سه شنبه , ۲۷ آذر ۱۳۹۷
خانه / آیین زندگی / ازدواج / برای ازدواج، به چشم پزشک مراجعه کنید!

برای ازدواج، به چشم پزشک مراجعه کنید!

ازدواج, چشم پزشکخوش حالیم از این که بعد از چند سال چشم انتظاری، کسی پیدا شد که به فکر حدیث زندگی ما بیفتد و آستین برایش بالا بزند و همه را از فکر و خیال، بیرون بیاورد. به همین خاطر، ما به مبارکی و میمنت این حادثه فرخنده، سعی داریم در این شماره، به عنوان «مادر عروس»، سنگ تمام بگذاریم. پس برای این که زیادی وقت عروس و داماد را نگیریم، در همین ابتدا از بعضی نشانه های یک انسان عاشق پیشه می گوییم تا هر زمان، این نشانه ها را در خودتان یا دیگران دیدید، هشدارها را جدّی بگیرید، پیش از آن که خیلی دیر شود. امّا این نشانه ها:
نشانه ها
۱٫ یک آسمان جلمبرِ به تمام معنا، مرد آرزوهای شما می شود، که با یک کالسکه و چند اسب سفید، برای بردن شما آمده است (البته امروز ماشین های خوش رنگ و لعاب، با فرمان های هیدرولیک، جای آن کالسکه و چند اسب سفید را گرفته است). این نشانه، در خانم ها دیده می شود.
۲٫ فکر و خیال باعث می شود تا شما به طور کلّی، از خورد و خوراک بیفتید و رنگ صورتتان دارای تُنالیته های سفیدـ سفید، سفیدـ زرد، زردـ زرد و زردـ سبز شود.
۳٫ عشق و علاقه به خواندن رُمان، آن هم از نوع عاشقانه، یا دیدن فیلم های ایرانی (چون همیشه پایانشان به ازدواج ختم می شود)، به طور فزاینده ای، در خون شما بالا می رود.
۴٫ گوش شما در حالت های تما م کر، نیمه کر و قسمتی کر، در حال تغییر است، به طوری که به هیچ گونه صدایی، حتی در فرکانس های بالا، عکس العمل نشان نمی دهد؛ امّا در هنگام شنیدن کلماتی مانند خواستگاری، مهریه، خرید عروسی و کلمات هم خانواده آنها، از خود واکنش نشان می دهد.
فایده های ازدواج
بعد از معرفی نشانه های انسان های عاشق، بهتر است از فواید ازدواج بگوییم، تا آنهایی که فکر می کنند ازدواج، وقت تلف کردن است، دست از لج و لج بازی برداشته و تصمیم خودشان را بگیرند. به همین خاطر، ما هم برای این که توی این تصمیم گیری به شما کمک کرده باشیم، چند نمونه از فواید ازدواج را برایتان می گوییم:
۱٫ ازدواج، باعث می شود تا یک نفر پیدا شود که سر هیچ و پوچ، با او دعوا کرده و سرش غُر بزنید.
۲٫ ازدواج، پایان دوره محکومیت در خانه پدر است (البته این مورد، از فواید ازدواج برای دخترخانم هاست).
۳٫ در هنگام ازدواج، اگر خودتان دانشجو باشید یا طرف مقابلتان، می توانید از وام های دانشجویی استفاده کنید و اگر هم کمی جُرپزه داشته باشید، می توانید به عنوان یک زوج دانشجوی خوش بخت، در جشن های بزرگ ازدواج دانشجویی شرکت کنید.
آمادگی
یکی از نیازهای مهم آدم ها، نیاز به ازدواج است، نیازی که مثل خوردن، خوابیدن و هر نیاز دیگری باید به آن پاسخ گفت؛ اما پیش از پاسخ گفتن به این نیاز باید کارهایی انجام دهید تا مطمئن شوید که آمادگی لازم را برای پاسخگویی به نیازتان کسب کرده اید یا نه، که شامل این کارهاست:
۱٫ سطح توقّعاتتان را هم سطح با برج میلاد قرار دهید. برای ایجاد این توازن، می توانید لیستی از خواسته هایتان تهیه کنید که این خواسته ها می تواند شامل: یک. جشن عروسی، توی گران ترین تالار شهر باشد، آن هم به مدت هفت شبانه روز؛ دو. مهریه بر اساس سال، ماه و روز تولدتان باشد؛ چون کلاسش بیشتر است؛ سه. ماه عسل، سفر به جزایر قناری، کَبک، مرغابی یا رودخانه آمازون باشد.
۲٫ قبل از رفتن به خواستگاری، یا آمدن خواستگار، حتماً به چشم پزشک مراجعه کرده، از سلامتی چشم هایتان اطمینان حاصل کنید؛ چراکه سلامتی چشم باعث می شود تا شما تفاوت بین خیار چَمبر و کدو تمبل را تشخیص دهید و در نتیجه، جنس بد و تاریخ مصرف گذشته بهتان قالب نکنند.
۳٫ برای این که بخواهید وضع مالی طرف، دستتان بیاید، یک جُک بامزه تعریف کنید تا او بخندد. آن وقت، شما توی معده اش را نگاه کنید تا ببینید روز قبل، ناهار یا شام، چی خورده است. این روش، حتی یک راه کار مناسب برای اطمینان از سالم بودن دندان های طرف نیز هست.
۴٫ طراحی صورتتان باید شبیه حالت صورت کریستف کلمب یا مارکوپولو در لحظه کشف قاره ای جدید باشد.
۵٫ از کلمات انگلیسی، توی حرف هایتان زیاد استفاده کنید، حتی اگر سواد انگلیسی تان در حد: «my name is windows» باشد.
۶٫ بد نیست چند فیلم عشقولانه ایرانی یا هندی تماشا کنید تا هر جا لازم شد، یادداشت برداری کنید.
۷٫ یک دوره آموزش دفاع شخصی ببینید؛ اما اگر پول برای این ولخرجی ها ندارید، قفل فرمان و آچار چرخ را همیشه به همراه داشته باشید؛ در غیر این صورت، فاصله قانونی را رعایت کنید.
انواع ازدواج
بعد از این که از ازدواج، به عنوان یک نیاز یاد کردیم، بد نیست همین جا، درباره انواع ازدواج هم صحبت کنیم، تا آنهایی که تصمیم به بدبخت کردن خود دارند، بر اساس روحیات خود، نوع ازدواجشان را تعیین کنند.
۱٫ ازدواج خیابانی: مبدأ و منشأ اصلی این ازدواج ها، همان طور که از اسمشان پیداست، خیابان هاست. البته طول و عرض خیابان، اصلی یا فرعی بودن آن و خاکی یا آسفالت بودن آن، اصلاً مهم نیست. مهم، وجود خیابان است. حتی اگر این خیابان، یک خیابان فرعی باشد. مدت دوام این ازدواج ها غالباً شش ماه تا یک سال است، آن هم با چهار ماه جنگ و دعوا و قهر و قهرکشی و سه ماه رفت و آمد، توی دادگاه.
۲٫ ازدواج معمولی: در این ازدواج ها، مادر آقاداماد، می رود خانه عروس خانم و اگر دکوراسیون (همان محیط آرایی خودمان) خانه عروس را پسند کرد، عروس و داماد، طی یک جلسه یا چند جلسه بحث و گفتگو از خواسته هایشان می گویند و وقتی به توافق رسیدند، ازدواج انجام می گیرد. مدّت پایداری یا دوام این ازدواج ها متغیرند؛ از شش ماه تا چند سال و گاهی تا پایان عمر.
۳٫ ازدواج فامیلی: این ازدواج، جزو ازدواج های سنّتی و قدیمی است که امروزه در خطر انقراض قرار دارد؛ چرا که دیگر عقد دخترعمو، پسرعمو را عمراً توی آسمان ها ببندند. البته مدت اعتبار این ازدواج ها غالباً تا پایان عمر است؛ چرا که پای آبرو و حیثیت فامیل طرف است. مگر این که مسئله بچه مچه در میان باشد.
۴٫ ازدواج استاد، شاگردی (ازدواج عشقولانه ای، بلبل چهچهی): این ازدواج ها همان طور که از اسمشان پیداست، در دانشگاه ها و مراکز علمی به وفور دیده می شود. شیوه ازدواج در این نوع ازدواج ها، به این شکل است که استاد گران مایه، با وجود هشتاد سال سابقه تدریس و صد سال سن، عاشق یکی از دانشجویان جوان خود می شود و یک دل نه، صد دل عاشق و شیفته او می شود. در مورد مدّت دوام و پایداری این ازدواج ها، تاریخ دقیقی در دست نیست؛ چرا که این مدت، بستگی به زمان، مرگ استاد دارد که این زمان از یک هفته تا ده سال متغیر است.
حرف آخر
در آخر، با این که خودمان هم می دانیم هر گردی، گردو نیست، امّا یک پیشنهاد برای خانم ها داریم و یک پیشنهاد برای آقایان.
پیشنهاد برای خانم ها
دوستش ندارم، آمادگی اش را ندارم، تصمیم به ادامه تحصیل دارم، نگاهش که می کنم یاد … همه را بگذارید کنار و به فکر ازدواج باشید؛ چرا که توی این قحطی شوهر، یک لنگه دمپایی هم تو بیابان غنیمت است.
پیشنهاد برای آقایان
حرفی توی این نیست که زندگی مجرّدی، جذّابیت های خاص خودش را دارد و با ازدواج، همه آن جذّابیت ها به یکباره شوت می شود و از بین می رود؛ امّا فرار از ازدواج، راه کار مناسبی برای حفظ آن جذّابیت ها نیست. از طرفی هم چون ازدواج کردن، یک تجربه است، پس چه بهتر که این تجربه بزرگ را از نزدیک لمس کنید؛ به شرط آن که پیش از ازدواج، به آموزش درس های زندگی بپردازید. این درس ها عبارت اند از: ۱٫ چگونه برای همسر خود کادوی تولّد بخرید؛ ۲٫ چگونه نقش زن ذلیل بودن را خوب بازی کنید؛ ۳٫ چگونه معده خود را به غذاهای بیرون عادت دهید؛ ۴٫ چگونه به فامیل همسرتان احترام بگذارید.
الف. کلوخ انداز
منابع:
پایگاه تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی
حدیث زندگی، بهمن و اسفند ۱۳۸۵، شماره ۳۳، صفحه ۸۹

باکس شناور "همچنین ببنید"

محبّت‌ و مهربانی

محبّت‌ و مهربانی

محبّت‌ورزی را از خودتان شروع کنید. محبّت‌ و مهربانی، دستوری و فرمایشی نیست. دست خود …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 − 2 =