یکشنبه , ۲۵ آذر ۱۳۹۷
خانه / اسوه ها / راست قامتان
راست قامتان

راست قامتان

راست قامتان تیرماه، واقعیّتی تلخ و  حقیقتی شناور در خون است. خونی که نهال نوپای انقلاب را آبیاری کرد. خون فداکار‌ترین یاران امام و امّت، خون رشید‌ترین فرزندان وطن که خاک گلگون میهن را رنگین ساخت. زمزمه های این خون ناتمام از تیر و خنجر ۷تیر ۶۰است که نا کنون به گوش می رسد و در هوای مچاله شده خیابان سرچشمه، هنوز جریان دارد. حادثه روز ۷تیر ۶۰، در سنگفرش های خیابان سرچشمه بوی خون و مرگ می داد، خودش را بر تمام درها می کوبید تا محصول یک جریان ریشه دار تاریخی از نفاق را نسبت به پایه گذاران نهضت امام(ره) به نتیجه برساند و ۷۲نفر از بهترین یاران انقلاب را از ما بگیرد و آن ها را در زُمره و گروه راست قامتان تاریخ ایران، جاودانه سازد، زیرا تنها زمانی می تواند ما را از راست قامتان خارج کنند که قدرت های شیطانی پُشتمان را خم سازند. در این میان شمع قامتِ شهید سیّد محمّدحسین بهشتی، اسطوره ایثار و مقاومت، سردار این راست قامتان تاریخ، مصداقِ «نفس زکیّه»ایی بود که همراه یارانش، با هم در خون خود غلتیدند،[۱] امّا اندیشه راسخ، بلند و نورانی آن ها تا همیشه تاریخ ایران پابرجا، استوار و ماندنی گردیده است. دشمن بداند که انقلاب بزرگ و خونبار ما را خدا به پیروزی رساند و خدا نگهبان انقلاب ماست. دشمن بداند که با شهادت شخصیت‌ها سیل خروشان انقلاب ما باز نمی‌ایستد و انقلاب عظیم و عزیزمان را به پیروزی کامل خواهد رساند. دشمن بداند که هوشیاری ما ست که او را نابود خواهد ساخت. دشمن بداند که هیچ قدرتی در جهان وجود ندارد که بتواند ملّتی مصمّم و راسخ را که با پشتوانه ایمان به خدا به جنگ با کفر و ظلم و زور قیام کرده است شکست دهد. دشمن بداند آنان که برای میهن اسلامی ما خواب حمام خون دیده‌اند ما با خون خویش وضو ساخته‌ایم تا در محراب عشق الهی قربانی می شویم که شهادت در راه خدا سرنوشت مردان خدا است و این راه از کربلای حسین به کربلای همه زمان‌ها منتهی می‌شود. دشمنان انقلاب، فرزندان شیطان، مخالفان قرآن بدانند که محرومان و مستضعفان میهن اسلامی ما جز به پیروزی نمی‌اندیشند. انقلاب باز نمی‌ایستد. اسلام بی‌یاور نمی‌ماند و پرچم خونین مبارزه بر خاک نمی‌افتد و بانگ تکبیر خاموش نمی‌شود. دشمن گمان برده است که اگر شخصیت‌های جامعه ما شهید شوند مبارزه پایان یافته است، اینک ما هستیم و دشمن رودررو برای آخرین نفس جنگ احد پایان یابد، غزوه خندق را آغاز می‌شود. قامتتان همیشه پایدار و ثابت، نامتان سربلند و جاوید، راهتان دائم و پر رهرو در تاریخ باد.

شهید سیّد محمّد حسین بهشتی در ۲آبان ۱۳۰۷ه.ش در اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش از روحانیان اصفهان و امام جماعت مسجد لومبان بود. وی از چهار سالگی به مکتب رفت و در اندک زمانی قرائت قرآن و خواندن و نوشتن را آموخت و با ورود به دبیرستان به دلیل علاقه به تحصیل علوم دینی، مدرسه را رها و در ۱۳۲۱وارد حوزه علمیه شد. در ۱۳۲۵یعنی در ۱۸سالگی به قم عزیمت کرد و در کنار تحصیل علوم دینی، در ۱۳۲۷موفق به دریافت دیپلم ادبی در امتحانات متفرقه شد. در همان سال، وارد دانشکده الهیات معقول و منقول شد و در۱۳۳۰ با دریافت درجه لیسانس به قم بازگشت و در دبیرستان حکیم نظامی مشغول تدریس زبان انگلیسی شد. در ۱۳۳۱ازدواج نمود که حاصل این پیوند، ۲پسر و ۲دختر بود. وی در ۱۳۳۳، دبیرستان دین و دانش قم را تأسیس نمود و تا ۱۳۴۲سرپرستی آن را برعهده داشت. در فاصله های ۱۳۳۵ تا ۱۳۳۸، دوره دکترای فلسفه الهیات را گذراند سپس، با شرکت فعال در مبارزاتهای ۴۱ و ۴۲از سوی ساواک مجبور به عزیمت از شهر قم به تهران گردید. شهید سیّد محمّدحسین بهشتی(ره) فرمود: … ما از راست قامتان جاودانه تاریخ خواهیم ماند. تنها موقعی سرپا نیستیم که کشته شویم و یا زخم بخوریم و بر خاک بیفتیم و الّا هیچ قدرتی پشت ما را نمی تواند خم کند.[۲] این شهید راست قامت تاریخ به پیش نهاد و درخواست آیت الله حائری(ره)  و آیت الله میلانی(ره) به هامبورگ عزیمت و سرپرستی مسجد و تشکل مذهبی جوانان آن شهر را عهده دار و به فعالیت های عمیق دینی و فرهنگی پرداخت. در طی این مدت سفرهایی به عربستان، سوریه، لبنان، ترکیه و عراق، به منظور دیدار امام(ره) انجام داد. سرانجام در ۱۳۴۹، به ایران بازگشت و به فعالیت های علمی، فرهنگی و سیاسی روی آورد. در این مدت، چندین بار توسط ساواک دستگیر و روانه زندان شد. در آذر ۱۳۵۷به فرمان امام خمینی(ره) شورای انقلاب را تشکیل داد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره به عنوان ایدئولوگ و لیدر در صحنه های سیاسی، اجتماعی به فعالیت می پرداخت. حزب جمهوری اسلامی را با هدف تربیت و شناسایی نخبگان سیاسی فرهنگی پایه گذاری نمود. در تدوین قانون اساسی به عنوان نایب رئیس مجلس خبرگان ایفای نقش می کرد. پس از استعفای دولت موقت در ۱۳۵۸، مدتی به عنوان وزیر دادگستری و سپس، از سوی امام(ره) به ریاست دیوان عالی کشور منصوب گردید. وی سرانجام در حین انجام وظیفه در این سمت بود که شامگاه ۷تیر ۱۳۶۰ در حین سخنرانی در تالار حزب جمهوری اسلامی بر اثر انفجار ساختمان حزب به همراه ۷۲نفر، خود به خیل عظیم شهدای کربلا پیوست.[۲]

راست قامتان

شهید سیّدمحمّدحسین بهشتی(ره):

«ما راست قامتان جاودانه تاریخ خواهیم ماند.»

برخی از ابعاد وجودی شهید بهشتی(ره): آن شهید بزرگوار مردی بود؛ عالم، اندیشمند، دارای وسعت نظر، آزاده، صاحب اخلاق و رسالت اخلاقی، متین و موقّر، تسلیم و متواضع در برابر حق، حامی مستضعفان، بی قرار و ناآرام در مقابل بی عدالتی ها، شیفته دلاوران و شجاعان، در آرزوی تثبیت و پیشرفت نظام جمهوری اسلامی و … . ایشان دارای ابعاد مختلف و جاذبه های گوناگون بود. این حالت را تا لحظات آخر عمر پربرکتش حفظ نمود، آن چنان که حتّی پیش از انقلاب شهرت داشت. او مجموعه ایی از جاذبه های اخلاقی و مُبلِّغِ اسلام در عمل بود. در این جا به گوشه ایی از ویژگی های این شهید راه حقّ، اشاره می شود:

  1. تواضع من این است که … : در ماشین کنار دکتر بهشتی نشسته بودم. ایشان رانندگی می کرد. می دیدم؛ هر کجا در برابر ایشان ماشینی بود، به آن ها راه عبور می داد که ردّ شوند. دکتر وقتی کنجکاوی مرا دید، توضیح داد؛ در اسلام سواره نسبت به پیاده باید سلام کند. معنی این حرف آن نیست که من سرم را از پنجره ماشین بیرون ببرم و مرتب به افرادی که پیاده هستند سلام کنم. بلکه معنای دیگری دارد و آن این که من نسبت به کسانی که سوار دوچرخه یا … هستند تواضع کنم. سلام هم علامت تواضع است؛ بلکه تواضع من این است که صبر کنم دوچرخه یا … ردّ شود.
  2. تو چرا جای من در صف بایستی؟ از برنامه های تفریحی قبل از انقلاب برادران مذهبی این بود که به باغی در اطراف کرج برای تفریح می رفتند. شهید بهشتی مقید بودند با خانواده در این برنامه ها شرکت کنند. به رغم احترام والایی که در نزد دیگران داشتند در این برنامه هیچ امتیازی برای خودشان قائل نبودند. در این باغ رسم توزیع غذا به صورت سلف سرویس بود؛ یعنی همه در صف می ایستادند و سینی، قاشق، چنگال و لیوان بر می داشتند و غذا می گرفتند، بعد هم هر کس ظرف خودش را می شست و بر می گرداند. من وقتی دیدم ایشان که برجسته ترین شخصیت آن عده بودند. سخنران و امام جماعت آن جمع هم بودند، در صف ایستاده اند. جلو رفتم و گفتم: آقای دکتر!
  • شما بفرمایید بنشینید من غذا می گیرم.
  • با خنده فرمود: مگر شما می خواهید به جای من غذا بخورید؟
  • نه! شما بفرمایید بنشینید من برای شما می خواهم غذا بگیرم.
  • اگر غذای من است چرا تو می خواهی به جای من در صف بایستی و آن را بگیری؟

ایشان در همان جا ایستاد تا نوبتش رسید و غذایش را گرفت و رفت. موقع ظرف شستن یکی از برادرها که آقای دکتر را در حال شستن ظرف غذا دید جلو رفت و گفت:

  • اجازه بدهید! در شستن ظرف غذا شما را کمک کنم.
  • … غذا را من خورده ام، چرا شما ظرف آن را تمیز کنید؟

ما از مردم جدا نمی باشیم. اولاد زجر کشیده آل عبا، فرزندان زندان های بی نام و نشان و حبس ها و دخمه های فراموش، ما اهل قنوتیم، ساکن دهستان نیایش و بچه جنوب عشقیم، کبوتران قباپوشی که بال در خون شهیدان کربلا نهاده ایم و عمری بر شاخه ها مرثیه خوان ذبح بنی آدم، ما از امتزاج دو ایمان، از تصادم دو عدم ساده به وجود آمده ایم، با هیچ کس هیچ فرقی نداریم و نمازمان را اول وقت می خوانیم. ما محصول آن لحظاتی هستیم که خسته از بیل و رنجور از داس خیمه دعائی برافراشته اند، ما ساده‌نشینان کاخ ویرانه فقر و فنائیم. پنجره هائی که رو به سوی افق سبز توکّل باز می شوند، ما مثل کتابی در هر گوشه خاک و در هر لحظه از روزگار باز می شویم و دیگران را از خود باخبر می کنیم. ما مثل وضو ساده و پاکیم، عین اقطار بی آلایش و معصومیم، ما را می‌شود در هر گوشه مسجد پیدا کرد. در هر جنسی جستجو نمود، با هر دردی دریافت، ما مثل تلاوت غمگینیم، مثل تکبیر حالت خنجر داریم، و دوستان ما شیران روز و پارسایان شبند، از نوح به بعد تا کربلا و هویزه و تا هویزه حضور داریم، پشت هر سنگی روییده ایم، با هر بوته ای رسیده ایم، بر هر شاخی بر داده ایم، ما در این آب و خاک سبز می شویم.[۴]

وصیت نامه ی شهید بهشتی: این جانب محمد حسینی بهشتی، دارنده شناسنامه شماره ۱۳۷۰۷از اصفهان وصیت می کنم به همسرم و فرزندانم و سایر بستگانم که در زندگی بیش از هر چیز به فروغ الهی که در دل انسان هاست اهمیت دهند و با ایمان به خدای یکتای علیم، قدیر، سمیع، بصیر، رحمان و رحیم و پیامبران بزرگوارش و پیروی از خاتم پیامبران و کتابش قرآن و از ائمه معصومین(ع) و اهتمام به ذکر و یاد خدای و نماز با حضور قلب، روزه، عبادات دیگر و انفاق و ایثار و صدق و جهاد بی امان در این راه و حضور پیگیر در جماعت و انس با مردم راه سعادت را به روی خود باز گردانند. و وصیت می کنم که پس از ارتحال من بسوی خدا یک سوم از خانه مسکونی ام در تهران، قلهک، خیابان تورج، کوچه منطقی ۸ و ۹ و اثاث خانه متعلق به همسرم خانم عزّت‌الشّریفه مدرّس مطلق است و از خدای متعال برای او و فرزندانم سعادت در راه خدا زیستن را خواستارم. ۲۷رجب ۱۴۰۰ه. محمد حسینی بهشتی.[۴]

راست قامتان

او مثل یک ملّت بود آیت الله خامنه ای درباره این سخن امام که فرمودند: «او مثل یک ملّت بود»، این یک تعبیر قرآنى است که قرآن در باره حضرت ابراهیم(ع) است. یک انسان گاهى مثل یک مجموعه است و این حکایت از عظمت و همه جانبه بودن و چند بعدى بودن آن انسان دارد. اما این که: «بهشتى مظلوم زیست و مظلوم مرد. من کراراً گفته‏ ام که مرحوم آقای بهشتی در این مملکت مظلوم زیست.» این سخن به این خاطر است که در دوران زندگیش کسى به عمق وفادارى این شخصیت جلیل القدر پى نبرد. یعنى عامه مردم پى نبردند و در مظلومیت بهشتى همین بس که او خار چشم دشمنان بود، چون با مظلومیتى که داشت در اثر خونسردى و حلم و تسلط بر اعصاب که در این انسان عزیز به وفور مشاهده مى شد، هرگز دچار حالت عکس العملى نمى شد و موضع گیری هایش دقیق و صحیح و عاقلانه بود که خود همین موجب شد تا دشمن بیشتر از ناحیه او ضربه ببیند. از اول انقلاب دشمنان، از شهید بهشتى ضربه دیده بودند و به همین دلیل جزو اولین کسانى بود که مورد تهاجم دشمنان قرار گرفت. اما دیگران بعضى دیرتر و بعضى حتى تا آخر هم مورد تهاجم قرار نگرفتند. ما انقلاب ڪردیم بتوانیم واقعیت‌‌ها را تغییر دهیم، این مردم خون ندادند ڪه بخواهند با ستم ڪنار بیایند!!(بخشی از سخنرانی دکتر بهشتی(ره) ۴ روز پس از هجوم نظامی ناکام آمریکا به ایران در ماجرای طبس و در اوج فشارهای سیاسی و اقتصادی آمریکا به ایران.)[۵]

برای مطالعه بیش تر به لینک های زیر مراجعه کنید:

پی نوشت:

  1. «نفس زکیّه»(جان پاک) آیه ۷۴ سوره کهف: … أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَکِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً نُکْراً؛ … آیا نفس بی گناهی را بدون آن که قتلی کرده باشد کُشتی؟! …
  2. بخشی از سخنرانی روز ۹اردیبهشت ۱۳۵۹در مسجد حضرت ابوالفضل، به نقل از سخنرانی ها و مصاحبه های آیت الله شهید دکتر سیّد محمّد حسینی بهشتی، چاپ مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ج۱، ص۵۵۳ تا ۵۵۵
  3. بر گرفته از مجله دیدار آشنا شماره ۱۳ و مجله پاسدار اسلام، تیر ۱۳۸۵، شماره ۲۹۵، شهید بهشتی، اسطوره ایثار و مقاومت
  4. شمیم یاس، تیر۱۳۸۶، شماره۵۲، بوی بهار، نگاهی به ویژگی های اخلاقی شهید بهشتی
  5. امام خمینی(ره) و آن چه از شهید بهشتی گفت. صحیفه امام، ج‏۱۵، ص ۲و۳ و صحیفه امام، ج‏۱۴، ص۵۱۵، بازخوانی تحلیل شهید بهشتی راجع به تحریم و فشار سیاسی-اقتصادی غرب: ما انقلاب کردیم تا واقعیت‌ها را تغییر دهیم نه واقعیت‌ را هرچه‌ که بود، بپذیریم. اگر نان و پنیر خالی هم بخوریم با امریکا مبارزه می کنیم. جمهوری اسلامی، ۷ تیر ۱۳۶۲، صفحه ۱۱ و  کیهان، ۷ تیر ۱۳۶۲، صفحه ۲۲

منابع:

  1. رجاء نیوز
  2. حوزه نت
  3. خط ممتد
  4. خبرگزاری فارس
  5. دیدار آشنا، شماره۱۳
  6. پژوهشکده باقرالعلوم علیه السّلام
  7. پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران
  8. سازمان مجاهدین خلق، پیدایی تا فرجام، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی
  9. مجله پاسدار اسلام، تیر ۱۳۸۵، شماره ۲۹۵، شهید بهشتی، اسطوره ایثار و مقاومت

باکس شناور "همچنین ببنید"

نزدیک زمستان

نزدیک زمستان

آخرين شب پاییز در نيم كره شمالي بلندترين شب سال در دنیا است.(۱) این شب …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 1 =