جمعه , ۲۷ مهر ۱۳۹۷
خانه / دین شناسی / حدیث / قَدْر در نگرش قرآن
شب قدر از منظر قرآن

قَدْر در نگرش قرآن

شب قدر از منظر قرآنروزها و شب‌ها، بستر رخدادها هستند. طلوع و غروب وقایع، در بخشى از زمان صورت می بندد و زمان و لحظه‏ ها، هفته‏ ها و ماه‏ ها، و سال‌ها و قرن‌ها، مخلوق خدا، مولود طبیعت، مرهون نظام جارى و حرکات موزون عالم است و به ظاهر هیچ فرقى می ان آن‌ها نیست. ولى قرآن، همه ایام را یکسان نمی بیند. برخى از آن‌ها را ایام مبارک و مقدس می داند که ماه رمضان و شب‌های قَدْر از جمله آن‌هاست.در منظر قرآن، شب قَدْر، شب باارزش و پرفضیلت و با امور مهم و باعظمتى همراه است؛ همانند نزولِ اجمالى قرآن، پیدایش افاضات باطنى و فضاى خاصّ معنوى، تقدیر و تعیین سرنوشت‌ها، تدبیر و برنامه‌ریزى‏ هاى جدید و نزول جبرئیل و فرشته ‏ها. عبادت در آن شب، بالغ بر ۸۰سال ارزش دارد و قابل قیاس با سایر شب‌ها نیست. در چنین شبى خداوند بال رحمت می گشاید و بندگان خود را در رواق آن می نشاند و مؤمنان و عبادت‌گران را مشمول رحمت خاص خود می سازد.شب قَدْر، قَدْر و قیمت بى‏ شمار دارد. در کلمات محدود نمی گنجد و کند و کاو مضاعف می طلبد تا در این باره به سؤالات مهمّى پاسخ دهد از قبیل این که:

  • ارزش عبادى قَدْر چقَدْر است؟
  • در آن شب، فرشته‏ ها و روح‌الامی ن به چه کسى و به چه هدفى نازل می شوند؟
  • فلسفه وجودى شب قَدْر چیست و چرا قَدْر نامی ده می شود؛ و چه ویژگی‌هایی دارد؟
  • آیا شب قَدْر پیش از اسلام بوده و آیا تنها یک بار اتفاق افتاده یا هر سال تکرار می شود؟
  • چه اعمالى در شب قَدْر توصیه شده و پیشوایان دینى چه سیره ‏اى در آن داشته‏ اند و آیا شب قَدْر، در قالب غیبى هم قابل تفسیر است؟

مفهوم شناسی: «قَدْر» در لغت(قَ دَ) [ع](اِ):سرنوشت، تقدیر.توانایی، قَدْرت و به معناى اندازه کردن، مقَدّر ساختن، قرار دادن چیزى به تعداد مخصوص و به شکل و شیوه مخصوص است. هم چنین به معناى تعدیل کردن، به مقدار معینى قرار دادن، تقدیر و تدبیر امور خلقت، حکم و قضا و به مفهوم اندازه معیّن طبق مصلحت و به مقتضاى حکمت است. بر حسب تعريف فلسفي، قَدَر: فرمان الهي، سرنوشت و آن چه خداوند براي بندگان خود مقرّر کرده است. شب قَدْر یعنى شب مخصوص رقم زدن سرنوشت انسان و برنامه‌ریزى کردن[۱]. به همین جهت آن را شب قَدْر می نامند؛ چون خداوند آن چه را در طول سال انجام خواهد گرفت، در آن شب، تقدیر و تعیین می کند، همانند حیات و مرگ، خیر و شر، طاعت و عصیان، سعادت و شقاوت، توسعه و تنگى رزق و معیشت[۲] و… و این گفتار، عصاره و مضمون آیه ۴سوره «دخان» است که به صراحت بیان شده است: «فیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکیمٍ؛ در آن شب هر امرى بر اساس حکمت(الهى) تدبیر و جدا می گردد».[۳]

پیدایش شب قَدْر: رسم دیرینه دولت‏ ها است که در مجالس قانون‌گذاری و  تصمیم‏ گیرى، بودجه و برنامه‏ هاى اقتصادى را به مدت یکسال تعیین می کنند تا با طرح و تدبیر معین حرکت کنند و در مدار ثابت قرار گیرند. گویى این رسم، از نظامى برگرفته شده که در سراسر هستى جارى است. خداوند برنامه هر کسى را به تناسب شأن و شوکت و استعداد و صلاحیت خویش، در شب قَدْر تدبیر و تعیین می کند و فلسفه وجودى شب قَدْر هم، همین است. زیرا ملت‌های فاقد برنامه منظم و تقدیر و تدبیر ثابت، همی شه متزلزلند، و ثبات ندارند و مدت‌ها به دور خود می چرخند و ره به جایى نمی برند و به کمال و پیشرفت مطلوب، راه نمی یابند.نظر به ضرورت برنامه‌ریزى است که خداوند در مقطع خاص و مبارکى، با تلاش و اراده خود افراد، براى آن‌ها، برنامه‌ریزى می کند، تا در چارچوب آن حرکت کنند. تاریخ و تجربه، به خوبى نشان داده است که جهش‌های نابه‌هنگام، و پیشرفت‌های غیرمنتظره و پیش از مقتضاى زمان، در پرتو انوار لیلة‌القَدْرها و الهامات غیبى بوده است که در تاریک‏ترین زمان، براى اولیاء خدا و پیامبران می سر شده است. پیدایش و پیشرفت حیرت‏انگیز آیین اسلام، در تاریکى جاهلیت عرب، در لیلة‌القَدْر درخشید و یک شبه راه ۱۰۰۰ساله پیمود.[۴] فلسفه وجودى شب قَدْر این است که خداوند متعال می خواهد انسان‏ها به ویژه مسلمانان، به سبب محبوبیتشان در نزد خدا، خود در این شب تعیین سرنوشت و زمان تدبیر و برنامه‏ریزى، نقش لازم را در تعیین مقَدْرات خویش ایفا کنند. هم چنین از انسان‌ها، سلب اختیار نشود و از شب قَدْر و تعیین تقدیر، بوى جبر نیاید و بشر راهِ جبر نپیماید؛ زیرا تقدیر هیچ‏ گونه تضادى با آزادى اراده انسان و مسئله اختیار ندارد، چرا که تقدیر الهى به وسیله فرشتگان بر طبق شایستگی‌ها و لیاقت‌های افراد و می زان ایمان و تقوا و پاکى نیت و اعمال آن‌هاست؛ یعنى براى هر کس آن مقَدْر می کنند که لایق آن است، یا به تعبیر دیگر زمی نه‌هایش از ناحیه خود او فراهم شده باشد، و این نه تنها منافاتى با اختیار ندارد بلکه تأکیدى بر آن است.[۵]

ویژگی‌هاى شب قَدْر: قرآن براى شب قَدْر، ویژگی‌ها و برجستگی‌هایی قائل است که آن را از دیگر شب‌ها ممتاز می کند، از جمله:

۱ . نزول قرآن: بدون تردید قرآن در شب قَدْر نازل شده است:«إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةِ الْقَدْرِ»[۶]و بدون شک، شب قَدْر در ماه رمضان قرار دارد:«شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ»[۷]از بافت و پیوست این ۲آیه برمی آید که؛
الف. شب قَدْر به یقین یکى از شب‌های ماه مبارک رمضان است.
ب. مجموع قرآن در آن نازل شده است نه جزئى از آن و نه آیات آغازین آن؛ که برخى بر آن و برخى بر این نظر، اصرار می ورزند. تأکید بر این نکته ضرورى است که نزول همه قرآن، در شب قَدْر، منافاتى با نزول تدریجى آن در طول ۲۰و ۳سال دوران رسالت ندارد زیرا خود قرآن شاهد صادق است که آیات آن ۲بار و به ۲شکل نازل شده است:

  • الف ـ نزول دفعى و یک باره در ماه رمضان و در شب قَدْر به صورت نور، و بسیط و بسته و به دور از قالب مادى و حروف و کلمات؛ و به دیگر بیان، به صورت اجمال و فشرده و فهرست‏ وار.
  • ب ـ نزول تدریجى، تفصیلى و به صورت باز و گسترده و به مقتضاى زمی نه و زمان و رویداد خاص. این مطلب به ۲دلیل قابل اثبات است:
  • نخست: دلالت قرآن: برخى از آیات بر این دو نزول دلالت روشنى دارد:«کِتَابٌ أُحْکِمَتْ آیَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ»[۸]کتابى است که آیات آن استوار گشته(و به هم پیوسته) سپس از جانب خداى حکیم و آگاه تفصیل داده شده است.این آیه، از نزول اول به عنوان نزول تحکیم یافته و استوار و به هم پیوسته(= اُحکمت) و از نزول دوم که با تأخیر و فاصله زیادى از نزول اول صورت گرفته با کلمه «فُصِّلت»(= تفصیل داده شده) تعبیر می کند.
  • دلیل دوم استفاده از کلمه نزول و تنزیل است که اولى در نزول دفعى و دومى در تدریجى کاربرد دارد.[۹]

۲ . برترى شب قَدْر: از آن‌جا که خداوند می خواهد مقامات معنوى مؤمنان را بالا ببرد، موقعیت خاصى را تمهید و مقطعى از زمان را معین کرده است تا آنان، با اعمال صالح در آن شب، چندین برابر ارزش بیابند و مانند برخى از حاکمان دل‌سوز اسلامى که در مناسبت‌های خاصى چون عید غدیر، عید فطر، می لاد نبوى و نیمه شعبان و سیزده رجب و… تعدادى از مجرمان و زندانیان را مورد عفو قرار داده و زمی نه آزادى برخى را فراهم می آورند. این حقیقت در گفتار پیشوایان دینى نیز انعکاس یافته است:یکى از شاگردان امام ششم(ع) به نام حمران می گوید: به حضرت صادق(ع) گفتم: مقصود خداوند از اینکه فرموده: شب قَدْر بهتر از ۱۰۰۰ماه است چیست؟ فرمود: عمل صالح همچون نماز و زکات و انواع کارهاى خیر در آن شب بهتر است از همان اعمال در ۱۰۰۰ماهى که در آن، شب قَدْر نباشد و اگر خداوند جزاى اعمال خیر مؤمنان را چندین برابر نمی کرد، آنان به جایى نمی رسیدند، ولى خداى متعال، پاداش حسنات را براى آن‌ها، چندین برابر بالا می برد(تا در قیامّت به چشمه‏سار سعادت رهنمون شوند).[۱۰]اگر کسى در چنین شبى، دست به دعا بردارد، گویا بیش از ۸۰سال در حال دعا بوده است و خدا دست ردّ به سینه چنین کسى نمی زند، و از درگاه خویش نا امی د نمی کند.

شب قَدْر در پرده نهان:ارزش فوق‌العاده عبادت در شب قَدْر، این شب را همچنان در می ان شب‌های ماه مبارک رمضان مخفى و ناشناخته نگه‌داشته است؛ بدین جهت که مردم به همه این شب‌ها اهمیّت دهند. چنانکه خداوند رضاى خود را در می ان انواع طاعات پنهان کرده تا مردم به همه طاعات روى آورند و غضبش را در می ان معاصى پنهان کرده تا از همه بپرهیزند، دوستانش را در می ان مردم مخفى کرده تا همه را احترام کنند، اجابت را در می ان دعاها پنهان کرده تا به همه دعاها روى آورند، اسم اعظم را در می ان اسمائش مخفى ساخته تا همه را بزرگ دارند و وقت مرگ را مخفى ساخته تا در همه حال آماده باشند.[۱۱] البته این سخن بدین معنا نیست که حضرات معصومی ن(ع) و اولیاء خاص خدا، شب قَدْر را نمی دانستند. بلکه آن را به یقین می شناختند ولى آن را به عمد و از روى مصلحت فاش نمی ساختند. هر که را اسرار حق آموختند// مُهر کردند و دهانش دوختند[۱۲]آن چه مؤید این معناست، گفتار صریح پیشوایان معصوم(ع) است که مجموع آن‌ها نشان می دهد که فرشتگان در شب‌های قَدْر به خدمت آنان مشرف می شدند. براى نمونه، کسى از امام باقر(ع) پرسید: آیا شما می دانید شب قَدْر کدام شب است؟ فرمود:« کَیْفَ لَا نَعْرِفُ وَ الْمَلَائِکَةِ تَطُوفُ بِنافِیها؛چگونه نمی دانیم در حالى که فرشتگان در آن شب به گرد ما دور می زنند»![۱۳]

توسعه طولی زمان: آیا در پرتو شب قَدْر می ‌توان ارزش زمان را دریافت؟ و آیا می ‌توان زمان را توسعه داد؟ و فاصله می ان خود و هدف‌های مهم و مقدس را کوتاه‌تر نمود و به عمر طولانی دست یافت؟ آری اگر شما در یک روز به صد می لیون تومان دست بیابی که آن را در مدت یک سال به دست می آوردى، آیا این یک روز براى تو بهتر از یک سال تمام نیست؟ به همین گونه است لیلة‌القَدْر که به انسانى که قَدْر آن را بشناسد، چیزى می بخشد که مساوى با یک عمر دراز است: ۸۰ و ۳سال و ۴ماه، و به تعبیرى رساتر: ۱۰۰۰ماه. «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر؛شب قَدْر بهتر از ۱۰۰۰ماه است»[۱۴]اجل هر یک از ما در نزد خدا معین است و گاه چندان کوتاه است که هر یک از ما نمی تواند به یک دهم از هدف‌های خود دست بیابد، ولى آیا می توان با این واقعیت به چالش و مبارزه برخاست؟ آرى. ولى نه بدان صورتى که بیشتر مردم چنان تصوّر می کنند و خواستار درازى عمر خویش می شوند و عدّه کسانى که به این آرزوى خود می رسند اندک است، بدان سبب که عوامل وفات، فراوان و بیشتر آن‌ها از اراده آدمى بیرون است، پس راه براى درازتر کردن عمر چیست؟ ژرف‌تر کردن آن و از لحظه‌لحظه آن برخوردار شدن است، در پیش خود تصور کن که اگر پاره کوچکى از زمی ن داشته باشى و نتوانى آن را بزرگ‌تر کنى، چه خواهى کرد؟ ممکن است به بناى ساختمانى بپردازى که بخشى از آن در زمی ن است و بخشى دیگر در فضا است و سر به ابرها می ساید، بعضى از مردمان سال‌های معدودى از عمر داشته و در طول این عمر به انجام دادن کارهایى پرداخته‏اند که معادل کار قرن‌های دراز است، مثال: عمر پیامبر(ص) از ۶۰ و ۳سال تجاوز نکرد و ۲۰ ۳سال از آن به ایام دعوت او اختصاص داشت، ولى اثر آن از اثر عمر دراز نوح بیش تر است، بلکه از سال‌های عمر همه پیامبران چنین است و به همین گونه خداوند رحمان موهبت شب قَدْر را مخصوص امّت او و آن را بهتر از ۱۰۰۰ماه قرار داد تا بتوانند عمر خود را در بعد سوم(یعنى بعد عمق) درازتر کنند، و شاید خبر مأثور{(مَ)[ع](اِمف) حدیث، سخن نقل کرده شده و روایت شده.(ناظم الاطباء از منتهی الارب و اقرب الموارد) منقول. روایت شده ٔ خلف از سلف. (یادداشت به خط دهخدا} از پیامبر(ص) اشاره به همین معنى بوده باشد، چه روایت شده است که عمرهاى امّت‌های پیش از او را به او نشان دادند و چنان می نماید که عمرهاى امّت خود را کوتاه دید و دریافت که در درازى عمر به پیشینیان نمی رسند، و به همین جهت خدا شب قَدْر را به او عطا کرد و آن را بهتر از ۱۰۰۰ماه قرار داد.[۱۵] به پیامبر(ص) گفتند که مردى از بنى‌اسراییل ۱۰۰۰ماه سلاح را در راه خدا از گردن خود برنداشت، و او سخت دچار شگفتى شد و آرزو کرد که چنین کسى نیز در امّت او بوده باشد، و گفت: پروردگارا! به امّت من کوتاه‌ترین عمرها را داده‏اى که با آن اعمالشان کمتر می شود، پس خدا لیلة‌القَدْر را به او بخشید و گفت: «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر» که در آن ماه‌ها آن اسراییلى سلاح را در راه خدا حمل می کرد، و این شب براى امّت تو تا روز قیامّت در هر ماه رمضان خواهد بود.[۱۶] بنابراین شایسته آن است که هدف تو در شب قَدْر تحقق یافتن تغییرى اساسى و ریشه‏دار در نفس خودت باشد، و لازم است که خود را در برابر داور خرد به محاکمه بخوانى، و نابسامانی‌های پیشین و انحرافات جارى آن را تسجیل کنى، و عزم بر آن مجزوم سازى که از همه این‌ها با پشیمانى از ارتکاب خطا درگذرى، و به ترک آن‌ها نیت خالص کنى و به خدا پناه برى که از گناهان گذشته‏ات درگذرد و در آینده تو را موفق به آن سازد که بر گرد گناه نگردى.[۱۷]

۳ . نزول فرشتگان: سومین ویژگى شب قَدْر، فرود آمدن جبرئیل و انبوهى از فرشتگان آسمان، براى تعیین سرنوشت همراه با خیر و برکت معنوى است. مضارع بودن فعل «تنزّل» حاکى از استمرار نزول فرشته‌هاست. آن‌ها تنها یک بار نازل نمی شوند تا یک بار هم به آسمان صعود کنند، بلکه این نزول و صعود پیوسته از آغاز شب تا طلوع فجر ادامه دارد.فضاى آن شب، فضاى ملکوتى و سراپا معنویت و نشانه گسترش رحمت خاص الهى در آن ساعات است. ابن‌عباس از پیامبر(ص) نقل می کند که فرمود:هنگامى که شب قَدْر می شود، فرشتگان بال‌گستر «سدرة‌المنتهى» که جبرئیل یکى از آن‌هاست فرود می آیند در حالى که جبرئیل با پرچم‌هایى می آید؛ یکى از آن‌ها را بالاى قبر من و پرچمى را بر بالاى بیت‌المقدس و پرچمى را در مسجد‌الحرام و پرچمى را بر طور سینا نصب می کند و هیچ مؤمن و مؤمنه‏اى در مکانى نمی ماند مگر جبرئیل به وى سلام می کند مگر گروه‌های خاصّى همانند شراب‌خوار و…[۱۸]

۴ . صفا و سلامتى: شب قَدْر، شب تقدیر است و تعیین سرنوشت یک‌ساله و لحظات سرنوشت‌ساز؛ لحظات حساس و اضطراب‏آمی ز؛ از این رو باید آن را شب دلهره دانست، ولى قرآن، سِلم و سلامتى را از ویژگی‌های دیگر آن شب می داند و آن را شبى سراسر سلامت معرفى می کند! زیرا تعیین مقَدْرات براى انسان وقتى خطرناک و نگران کننده است که آدمى زمان آن را نداند، و مهم‏تر آنکه، خود وى در تغییر سرنوشتش نقشى ایفا نکند؛ ولى خداوند از سه جهت بشر را در رقم خوردن سرنوشتش سهیم و شریک کرده است:

  • الف. نخست زمان برنامه‌ریزى و تقدیر را معین کرده و آن را به همگان اعلام داشته است: شب قَدْر در قلمرو ماه رمضان است و مفسران واقعى قرآن و سخن‌گویان رسمى خدا یعنى پیشوایان معصوم(ع) محدوده آن را تنگ ‏تر کرده و یکى از شب‌های سه‌گانه ۱۹، ۲۱ و ۲۳رمضان را شب قَدْر اعلام کرده‌اند تا با گرامى‌داشت و حریم‌بندى هر سه شب، سرنوشت و برنامه‏ هاى خداپسند تعیین شود؛ و جالب آن که خود قرآن، ساعات آن را نیز مابین آغاز شب تا طلوع فجر صادق تعیین نموده است.
  • ب. افزون بر تعیین زمان، ارزش معنوى آن را نیز تبیین و تصریح نموده است که آن شب، بیش از ۱۰۰۰ماه، ارزش عبادى دارد و عظمت آن را با جمله استفهامی ه و در قالب اسم ظاهر و نه ضمی ر و با سه نوبت تکرار، یادآور شده است: «و ما ادریک ما لیلة‌القَدْر»؟ و تو چه دانى شب قَدْر چیست؟
  • ج. افزون بر آن‌ها، خداوند در تعیین سرنوشت بشر، به او حق «وتو» داده و پرونده را از سوى خودش و صاحب سرنوشت، مختومه اعلام نکرده بلکه همچنان باز گذاشته و سرنوشت را به صورت مشروط قابل تغییر اعلام داشته است و هرکس می تواند به وسیله توبه و زارى و اطاعت و عبادت و شب‌زنده‌دارى، در سرنوشت و مقَدْرات خود اثر مستقیم بگذارد. پس خطر و نگرانى مزبور برطرف می شود و این همان سلامت شب قَدْر است.[۱۹]

تداوم شب قَدْر: گرچه قرآن یک بار در شب قَدْر نازل شده ولى خود شب قَدْر، هر سال تکرار می شود و ارزش معنوى آن نیز همچنان استمرار دارد؛ به دلیل برخى از روایات که بر تداوم شب قَدْر تصریح دارد؛ براى نمونه: مردى از امام صادق(ع) پرسید: مرا آگاه کن که آیا شب قَدْر تنها در گذشته بوده یا هر سال پدید می آید، فرمود: اگر لیلة‌القَدْر، برداشته شده بود قرآن هم برداشته می شد.[۲۰] آن چه همه روایات مختلف وارده از ائمه اهل‌البیت(ع) در آن اتفاق نظر دارند این است که شب قَدْر تا روز قیامّت جارى و باقى است و همه‌ساله تکرار می شود. از آن چه گفته شد پاسخ سؤال دوم نیز روشن شد که می پرسند: آیا پیش از اسلام نیز شب قَدْرى بوده است یا مخصوص امّت اسلام است؟ با این توضیح که با دقت در روایات یاد شده و آیات سوره قَدْر بر می آید که از روزى که نوع آدمى مستعد فرا گرفتن شریعت آسمانى گردید و به رشد و بلوغ فکرى رسید و پیامبران در می ان آن‌ها، برانگیخته شدند، لیلة‌القَدْرى داشتند که اصول معارف و شرایع در آن شب مقَدْر می شده است.[۲۱] دلیل دوم بر تداوم شب قَدْر، به کار رفتن فعل مضارع در مقام معرفى آن است، همانند: «فیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکیم» در سوره دخان، و «تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ» در سوره قَدْر، و فعل مضارع هم براى استمرار است. صاحب «المی زان» می فرماید: اخبار اهل بیت(ع) اتفاق نظر دارند که شب قَدْر در هر سال تکرار می شود و تداوم آن، تا روز قیامّت استمرار خواهد یافت.[۲۲]

اعمال شب قَدْر: عظمت شب قَدْر به قَدْر ضرورت و ظرفیت بیان شد و حال سخن از تکلیف و برنامه‏هاى عملى در شب قَدْر است؛ شبى که نفحات معنوى به صورت استثنایى پدید آمده و باید آن را غنیمت شمرد و به توان قَدْر سود جست. پیامبر(ص) فرمودند:«إِنَّ لِرَبِّکُمْ فِی أَیَّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا؛خدا را در امتداد ایّام، نسیم‏هاى خاصّ معنوى است به هوش باشید و خود را در معرض آن‌ها قرار دهید».[۲۳]وظایف ما در این ایام باید در ابعاد فردى و اجتماعى صورت پذیرد و عمدتاً باید در سه محور مهم انجام وظیفه کنیم: خودسازى، رذیلت‌زدایى و اصلاحات اجتماعى.

۱ . خودسازى: در خودسازى اولین گام موفق شدن به مقام «شرح صدر» است. جان آدمى چون جهان طبیعت است؛ مواد این جهان، تا شکافته و منشرح نگردد، برکت آن، ظاهر نمی شود، هسته خرما تا به هم بسته است، شاخه و برگ و ساقه و میوه‏ اى ندارد، ولى همین که شکفته شد، به درخت پرگل و با شاخ و برگ و میوه بسیار تبدیل می شود. زمین بر اثر سرماى زمستان، افسرده و خشک و بى‏ روح و بى‏ فروغ گشته است، اما پس از بارش باران و تابش آفتاب و نسیم بهارى، سینه‏ اش شکافته می شود و از خاک و چمن زارش و حتى از سنگ و صخره‌هایش چشمه‏ ها و جویبارها جارى می شود و از هر توده خاکش مرغزار می دمد و در هر قدمش نعمتى جلوه می کند.روح آدمى نیز تا گرفته و در هم است نه می تواند خیرى بگیرد و نه مطلع خیرى شود. نه توان دارد حقیقتى را بیان کند و نه حقیقتى را دریابد. ولى از زمانى که به شرح صدر توفیق یابد، می تواند هم خوب بیندیشد و بفهمد، هم خوب بیان کند و هم خوب عمل کند و هم دیگران را به خوبى هدایت نماید. روح ملکوتى انسان چون پرنده بوستان، تا بال و پر نگشاید توان پرواز نمی یابد. پس قدم نخست در اقدام به خودسازى، نیل به شرح صدر و موفقیت در انبساط و جنبش درونى و روحى است.[۲۴] بدین جهت خداوند در مقام امّتنان و شمارش نعمت‌های خویش در خصوص پیامبر(ص)، نخست نعمت مهم «شرح صدر» را یادآور می گردد و در قالب استفهام تقریرى بیان می دارد که:«أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ؛آیا ما سینه تو را گشاده نساختیم»؟[۲۵]صعود به این قله عظیم الهى، شرایطى می طلبد که تنها به برخى از آن‌ها اشاره می شود:

الف. مشارطه و پیمان با خویشتن بر بندگى خالصانه خدا و رهایى از بندگى شیطان؛«أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنی‏ آدَمَ أَنْ لاتَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ؛ آیا با شما عهد نکردم اى فرزندان آدم که شیطان را نپرستید که براى شما دشمن آشکار است»؟[۲۶]

ب. برنامه‏ ریزى به تناسب استعداد، وقت و توانایى فکرى و جسمى؛ چرا که ایام مبارک و شب‌های قَدْر براى تقدیر و تنظیم برنامه‌ریزى نوین است.

ج. دعا و نیایش؛ انس و الفت با دعا و به دست آوردن روح نیایش و زمزمه و راز و نیاز با خدا از راه خواندن دعاهاى مأثور همانند ابوحمزه ثمالى و مانند آن. دعا اعلان نیاز است و التماس از ربّ بى‏نیاز و متوجه ساختن مدعو به سوى نیایشگر. اعلان نیاز، خود، نهایت تواضع و ذلت و بندگى نسبت به خداوند است؛ و این عمل، رضایت خدا را جلب می کند و سبب نزول خیرات و برکات و سرانجام موجب نیل به مقام رضوان الهى می گردد. این حقیقت را از زبان وحى بشنویم که فرمود:«قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْلا دُعاؤُکُم‏؛ بگو اگر دعا و راز و نیاز شما نباشد، پروردگار من به شما اعتنایى نمی کند».[۲۷]تا نگرید ابر، کى خندد چمن؟//تا نگرید طفل، کى جوشد لبن؟به ویژه در شب‌های احتمالى قَدْر، باید بیش تر از هر زمان دست به دعا برداشت و در خلوت دل، با خدا آشتى نمود؛ و این سیره ثابت عالمان بزرگ شیعه بوده است آن‌ها که از مکتب اهل‌بیت(ع) الهام گرفته‏ اند، شب‌های قَدْر را بهترین بستر براى دعا و عبادت می دانستند.

دعاى مقبول: استجابت دعا ۲شرط عمده دارد که با تحقق آن‌ها، دعا در پیش خدا مقبول می افتد:«وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ؛ و هر گاه بندگان من از تو درباره من بپرسند.(بگو) من نزدیکم و دعاى دعا کننده را به هنگامى که مرا بخواند اجابت می کنم».[۲۸]در این آیه ۲شرط اصلى اجابت دعا آمده است:

  • اول: دعاکننده: دعا حقیقی کند و به صورت جدّى از خدا بخواهد و نه صورتى از دعا باشد و لقلقه زبان:(دعوة الداع)
  • دوم: فقط خدا را بخواند و از او درخواست کند نه از غیر او. یعنى از علایق غیر خدا قطع کند و خیال نکند که مستقلاً از وسایط، کارى ساخته است و اگر به اسباب خارجى اعتماد کند، از خدا نخواسته است.(اذا دعان) = دعانى اگر این دو شرط که از «دعا» و «نى» استفاده می شود تحقّق یافت، دعا به هدف رسیده و مردود نخواهد شد، مانند دعاى بیمارى که دستش از پزشک و دارو کوتاه شده و قلبش از علل مادى و طبیعى مأیوس گشته و مضطرّ شود، اما باید توجّه به وسایط نداشته باشد وگرنه مضطرّ نخواهد بود و دعا از او محقق نخواهد شد.[۲۹] اسوه‏ هاى فقهى و عرفانى و مسلمانان اهل سلوک و عرفان، در همه حال دست به دعا برمی داشتند به ویژه در ایام قَدْر به دعا و نیایش سفارش مؤکّد داشتند. سالک صادق، امام العرفا آیت‌الله‏ می رزا جواد مَلِکى تبریزى می گوید:اوقاتى که در آن ساعت دعا مقبول می افتد ۳شب قَدْر از ماه رمضان است و افضل آن‌ها، شب «جُهَنِى»(شب۲۳) آن ماه است.[۳۰]

د. قرائت قرآن: قرائت قرآن گرچه همواره و در همه حال عملى ممدوح و محبوب و تجدید عهد با پیمان‌نامه الهى است، ولى ماه رمضان به ویژه روزها و شب‌های قَدْر، بسیار توصیه شده است. چرا که بهار قرآن است. تلاوت آیات وحیانى، هنگامى ارزش مضاعف می یابد که خواننده به مفاهیم آن توجه کند و در معانى کلمات دقیق شود؛ و در پیام آیات تدبر نماید. نیز همزمان با قرائت، معانى آن را در ذهن به تصویر کشد و تجسم بخشد و روح خود را به آن عرضه کند؛ خود را مخاطب مستقیم خداى رحمان بداند و در برابر آن تسلیم شود و به قصد تعبد و محض بندگى آن را بخواند و در دریافت روح معانى قرآن کوتاهى نکند.

۲ . رذیلت‌زدایى: در شب‌های قَدْر به ۲چیز باید توجّه بیش تر نمود: یکى: سعادتمندى و قرار گرفتن در ردیف سعادتمندان و انسان‌های خوش‌فرجام، و دوم: دورى از شقاوت و بدبختى و ترک صفات زشت و ناپسند. از این رو است که پیوسته در دعاهاى مخصوص شب‌های احیاء می خوانیم:«وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِی فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ فِی السُّعَدَاءِ وَ رُوحِی مَعَ الشُّهَدَاءِ؛خدایا امشب نام مرا در می ان سعادتمندان و روحم را با شهداى راه حق قرا ده».[۳۱] با شرح صدر و گشادن دل و جان درون، درب سعادت به روى انسان گشوده می شود؛ و با بستن درب‏هاى عجب و غرور و صفات زشت دیگر درِ شقاوت را می توان به روى خود بست. در این مسیر، بهترین راه، رجوع به ضمی ر و عقل بیدار و وجدان سلیم است، باید پیوسته نفس را نکوهش کرد و از عملکرد نادرست گذشته اظهار ندامّت نمود و تصمی م بر ترک بدى‏ ها در آینده گرفت، به خصوص بدی‌هایی که به روحانیان و مبلغان بیش تر روى می آورد، همانند عجب و غرور، که بیمارى روانى بسیار خطرناکى بوده و به طورعمده گریبان‌گیر عالمان و خطیبان برجسته و داعیان دینى می گردد. «عُجب» خطرناک‏تر از تکبر و خودپسندى است. عجب، احساس خودکفایى در معنویات و احساس غنا و بى‏نیازى در عرصه خودسازى است؛ با این توضیح که عُجب یعنى این که انسان کار نیک خود را بزرگ بشمارد و چون کار نیکى انجام داده، خودش را آدم نیکى بداند و از آن‌جا که در انجام وظیفه کوتاهى نکرده در دل خود مباهات کند و خود را سرافراز و از دیگران که کوتاهى کرده‏اند بهتر بداند و قلباً آن‌ها را تحقیر نماید.[۳۲]این بیمارى روحى آثار و پیامدهاى ناگوارى در پى دارد و اگر انسان متوجه نفوذ چنین بیمارى در روح خود نشود، رفع و دفع آن بسیار مشکل خواهد شد. شیخ عباس قمى(ره) می نویسد: از احادیث چنین بر می آید که عُجب از گناهان ظاهرى سخت ‏تر است، براى این که عّجب گناه دل است. گناهان ظاهرى با توبه از بین می رود و عبادات کفّاره آن‌ها می گردند، امّا عُجب که صفتى است نفسانى، هم زایل کردنش مشکل است و هم عبادات را فاسد می کند و مضرات بسیار دارد از جمله آن که: آدمى را متکبّر می سازد و گناهانش را از یادش می برد و در اثر غرور، خود را از مکر و عذاب خدا ایمن می ‌داند و می پندارد که او در پیشگاه خدا مقام و منزلتى دارد. افزون بر آن، شخص مبتلا به عّجب از بس که به رأى و عقل خود، معتقد است از سؤال و استفاده و استشاره دیگران محروم می ماند، و چه‏بسا به رأى نادرست خود، اصرار می ورزد.[۳۳] با نظر به این خطرات و آسیب‌های روحى عُجب است که امام على‌(ع) می فرماید: «سَیِّئَةٌ تَسُوؤُکَ خَیْرٌ مِنْ حَسَنَةٍ تُعْجِبُک‏؛ کار نادرستى که تو را ناگواراست و همراه با تنفر انجام می دهى، بهتر از کار خوبى است که تو را به عجب و غرور وامی دارد».[۳۴] و امام صادق(ع) نیز در این باره می فرماید: عُجب؛ گناهى است که بذرش کفر است و زمی نش نفاق، آبش ستم، شاخه‌هایش جهل، برگش گمراهى و می وه‏اش لعنت و خُلود(بقاء، همی شگی و جاودان) در دوزخ است. هر که داراى صفت عُجب شود بداند که بذر کفر افشانده و زراعت نفاق کرده و ناچار زراعتش ثمر خواهد داد.[۳۵]

۳ . اصلاحات اجتماعی: اصلاح دادن می ان مردم، از توصیه‏ هاى جدّى و مؤکد قرآن است که وساطت را در این مسیر عمل شایسته می داند؛[۳۶] و مستقیم به آن امر می کند[۳۷] در حدى که نجوا و تبادل سخنان سرى و صحبت‌های درگوشى را تنها در موارد خاصّى چون صدقه و اصلاح بین ذات جایز می داند.[۳۸] اهمیّت در این عمل همین قَدْر کافى است که دروغ‌گویى در این مقوله جایز است. اصلاح می ان چند نفر که با هم فاصله گرفته‏اند، پاداش بى‏ حساب دارد و در زبان پیامبر(ص) از انجام نماز و روزه مستحبى ارزشمندتر است؛[۳۹] به ویژه اگر این عمل شایسته و انسانى در ایام رمضان به خصوص در ایّام قَدْر صورت پذیرد، ارزش و اجر و پاداش مضاعفى می یابد. آخرین وصیت امام علی(ع) در شب‌های قَدْر، شاهد عادل و دلیل زنده بر آن است. ۵خصلت پسندیده را باید در ایام قَدْر زنده کرد. آن‌ها سرآمد صفات ممدوح آدمی اند و داشتن این صفات، مستلزم داشتن تمام صفات نیک و ملازم با حقیقت ایمان است. داشتن آن‌ها، نفس را براى کسب تقوا و اصلاح ذات‌البین و اطاعت خدا و رسول آماده مى ‏کنند. این ۵خصلت به قرار زیر هستند:

  1. اقامه نماز؛
  2. توکل راستین به خدا؛
  3. انفاق مالى به دیگران و مستمندان؛
  4. فزونى ایمان با گوش‌سپارى به قرآن؛
  5. تأثیر قلبى از یاد خدا؛ یعنى دل از درون بترسد و تکان بخورد.

۳صفت بال، صفت قلبى و از اعمال درون ذاتى است؛ و دو صفت، از اعمال جوارح و برون قلبى است.[۴۰] قرآن کریم در بیان این صفات ترتیب منطقى را در می ان آن‌ها رعایت کرده است: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إیماناً وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ؛مؤمنان تنها کسانى هستند که چون یاد خدا شود، دل‌هایشان ترسان شود، و چون آیات او بر آن‌ها تلاوت شود، ایمانشان را بیفزاید و بر خداى خویش توکل کنند؛ همانان که نماز را بر پا دارند و از آنچه روزیشان داده‏ایم انفاق کنند».[۴۱]

سیره صالحان در شب‌های قَدْر: سیره پیامبر(ص) سرمشق همه خلایق و حتى اسوه امامان معصوم(ع) بود. آن حضرت در شب‌های قَدْر، حال و هواى دیگرى داشت. امام على(ع) می فرماید: پیامبر(ص) خود و خاندانش در دهه آخر ماه مبارک رمضان، شب را احیا می کردند(و به خواب نمی رفتند).[۴۲]امام صادق(ع) سیره ایشان را چنین ترسیم می کند:«کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا دَخَلَ الْعَشْرُ الْأَوَاخِرُ شَدَّ الْمِئْزَرَ وَ اجْتَنَبَ النِّسَاءَ وَ أَحْیَا اللَّیْلَ وَ تَفَرَّغَ لِلْعِبَادَة؛چون دهه آخر ماه رمضان فرا می رسید، پیامبر(ص) کمر همّت می بست و از زنان خود دورى می جست، شب‌ها را احیا می داشت و تمام وقت به عبادت می پرداخت».[۴۳] حضرت فاطمة‌الزهرا(س) نیز چون پدر معصومش، شب‌های قَدْر را احیا می داشت نه تنها خودش، شب‌زنده‌دار بود بلکه کودکان و نوجوانان خانه را نیز با این سنت آشنا می ساخت و شب‌های قَدْر که فرامی رسید به فرزندان خود، توصیه می کرد غذاى کمترى بخورند تا بر اثر پرخورى زودتر به خواب نروند و براى شب‌زنده‌دارى حال و نشاط بیشترى بیابند.[۴۴] همه ائمه(ع) از این سیره شایسته نبوى و فاطمى، تبعیت می کردند و عالمان و عارفان صادق نیز این سنت را تداوم می بخشیدند؛ براى نمونه علامه طباطبائى سیره استادش، سیدعلى قاضى طباطبایى را در شب‏هاى قَدْر چنین توصیف می کند: روش قاضى طباطبایى این بود که در ماه مبارک رمضان، ساعت ۴شب در منزل خود، رفقاى خود را می پذیرفتند و مجلس اخلاق و موعظه ایشان تا ساعت شش از شب، گذشته، طول می کشیده در دهه اول و دوم چنین بود، ولى در دهه سوم، ایشان مجلس را تعطیل می کرد و تا آخر ماه رمضان هیچ کس ایشان را نمی دید. چه بسا به مشاهد مقدّس مشرّف می شدند و به دور از دید مردم، هم چنان به مجاهدت و تزکیه نفس و خودسازى ادامه می دادند. امام خمی نى(ره) نیز به محض طلوع ماه رمضان دیدار رسمى و عمومى با مردم و برخى از کارهاى خود را تعطیل می کردند و به تفکّرات تنهایى و به دعا و نیایش و عبادت و خودسازى می پرداختند و جان تازه‏اى می گرفتند و پس از پایان ماه رمضان، با قَدْرت و توان و تأییدات مضاعف الهى و معنوى، در صحنه سیاست و کرسى قیادت حضور می یافتند. این روش عالمان دینی و فقیهان و عارفانِ سرآمد، ریشه در سیره پیامبر(ص) دارد؛ ایشان حتّى پیش از بعثت، راهى کوه حرا می شدند و به دور از محیط جهل‌آلود مردم مکّه عُزلَت می گزیدند؛ چونان حضرت موسى(ع) که به کوه سینا به مناجات با خدا می رفت. آرى حضور فعّال و مثبت و موفقیّت‏آمی ز، در صحنه‏هاى سیاسى و اجتماعى و جهاد و انقلاب، حضور عرفانى در محضر معبود را می طلبد تا بدینسان در می دان عمل، قَدْرت روحى بیابند و بر شیاطین بیرونى ظفر یابند و این وعده صادقانه خداست که: «وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنینَ؛ و آنان که در راه ما(با خلوص نیت) جهاد کنند، به طور قطع به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد، و خداوند با نیکوکاران است».[۴۵]

پانویس:
[۱] ر. ک: المفردات راغب اصفهانی؛ المی زان، ج۲۰، ص۴۶۶، دانشنامه قرآن، بهاءالدین خرمشاهی، ص۱۶۲۶
[۲] ر. ک: المی زان، ج۲، ص۴۷۱؛ پرتویی از قرآن، جزء ۳۰، ص۱۹۸، سیدمحمدحسین طالقانی؛ مرآة‌العقول، علامه مجلسی، ج۱۶، ص۳۸۰
[۳] الدخان ٤
[۴] برگرفته از پرتوی از قرآن، جزء ۳۰، ص۱۹۸
[۵] تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۱۸۷
[۶] قرآن کریم، سوره قَدْر، آیه۱
[۷] قرآن کریم، سوره بقره، آیه۱۸۵
[۸] قرآن کریم، سوره هو، آیه۱
[۹] ر ک: تفسیر المی زان، ج۲۰ و پرتوی از قرآن، جزء ۳۰، ص۱۹۹
[۱۰] ترجمه المی زان، ج۲۰، ص۵۶۷
[۱۱] تفسیر نمونه، ج۲۷، ص۱۹۰
[۱۲] مثنوی مولانا
[۱۳] تفسیر البرهان، ج۴، ص۴۸۸
[۱۴] القَدْر ۳
[۱۵] القرطبی، ج۲۰، ص۱۳۳
[۱۶] نورالثقلین، ج۵، ص۱۱۵
[۱۷] فسیر هدایت، سیدمحمدتقی ‌مدرسی، ج۱۸، صص۲۲۵-۲۲۷
[۱۸] المی زان، ج۲۰، ص۴۷۵
[۱۹] المی زان، ج۲۰، ص۴۷۱؛ نسیم حیات، ابوالفضل بهرامپور، جزء ۳۰، صص۱۸۹-۱۹۰
[۲۰] ترجمه المی زان، ج۲۰، ص۷۶۹، چاپ رجاء
[۲۱] پرتوی از قرآن، ص۱۹۶
[۲۲] المی زان، ج۲۰، ص۴۷۳
[۲۳] احیاء العلوم، ج ۱، ص ۱۳۴ .
[۲۴] سخنرانی‌های راشد، ج۶، ص۹۰
[۲۵] الانشراح ۱
[۲۶] قرآن کریم، سوره یس، آیه ۶۰
[۲۷] قرآن کریم، سوره فرقان، آیه ۷۷
[۲۸] قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۱۸۶
[۲۹] در محضر علامه طباطبایی، ص۳۶۰، محمدحسین رشاد
[۳۰] المراقبات، می رزا جواد ملکی تبریزی
[۳۱] مفاتیح‌الجنان، شیخ عباس قمی ، ص۲۲۴، دارالکتب الاسلامی ه
[۳۲] سفینة‌البحار، ج۴، ص۲۰۸؛ سخنرانی‌های راشد، ج۶، ص۱۱۷
[۳۳] سفینة‌البحار، ج۴، ص۲۰۸؛ سخنرانی‌های راشد، ج۶، ص۱۱۷
[۳۴] نهج‌البلاغه، حکمت ۵۸
[۳۵] سخنرانی‌های راشد، ج۶، ص۱۱۷
[۳۶] مرکز فرهنگ و معارف قرآن، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۵، ج۲، ص ۴۸۵ و سوره انفال، آیه ۱
[۳۷] قرآن کریم، سوره نساء، آیه۸۵
[۳۸] قرآن کریم، سوره انفال، آیه۱؛ سوره حجرات، آیه۱۰
[۳۹] قرآن کریم، سوره نساء، آیه۱۱۴
[۴۰] می زان‌الحکمه، ج۱۰، ص۳۰۸۷
[۴۱] قرآن کریم، سوره انفال: ۲ ۳
[۴۲] حر عاملی، وسایل‌الشیعه، ج۷، ص۲۵۶؛ فروع‌الکافی، ج۴، ص۱۵۵
[۴۳] مفاتیح‌الجنان، ص۲۲۱، دارالکتب الاسلامی ه
[۴۴] ‌حسینی تهرانی، محمدحسین، مهرتابان، ص۳۷۳
[۴۵] قرآن کریم، سوره عنکبوت، آیه ۶۹

منابع:

  1. قَدْر
  2. شب قَدْر۱
  3. شب قَدْر۲
  4. قضا و قَدَر
  5. ویکی شیعه
  6. شب‌های قَدْر
  7. راغب، مفردات‌القرآن
  8. ابن منظور، لسان العرب
  9. مطهری، مرتضی، انسان و سرنوشت
  10. ۱۲ توصیه برای استفاده بهتر از لیالی قدر
  11. نگاهی به فضیلت لیالی قَدْر در ماه مهمانی خدا۱
  12. نگاهی به فضیلت لیالی قَدْر در ماه مهمانی خدا۲
  13. فصلنامه علمی – تخصصی حبل المتین شورای برنامه ریزی مدارس علوم دینی اهل سنّت
  14. برقی، احمد بن محمد، المحاسن، تصحیح و تعلیق جلال‌الدّین محدث، قم؛ دارالکتب الاسلامیة
  15. طباطبائی، سید محمدحسین، نهایة الحکمة، قم: مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین
  16. جرجانی، سید شریف علی بن محمد، شرح المواقف، بیروت: دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۹ق / ۱۹۹۸م
  17. مصباح، محمدتقی، آموزش فلسفه، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، شرکت چاپ و نشر بین الملل، ۱۳۷۸
  18. ویژه نامه ماه رمضان، تابستان۱۳۹۱، مقاله۱۱، دوره۱، صفحه۸۳-۹۵(جعفر وفا ازکادر علمى پژوهشکده تحقیقات اسلامی)
  19. ربّانی گلپایگانی، علی، جبر و اختیار، بحث های استاد جعفر سبحانی، قم: مؤسسه تحقیقاتی سیدالشهداء، تابستان ۱۳۶۸
  20. مطهّری، مرتضی، مجموعه آثار شهید مطهّری ج۶(اصول فلسفه و روش رئالیسم)، تهران: انتشارات صدرا، چ ششم ۱۳۷۷
  21. قاضی عبدالجبار معتزلی، شرح الاصول الخمسة، تعلیق الامام احمد بن الحسین بن ابی هاشم، قاهره: مکتبة وهبة، چ سوم، ۱۴۱۶ق / ۱۹۹۶م
  22. علّامه حلّی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، تصحیح و تعلیق حسن حسن زاده آملی، قم؛ موسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین، ۱۴۲۲ق، ۱۳۸۰ش

باکس شناور "همچنین ببنید"

تربیت بدنی, ورزش

ساده ترین ورزش

ورزش برای جوانان امری لازم و برای افراد مسنّ امری واجب است زیرا در پرتو …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × چهار =