خانه / مناسبت ها / میلادی / همزمان نبودن کریسمس با میلاد مسیح

همزمان نبودن کریسمس با میلاد مسیح

آیا, کریسمس, همزمان, روز تولد مسیحتحقیقات گسترده بسیاری از پژوهشگران مسیحی نشان می دهد که تولد عیسی در ماه دسامبر نبوده است و به نظر می رسد که این زمان بندی بر اساس یک اشتباه تاریخی انجام گرفته باشد.  بسیاری از محققان مسیحی معتقدند که تولد حضرت مسیح در ماه دسامبر نبوده است؛ زیرا در ماه دسامبر هوا سرد و بارانی بوده و شبانان گوسفندان را به داخل آغل می بردند، اما کتاب مقدس می گوید که در هنگام تولد مسیح هوا خوب بوده و گوسفندان در صحرا مشغول چرا بودند؛ بنابراین تولد مسیح نمی تواند در این فصل از سال باشد. کتاب مقدّس در مورد زمان تولّد عیسی می گوید که شبانان در صحرا از گلّه های خود نگهبانی می کردند.
یکی دیگر از نگارندگان کتاب مقدّس به این نکته اشاره کرده می گوید: شبانان در صحرا به سر می بردند و در شب پاسبانی گلّه های خویش می کردند. آری، آنان تمام طول شب را به نگهبانی از گلّه های خود در صحرا به سر می بردند. آیا با توجه به وضعیت هوای بیت لَحَم در ماه دسامبر چنین کاری ممکن است؟. در همین راستا پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر کاتولیک‌های جهان معتقد است که تقویم مسیحی بر اساس یک محاسبه تاریخی اشتباه تنظیم شده است. وی معتقد است که حضرت مسیح علیه السلام چند سال قبل از تاریخی که مسیحیان کنونی بدان اعتقاد دارند، زاده شده است.  پاپ در جدیدترین کتاب خود با عنوان «عیسی ناصری، حکایت دوران کودکی» که یک میلیون نسخه آن در سرتاسر جهان انتشار یافته، به این نکته اشاره می کند که منشا این تفکر اشتباه، راهبی مسیحی با نام (دیونیسیوس اکسیگوس‌) می باشد که در قرن ششم میلادی می زیسته است.
این ادعا که محاسبات پایه تقویم مسیحی اشتباه است، نکته جدیدی نیست. بسیاری از مورخان معتقدند که عیسی مسیح بین دو تا هفت سال قبل از میلاد متولد شده است، اما طرح این موضوع و اظهار تردید در مورد یکی از مهمترین عناصر سنت مسیحی توسط رهبر کاتولیک‌های جهان نکته بسیار مهمی است.لازم به ذکر است که ادعای فوق موضوع جدیدی نیست، بلکه بسیاری از مورخان بر این باورند که حضرت مسیح علیه السلام بین دو تا هفت سال قبل از آنچه که مردم در حال حاضر بدان اعتقاد دارند، به دنیا آمده است.
این در حالیست که اسلام تصویری متفاوت از آن چه که مسیحیان تا زمان حال حاضر بدان معتقدند، ارائه داده است. در این میان، امر تعجب برانگیز این ست که پاپ که خود اکنون صدها میلیون کاتولیک را در سرتاسر جهان تحت نظارت دارد، سنت رایج میان اکثریت مسیحیان پیرامون حضرت مسیح علیه السلام را انکار می کند.زمان تولد عیسی مسیح تنها موضوع بحث برانگیز در کتاب پاپ نیست. او در بخش دیگری از کتاب می‌گوید که برخلاف سنت رایج بین اکثریت مسیحیان در لحظه تولد عیسی مسیح که طبق روایات در یک آغل روی داده، هیچ حیوانی از جمله گاو نر و یا الاغ نبوده است.
پروفسور جان بارتون، استاد تفسیر انجیل شناسی دانشکده آوریلِ دانشگاه آکسفورد بر این باورست که اغلب قشر دانشگاهیان بر رخ دادن اشتباه در مورد تاریخ زاده شدن حضرت مسیح علیه السلام معتقدند و این اعتقاد که حضرت مسیح در ۲۵ دسامبر به دنیا آمده، هیچ گونه اساسی ندارد و تنها مربوط به باورها و سنت های مربوط به زمان بت پرستی و جاهیلت می باشد.به گفته پروفسور جان بارتون تعیین روزهای آخر دسامبر که تاریکترین دوران سال و بلندترین شب‌های زمستان است، به احتمال فراوان از سنن و آیین‌های دوران قبل از مسیحیت یا بت پرستی به عاریه گرفته شده است.
دیونیسیوس اکسیگوس‌، راهب مسیحی قرن ششم بعنوان خالق تقویم مدرن مسیحی تلقی می‌شود که اکنون بخش گسترده‌ای از جهان از آن استفاده می‌کنند. یکی از انگیزه‌های وی برای اختراع چنین تقویمی فاصله گرفتن دنیای مسیحیت از تقویمی بود که نقطه آغاز آن شروع دوران حکمروایی ‌دیوسلیتان‌ امپراطور روم بود.
کریسمس چیست؟
کریسمَس یا نوئل اسم جشنی است در آیین مسیحیت که به منظور گرامیداشت زادروز تولد مسیح برگزار می‌شود. بسیاری از اعضای کلیسای کاتولیک روم و پیروان آیین پروتستان، کریسمس را روز ۲۵ دسامبر جشن گرفته و بسیاری آن را در شامگاه ۲۴ دسامبر نیز برگزار می‌کنند.اعضای بیشتر کلیساهای ارتودوکس در سراسر دنیا نیز روز ۲۵ دسامبر را بعنوان روز میلاد مسیح جشن می‌گیرند.برخی از مسیحیان ارتودوکس در روسیه، اوکراین، سرزمین مقدس (ناحیه تاریخی فلسطین) و دیگر مکان ها، به سبب پیروی از گاهشماری یولیانی، جشن کریسمس را در روز ۷ ژانویه برپا می‌دارند.اعضای کلیسای ارامنه طبق سنت منحصر به فردی، روز میلاد و همچنین روز غسل تعمید مسیح را همزمان در روز ششم ژانویه جشن می‌گیرند.
ایام دوازده روزه کریسمس با سالروز میلاد مسیح در ۲۵ دسامبر آغاز شده و تا جشن خاج‌شویان در روز ششم ژانویه ادامه می‌یابد، هر چند مهمترین عید مذهبی در گاهشمار مسیحی، روز عید پاک (به عنوان روز مصلوب شدن و رستاخیز عیسی) است، مردم بسیاری به‌خصوص در کشورهای ایالات متحده و کانادا، کریسمس را مهمترین رویداد سالانه مسیحی محسوب می‌دارند.با وجودی که این روز، یک عید مذهبی شناخته می‌شود، از اوایل سده بیستم میلادی به بعد به طور گسترده بعنوان یک جشن غیر مذهبی برگزار شده و برای بیشتر مردم، این ایام فرصتی است برای دور هم جمع شدن اقوام و دوستان و هدیه دادن به هم.کریسمس با آیین‌های ویژه‌ای به‌طور مثال آراستن یک درخت کاج، برگزار شده و شخصیتی خیالی به نام بابانوئل در آن نقشی مهم دارد.
تفاوت حضرت عیسی (ع) در قرآن با مسیح انجیل
* تولد عیسی از منظر انجیل و قرآن
مکان تولد
تصویری که اناجیل به ما می‌دهند با تصویری که قرآن به ما می‌دهد متفاوت است، داستان انجیل این‌گونه است که «حضرت مریم به همراه شوهر یا نامزدش یوسف نجار برای شرکت در سرشماری به جنوب فلسطین یعنی بیت اللحم می‌روند؛ در بیت اللحم[۱] بخاطر شلوغی جایی را پیدا نمی‌کنند و مجبور می‌شوند در یک آغولی شب را به صبح برسانند که در همان شب، عیسی به دنیا می‌آید، یعنی محل تولد ایشان آغول گوسفندان و جایی بوده است که حیوانات را نگه می‌داشتند و دو نفر هم حضور داشته‌اند؛ یکی یوسف نجار و دیگری مریم؛ در حالی که قرآن محل تولد را مکان شرقی معرفی می‌کند «وَ اذْكُرْ فِی الْكِتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيًّا» [۲]. کسی هم همراه مریم نبوده است و نگاه قرآن به مکان تولد و وقایع میلاد آن حضرت با کمال احترام و حفظ حرمت پیامبر الهی است در حالی که در انجیل تحریف شده، این وقایع به صورتی نقل شده که از ساحت مقدس انبیای الهی به دور است.
* جشن کریسمس سابقه تاریخی ندارد
در مورد زمان تولد هم تاریخ‌های مختلفی گفته شده است؛ خود مسیحیان با محاسبه‌ای که ما می‌کنیم معتقدند حضرت مسیح، چهار سال قبل از تاریخ میلادی که اکنون برای او معین کرده‌اند به دنیا آمده است و این تاریخ میلادی دقیق نیست، زیرا تاریخ میلادی را ششصد سال بعد از میلاد مسیح به عنوان تاریخ میلادی قرار دادند لذا در محاسبه اشتباه کرده‌اند و اگر بخواهیم تاریخ دقیق میلادی را محاسبه کنیم الان در سال ۲۰۱۴ باید باشیم و چهار سال با تاریخ کنونی اختلاف است؛ در مورد فصل هم اطلاع دقیقی در دست نیست و اینکه مسیحیان زمستان و کریسمس را به عنوان زمان تولد مسیح جشن می‌گیرند دقیق نیست و به احتمال زیاد این را از «میترا پرستان» گرفته‌اند؛ گفتنی این امر ضروری است که جشن‌های کریسمس از قرن چهاردهم به بعد متداول شده است و جشن‌هایی به نام جشن کریسمس [۳] تا قبل از این قرن نداشته ایم.
چگونگی تولد
در مورد چگونگی تولد، اختلافی بین قرآن و اناجیل وجود دارد، اناجیل می‌گویند: وقتی عیسی مسیح در آن آغول گوسفندان که عیسی به دنیا آمد، فرشتگان، چوپان‌هایی که در اطراف آن منطقه بودند را خبر کردند که بیائید در اینجا نوزاد مبارکی به دنیا آمد است و مجوسی‌هایی که از شرق به آن منطقه آمده بودند به دنبال یک ستاره که در محل تولد، طلوع کرده بود به آن منطقه رفته بودند؛ و وقتی هم که مردم به آنجا آمدند، همگان فکر می‌کردند که عیسی فرزند مریم و یوسف است و طبق گزارش اناجیل، هیچ کس اطلاع نداشت که حضرت عیسی پدر ندارد.
اما از منظر اسلام اینگونه نیست و اسلام، نامی از یوسف نجار نمی‌برد و بیان می‌کند که در محل تولد حضرت عیسی فقط حضرت مریم (س) هست و وقتی که به واسطه روح القدس به این فرزند آبستن می‌شوند در ابتدا خیلی ناراحت می‌شوند، ولی خدا در این خصوص و برای تسلی دل حضرت مریم می‌فرماید که این امر الهی است.
همگان از تولد عیسی تعجب می‌کنند و به او تهمت می‌زنند و حضرت عیسی بخاطر رفع این تهمت در گهواره سخن می‌گوید و مسئله تولد عیسی به سرعت در بین بنی اسرائیل می‌پیچد:
«فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُ قالُوا یا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئاً فَرِيًّا (۲۷)یا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا (۲۸)فَأَشارَتْ إِلَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِی الْمَهْدِ صَبِيًّا (۲۹)قالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنی‏ نَبِيًّا (۳۰)وَ جَعَلَنی‏ مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصانی‏ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا (۳۱)وَ بَرًّا بِوالِدَتی‏ وَ لَمْ يَجْعَلْنی‏ جَبَّاراً شَقِيًّا (۳۲)» [۴]حتی در انجیل «متی» اولین مطلبی که در این خصوص آورده است، نسب نامه عیسی (ع) است و در حقیقت نام اجداد یوسف نجار را می‌شمارد و در واقع ایشان را فرزند یوسف نجار معرفی می‌کند.
* جایگاه مادر حضرت عیسی (ع)
در این مورد بین قرآن و اناجیل اختلاف است؛ بطوری که حضرت مریم در قرآن، شخص پاک و پاکیزه و معصوم و دارای علو درجه یاد می‌شود؛ مثلا در قرآن آمده:
«وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ یا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمینَ» [۵] یا در آیه‌ای او را «صدیقه» معرفی می‌کند «وَ أُمُّهُ صِدِّیقَةٌ» [۶]اما در اناجیل، مریم را یک زن عادی معرفی می‌کند و تنها امتیاز او این است که فرزندی به دنیا می‌آورد که بعدها «فرزند خدا» نامیده شد و مسیحیت بعد از قرن‌ها متوجه این مطلب شدند که باید جایگاه مریم را بالا ببرند تا اینکه در قرن گذشته کلیسا اعلام کرد که بر ما الهام شده مریم هم مانند عیسی به آسمانها رفته است. این تفکرات دقیقاً بر عکس نظر قرآن کریم است، زیرا قرآن کریم چهره‌ای عالی از حضرت مریم (س) معرفی کرده است و او را بانویی عابده و دارای کرامات معنوی بسیار دانسته است.
* اسامی و القاب
برای حضرت عیسی؛ القاب متفاوتی؛ در مسیحیت گفته شده است؛ که خیلی از این اسم‌ها ساختگی است و واقعیت ندارد؛ ولی اسامی معروف ایشان در بین مسیحیت عبارتند از: «عیسی» که در اصل «یشوع» بوده به معنی «نجات دهنده» و یهودیان آن را «یسوس» می‌خواندند و در عربی هم «عیسی» می‌گویند و اسامی دیگری هم برای ایشان گفته‌اند مانند؛ بنده خدا؛ منجی؛ را ه؛ حقیقت، شبان؛ نیکو؛ کلمه خدا؛ زندگی و… اما در قرآن تنها دو نام برای ایشان آمده است یکی «عیسی» که ۲۳ بار در قرآن آمده است و دیگری «مسیح» که ۹ بار در قرآن ذکر شده است.
در قرآن آمده است:
«إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ یا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسیحُ عیسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجیهاً فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبینَ» [۷]که هم نام «مسیح» و هم نام «عیسی بن مریم» در آن آمده است و جالب است که همواره «عیسی بن مریم» گفته است.
* مسیح برای تشکیل حکومت آمده بود
کلمه مسیح به قدرت سیاسی؛ اجتماعی مسیح اشاره دارد و در فرهنگ یهودیان، «مسیح» یعنی کسی که برای بدست گرفتن قدرت اجتماعی آماده شده و این لفظ برای طالوت، داود و حضرت سلیمان (ع) نیز بکار رفته است و در معنای لغوی یعنی کسی که با روغن مقدس، تعمید یافته است؛ و داستان آن از این قرار است که: وقتی خواستند «طالوت» را به عنوان حاکم برای یهودیان انتخاب کنند؛ سموئیل نبی ایشان را با روغن مقدس تعمید داد و بعد از ایشان داود را و ….. غسل تعمید دادند، پس تعمید دادن با روغن مقدس برای بدست گرفتن قدرت است؛ حضرت عیسی هم اگر مسیح نامیده می‌شود چون ایشان برای ایجاد حکومت اقدام کرده است.
متاسفانه مسیحیان برای رسیدن به اهداف شوم خود از ایشان چهره‌ای معرفی می‌شود که گویا ایشان با حکومت و کار‌های اجتماعی کاری نداشت و فردی گوشه گیر و منزوی بود ! در حالیکه حضرت مسیح هم مثل سایر انبیاء الهی می‌خواستند احکام الهی را اجرا کنند و لفظ «مسیح» اشاره به این دارد که آن حضرت هم می‌خواسته حکومتی بر قرار کند و اتفاقا این مبارزه را هم شروع کردند و اولین درگیری ایشان با کاهنان معبد حضرت سلیمان بود، حکومت داخلی یهودی‌ها را بزرگان بنی اسرائیل به عهده داشتند و آن حضرت با کاهنان درگیر می‌شوند که چرا احکام شریعت را خوب اجرا نمی‌کنند.
* مسیح پیش از بعثت
در قرآن درباره دوره قبل از بعثت ایشان مطلب خاصی نداریم؛ و مهمترین مطلبی که درباره این دوره گفته شده است، مسئله سخن گفتن در گهواره است که ایشان در گهواره سخن می‌گوید و خودش را بنده خدا معرفی می‌کند بیش از این درباره دوره کودکی ایشان به طور صریح مطلبی نداریم و از اناجیل هم گزارش دقیق و واضحی درباره کودکی ایشان به ما نرسیده است.
* دوران بعثت
اما وقتی ایشان به بعثت می‌رسند قرآن چهر ه‌ای از اعمال و تکالیف ایشان معرفی می‌کند که ایشان چه کار‌هایی را انجام می‌دادند و چه تعالیمی داشته‌اند؛ اولین کارهایی که قرآن از ایشان خبر می‌دهد، معجزاتی است که از ایشان سر زده است مانند شفای بیماران،؛ شفای کور مادر زاد؛ شفای کسی که مبتلا به پیسی شده است؛ زنده کردن مردگان؛ ساختن پرنده از گل و دمیدن روح در او به اذن الهی و تاکید هم می‌شود که همه این‌ها به اذن الهی است در سوره مائده آیه ۱۱۰ می‌فرماید:
«إِذْ قالَ اللَّهُ یا عیسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتی‏ عَلَيْكَ وَ عَلى‏ والِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ كَهْلاً وَ إِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجیلَ وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنی‏ فَتَنْفُخُ فیها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنی‏ وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنی‏ وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى‏ بِإِذْنی‏ وَ إِذْ كَفَفْتُ بَنی‏ إِسْرائیلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَقالَ الَّذینَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُبینٌ [۸]که اکثر معجزات مسیح در این آیه آمده است و در اناجیل هم به این معجزات اشاره شده است بجز سخن گفتن در گهواره و ساختن پرنده که این دو را در اناجیل نداریم؛ اما تعجب اینجاست که در انجیل یوحنا اولین معجزه ایشان را ساختن شراب می‌داند. [۹]* نماز و عبادت
در اوصاف ایشان نماز و عبادت ذکر شده است که «وَ جَعَلَنی‏ مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصانی‏ بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا» [۱۰] تصریحا به نماز و زکات اشاره می‌کند که ایشان از عابدان و زاهدان بوده‌اند و هیچ گاه شریعت را کنار نگذاشته‌اند.
تناقض گویی که مسیحیت دچار آن می‌باشد این است که چرا مسیحیان به شریعت عمل نمی‌کنند و باید به این سئوال جواب دهند که چطور بود که حضرت عیسی (ع) اعمال عبادی اش را انجام می‌داد، ولی مسیحیان از عیسی تبعیت نمی‌کنند؛ از منظر قرآن، ایشان شریعت داشته و خودش هم به شریعت عمل می‌کرده است و دیگران را هم دعوت به آن شریعت کرده است و از نظر اخلاقی هم ایشان بسیار انسان نیکوکاری بوده‌اند «وَ بَرًّا بِوالِدَتی‏ وَ لَمْ يَجْعَلْنی‏ جَبَّاراً شَقِيًّا» [۱۱] خدا به من وصیت کرده است که به مادرم نیکی کنم و جبار و شقی نباشم، برخلاف انجیل یوحنا که چهره‌ای پرخاشگر نسبت به مادر از ایشان نشان می‌دهد در همان انجیل یوحنا در «داستان شراب» وقتی مادرش به او می‌گوید، شراب ندارم، عیسی می‌گوید: «ای زن مرا با تو چکار است»[۱۲] و یک حالت پرخاشگری دارد بر خلاف قرآن که او را نسبت به مادر بسیار نیکو کار می‌شمارد و همچنین چهره عیسی در قرآن به عنوان شخصی مبارک مطرح می‌شود که «وَ جَعَلَنی‏ مُبارَكا» [۱۳] و انسانی صالح معرفی می‌گردد «وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْیى‏ وَ عیسى‏ وَ إِلْیاسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحینَ» [۱۴] و اینها همه نشان می‌دهد که اسلام چه چهره عالی از مسیح معرفی می‌کند و اناجیل سعی می‌کنند که عیسی را از آن مقام بلند بکاهند .
* مناظره حضرت رضا‌(ع) با دانشمند مسیحی
مسیحیت، حضرت عیسی را به عنوان پسر یکی از اقانیم سه گانه [۱۵] معرفی می‌کنند و در مناظره‌ای که امام رضا‌(ع) با یکی از مسیحیان داشتند، حضرت خطاب به ایشان می‌گویند که حضرت عیسی اشکال بزرگی داشت و آن هم این بود که اصلا عبادت نمی‌کرد. آن عالم مسیحی ناراحت می‌شود و می‌گوید: «خیر ایشان شب و روز نماز می‌خواند» و بر صحبت خود نیز خیلی تاکید می‌کند در این وقت حضرت می‌فرمایند این مطلب که ایشان اهل عبادت بوده‌اند دلیل بر این مطلب است که ایشان خدا نیست و بنده خدا بوده‌اند.[۱۶] و این همه تاکید در اناجیل بر عبادت کردن ایشان دلیل بر همین مطلب است و قرآن هم او را به عنوان یک پیامبر معرفی می‌کند [۱۷]* تعالیم مسیح
قرآن بر دو نکته تاکید می‌کند یکی اینکه حضرت عیسی تایید کننده تورات بوده است «مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ»؛ و این مطلب در اناجیل هم آمده است که «من نیامده ام که تورات را نسخ کنم بلکه آمده ا م آن را کامل کنم». حضرت عیسی‌(ع) خود شریعت داشته و تکمیل کننده شریعت موسی بوده است و در ادامه همین آیه جنبه بشیر بودن ایشان را مطرح می‌کند که بشارت دهنده به رسالت حضرت محمد‌(ص) است «وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتی‏ مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ» [۱۸] در اناجیل، نکته دوم را نگفته‌اند مگر انجیل «برنابا» که بشارت دادن را آورده است و مسیحیان آن انجیل را قبول دارند.
* سرنوشت مسیح
در مورد سرنوشت مسیح همه اناجیل، گزارش تقریبا واحدی دارند که بر اساس آن؛ بزرگان معبد سلیمان جمع شدند و توطئه‌ای چیدند و حضرت را دستگیر کردند و تحویل حاکم رومی دادند و حاکم رومی هم ابتدا نمی‌خواست ایشان را اعدام کند و در آخر تحت فشار یهودیان ایشان را به مکان اعدام مجرمین بردند و در کنار دو نفر دیگر ایشان را به صلیب کشیدند، حضرت هم در آنجا جان داد و ایشان را در قبری گذاشتند و بعد از مدتی دیدند در قبر نیست و از میان مردگان بر خواسته است و به آسمان رفته است؛ ولی قرآن این مطلب را قبول ندارد[۱۹]و تصریح می‌کند که حضرت مسیح زنده است و او را به صلیب نکشیده‌اند، بلکه فردی را اشتباهی که مجرم هم بود به صلیب کشیدند. در برخی متون دیگر اسلامی آمده است که آن حضرت هنگام ظهور حضرت مهدی (عج) به زمین بازخواهند گشت.
حواریون
حوارییون، استمرار دهندگان نهضت مسیح هستند و در اناجیل اربعة در بخش «اعمال رسولان» به حوارییون پرداخته است.قرآن حواریون را انسانهایی پاکیزه، مومن و خوش قلب معرفی می‌کند[۲۰] و چهره وجیهی از ایشان بیان می‌کند و وصی حضرت عیسی هم از بین آنها بوده‌اند، اما در اناجیل اینگونه نیست بلکه چهره‌های نامناسب و زشتی از آنان معرفی می‌کند که ایشان افرادی کم فهم و سست دل و بی ایمان بوده‌اند و خیلی در اجتماع تاثیر گذار نبوده‌اند [۲۱]؛ بر خلاف اسلام که ایشان را مومن و وارسته می‌داند.اناجیل اربعة چهره‌ای از مسیح معرفی می‌کند که هرچند گزارش کاملی هم نمی‌دهد ولی با وجود همه اینها آن چهره‌ای که اناجیل از ایشان ترسیم می‌کنند غیر از آن چهره‌ای است که مسیحیان به آن توجه دارند.حضرت عیسی آمده بود تا قوانین شریعت و الهی را اجرا بکند و نیامده بود تنها خودش و چند نفر را نجات بدهد، آن حضرت اهل کوشش و جهاد بودند؛ در «لوقا» باب ۱۲ آیه ۴۹ تا ۵۳ آمده است «من آمده ام تا آتشی در زمین بپا افروزم پس آن چه می‌خواهم الان در گرفته است» پس معلوم می‌شود که حضرت عیسی‌(ع) برای مبارزه آمده است و حتی یارانش را دعوت می‌کند تا شمشیر و ادوات جنگی تهیه کند تا بتواند مبارزه کنند و کسی که شمشیر ندارد جامه خود را فروخته و آن را بخرد» – لوقا باب ۳۲ آیه ۷ –این که نسبت به مسیح می‌گویند: به سیاست کاری نداشته است اینگونه نبوده است بلکه مستقیما به پادشاه حمله می‌کند، مسیحیان می‌گویند که آن حضرت سکولار بود اصلاً اینگونه نیست، ایشان فردی سیاسی و مبارز و قوی بوده است و سیاست او عین دیانت او و دیانت او عین سیاست او بوده است.
سب و تاریخ و محل زندگی عیسی (ع)   1,079
نقطه مركزى اندیشه ى مسیحیت، حضرت عیسى مسیح است. مسیح از «مشیاح» (مسیاح) كلمه اى عبرى است، به معناى «مسح شده» (تدهین شده) یا به معناى «مبارك».
عیسى (ع) از نظر كتاب مقدس
قدیمى ترین منبع موجود در مورد هویت حضرت عیسى (ع) كتاب عهد جدید است. در رساله هاى پولس و انجیل مرقس كه نخستین نوشته هاى مسیحى اند سخنى از اصل و نسب آن حضرت نیست، كه این مطلب مى تواند دلیلى بر ناآشنایى این دو نویسنده با گذشته ى تاریخى وى باشد. در نامه هاى پولس، عیسى (ع) نه یك بشر، بلكه خداوندى است كه براى آمرزش گناهان بشر از آسمان به زمین نزول كرده و پس از مصلوب شدن، مجدداً به آسمان بازگشته است; بنابراین او نیازى به تاریخ و گذشته و خانواده ندارد. اما نویسندگان اناجیل متى و لوقا براى پر كردن خلأ موجود در انجیل مرقس شجره نامه اى از حضرت عیسى ذكر مى كنند. درباره ى شجره نامه ى حضرت عیسى (ع) لازم است به نكاتى توجه شود:
۱٫ شجره نامه ى متى منشأ تاریخى و دقت لازم را ندارد و از درون سسست است; مثلا اجداد حضرت عیسى را به سه دسته ى چهارده نفرى تقسیم نموده است، در حالى كه در دسته ى سوم سیزده نفر ذكر شده اند; بنابراین افتادگى یا اشتباهى صورت گرفته است.
۲٫ این شجره نامه با شجره نامه اى كه لوقا ذكر مى كند تفاوت هایى دارد و معلوم نمى شود كدام یك صحیح اند. البته شجره نامه اى كه لوقا ذكر مى كند نسبت حضرت عیسى را تا حضرت آدم ابوالبشر بیان مى كند كه بیشتر شبیه تخیّل است و محققان به خود اجازه ى تأیید آن را نمى دهند.
۳٫ شجره نامه ى مذبور اگر هم صحیح باشد، شجره نامه ى یوسف، شوهر مریم است، نه شجره نامه ى عیسى; زیرا مسیحیان معتقدند كه عیسى از روح القدس است، نه از یوسف.
۴٫ مسیحیان اصرار دارند كه در شجره نامه بر دو مطلب تأكید گردد: یكى رساندن نسب عیسى به داود، تا بتوانند پیش گویى عهد عتیق را در مورد منجى و مصلحى كه از نسل داود خواهد آمد و پادشاهى او را زنده خواهد كرد، بر حضرت عیسى تطبیق دهند; و دیگرى، رساندن نسب وى به اسحاق; زیرا در كتاب مقدس آمده است: ابراهیم، اسحاق را براى قربانى به قربانگاه برد و خداوند گوسفندى فدیه ى او كرد تا با زنده ماندنش مصلح جهانى از نسل او پدید آید. ولى طبق آن شجره نامه، این دو پیامبر از اجداد یوسف، شوهر مریم مى شوند، نه خود عیسى; مگر این كه به سبب قرابت خانوادگى یوسف و مریم، آن دو را از اجداد مریم هم به حساب آوریم.
۵٫ در انجیل لوقا آمده است: و بر حسب گمان خلق او -= عیسى- پسر یوسف بن هالى. معلوم نیست كه عبارت «برحسب گمان خلق» را خود لوقا ذكر كرده است، یا آن چنان كه برخى محققین معتقدند، از اضافاتى است كه بعدها وارد انجیل شده است. در هر حال این تعارض وجود دارد كه بالاخره آیا عیسى پسر یوسف است، یا چنان كه در جاى دیگر كتاب مقدس به آن تصریح شده، عیسى متولد از روح القدس است؟
تاریخ تولد حضرت عیسى (ع)
در ابتدا چنین به نظر مى رسد كه تاریخ تولد حضرت عیسى كاملا روشن است، چرا كه خود مبدأ تاریخ گردیده و سایر حوادث تاریخى را با میلاد وى مى سنجند، اما واقعیت این است كه این تاریخ میلادى در ارتباط با تولد حضرت عیسى دقیق نیست. به نظر عجیب مى آید اگر بگوییم كه عیسى در سال ۴ قبل از میلاد، یا یكى دو سال قبل از آن متولد شده باشد، در این وقت «هرودس كبیر» هم چنان بر تخت سلطنت یهود نشسته بود و این معنا به ضمیمه ى قراینى چند، از جمله عبارت لوقا در انجیل كه مى گوید: عیسى در سال یازدهم سلطنت «تیبریوس قیصر» متولد شد، ما را ناگزیر مى سازد كه تاریخ میلاد واقعى او را چند سال به عقب ببریم. هم چنین گزارش متى در مورد بازگشت یوسف و مریم به ناصره در زمان «آركلائوس» با مدارك تاریخى منطبق نیست و او پس از «هرودس» به سلطنت نرسید. به هر حال روایات اناجیل در مورد تاریخ تولد حضرت عیسى فاقد ارزش تاریخى است. در مورد روز تولد حضرت عیسى نیز خبر مستندى در دست نیست و آن چه سنت مسیحى بر آن قرار گرفته است (كه روز ۲۵ دسامبر تاریخ تولد حضرت عیسى باشد) مطابق با تصمیم كلیساهاى روم و غرب در سال ۳۵۴ میلادى است و بیشتر جنبه ى سیاسى دارد: در پاره اى از كشورهاى اروپایى به ویژه روم، آیین مهرپرستى بسیار رواج داشت، روز ۲۵ دسامبر، روز جشن اصلى آیین مهرپرستى، یعنى روز «زایش آفتاب شكست ناپذیر» بود. در چنین روزى جشن هاى بسیارى بر پا مى شد و گرایندگان بسیارى به انجام مراسم و شعایرى مى پرداختند. كشیشان و كلیسا از این موقعیت استفاده كردند و بدون توجه به مخالفت هاى بسیار كه ابراز شد،این روز را روز تولد عیسى اعلام، و بدین وسیله، از جریانى مخالف جلوگیرى كردند.
محل تولد و زندگى حضرت عیسى (ع)
از عهد جدید برمى آید كه حضرت مریم در شهرى به نام ناصره در استان جلیل از فرشته ى وحى باردار شد، ولى فرزندش را در بیت لحم به دنیا آورد: در ماه ششم جبرائیل فرشته از جانب خدا به شهرى به نام ناصره كه در استان جلیل واقع است به نزد دخترى كه در عقد مردى به نام یوسف از خاندان داود بود، فرستاده شد. نام این دختر مریم بود. فرشته وارد شد و به او گفت: «سلام.. . اى كسى كه مورد لطف هستى، خدا با تو است.. .. اى مریم; نترس زیرا خداوند به تو لطف فرموده است. تو آبستن خواهى شد و پسرى خواهى زایید و نام او را عیسى خواهى گذارد.. . در آن روزها به منظور یك سرشمارى عمومى در سراسر دنیاى مردم، فرمانى از طرف امپراطور «اوغطس» صادر شد. وقتى دور اول این سرشمارى انجام گرفت، كرینیوس فرماندار كل سوریه بود. پس براى سرشمارى هر كس به شهر خود مى رفت و یوسف نیز از شهر ناصره ى جلیل به یهودیه آمد تا در شهر داود كه بیت لحم نام داشت، نام نویسى كند، زیرا او از خاندان داود بود. او مریم را كه در این موقع در عقد او و باردار بود، همراه خود برد. هنگامى كه در آن جا اقامت داشت، وقت تولد طفل فرارسید و مریم اولین فرزند خود را كه پسر بود به دنیا آورد. اورا در قنداق پیچید و در آخورى خوابانید، زیرا در مسافرخانه جایى براى آنان نبود. مسیحیان، بر اساس تعالیم كتاب مقدس، اصرار دارند كه محل تولد عیسى را بیت لحم، و محل پرورش او را ناصره، بدانند; زیرا مى خواهند بشارات و پیش گویى ها در مورد رهبر بنى اسرائیل و مسیح موعود را بر حضرت عیسى تطبیق نمایند. هیرودیس پادشاه، از ستاره شناسان مى پرسد: طبق پیشگویى پیامبران، مسیح در كجا باید به دنیا آید؟ ایشان پاسخ دادند: باید در بیت لحم متولد شود; زیرا میكال نبى چنین پیش گویى كرده است: اى بیت لحم، اى شهر كوچك، تو در یهودیه دهكده اى بى ارزش نیستى، زیرا از تو پیشوایى ظهور خواهد كرد كه قوم بنى اسرائیل را رهبرى خواهد نمود. انجیل متى وقتى كه از سكونت عیسى و والدینش در ناصره خبر مى دهد، اضافه مى كند: باز در اینجا پیشگویى انبیا جامه ى عمل پوشید كه: او ناصرى خوانده خواهد شد. لكن تطبیق آن اخبار بنى اسرائیل بر حضرت عیسى دشوار مى نماید، زیرا:
اولاً، مجوسیان یا زرتشتیان پارسى، آدم پرست نبودند تا براى پرستش كودكى از شرق به بیت لحم سفر كنند. این در حالى است كه متى مى نویسد: چند مجوس ستاره شناس از مشرق زمین به اورشلیم آمده پرسیدند: كجاست كودكى كه باید پادشاه یهود گردد؟ ما ستاره ى او را در سرزمین هاى دوردست شرق دیده ایم و آمده ایم تا او را بپرستیم.
ثانیاً، مشخص نیست هنگامى كه آنها این كودك را یافتند، چرا او را ترك گفتند و نه بشارت او را به مجوسیان دیگر دادند و نه خود آنها در زمره ى حواریون آن حضرت قرار گرفتند.
ثالثاً، نه تنها عیسى (ع) به تشكیل دولت اسرائیل نپرداخت و اسرائیلیان پراكنده را جمع نكرد، بلكه پس از تولد و آغاز فعالیت او، یهودیان پراكنده تر شده، و اورشلیم نابود و فلسطین منهدم گردید.
رابعاً، گزارش لوقا درباره ى سرشمارى و اجبار والدین عیسى به حضور در بیت لحم، نه از نظر تاریخى صحیح است و نه از نظر منطقى. در تاریخ هیچ اثرى از این سرشمارى وجود ندارد. در مورد «ناصرى» بودن حضرت عیسى نیز ملاحظاتى وجود دارد:
اولاً، این پیش گویى از انبیا در دست نیست كه شخصى ناصرى ظهور خواهد كرد.
ثانیاً، اصلا شهرى به نام ناصره، در زمان میلاد حضرت مسیح وجود نداشته است. بله، قریه ى كوچكى (كه به هیچ وجه نمى توان آن را شهر نامید) وجود داشته كه از قرن چهارم میلادى زیارتگاه مسیحیان شده است.
ثالثاً، احتمالاً مراد از پیش گویى ها، «ناضرى» بودن به معناى «نذر و وقف خدا بودن» یا به معناى «مواظب بر اجراى دقیق مراسم دینى بودن» است، نه ناصرى به معناى انتساب به شهر ناصره.
عیسى (ع) از نظر تاریخ
تحقیقات دامنه دارى كه از قرن نوزدهم (دوران پیدایش نقد تاریخى) در مورد مسیحیت و كتاب مقدس و حضرت عیسى (ع)انجام گرفت، نشان مى هد كه در هیچ یك از منابع تاریخىِ قرن اول میلادى، نامى از عیسى (ع)به میان نیامده است. پنج تاریخ نگار مهم سده ى اول میلادى عبارت اند از:
۱٫ «سووتوینوس»، منشى امپراطور هادریان (حدود ۱۴ ـ ۷۰ م. ) در مورد فلسطین مطالبى نوشته است كه مسیحیان سعى در تطبیق نوشته هاى او بر دوران زندگى حضرت عیسى و تصلیب وى دارند.
۲٫ فیلون اسكندرانى فیلسوف و نویسنده ى معروف (۲۰ ق. م ـ ۵۰ م) كه اتفاقاً در زمانى كه اناجیل از عیسى گزارش مى دهند به فلسطین مسافرت كرده و نظریاتش بر پولس و یوحنا تأثیر گذاشته است.
۳٫ «یوستوس طبریه اى» ،مورخ و نویسنده ى یهودى قرن اول كه موطن او در ساحل غربى دریاچه ى «طبریه» (گزارت) و نزدیك قریه ى «كفر ناحوم» قرار داشته، جایى كه بنابر گزارش اناجیل، عیسى بارها در آن جا بوده و موعظه كرده است.
۴٫ «پلو تارك»، مورخ مشهور یونانى كه از او مقالاتى درباره ى مصر و فلسطین و یونان و روم باقى مانده است.
«یوسف فلاویانى» مورخ یهودى فلسطینى كه حوادث سال هاى ۱۷۰ قبل از میلاد تا ۷۳ میلادى را در دو كتاب به نام هاى تاریخ جنگهاى یهود و تاریخ باستانى قوم یهود به رشته ى تحریر در آورده و در سال ۹۳ میلادى به اتمام رسانده است، ولى در هیچ كدام به حضرت عیسى (ع) و قیام او اشاره اى نكرده است، در حالى كه به طور معمول باید به چنین شخص تاریخ سازى اشاره مى كرد. در دو مورد در كتاب اخیر به حضرت عیسى (ع) اشاره شده، ولى به قدرى ناشیانه است كه تقریباً تمام محقّقانْ ساختگى و جعلى بودن آن را پذیرفته اند. سكوت مورخین قرن اول در مورد حضرت عیسى و قیام او باعث شد كه عده اى از محققان وجود تاریخى حضرت عیسى را انكار كنند و او را یك افسانه بنامند. حتى «آلبرت شوایتزر»، كشیش و پزشك قرن بیستم در كتاب نقد زندگى عیسى نوشت: عیساى ناصرى كه به نام مسیح ظهور كرد، معنویت خدا را اعلام نمود و قلمروى الهى را در روى زمین برقرار ساخت، هرگز وجود نداشته است. براى مسلمانان اعتقاد به وجود تاریخى حضرت عیسى (ع)، امرى سهل است; زیرا كتاب آسمانى آنها، قرآن، به صراحت آن حضرت را پیامبرى بزرگ كه معجزات بسیارى داشته و بشارت به آمدن پیامبر اسلام(ص) داده، معرفى كرده است. برخى از محقّقان بر این باورند كه اسناد تاریخى دال بر وجود حضرت عیسى را مسیحیان و روحانیون معتقد به اولوهیت عیساى مسیح از بین برده اند; زیرا آن چه در تاریخ آمده، عیساى نبى است، نه عیساى خدا یا فرزند خدا. وجود عیساى نبى براى آنان خطرناك تر از مسیح بدون تاریخ بود و آنان به هیچ وجه مایل نبودند از یك عیساى تاریخى كه خود را هرگز خدا یا مسیح ننامیده بود، مدركى تاریخى ارائه دهند.
پی‌نوشت‌ها:
۱٫ بیت اللحم یکی از شهرهای ایالت ناصره در فلسطین امروزی می‌باشد .
۲٫ مریم: ۱۶٫و در این كتاب از مریم یاد كن، آنگاه كه از كسان خود، در مكانى شرقى به كنارى شتافت.
۳٫ کریسمَس (به انگلیسی: Christmas) (به فرانسوی: Noël) روزی است که برپایه گاهشماری مسیحیان زادروز عیسی دانسته می‌شود و بزرگترین جشن مسیحیان جهان می‌باشد. مسیحیان این روز را با آیینهای ویژه برگزار می‌کنند. برای نمونه درخت کریسمس را می‌آرایند و شخصیتی به نام بابانوئل در این روز پیشکشهایی به مردم می‌دهد. بیشتر مسیحیان این جشن را در ۲۵ دسامبر برگزار می‌کنند.
سرچشمه این جشن را در مهرپرستی -که کیش رومیان پیش از گرویدن به مسیحیت بود- می‌دانند؛ منبع: محمد بهشتی؛فرهنگ صبا / ویکی‌پدیای انگلیسی،نسخه ۲۲ دسامبر ۲۰۰۶
۴٫ مریم آیات ۲۷-۳۲
(مریم) در حالی كه او را در آغوش گرفته بود، نزد قومش آورد; گفتند:) «ای مریم! كار بسیار عجیب و بدی انجام دادی! (۲۷)ای خواهر هارون! نه پدرت مرد بدی بود، و نه مادرت زن بد كارها (۲۸)(مریم) به او اشاره كرد; گفتند:) «ؿگونه با كودكی كه در گاهواره است سخن،) بگوییم؟!» (۲۹)(ناگهان عیسی زبان به سخن،) گشود و) گفت: «من بنده خدایم; او كتاب (آسمانی) به من داده; و مرا پیامبر!) قرار داده است! (۳۰)و مرا – هر جا كه باشم- وجودی پربركت قرار داده; و تا زمانی كه زنده‏ام، مرا به نماز و زكات توصیه كرده است! (۳۱)و مرا نسبت به مادرم نیكوكار قرار داده; و جبار و شقی قرار نداده است! (۳۲)
۵٫ (۳) آل‏عمران: ۴۲
و [یاد كن‏] هنگامى را كه فرشتگان گفتند: «اى مریم، خداوند تو را برگزیده و پاك ساخته و تو را بر زنان جهان برترى داده است.»
۶٫ المائدة: ۷۵
مَا الْمَسیحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّیقَةٌ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآیاتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ
مسیح، پسر مریم جز پیامبرى نبود كه پیش از او [نیز] پیامبرانى آمده بودند؛ و مادرش زنى بسیار راستگو بود. هر دو غذا مى‏خوردند. بنگر چگونه آیات [خود] را براى آنان توضیح مى‏دهیم؛ سپس ببین چگونه [از حقیقت‏] دور مى‏افتند
۷٫ آل‏عمران: ۴۵
[یاد كن‏] هنگامى [را] كه فرشتگان گفتند: «اى مریم، خداوند تو را به كلمه‏اى از جانب خود، كه نامش مسیح، عیسى بن مریم است مژده مى‏دهد، در حالى كه [او] در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان [درگاه خدا] است.»
۸٫ المائدة: ۱۱۰
[یاد كن‏] هنگامى را كه خدا فرمود: «اى عیسى پسر مریم، نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور، آنگاه كه تو را به روح‏القدس تأیید كردم كه در گهواره [به اعجاز] و در میانسالى [به وحى‏] با مردم سخن گفتى؛ و آنگاه كه تو را كتاب و حكمت و تورات و انجیل آموختم؛ و آنگاه كه به اذن من، از گِل، [چیزى‏] به شكل پرنده مى‏ساختى، پس در آن مى‏دمیدى، و به اذن من پرنده‏اى مى‏شد، و كور مادرزاد و پیس را به اذن من شفا مى‏دادى؛ و آنگاه كه مردگان را به اذن من [زنده از قبر] بیرون مى‏آوردى؛ و آنگاه كه [آسیب‏] بنى‏اسرائیل را -هنگامى كه براى آنان حجّتهاى آشكار آورده بودى- از تو باز داشتم. پس كسانى از آنان كه كافر شده بودند گفتند: این‏[ها چیزى‏] جز افسونى آشكار نیست.
۹٫ انجیل یوحنا باب دوم
و در روز سيّم در قانای جلیل عروسی بود و مادر عیسی در آنجا بود و عیسی و شاگردانش را نیز به عروسی دعوت كردند و چون شراب تمام شد مادر عیسی بدو گفت شراب ندارندعیسی به وی گفت ای زن مرا با تو چه كار است ساعت من هنوز نرسیده است مادرش به نوكران گفت هر چه به شما گوید بكنید و در آنجا شش قدح سنگی بر حسب تطهیر یهود نهاده بودند كه هر یك گنجایش دو یا سه كیل داشت عیسی بدیشان گفت قدحها را از آب پر كنید و آنها را لبریز كردندپس بدیشان گفت الآن بردارید و به نزد رئیس مجلس ببرید پس بردندو چون رئیس مجلس آن آب را كه شراب گردیده بود بچشید و ندانست كه از كجا است لیكن نوكرانی كه آب را كشیده بودند می‏دانستند رئیس مجلس داماد را مخاطب ساخته بدو گفت هر كسی شراب خوب را اوّل می‏آورد و چون مست شدند بدتر از آن لیكن تو شراب خوب را تا حال نگاه داشتیو این ابتدای معجزاتیست كه از عیسی در قانای جلیل صادر گشت و جلال خود را ظاهر كرد و شاگردانش به او ایمان آوردند
۱۰٫ مریم: ۳۱
و هر جا كه باشم مرا با بركت ساخته، و تا زنده‏ام به نماز و زكات سفارش كرده است،
۱۱٫ مریم: ۳۲
۱۲٫ انجیل یوحنا باب دوم
۱۳٫ مریم: ۳۱
۱۴٫ (۶) الأنعام: ۸۵
وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْیى‏ وَ عیسى‏ وَ إِلْیاسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحینَ (۸۵)
۱۵٫ آشنایی با ادیان بزرگ حسین توفیقی؛ ص ۱۵۰
از آنجا كه مسیحیان معتقدند روح القدس پیوسته كلیسا را ارشاد می‏كند،آنان از روی‏ایمان خود می‏گویند كه فهمیدن راز تثلیث پیوسته به كمك پاپها،شوراها،اندیشمندان‏و عارفان،به رشد و پیشرفت خود ادامه خواهد داد.نخستین شوراهای كلیسایی اعلام‏كردند كه خدا یكتا،ولی دارای سه اقنوم است.كلمه اقنوم از ریشه یونانی و به معنای راه‏وجود است.بر این اساس،اقانیم سه گانه سه راه یا سه حالت برای وجود خدا و عمل اوست.نویسندگان مسیحی عرب زبان برای رساندن مفهوم تثلیث،از واژه یونانی الاصل‏«اقنوم»و از كلمه«صفت»(به معنای مظهر)استفاده كرده‏اند. معادل لاتینی كلمه ‏«اقنوم»(به معنای نقاب)است.
۱۶٫ مجموعه ‏آثار استاد شهید مطهرى ج‏۵ ۱۱۹
در مجلس مباحثه‏اى كه مأمون براى علماى مذاهب و ادیان تشكیل داده بود و حضرت رضا (ع) نماینده مسلمانان بود، بین حضرت رضا و عالم مسیحى درباره الوهيّت یا عبوديّت عیسى (ع) بحث درگرفت. عالم مسیحى براى عیسى مقام الوهیت و فوق بشرى قائل بود. حضرت رضا (ع) فرمود: «عیسى مسیح همه چیزش خوب بود جز یك چیز و آن این كه بر خلاف سایر پیامبران به عبادت علاقه‏اى نداشت!» عالم مسیحى گفت: «از تو اینچنین سخن عجیب است، او از همه مردم عابدتر بود».همینكه حضرت رضا اعتراف عبادت عیسى را از عالم مسیحى گرفت، فرمود: «عیسى چه كسى را عبادت مى‏كرد؟» آیا عبادت دلیل عبوديّت نیست؟ آیا عبوديّت دلیل عدم الوهيّت نیست؟
۱۷٫ مائدة: ۷۵٫مَا الْمَسیحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُل
۱۸٫ صف: ۶٫وَ إِذْ قالَ عیسَى ابْنُ مَرْيَمَ یا بَنی‏ إِسْرائیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتی‏ مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبینٌ (۶)
(۶۱) الصف: ۶٫و هنگامى را كه عیسى پسر مریم گفت: «اى فرزندان اسرائیل، من فرستاده خدا به سوى شما هستم. تورات را كه پیش از من بوده تصدیق مى‏كنم و به فرستاده‏اى كه پس از من مى‏آید و نام او «احمد» است بشارتگرم.» پس وقتى براى آنان دلایل روشن آورد، گفتند: «این سحرى آشكار است.»
۱۹٫ نساء: ۱۵۷٫وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسیحَ عیسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَ إِنَّ الَّذینَ اخْتَلَفُوا فیهِ لَفی‏ شَكٍّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّباعَ الظَّنِّ وَ ما قَتَلُوهُ يَقیناً (۱۵۷)
و گفته ایشان كه: «ما مسیح، عیسى بن مریم، پیامبر خدا را كشتیم»، و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند، لیكن امر بر آنان مشتبه شد؛ و كسانى كه در باره او اختلاف كردند، قطعاً در مورد آن دچار شكّ شده‏اند و هیچ علمى بدان ندارند، جز آنكه از گمان پیروى مى‏كنند، و یقیناً او را نكشتند.
۲۰٫ آل‏عمران: ۵۲-۵۳٫فَلَمَّا أَحَسَّ عیسى‏ مِنْهُمُ الْكُفْرَ قالَ مَنْ أَنْصاری إِلَى اللَّهِ قالَ الْحَوارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ اشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (۵۲) رَبَّنا آمَنَّا بِما أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدینَ (۵۳)چون عیسى از آنان احساس كفر كرد، گفت: «یاران من در راه خدا چه كسانند؟» حواریون گفتند: «ما یاران [دین‏] خداییم، به خدا ایمان آورده‏ایم؛ و گواه باش كه ما تسلیم [او] هستیم. پروردگارا، به آنچه نازل كردى گرویدیم و فرستاده‏[ات‏] را پیروى كردیم؛ پس ما را در زمره گواهان بنویس.
۲۱٫ انجیل متی باب ۲۰ آیه ۱۷؛ لوقا باب ۲۵٫
منابع:
http://www.snn.ir
گروه بین‌الملل خبرگزاری دانشجو
مسیحیت، مؤلف: سید محمد ادیب آل على، ناشر: انتشارات مركز مدیریت حوزه علمیه قم
بنیادهاى مسیحیت، كارل كائوتسكى، بى جا، بى تا، ص ۳۵
تاریخ جامع ادیان، جان بى. ناس، ص ۵۸۲
تحقیقى در دین مسیح، جلال الدین آشتیانى، ص ۱۴۷، ص ۱۵۱، ص ۱۷۰-۱۷۶
ادیان بزرگ جهان، هاشم رضى، ص ۴۷۱
مسیحیت شناسى مقایسه اى، محمدر ضا زیبایى نژاد، ص ۴۷

باکس شناور "همچنین ببنید"

بشارت

بشارت

« إِذْ قَالَتِ الْمَلآئِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *