفسرین. چ اول، قم: مكتب الاعم الاسلامی، بی‌تا.
  • [۲۷]. مصطفوی، حسن. التحقیق فی كلمات القرآن الكریم. تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ۱۳۶۰٫
  • [۲۸]. یول، جورج. نگاهی به زبان. ترجمه‌ی نسرین حیدری، چ اول، تهران: انتشارات سمت، ۱۳۷۴٫
  • [۲۹]. پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای(مد‌ظله‌العالی) – مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی

باکس شناور "همچنین ببنید"

حماسه کربلاء

قیام امام حسین علیه السّلام از سویی تجلّی گاه خصلت های پاک انسانی و فضایل …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفت + 14 =