خانه / اسوه ها / پیامبر(ص) / آمنه مادر خورشید

آمنه مادر خورشید

آمنه, مادر, خورشیدحضرت آمنه سلام الله علیها سلام الله علیها دختر وهب بن‏ عبد مناف است. مادر بزرگوارش «بره‏» دختر عبد العزى (۱) به شمار مى‏آمد. این دو بزرگوار در نسب‏ شریف به كلاب بن‏ مره بن‏ كعب بن ‏لوى مى‏رسند. در واقع پدر و مادر حضرت آمنه سلام الله علیها دختر عمو و پسرعمو بودند و از خصلت هاى مشابه بهره مى‏بردند.
خاندان «بنو زهره‏» همواره در افتخارهاى بزرگ قریش و حوادث پر شكوه مكّه شریك ‏بوده و برگ هاى زرینى از تاریخ مكّه به نام افتخار آفرین آن ها مزيّن شده است. عبد مناف، نیاى سوم پیامبر اسلام، مغیره نام داشت و «قمر البطحاء، ماه مكّه» (۲) خوانده ‏مى‏شد. او در قلب مردم موقعیتى ویژه داشت. شعار او پرهیزگارى، دعوت به تقوا، خوش ‏رفتارى با مردم و صله ‏رحم‏ بود. میهمان دارى از حجّاج بیت ‏الله الحرام با فرزندان عبد مناف بود. این ‏منصب با شكوه تا زمان پیامبر اسلام حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم به قوّت خود باقى بود. حضرت آمنه سلام الله علیها دختر «قمر البطحاء، ماه مكّه» نه تنها زیبایى چهره بلكه ویژگی هایى چون پرهیزكارى، مردم ‏دارى و … را نیز از پدر به ارث برده بود. «بره‏» مادر حضرت آمنه سلام الله علیها، نیز از خاندان شریف و بزرگوار «بنى‏كلاب‏» بود. در نسب ‏با وهب بن ‏عبد مناف اشتراك دارد. مادر بره، ام حبیبه نیز از همین نسب است. از زیبا ترین جلوه «ارحام ‏مطهّره‏» به شمار مى‏آید.
ویژگی هاى والاى حضرت آمنه سلام الله علیها آن چه بیش از هر چیز آدمى را جاودانه مى‏سازد، صفات نیك ‏و اخلاق شایسته اوست. ویژگی هاى اخلاقى افراد نشان ‏دهنده عظمت ‏شخصيّت آنان است. برجسته‏ ترین این صفات از زبان عبد المطلب، پیر بطحاء بیان مى‏شود. عبد المطلب، قبل از خواستگارى حضرت آمنه سلام الله علیها، نزد عبدالله، جوان برومند و زیباى ‏بنى‏ هاشم آمد و چنین گفت: « … پسرم حضرت آمنه سلام الله علیها دخترى است از خویشان تو و در مكّه مانند او دخترى نیست. … سوگند به عزّت و جلال خداوند، در مكّه دخترى مثل او -حضرت آمنه سلام الله علیها- نیست، زیرا او با حیا و ادب است. نفسى پاكیزه دارد. عاقل و فهیم و دین ‏باور است ». (۳)
بینش عمیق و عفت و پاكى این بانو چنان بود كه در باره وی چنین آمده است: حضرت آمنه سلام الله علیها در آن روز گاران از نظر نسب و ازدواج با فضیلت ‏ترین دختران قریش بود. از صفات برجسته دیگر این بانو ساده ‏زیستى و دورى از جلوه‏هاى مادى است. (۴)
پیامبر اسلام حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم مى‏فرماید: « … همانا من فرزند زنى ازقریشم كه گوشت ‏خشكیده مى‏خورد ». (۵)
پیامبر گرامى اسلام حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم را «سيّد النّاس و ديّان العرب‏»مى‏خواندند. على ابن‏ ابى‏ طالب علیه السّلام را نیز با این وصف ستوده ‏اند. (۶)
برخى دین را به معناى طاعت و گروهى به معناى هر آن چه با آن بندگى خدا مى‏شود، مى‏دانند. (۷)
پیامبر اسلام حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم مى‏فرماید: « … خداوند همواره مرا از پشت هاى پاك به رحم هاى پاك منتقل مى‏ ساخت تا این كه به این دنیاى ‏شما آمدم و هرگز به افكار و ناپاكی هاى جاهليّت آلوده نشدم ». (۸) از این حدیث پاكى وجود حضرت آمنه سلام الله علیها و طهارت فكرى او ثابت مى‏شود. بسیارى از دانشمندان اهل سنّت ایمان حضرت آمنه سلام الله علیها را بیان كرده اند. آن ها براى‏ اثبات این امر گفته‏اند: « … كعب الاحبار (۹) به معاویه گفت: من در هفتاد و دو كتاب خوانده‏ام كه فرشتگان، جز براى حضرت مریم علیها السّلام و حضرت آمنه بنت وهب سلام الله علیها براى ولادت هیچ پیامبرى به زمین نیامدند و جز براى‏ حضرت مریم علیها السّلام و حضرت آمنه سلام الله علیها براى هیچ زنى حجاب هاى بهشتى را برپا نساختند ». (۱۰)
«واقدى‏» و گروهى از دانشمندان اهل سنّت ‏گویند: خداوند متعال ‏هرگز زن كافره را در برابر زن با ایمانى مانند حضرت مریم علیها السّلام قرار نمى‏دهد. اگرحضرت آمنه سلام الله علیها ایمان نداشت، هرگز مقامات حضرت مریم علیه السّلام براى او به وجود نمى‏آمد. زیرا بین ‏ایمان و كفر فاصله بسیار است و هرگز این دو جمع نمى‏شوند. (۱۱)
شیخ صدوق: اعتقاد ما این ‏است كه پدران پیامبر اسلام حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم از حضرت آدم علیه السّلام تا حضرت عبدالله علیه السّلام و حضرت ابوطالب علیه السّلام و هم چنین حضرت آمنه سلام الله علیها، مادر پیامبر اسلام حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم، مسلم بوده‏اند. (۱۲)
حضرت امام صادق علیه السّلام نیز مى‏فرماید: حضرت جبرئیل علیه السّلام بر پیامبر اسلام حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم نازل شد و گفت: … اى پیامبر – اسلام حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم – خداوند تعالى بر تو سلام ‏فرستاد و گفت: … من آتش را بر صلب و پشتى كه تو را فرود آورد، بطنى كه حامل ‏تو بود، دامنى كه تو را تربیت كرد، حرام كردم. (۱۳)
مرحوم مجلسى (ره): این خبر دلالت ‏بر ایمان حضرت عبدالله علیه السّلام و حضرت آمنه سلام الله علیها و حضرت ابوطالب علیه السّلام ‏دارد. زیرا خداوند آتش را بر جمیع مشركان و كفار واجب كرده است و اگر اینان ‏مؤمن نبودند، آتش بر آنان حرام نمى‏شد.
این بانوى بزرگوار حضرت آمنه سلام الله علیها با واژه «محتشمه‏» در میان عرب شناخته شده بود. در كتب لغت این واژه را این گونه تعریف كرده‏اند: احتشام از حشمت گرفته شده است و به معناى گرفته بودن و حیا داشتن ‏است. حشمت ‏به معناى ادب و حیا است و زیباترین صفتى است كه بانوان كریمه ‏مى‏توانند داشته باشند و در سایه آن آسودگى جسمى و روانى یابند. (۱۴)
جریان خواستگارى «فاطمه‏»، همسر عبدالمطلب، از حضرت آمنه سلام الله علیها و آن چه در این مجلس به ‏وقوع پیوست، ‏حیا و ادب این دختر برگزیده عرب را نشان مى‏دهد: زمانى كه همسر عبدالمطلب به منزل وهب بن ‏عبد مناف آمد، حضرت آمنه سلام الله علیها در مقابل اوایستاد. خوش‏ آمد گفت و مقدمش را گرامى داشت. وقتى فاطمه نیكی هاى حضرت آمنه سلام الله علیها را دید،به مادرش گفت: « … من پیشتر حضرت آمنه سلام الله علیها را دیده بودم، فكر نمى‏كردم چنین با حسن و كمال باشد ». (۱۵)
سپس با حضرت آمنه سلام الله علیها گفتگو كرد و او را فصیح‏ترین زن مكّه یافت. آن گاه از جاى برخاست،نزد عبدالله شتافت و گفت: … فرزندم، در میان دختران عرب مانند او ندیدم. من او را مى‏پسندم … .
فهیم بودن از صفات و ویژگی هاى اولیاى الهى‏ است. حضرت عبدالمطلب علیه السّلام حضرت آمنه سلام الله علیها را با كلمه “عاقله” ستوده است. حضرت آمنه سلام الله علیها عقیله عرب، در فهم و كمال بى‏نظیر بود. سخن این بانوى بزرگ در هنگام ‏مرگ، نشان‏ دهنده میزان خرد و درك اوست. او به فرزندش پیامبر اسلام حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم مى‏گوید: … هر زنده‏اى مى‏میرد، هر تازه‏اى كهنه مى‏شود، هر گروهى فانى مى‏شوند و من مى‏میرم؛ امّا یاد من همیشه هست. من خیر به جاى گذاشتم و مولود مطهّرى [چون تو] زاده ام. (۱۶)
از دیگر صفات دختر شایسته مكّه حضرت آمنه سلام الله علیها شیرینى‏ بیان و گویایى كلام اوست. اشعار زیبایى كه از او به جاى مانده است، گواه درستى این سخن است. او خطاب به‏فرزندش پیامبر اسلام حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم چنین سرود:

ان صح ما ابصرت فى المنام
فانت مبعوث على الانام

من عند ذى الجلال و الاكرام
تبعث فى الحل و فى الحرام

تبعث‏ بالتحقیق و الاسلام
دین ابیك البرّ ابراهام

فالله انهاك عن الاصنام
ان لا توالیها مع الاقوام

یعنی: اگر خوابى كه دیدم درست ‏باشد، تو بر مردم مبعوث خواهى شد. از طرف خداوندى كه ‏داراى جلال و اكرام است. براى بیان حلال و حرام مبعوث مى‏شوى. براى حقّ ‏گویى و اسلام كه دین پدرت ابراهیم‏ است، بر انگیخته مى‏شوى. پس خداوند تو را از پرستش بتها و پیروى خویشان باز داشت. (۱۷)
پاكى و طهارت حضرت آمنه سلام الله علیها بر اهل مكّه‏ پوشید نبود. این طهارت به مناسبت هاى مختلف در سخنان و اشعار عرب مطرح شده ‏است. در توصیف این بانوى كریمه حضرت آمنه سلام الله علیها چنین نوشته‏اند: … به درستى كه چهره‏اش (حضرت آمنه سلام الله علیها) مثل ماه نورانى بود، درزیبایى و كمال از بهترین زنان به شمار مى‏آمد. از نظر صفات و دودمان نیز از بهترین‏ها بود. او هم پاكیزگى ظاهرى داشت و هم پاكى معنوى(عفت). (۱۸)  
ازدواج حضرت آمنه سلام الله علیها معیارهاى انتخاب از سوى خانواده حضرت عبدالله‏ علیه السّلام و حضرت عبدالمطلب و همسرش علیهما السّلام در انتخاب همسرى شایسته براى «ماه‏» مكّه‏ در دو بعد خلاصه مى‏شد:
۱٫ اصالت ‏خاندان و ویژگی هاى فردى، معیارهاى خانواده حضرت آمنه سلام الله علیها نیز بر اساس مادیات نبود، بلكه به كمال و عظمت روحى و معنوى خانواده عبدالله توجه داشتند.
۲٫ میزان مهریه به گواهى تاریخ پدر حضرت آمنه سلام الله علیها، پس از مراسم خواستگارى، به‏عبدالمطلب گفت: « … دخترم هدیه‏اى است ‏به فرزند شما، هیچ مهرى نمى‏خواهیم ». عبدالمطلب گفت: « … خداوند تو را جزاى خیر دهد، دختر باید مهر داشته باشد و كسانى از
بستگان ما نیز باید میان ما گواه باشند ». (۱۹)
«مهریه‏» یك ارزش ‏معنوى نیست و بسیارى آن نمى‏تواند نشان ‏دهنده جایگاه معنوى و اجتماعى فرد باشد. در فرهنگ اهل بیت علیهم السّلام، كمى مهریه نشان ‏دهنده برترى دختر است. به هر حال ‏این ازدواج، بى‏آن كه با مشكلاتى چون مهریه و جهیزیه رو به ‏رو شود، تحقق یافت.
هنوز نخستین فرزند حضرت آمنه سلام الله علیها پاى به گیتى ننهاده بود كه خبر فوت همسر مهربانش او را در اندوه فرو برد. لطف الهى، بردبارى، اشعارى كه در سوگ همسر خود مى‏سراید و رویاهاى دوران باردارى و فرزندى كه پیش از تولّد با او سخن مى‏گوید، تنها سرمایه‏هاى این زن پاك دامن به شمار مى‏آید، سرمایه‏هایى كه در سایه آن فرزندش را به دنیا مى‏آورد. شاید از این جهت است كه پیامبر اسلام حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم را نیز مانند حضرت مسیح علیه السّلام به نام مادر بزرگوارش مى‏خواندند.
«جارود» هنگامى كه از نزد پیامبر اسلام حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم برمى‏گردد، خطاب به قبیله‏اش چنین ‏مى‏سراید:

اتیتك یابن آمنه الرسولا
لكى بك اهتدى النهج السبیلا

یعنی؛ اى پسر آمنه، اى رسول خدا، آمدم سوى تو تا به وسیله تو به راه راست هدایت ‏شوم. (۲۰)
… اینك پس از گذشت قرن ها، مسلمانان با نام این بشر آسمانى در كره زمین به پا خاسته،
نماز عشق مى‏خوانند. بر مأذنه‏هاى جاودانه تاریخ، بانگ «اشهد انّ محمّدا رسول الله‏» گوش زمان رانوازش مى‏دهند و یاد و خاطره جاودانه ی مادر خورشید را در سیناى دل ها زنده‏ مى‏سازند. آرى، … تا پایان آفرینش، هر مسلمانى در هر كجاى تاریخ و در هر سرزمینى ‏بشكفد، رویش او وامدار بارش لطف الهى از دامان این مادر مهربان است.
محمّدرضا عابدی
پى‏ نوشت‏ ها:
۱٫ ریاحین الشریعه، ذبیح‏الله محلاتى، ج ۲، ص‏۳۸۶٫
۲٫ فرازهایى از تاریخ پیامبر اسلام، جعفر سبحانى، ص ۳۸٫
۳٫ بحارالانوار، علامه مجلسى، ج ۱۵، ص‏۹۹ / … فو الله ما فى بنات اهل مكّه مثلها، لانّها محتشمه فى نفسها طاهره مطهره عاقله‏ دینه یعنی؛ … … پسرم حضرت آمنه سلام الله علیها دخترى است از خویشان تو و در مكّه مانند او دخترى نیست. … سوگند به عزّت و جلال خداوند، در مكّه دخترى مثل او -حضرت آمنه سلام الله علیها- نیست، زیرا او با حیا و ادب است. نفسى پاكیزه دارد. عاقل و فهیم و دین ‏باور است.
۴٫ مادر پیامبر، دكتر بنت الشاطى، ترجمه دكتر احمد بهشتى، ص‏۹۹٫
۵٫ همان، ص ۱۸ / … انّما انا ابن امرائه من قریش تاكل القدید یعنی؛ … همانا من فرزند زنى ازقریشم كه گوشت‏ خشكیده مى‏خورد.  
6. مجمع البحرین، شیخ فخرالدین طریحى، ترجمه محمود عادل، ص‏۷۹ و ۷۸٫
۷٫ منجد الطلاب، ص ۲۳۱٫
۸٫ ریاحین الشریعه، ج ۲، ص ۳۸۸ / پیامبر اسلام حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم مى‏فرماید: « … لم یزل ینقلنى الله من اصلاب الشامخه الى الارحام‏المطهرات حتى اخرجنى الى عالمكم هذا و لم یدسننى دنس الجاهلیه خداوندهمواره مرا از پشتهاى پاك به رحم هاى پاك منتقل مى‏ساخت تا این كه به این دنیاى ‏شما آمدم و هرگز به افكار و ناپاكی هاى جاهلیت آلوده نشدم ».  
9. کعب الاحبار؛ کعب بن ماتع الحبر مکنی به ابواسحاق تابعی است و از یهودیان حمیر بود که به زمان عمر اسلام آورد. او را کعب الحبر نیز می گویند. (ناظم الاطباء). صاحب قاموس در کلمه ? حبر گوید: کعب الحبر صحیح است و احبار نباید گفت، صاحب تاج العروس در شرح آن آرد؛ از ابن درستویه نقل است که گفت؛ کعب الحبر به کسر حاء صحیح است و چون آن را معنی وصفی دهند کعب را با تنوین آورند و اگر حبر به معنی مداد آید بی تنوین ذکر شود و کعب به حبر اضافه شود. در کتاب شرح نظم الفصیح آمده: کعب الاحبار خالی از اشکال است چه اضافه با کوچک ترین سبب جائز است و در این جا سبب و رابطه ? قوی وجود دارد اعم از آن که حبر به معنی مداد گرفته شود یا دانشمند. او را از آن رو کعب الاحبار می گویند که صاحب کتب احبار بود. زرقانی در شرح مواهب می گوید: آن چه فیروز آبادی در منع کعب الاحبار گفته مسموع نیست و اشکالی در استعمال کعب الاحبار نمی باشد. شرح حال کعب الاحبار در تهذیب نووی و مثلث ابن السید آمده است. مرحوم دهخدا در یادداشتی نویسد: نام صحابی است که به اول دین یهود داشت و اخبار بسیاری از او روایت شده است که بیشتر اسرائیلیات است. این شخص را به غلط کعب الاخبار ذکر می کنند. فارسی زبانان آن را بدون الف و لام آرند یعنی کعب احبار.
۱۰ و ۱۱٫ بحارالانوار، ج ۱۵، ص‏۱۱۷ / … در «اعتقادات‏» خود مى‏فرماید: « … اعتقادنا فى آباء النّبى؛ انّهم مسلمون من آدم ‏الى ابیه و ابا طالب و كذا آمنه بنت وهب امّ رسول الله(ص)
۱۲٫ بحارالانوار، ج ۱۵، ص‏۱۱۷ / … یا محمّد انّ الله جلّ جلاله یقرئك السّلام و یقول انّى قد حرمت النّار على صلب ‏انزلك و بطن حملك و حجر كفلك … یعنی؛ … اى محمد(ص) خداوند تعالى بر تو سلام‏فرستاد و گفت: من آتش را بر صلب و پشتى كه تو را فرود آورد و بطنى كه حامل ‏تو بود و دامنى كه تو را تربیت كرد، حرام كردم.
۱۳٫ بحارالانوار، ج ۱۵، ص‏۱۱۷ /احتشام و هو افتعال من الحشمه بمعنى الانقباض و الاستحیاء و الحشمه الحیاء و الادب یعنی؛ احتشام از حشمت گرفته شده است و به معناى گرفته بودن و حیا داشتن ‏است. حشمت‏ به معناى ادب و حیا است و زیباترین صفتى است كه بانوان كریمه ‏مى‏توانند داشته باشند و در سایه آن آسودگى جسمى و روانى یابند.
۱۴٫ بحارالانوار، ج ۱۵، ص‏۱۱۷٫
۱۵٫ همان، ص ۱۰۰ و۹۹٫
۱۶٫ ریاحین الشریعه، ج ۲، ص‏۳۸۷٫
۱۷٫ همان / … انّها كان وجهها كفلقه القمر المضیئه و كانت من احسن النساء جمالا و كمالا وافضلهن حسبا و نسبا یعنی؛ … به درستى كه چهره‏اش (حضرت آمنه سلام الله علیها) مثل ماه نورانى بود، در زیبایى و كمال از بهترین زنان به شمار مى‏آمد و از نظر صفات و دودمان نیز ازبهترین‏ها بود. او هم پاكیزگى ظاهرى داشت و هم پاكى معنوى.(عفت)
۱۸٫ خصایص فاطمیه، ملاباقر واعظ كجورى، ص ۲۹۲٫
۱۹٫ زنان نامدار، دكتر احمد بهشتى، ص‏۱۹٫
۲۰٫ بحارالانوار، ج ۱۵، ص‏۲۴۷٫
منابع:
بلاغ؛ پایگاه اطلاع رسانی معاونت فرهنگی وتبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم
ماهنامه كوثر. شماره ۱۶٫ ن طیبى. پیامبر اسلام حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم و اهل بیت علیهم السّلام

باکس شناور "همچنین ببنید"

اسباب‌بازی‌های مناسب

بازی

نخندد طبع طفلان جز به «بازی»(۱) به فعالیّت های جسمی یا ذهنی برای سرگرمی، تفریح …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *