جمعه , ۲۹ تیر ۱۳۹۷
خانه / سرای دانش / تاریخی / کهن ترین یادگار بشر

کهن ترین یادگار بشر

سکّه یک تکه کوچک از فلز، دایره وار و تخت، معتبر شده توسط یک دولت برای استفاده در داد و ستد اقتصادی یک جامعه است. سکه از کهن ترین یادگارهای بشر، به ویژه در بعد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است.(۱) در همه زمانها، سکه یک پادشاه، به معنای تسلّط و حاکمیّت وی در یک مقطع معیّن بوده و مردم آن را نشانه قدرتمندی او می دانستند. اهمیت سکه به عنوان یکی از کهن ترین یادگارهای بشری، از مسائلی است که در ۱۵۰سال گذشته، مورخان بیش از هر دوره دیگر به اهمیت آن ها پی برده، روی آن تحقیق و تأمل کرده و تاکنون هزاران مقاله و کتاب در این زمینه منتشر شده است.اهمیت سکه از هر نوع و شکل، از چندین جنبه قابل تأمل و بررسی است. تنها یک بعد قضیه جنبه «تاریخی» آن است که خود این جنبه‌هم مباحث گوناگونی را در خود دارد. جنبه‌هنری و به ویژه جنبه نمادین آن برای شعارها و باورهای دینی و مذهبی در جامعه ای که سکه در آن ضرب میشود، از مباحث اصلی مربوط به ضرب سکه است. هر سکه به لحاظ تاریخی، حاوی چند مطلب است:

  • نام حاکم،
  • محلّ ضرب سکه،
  • تاریخ ضرب سکه و
  • شعارها و باورهای دینی.

شعارها و باورهای دینی معمولا در یک یا دو جمله خود را نشان می دهند. این مطالب معمولا در پشت یا روی سکه، به صورت متن و حاشیه و گاه روی لبه‌های سکه در اطراف آن حک می شود. فواید تاریخی که یک مورّخ می تواند از یک سکه به دست آورد نیز به لحاظ اتقان تاریخی و به عنوان یک سند مهم، تنها با اسناد رسمی قابل مقایسه است و بدون تردید بر متون تاریخی و خاطرات و دیگر منابع تاریخی، ترجیح دارد. این را برای این جهت تأکید کردم که سکه به عنوان یک یادگار ملی تا چه انداز برای تاریخ اهمیت دارد.

تاریخچه سکّه: کهن‌ترین سکهٔ یافت شده در جهان متعلق به سناخریب پادشاه آشور است که در ۷۰۰پیش از میلاد تهیه شده است. کهن‌ترین پول فلزی کشف شده در جهان در موهنجودارو(در پاکستان) به دست آمده‌است که ۵۰۰۰سال پیش تهیه شده‌است. در شوش در جنوب غربی ایران حلقه‌های متعلق به ۴۰۰۰سال پیش در کشفیات باستان‌شناسی فرانسویان بدست آمده‌است. کهن‌ترین سکه یافت شده در جهان متعلق به سناخریب پادشاه آشور است که ۲۷۰۰سال پیش تهیه شده‌است.در همین (۲۷۰۰-۲۶۰۰سال پیش) در لیدیه(واقع در ترکیه) سکّه‌های از جنس الکتروم ضرب شد. سکّه‌های که شاهنشاه لیدیه رواج داد بنابر نام شاهنشاه یعنی کرزوش به کرزویید(کرزوسی) معروف گشت. بعد از فتح لیدیه توسط کورش بزرگ سردار ایرانی این سکّه‌های در ایران آنزمان(۲۵۵۰سال پیش) رواج یافت. در زمان داریوش بزرگ وی سکّه‌های دریک طلا و شِکِل نقره ضرب کرد.

سکّه‌های یادبود: سکّه‌های یادبود سکّه‌هایی هستند که در مناسبت های مذهبی و سیاسی خاص یا در گرامیداشت چهره‌های علمی و فرهنگی هر کشور ضرب می شوند. مثل:سکّه‌های مصنوعی ۲۵۰ریالی در سفره‌هفت‌سین در ایستگاه راه آهن تهران – نوروز ۱۳۹۰.

سکّه‌های یادبود ضرب شده ازسال ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷:

  • سکه ۱۰ریالی(FAO)؛سال ۱۳۴۸٫
  • سکه ۲۰ریالی(FAO)؛سال های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷٫
  • سکه ۲۰ریالی بازی های آسیایی تهران؛سال ۱۳۵۳٫
  • سکه ۱ریالی(FAO)؛سال های ۱۳۵۰ و ۱۳۵۱ و ۱۳۵۲ و ۱۳۵۳٫
  • سکه ۲۰ریالی یادبود ۵۰مین سالگرد تاسیس بانک ملّی؛ شهریورماه سال ۱۳۵۷٫
  • سکّه‌های ۱ و۲ و۵ و ۱۰ و ۲۰ریالی ۵۰مین سال سلطنت پهلوی؛ سال ۱۳۵۵(روی سکّه‌ها تاریخ ۲۵۳۵شاهنشاهی ضرب شده است.)

پانویس:

  1. سکه[س ِک ْ ک َ](ع اِ) آهنی که بدان مهر بر درهم و دنانیر زنند و با لفظ خوردن و زدن و نشاندن مستعمل است(از اقرب الموارد)(آنندراج) آهنی که نقش زر رایج را بر آن کنده باشند.(برهان) مهره ٔ درم و دینار و آن آهنی منقوش است که بدان درم و دینار را نقش کنند.(آنندراج)(منتهی الارب) آهن منقش است که بآن نقش برکنند و آن را میخ دیناری هم گویند.(جهانگیری) آهنی که بدان بر سیم و زر نقش کنند.(غیاث) میخ درم(زمخشری) میخ درم و آهن ج، سکک(مهذب الاسماء) آلتی که بدان پول فلزین را ضرب کنند.(فرهنگ فارسی معین) نخست… بر سکه درم ودینار و طراز جامه نام ما نویسند.(تاریخ بیهقی)عاقبت هرکه سر فروخت بزر//سرنگون همچو سکه زخم خوران. خاقانی.سکّه: نقشی که بروی طلا و نقره و مس رائج باشد.(برهان) نبید تلخ چه میویزی و چه انگوری//سپید سیم چه با سکه و چه بی سکه. منوچهری. شاه انجم غلام او زیبد//سکه ٔ دین بنام او زیبد. خاقانی. خطبه و سکه به نام او برما دارد.(ترجمه ٔ تاریخ یمینی) سلطان از او التماس کرد که در ممالک خویش خطبه و سکه بنام او بکند.(ترجمه ٔ تاریخ یمینی) رجوع به پول شود. سکه کشانی که بزرمرده اند//سکه ٔ این سیم بزر برده اند. نظامی. گرچه در آن سکه سخن چون زر است//سکه ٔ زرّ من از آن بهتر است. نظامی. هرچند بیک سکه برآیند ولیکن//پیداست بسی قیمت دینار ز درهم. سیف اسفرنگ. سکّه: پول فلزین که ضرب شده باشد. ج، سکک(فرهنگ فارسی معین) سکّه: درهم و دینار به سکه رسیده(آنندراج)(منتهی الارب) میخ پول(درم و دینار)(فرهنگ فارسی معین) خطاب و سکه به القاب و خطاب عالی آراسته گردد.(سندبادنامه) ای در نظر تو جانفزایی//در سکه ٔ تو جهان گشایی. نظامی. یافته در خطه ٔ صاحبدلی//سکه ٔ نامش رقم عادلی. نظامی. رجوع به پول شود. سکّه: آنچه بدان سکه زنند: وگر ز سکه ٔ طاعت بگشته است جانم//چو سکه باد نگونسار زیر زخم عذاب. خاقانی. سکّه: پول رائج: شاهی که بدین سکه ٔ او بر گه آدم//خود نیست چنو از گه او تا گه آدم. فرخی. بی نمک مدح تو ذوق ندارد سخن//بی گهر کیمیا سکه ندارد عیار. خاقانی. سکّه: طرز و روش(جهانگیری) طرز و روش و قانون(برهان) تا در من و در تو سکه ای هست//این سکه ٔ بد رها کن از دست. نظامی. سکّه: صورت و رخساری که خط برآورده و هر چیزی که خوب بنظر درآید.(برهان) رخسار که خط برآورده باشد.(فرهنگ فارسی معین) سکّه: درخت خرمای که صف زده باشند.(برهان)(جهانگیری) خرمابنان نشانده(منتهی الارب)(آنندراج) خرمابنان(مهذب الاسماء) سکّه: کوچه و بازار.(جهانگیری)(برهان) کوچه و محله و بازار و رسته(غیاث) کوی(دهار) طریق مسلوک که قوافل از شهری بشهری روند.(معجم البلدان) موضعی که در آن فیوج ساکنند از رباط یا قبه یا خانه و امثال آن، و میانه ٔهردو سکه تقریباً دو فرسنگ است(مفاتیح العلوم) کوی و رسته(مهذب الاسماء) من و نبیذ و بخانه درون سماع و رباب//حسود بر در و بسیارگوی در سکه. منوچهری. سکّه: راه برابر و هموار.(منتهی الارب)(آنندراج) راه راست و هموار.(فرهنگ فارسی معین) سکّه: لباس(جهانگیری)(برهان) سکّه: گاوآهن که بدان زمین را شیار کنند.(جهانگیری) آهنی که بدان زمین را شیار کنند.(برهان) آهن آماج و کلند که بدان زمین کاوند.(آنندراج) سکّه: سیرت(جهانگیری) سیرت و ناموس(برهان) سکّه: هرچیز خوب و با رونق(فرهنگ فارسی معین) سکه[س ُک ْ ک َ](ع اِ) رجوع به سکو شود. سکه[س ِ ک َ](اِخ) رجوع به سکا شود. سُکِه[س ُ ک ِ ](اِخ) دهی است از دهستان باغبان بخش شیروان شهرستان قوچان است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و انگور و شغل اهالی زراعت است(از فرهنگ جغرافیایی ایران، ج۹)امثال:

– از سکه افتادن؛ از رونق افتادن متاعی(از فرهنگ فارسی معین)
– سکّه: از دست دادن زیبایی خود.(فرهنگ فارسی معین)
– از سکه گشتن؛ بی رونق شدن: ای برقرار خوبی با تو قرار من چه//از سکه گشت کارم تدبیر کار من چه. خاقانی.
– بی سکه؛ کنایه از محقر و فرومایه(آنندراج) که بی سکه ای را چه یارا بود//که‌هم سکه نام دارا بود. نظامی.
– سکه بودن کاری(امری)؛ رونق داشتن کاری(فرهنگ فارسی معین)
به این ریش مردانه که این سکه ٔ مرتضی علی است. سکه جن است و بنده بسم اﷲ. سکه ٔ شاه ولایت هرجا رودپس آید. مثل سکه به زر. مگر پول ما سکه ٔعمر دارد.

– سکة البرامکه؛ نام کویی است(شدالازار صص ۳۰۰ – ۳۰۱)
– سکة البرید؛ موضعی در خوارزم و منسوب بدان است.
– سکة الخوز؛ نام کویی است به اصفهان و از آن کوی است احمدبن الحسن الخوزی(منتهی الارب)
– سکة السجانین؛ نام کویی است(شدالازار ص ۲۸۰)
– سکة الصناعة؛ کوچه ای در شهر نسف(عده ای علما به آن انتساب دارند.الانساب سمعانی،ص۳۴۹)
– سکة المغربین؛ نام کوهی است(شدالازار ص ۲۳۴)

منابع:

  1. اتحادیه زرگران و جواهر فروشان تبریز
  2. سکّه‌های شاهان ایران، جمال ترابی طباطبایی، تبریز
  3. سكه‌ها:آیینه گذشته‌ها، محسن جعفری مذهب، تاریخ شناسی،کتاب درسی دوره پیش دانشگاهی۱۳۷۴٫
  4. مشكل رو و پشت سكه‌های اسلامی، محسن جعفری مذهب، باستانشناسی و تاریخ، شماره۲۱-۲۲ ۱۳۷۶٫

باکس شناور "همچنین ببنید"

امید

امید

آرزوی روی دادن امری همراه با انتظار تحقّق آن، چشمداشت، امید داشتن و امید بستن، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 + 7 =