خانه / اسوه ها / اهل بیت(ع) / انسان کامل

انسان کامل

انسان کاملعلی جان، دست تو دشت برکت و چشمانت چشمه عاطفه. نگاهت خواستگاه مهر و قلبت قبله اخلاص بود. در زندگی تو، ایمان، ایثار، عشق و عرفان تفسیر می شد و انسانیت به اوج می رسید. تو والاترین آرمان بشری و تو شکوهمندترین قاموس ارزش هایی. در محراب نیایشگر اشک ریزی که سر بر خاک می سایید؛ در میدان، رزم آور قهرمانی که شمشیرش حماسه می آفرید؛ در کوچه، پیر دل جویی که دستش گره می گشاد؛ در بازار، ناظری عادل که با نیرنگ ستیز می کرد؛ بر منبر، خطیب سخن آفرینی که طوفان احساس ها را بر می انگیخت و گنجینه خردها را می گشود؛ و در همه جا اسوه و الگویی که انسانیت، با عطش او را می طلبید. علی، اسوه انسان کامل بود.
عصاره همه خوبی ها
وقتی چکاوک اندیشه ام بر سپیدار بلند یاد تو می نشیند، واژه ها بی تابانه بر صفحه کاغذ، زانوی ادب به بر می گیرند تا موذن قلم، در صلات عشقی دیگر، آنها را به پابوسی تو، تبرک بخشد. علی، ای که جوان مردی از تو درس فتوت می گرفت. ای پرچم دار حماسی توحید، ای بزرگ ترین مظلوم تاریخ، وقتی از تو می گویم اندوه از چشمانم می چکد. علی جان، زمین، تاب حضور سترگ تو را نداشت. ای بزرگ مفسر آیات وحی؛ فرزند کعبه؛ برادر رسول؛ هم دم بتول؛ پدربزرگ ترین حماسه سازان تاریخ، ای که صبر از تو حیران بود و شهامت در مکتب تو درس ایستادگی می آموخت. تو عدالت را فقط به لفظ نمی گفتی؛ عدالت را زندگی می کردی، اما قلبهای حقیر را بی تو راهی نبود. هنوز نخلستان های کوفه مبهوت صبر و تحمل تواند و از چاه های کوفه، اشک های زلال تو می جوشد. برای سرودن عظمت تو، کوه تمثیل کوچکی است، همه چیز در تو خلاصه می شود. تو عصاره همه خوبی هایی.
تولد تا شهادت
او گوهری در صدف کعبه بود و در خانه محبوب به دنیا آمد. از پدر و مادری بزاد که در کمال ایمان و انسانیت و اخلاق، احترام همه تاریخ را برانگیختند. اول چکاوکی بود که زمزمه ایمان به آورنده اسلام را سر داد. در آن شب در جایگاه و بستر گل آرمید تا تیغ تیز کفر بر گلبوته محمدی گزند نیاورد. در هر دو گیتی به برادری پیامبرِ نور مفتخر گردید. او دادگری بی مانند و حاکمی بی نظیر و امامی والا بود… انسانیت از او نام گرفت و جوان مردی و رادی از ردایش فرو بارید. او مردِ تنهای صحراهای نبرد بود؛ قهرمانِ قهرمانان، شیر بیشه عدالت، غریب تاریخ و انسانی فراتر از همه هستی، و دیگر چه بگویم؟…
نفرین بر قاتل علی (ع)
جرج جُرداق نویسنده و متفکر مسیحی، که از شیفتگان حضرت علی (ع) بوده است، با سوزی برآمده از جان و با تمام وجود، قاتل حضرت علی (ع) را چنین نفرین می کند: «لعنت هرکس که به جهان آمد و هرکس که از جهان رفت و هرکس که به امر خدا آفریده شد، بر ابن ملجم باد. خداوند بر روان او لعنتی فرستد که اگر مثل آن به چشمه ها رسد، همه را بخشکاند و اگر بر کشتزارها رسد همه را نابود کند و گیاهان تازه را در زمین بسوزاند. خداوند آتش دوزخ را بر جان او مستولی گرداند و هزاران شیطان را بر او موکل کند که با سر در میان جهنمش افکنند. آن جا، شراره آتش زبانه می کشد و شعله های سوزان با خروش و غریو، قهر الهی را آشکار می سازند».
شکوه عبادت
شخصی به نزد عالمی آمد و پرسید: با کدام استدلال، باور کنم وقتی در نماز، تیر از پای علی بیرون کشیدند، متوجه نشد؟ آن عالم به آیه ۳۱ سوره یوسف اشاره کرد و گفت: چگونه زنان مصری با دیدن یوسف، دست خویش را بریدند و از خود غافل ماندند، در حالی که یوسف را ـ که بشری بیش نبود ـ می دیدند. علی در نماز، محو تماشای خدای یوسف آفرین است. چگونه از خویشتن باخبر باشد؟ دانایان راز به شکوه نقاش می نگرند، نه زیبایی نقش.حُسن یوسف را به عالم کس ندید     حُسن آن دارد که یوسف آفرید
علی (ع) برتر از مسیح
شخصی مسیحی به نزد عالمی شیعی آمد و گفت: چگونه می گویید علی برتر از مسیح است، در حالی که جایگاه مسیح در آسمان چهارم و قبر علی در زمین است؟ شاعری نکته سنج پاسخ مسیحی را این چنین داده است:

مسیح در فلک و مرتضی علی به تراب
دلم زفکرت این قصه بود بس که کباب

سوال کردم از این ماجرا زپیر خرد
به خنده لب به تبسم گشود و داد جواب

چو قدر هر دو به میزان عقل سنجیدند
علی گران تر از آن بود در همه ابواب

بماند کفه میزان مرتضی به زمین
به آسمان چهارم، مسیح شد به شتاب

محبت علی (ع)
«سید عبدالمهدی مطر» از شعرای بزرگ عراق، درباره حضرت علی (ع) سروده است: «جگرهای سوخته و گداخته مردم ناتوان و اندوه های آنها، قلب پرعاطفه علی را آب می کرد. اگر اشکی از چشمان دل سوخته ای جاری می شد، چشمان اشک بار علی با قطرات بلورین اشک، او را همراهی می کرد. ناله های یتیمی که از فریادرسی مادر و محبت پدر محروم بود، قلب علی را آتش می زد. این است سیره بی مانندی که در روح امام موج می زند. این است راه روشن او…». و در پایان قصیده بلندش می گوید: «ما محبت علی را خریدیم و اگر جهانی پر از زر و زیور به ما داده شود، این محبت را نمی فروشیم».
دری گشوده به مسجد
بنا به درخواست پیامبر (ص) مسجدی در مدینه ساختند. بر گرداگرد مسجد، خانه های مردمان مدینه بنا شده بود. روزی پیامبر اکرم (ص) به فرمان خداوند دستور داد تا جز درِ خانه علی (ع) همه درهایی که به مسجد باز می شود، ببندند. این فرمان بر بسیاری از یاران پیامبر گران آمد و لب به شکوه گشودند. پیامبر برای آن که، هرگونه شبهه و ایرادی را از ذهن ها بشوید، در سخنانی فرمود: «ای مردم، بدانید که من از پیش خود، چنین دستوری نداده ام و این فرمان خداوند بوده است». و بدین گونه دفتر تاریخ به فضیلت دیگری برای امام علی (ع) ورق خورد.
از علی گفتن
قطره بودن و از دریا گفتن چه قدر سخت است و از یک دل دریایی گفتن چه سخت تر. یا علی، تو آن دل دریایی هستی که یک اقیانوس عشق را در خود خلاصه کرده ای. ای ستاره ای که با غروبت «صمیمیت» سیاه پوش شد و «محبت» داغ دار، زمینیان با توچه کردند؟ می دانم. ناگفته، کلام تو را شنیده ام و صدای پایت را که دیرآشنای چاه و نخلستان است. ای همیشگی ترین روشنایی آب و مهتاب! ای همسایگی عشق و شمشیر، سبد ادراک ما نیز سنگین است و پشتمان را خمیده، ما هم چنان مانند آن پیرزن، در انتظار دست های تو هستیم و می دانیم که از ما غافل نیستی.
گواهان روزگار
«ابوالعلاء معری» شاعر بزرگ عرب، درباره حضرت علی (ع) لهیب درون و عواطف سوزانش را در تصویری کم نظیر به زیبایی، ترسیم کرده است:«از خون دو شهید ـ علی و پسرش ـ بر روزگار دو گواه است. این دو گواه در اواخر شب دو فجر و در آغاز آن، دو شفق هستند. اینها بر پیراهن روزگار، نقش بسته اند تا روز حشر فرا رسد و خداوند میان مردم حکم کند».
علی محبوب تاریخ
علی (ع) اگرچه با شمشیر عداوت دشمنانش شهید شد، اما نام و راه او بر بلندای روزگاران جاودانه گشت. گم راهانی که با علی دشمنی کردند در سیه چالِ تاریکِ تاریخ فرو خفتند و جز نفرین انسان های آزاده نصیبی نبردند. اینک، دشمنان علی، همه محکوم و ملعون، و علی محبوب تاریخ است. اکنون در سراسر گیتی، هرجا که شمیم نام علی گسترده است، قلب ها با یاد و نام و خاطره های شکوهمند آن بزرگ مرد می تپد. والایی ها، شور گستری ها، عدالت آفرینی ها و انسانیت او، سرمشق همه آزاداندیشان جهان است.
امام علی (ع) در نگاه پیامبر (ص)
نخستین کسی که در منقبت و فضیلت علی (ع) سخن گفته، پیامبر (ص) است. علی (ع) در خانه پیامبر بالید و به نقل محدثان شیعه و سنی او اولین مردی است که اسلام آورد و با پیامبر نماز خواند. در آغاز بعثت، پیامبر وقتی خویشان خود را به اسلام دعوت کرد، تنها کسی که از آن جمع دعوت او را پذیرفت علی بود. در فتح مکه، پیامبر، علی را بر شانه خود گرفت تا بت بزرگ را بشکند. علی بود که در لیلة المبیت در بستر پیامبر خفت و مرگ را به جان خرید. پیامبر (ص) همواره علی (ع) را برادر خود می خواند و شجاعت او را می ستود و «سیف الله» و «اسدالله»اش می نامید. آن حضرت علی (ع) را شیفته خدا خوانده و او را به پیامبران اولوالعزم تشبیه کرده است.
نشانه ایمان
محبت، میل درونی آدمی به چیزی است که آن را خیر می پندارد. شناخت محبوب از شروط محبت اختیاری است، در روایات ما، بر محبت اهل بیت، توصیه فراوان شده و حب علی (ع) مصداق بارز این محبت شمرده شده است. دسته ای از احادیث، حب علی (ع) را از نشانه های ایمان شمرده اند و بعضی دیگر، حب و بغض او را معیار ایمان و نفاق دانسته اند.
دشمنی با علی (ع)
پیامبر خدا (ص) به اقتضای رسالت الهی و نه تعصب خویشاوندی، حساسیت بسیار، درباره شأن حضرت علی داشته است. حب علی نشانه پاکی و طهارت نفس است و بغض او نشانه ناپاکی و خبث طینت. مرگ دشمن علی، مرگ جاهلی و ریشه دشمنی با او، در دشمنی با پیامبر نهفته است. هوس های نفسانی، دنیاطلبی و کینه های بسیار نسبت به رسول خدا، مهم ترین عامل دشمنی با امام علی (ع) بوده است. حق جویی و عدالت علی نیز، عامل مهم دشمنی با او به شمار می آید. دنیاپرستان هیچ گاه نتوانستند عدالت علی را تاب آورند و همین راز دشمنی کینه توزانه آنان با اوست.
مدار ایمان
علی، آسمانی ترین عاشق خداوند است. او فراتر از هر واژه ای است. برکت دستان مبارک او، پایگاه توحید را از لوث اصنام پاکیزه کرد. خیبرِ کفر را بازوان او شکست. خوارج و اندیشه های آنان را او از صفحه روزگار خارج کرد و صفیر او در صفّین، صف های باطل را درهم شکست. ذوالفقار علی (ع) ستون فقرات عشق و ایمان را راست نگه داشت. او مدار ایمان و محور همیشه حق، و یادش سبزترین گلِ همیشه بهارِ باغستانِ توحید است.
علی (ع) همواره زنده است
اگر علی (ع) با مثلث شوم «خیانت»، «جنایت» و «رذالتِ» مردمان فریب خورده از دنیا مواجه نمی شد، امروز دفتر روزگار به شکلی دیگر ورق می خورد و در چرخه هستی از باطل اثری بر جای نمی ماند. علی همواره هست و باید باشد؛ چه این نسبت پروردگار است و طالبان فضیلت و مشتاقان حق و حقیقت، همواره به علی نیازمندند و نام بلند او را فریاد می کشند. مکتب و سلوک علی، همیشه زنده است و طالب و عاشق می طلبد تا بدو راه نماید و به کمال مقصودش رساند، چرا که راه کمال، و هدایت کننده به سوی آن، بی تردید علی و مکتب والای اوست.
شکوهمندترین فریاد
تو، اسوه بزرگ سال های سکوت، خار در چشم و استخوان در گلو، صبر کردی. بار رنج تو، چنان گران بود که پشت همه مردمان را می شکست، و تو چه پرتوان، به تنهایی آن را بر دوش می کشیدی. ای امامت مظلوم تاریخ! نخلستان ها گواه ناله های شبانه تواند و چاه مأمن واگویه های دردآمیزت. ای مدرس بزرگ صبر، سکوتِ تو شکوهمندترین فریاد تاریخ است.
فقیرترین حاکم
یا علی! لباس ژنده تو، فخر بزرگ ماست، تو با خاک خویشاوندی همیشگی داشتی و در افلاک آشناتر از زمین بودی. تو به گرده ای نان جو و تن پوشی کهنه و پاپوشی پروصله بسنده کرده بودی. تو اهل زمین نبودی و با دنیا دوستی نداشتی. تو فقیه ترین حاکم و مستغنی ترین انسانِ جهان بودی. علی جان، تو را هنوز نشناخته اند…
توصیف خورشید
ابوالطیب متنبی چکامه پرداز بزرگ عرب را سرزنش کردند که چرا در مدح علی (ع) سخن نمی گوید. او در پاسخ، دو بیت شعر سرود و نشان داد که در برابر عظمت علی دچار حیرت است و از صمیم جان به او ایمان دارد: «من از سر عمد، ترک ستایش وصی رسول کردم؛ زیرا بسی فضیلتش والا و گسترده است و هرگاه چیزی سترگ و بزرگ باشد، خود بسنده خواهد شد (و خود را خواهد شناساند)؛ زیرا پرتو خورشید، هرچه را بیهوده و باطل است خواهد زدود (توصیف و ستایش او مثل توصیف نور خورشید، باطل و بیهوده است)».
پیشوای همه سخنوران
علی امیر سخن و سرآمد اهل بلاغت و فصاحت است. دانشوران و سخن سنجان درباره اوج کلام علوی، سخنان بسیار گفته اند. عبدالحمید کاتب، جاحظ، سیدرضی، ابن نباته، ابن ابی الحدید و جرج جرداق از آن جمله اند. در نظر اینان سخنان علی گنجینه ای سرشار از معرفت و حکمت است. خطبه های او در زهد، عبادت، شجاعت، جنگ آوری، خردمندی و سیاست، همه بی نظیر و سرآمدند. پس از قرآن و سخنان پیامبر هیچ سخنی در عرب به استواری و رفعت سخنان علی نیست. ایشان پیشوای همه سخنوران و سرور همه زبان آوران است و قیاس سخن او با کلام دیگران سنجش زر ناب است با خاک.
عظمت بی پایان
جبران خلیل جبران شاعر و متفکر مسیحی گفته است: «سه تن از بزرگان عالم انسانیت قلب مرا از عشق خود لب ریز کرده اند: مسیح (ع) ، محمد (ص) و علی (ع) ». او درباره حضرت علی (ع) گفته است: «آری، علی در راه عظمت بی پایان خود به شهادت رسید. او هنگامی جان داد که کلمات ملکوتی نماز، بر لبانش جاری بود و دلش از شوق خدا موج می زد. عرب، حقیقت مقام و قدر و منزلت علی را نشناخت؛ اما از میان همسایگان ایرانی نژاد عرب ها، مردانی برخاستند که گوهر و سنگ ریزه را به خوبی از یکدیگر باز شناختند… اکنون که چهره ملکوتی علی را در دم مرگ پیش خود مجسم می کنم می بینم که پیش از آن که دیدگان را برای همیشه فرو بندد، تبمسی بر لب دارد».
عاشق نماز
علی پس از پیامبر، مصداق کامل اسوه حسنه است و سیره او آفاق گسترده ای دارد سیره عبادی امام، متکی بر ناب ترین معرفت توحیدی است. عبادت از دیدگاه حضرت، خشوع عاشقانه در برابر خداست، نه بیم دوزخ و امید بهشت. نماز نیز بزرگ ترین جلوه عبادت در سیره عبادی علی است. شهادت علی (ع) در محراب عبادت و در هنگام نماز، عشق جاودانه او را تجلی می کند. امام عاشق نماز بود.
فضایل علی (ع)
علی سرچشمه کرامت و قله بلند فضایل و کمالات انسانی است. اهل دانش و بینش در بیان فضیلت های او سخن ها گفته اند؛ اما همواره به عجز خویش در این عرصه اعتراف کرده اند. ولادت علی در کعبه است. آن حضرت پدری چون ابوطالب و مادری چون فاطمه بنت اسد و برادری چون جعفر طیار دارد. علی از شش سالگی در دامان طهارت و عطوفت پیامبر خدا بالید و نخست مردی بود که به اسلام گروید و اولین کسی که با پیامبر نماز خواند. در ماجرای سَدّالابواب، همه درها بسته شد جز در خانه علی که به امر پیامبر گشوده ماند. در داستان مباهله، پیامبر به فرمان خدا علی را جان خویش خواند. دوستی علی، دوستی با خدا و پیامبر است. علی با حق است و حق با علی است.
عذر تقصیر به پیشگاه علی (ع)
زعشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است     به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را.  درباره علی (ع) کتاب های بسیار نگاشته اند و سخن های فراوان گفته اند؛ اما اگر هزاران برابر آن نیز از قلمرو ذهن و اندیشه بشر درآید و صورت گفتار یا نوشتار پذیرد، باز قطره ای باشد از اقیانوس بی کرانه فضیلت های علی. در آسمان معرفت حضرت علی (ع) برترین اندیشه های بشری، حیران و تیز پروازترین عقل ها سرگردان شده اند. بلندای رتبت و ارج و منزلت این دُر یکدانه خزائن الهی چنان بالا و والاست که در گستره ادراک ما نمی گنجد، مگر آن که الهامات ویژه الهی، یاریگر اندیشه ها گردد تا بتوان قطره ای روح افزا از زلال بی مثال علی چشید و بر کام تشنگان چشاند.
شگفتی های پایان ناپذیر
کتاب شخصیت علی (ع) ، این اعجوبه انسانیت، چنان آکنده از فضیلت هاست که هیچ گاه ره به پایان نمی برد. هر صفحه از این صحیفه را که ورق می زنی و شگفتی های آن را می خوانی غرق در حیرت می شوی و این خود، شگفتی دیگری از شگفتی های پایان ناپذیر زندگی علی است.
روزگار و تاریخ با همه گستره و ظرفیتش، هماره کوچک تر از آن بوده است که بتواند تمامی ابعاد و بلندی شخصیت عصاره آفرینش و خلاصه انسانیت را در خویش جای دهد. هر سخنوری که درباره علی سخن گفته و هر اندیشمندی که درباره او نوشته است، قبل از آغاز، اذعان کرده که هیچ زبان و هیچ اندیشه، یارای درک عظمت علی نیست و ما تنها از بابِ ادبِ ارادت، زبان به سخن و دست بر قلم برده ایم. وگرنه:

آنچه گفتیم به وصف تو به جایی نرسید
خامشی در صف توست به از گویایی.

چگونه تو را بسرایم؟

علی، ای نام آشنای کرامت جویان، ای اسوه بلند حماسه آفرینان، ای دریای فضیلت در هر زمان، از عظمت تو عقل لب های حیرت به دندان می گزد و عشق، مجنون وار به تو می نگرد. وقتی نهج البلاغه تو را می گشایم، همه کتاب ها از شرم بسته می شوند. از تو سخن گفتن، حوصله ای به بلندای آسمان می خواهد و دانشی به ژرفای اقیانوس. من چگونه تو را بسَرایم در حالی که همه عصرها و همه نسل ها به پیشگاه پاک تو تعظیم کرده اند. تو برتر از هر سخنی. تو والاتر از هر شعری. تو را نمی توان نوشت، نمی توان گفت، و نمی توان سرود.
مجموعه اضداد
جرج جرداق، نویسنده و متفکر مسیحی، در کتاب خود، امام علی صدای عدالت انسانی، درباره حضرت علی (ع) این گونه زبان به وصف می گشاید: «پناهگاه ضعیفان، برادر غریبان و پدر یتیمان است. نسبت به آنان که از زندگی به تنگ آمده اند مهربان است، علمش فراوان و حلمش بزرگ است… آن گاه که روز، روشن می شود به اجرای عدالت در میان مردم و برقرار ساختن برنامه های حق می پردازد؛ اما وقتی شب فرا می رسد و پرده تاریک شب گسترده می شود، برای آینده ملت به تلخی اشک می بارد».
بزرگ ترین حماسه ساز تاریخ
علی، بزرگ ترین حماسه ساز تاریخ و مرزبان سترگ عدل بود. شجاعت از او درس شهامت می آموخت و قسط در پناه بازوان او پناه می گرفت. رزم آوری بود که با برق شمشیرش، دشمنان را به خاموشی می کشاند، ظالمان را درهم می کوبید. او همان کسی است که روزگار هم زبان با سایر گویندگان درباره او و شمشیرش می گوید: «شمشیری جز ذوالفقار و جوان مردی غیر از علی نیست».
غم فردای انسان (شب ضربت خوردن حضرت)
آن شب خون بار غم گستر، که آسمان تیره بود و ابر گرفته، و نیز خون آلود از ستمی که بر فردا می رفت و بر فرداهای انسان و بر فرداهای اسلام ـ آن شب، علی نیاسود و نیارمید و تا سپیده دمان خواب بر چشمش راه نیافت. می اندیشید که فردا، آفتاب بر نیامده، در زیر تیغ نامردی از حیات کناره می گیرد و دلش می سوخت که می دید دیگر رنج دیدگان یاوری نخواهند داشت؛ بیچارگان برادری نخواهند دید؛ یتیمان پدران مهربان خود را از دست خواهند داد.
فردای یتیمی
فردا علی در میان مردم نیست. علی نیست تا رنج جهالت مردمانش را بر دوش کشد. علی نیست تا زخم زبان حق ستیزان را در سینه آوار کند. فردا علی به ابدیت می پیوندد و خورشید وجودش در پهنای زمان غروب می کند. علی می رود، اما تا دنیا دنیاست یاد و راه علی پابرجاست.
روز یتیمی ارزش ها
علی جلوه گاه تمامی ارزش ها و اصالت ها، و روز بیست و یکم رمضان، روز به سوگ نشستن عدالت و انسانیت است؛ روزی که ارزش ها همه یتیم شدند، حاکمیت عدل و داد غروب کرد و حقیقت و فضیلت بسان سایه به دنبال صاحب خویش رخ پنهان نمود. چه کس او را شناخت؟ و کدام کس را تحمل شخصیت والای الهی و انسانی حضرتش بود؟روزی که بدن پاک علی (ع) به آغوش خاک می رفت، مردمان تازه فهمیدند جهانی که علی را به آنها بخشیده بخیل تر از آن است که یک بار دیگر کسی را چون علی به آنها ببخشد. بیست و یکم رمضان روز غم انسان و غروب انسانیت بود.
علی نمی میرد
کلمات را توان انعکاس عمق مصیبت نیست. آری، «علی شهید شد»، اما آیا این حادثه سهمگین در همین سه کلمه می گنجد. شدت مصیبت را باید در پشت خمیده شیعیان علی و در زانوان بغل کرده حسن و حسین جست. این طوفان سهمگین زینب را بر خاک نشانده و او که مَثَل صبر است، اینک بی تاب شده. عمق فاجعه را باید در اشک احساس یتیمانی دید که پدر را برای بار دوم از دست داده اند. در غم غریب یاران علی، هیچ کس را باور مصیبت نیست. مگر علی می میرد؟ علی زنده است. آن که امروز، رخ در نقاب خاک کشیده، جسم علی بود، روح بلند علی تا انسان و انسانیت هست زنده است، علی همیشه زنده است.
رود جاری غم (شام شهادت حضرت)
امشب در گوشه ای نشسته ام و تنها تو را گریه می کنم و واژه های احساسم را با دانه های اشک خویش تسلی می دهم. وقتی تو را می خوانم قلبم سرشار از اندوه می شود و دلم جاری رود غم. بعد از تو، تاریخ کمر راست نکرد. غم را دیدم که سیاه پوش شده بود. اکنون یتیمان بسیاری آستین احساسم را گرفته اند و از تو سراغ می گیرند.
درد و دریغ
دردا که دنیای ما با وجود معلّمی چون علی و تعالیمی چون آموزه های ژرف و بلند او هنوز گرفتار سرگشتگی و آوارگی بی مانندی است که گستره آن را اهل درد و دانش می دانند، و دردناک تر از آن این که ملل مسلمان با داشتن علی از عدالت محرومند و از ستم و سیاهی مملو.باید اذعان کرد که علی مظلوم ترین است، مظلومیت حقیقی او آن است که هیچ گاه حتی در عهد کوتاه حاکمیتش، حکمتش حاکم نشد و هرگز و تاکنون معرفتش شناخته نشد. بشر، امروز تاوان ستم کردن بر آن بزرگوار و غفلت از این حقیقت تلخ و دردناک را می پردازد.

باکس شناور "همچنین ببنید"

نبرد صِفِّیْن

نبرد صِفِّیْن

از امام مجتبی (ع) سؤال شد: چرا در نبرد صِفِّیْن جنگیدید، ولی با معاویه صلح …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *