جمعه , ۲۷ مهر ۱۳۹۷
خانه / اسوه ها / مولود روز یازدهم
مولود روز یازدهم

مولود روز یازدهم

مولود روز یازدهم اللهّمَ صَلّ عَلی عَلی بنْ موسَی الرّضا المرتَضی الامامِ التّقی النّقی و حُجّتکَ عَلی مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثری الصّدّیق الشَّهید صَلَوةَ کثیرَةً تامَةً زاکیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَه کافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلی اَحَدٍ مِنْ اوْلیائِکَ. خدایا رحمت فرست بر علی بن موسی الرضا(ع) امام با تقوا و پاک و حجت تو بر هر که روی زمین است و هر که زیر خاک، رحمت بسیار و تمام با برکت و پیوسته و پیاپی و دنبال هم، چنان بهترین رحمتی که بر یکی از اولیائت فرستادی.

صبح یازدهمین روز از ماه ذی القعده، خورشید، جور دیگری نگاه می کند. هر چند سعی دارد با تمام انوارش بتابد، ولی انگار از طلوع خود شرمگین است؛ آخر پیش از او در خانه موسی بن جعفر(ع)، شکوه اتفاقی خجسته، تمام شهر را نور بخشیده و روشنای طلوعش، کائنات را پر کرده است. کسی آمده که برکت زمین است و آسمان هدایت؛ خورشید بی غروب کرامتی است که نور جاودان سخنش، در دل تاریخ پرتو می افکند؛ کسی که دین، به بیعت با او استوار شده و ولایتش، شرط دین است…

  • … و سلام بر تو که گستره خِلقت، جز با حضور روشن تو تکامل نمی گرفت و اهل بیت روشنایی، جز با وجود بی نهایت تو، خدا را برای همگان ترسیم نمی کرد.
  • … و سلام بر تو، آن دم که طلوع مشرقی ات، جان عالم را به بشارتی لم یزلی، سبز می دارد و صدای گریه ات در خانه امام کاظم(ع)، دامنه ای از شعف را برای همیشه رقم می زند.
  • … و سلام بر تو یا انیس النفوس! خوب می دانیم که آرامش ایران، مدیون حضور شما در خراسان است و قبله گاه آمال شدن این سرزمین، تنها وابسته به تبسّم کروبی تو در مشرق زمین است. آمده ای تا پویاترین عشق را در دل ما بانی باشی و سلسله تکامل را بنیان گذار!
  • … و سلام بر تو که رأفت و مهربانی، از قلب آسمانی تو سرچشمه می گیرد و بزرگی و بی کرانگی، در امتداد تو جریان دارد. ولایت، هدیه روشن و اساس عنایت خداوندی است بر خلق. و تو نماد مهربانی خدا با کائناتی. قدم در عالم خاک می گذاری؛ تا به یمن آمدنت، مدینه های جهان، ممتد بمانند و حیات ادامه داشته باشد.

«آب زنید راه را هین که نگار می رسد//مژده دهید باغ را بوی بهار می رسد»

کوچه های ذیقعده را که پشت سر گذاری، در یازدهمین منزل فرود می آیی. جایی که پروانه های سپید، چشمان پنجره ها را پوشانده اند. هر طرف که نگاه کنی، ترانه میلاد است و خنیاگرانی که بر دف ها می کوبند. تو آمده ای، با ردایی از سپیده تا مردمان توس را ضمانت کنی. می شناسمت، ای هشتمین چراغ! نامت، دست گیر دل های بی پناه و شبکه های ضریحت، پلی است تا نیازمندان، از رودخانه های رنج، عبور کنند. تو آمده ای تا مهربانی مان بیاموزی. دوستت دارم ای سنگ صبور این همه قلب بی قرار!…

  • درخت های این سرزمین، با نور گلدسته های تو بزرگ می شوند و گل ها، طراوت از گنبد طلایی تو می گیرند. بادهای این سرزمین، هر سحر بوی تو را می دهند و باران ها، لطافت تو را دارند.
  • عشق در این مرز و بوم، در نام تو خلاصه شده است و حیات، شجره ای است که باغبانش تویی. افتخار علم و دانش در این دیار این است که پیش کش سرای تو باشد. نشان های قهرمانی، ضرب نام تو را دارند و تابلوهای مینیاتور، تنها برگ سبزی است هدیه درویش.
  • پهلوانان در این آب و خاک، مریدان بارگاه تواند و دانشمندان، شاگردان مکتب آسمانی ات.
  • از تو نوشتن، مایه مباهات است و از تو سرودن، افتخار زبان ها. چه سعادتی بالاتر از آن که برای تو قلم بزنیم!…

حضرت ابوالحسن امام علی بن موسی الرضا‌ المرتضی(ع)(۱۴۸–۲۰۳ه‍.ق)، در مدینه به دنیا آمد. روز میلادت از سبزترین روزهای خداست؛ روز شکوفایی تو در دامن نجمه خاتون؛ روز لبخند امام کاظم(ع)؛ روز آرامش زمین؛ روز پشتوانه دار شدن عشق و روز قرار تمام آهو دلانی که در محبّت ولایت، سایه بانی از جنس عبودیّت دارند. آمدنت با شکوه و میلادت خجسته باد، ای غریب توس!…

مولود روز یازدهم

میلاد هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت بر عاشقان طریقش مبارک باد

میلاد علی بن موسی الرضا، مأوای دل شکستگان و تکیه گاه درماندگان، بر دلدادگان بارگاه و حریمش مبارک باد

سیمای کودکی امام رضا(ع)
امام رضا(ع) از نظر قیافه و سیمای ظاهری بسیار پرجذبه و زیبا بودند، صورت مبارکشان گندم گون، محاسن و قامتی معتدل داشتند. در چشمان درشت و سیاهشان که از زیر ابروان پرپشتشان نمایان بود، یک جهان جذبه و نفوذ معنوی موج می زد و هم چون جدّ بزرگوارشان، پیامبر(ص) دو رشته گیسو، چهره جذابشان را در میان داشت. شبیه ترین مردم به خاتم رسولان در عصر خودش بود، وقار، سطوت، متانت و هیبت آن حضرت در اوج بود. در عین حال جامه ای ساده و غالباً پیراهنی از پارچه های خشن بر تن می نمودند و تنها در مجالس عمومی و در میان مردم جبّه ای لطیف بر رویش می پوشیدند، ابن عباد می گوید: امام، تابستان ها بر روی حصیری می نشست و زمستان ها بر گلیمی استراحت می نمود. برای برخی نشست های جمعی، خویشتن را در مواقعی می آراستند(از لباس های متعارفی که آن زمان که مردم در مجالس رسمی می پوشیدند، استفاده می کردند).(شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج۲، ص۱۸۷) آن حضرت هم چون سایر ائمه(ع)، از همان سنین کودکی، رشد و کمال عقلی و اخلاق فوق العاده ای داشتند. امام کاظم(ع) در خصوص ایشان اشتیاق فراوانی بروز می دادند و علوم، معارف و رازهای امامت را به فرزندشان تعلیم می دادند و برای آن که امّت پس از شهادت امام هفتم(ع) حیران نگردند مقام شامخ امامت وی را به اصحاب نزدیک و پیروان خاصّ و مورد اعتماد خویش گوشزد می فرمودند. مفضّل بن عمرو می گوید: خدمت امام موسی بن جعفر(ع) مشرّف شدم در حالی که فرزندشان علی بن موسی الرضا(ع) در دامنشان قرار داشت و او را غرق بوسه می ساختند، و زبانشان را می مکیدند و گاهی بر دوش خویش سوار می کردند و زمانی کودک را در آغوش خویش می فشردند و خطاب به او می فرمودند: پدر و مادرم قربانت! چقدر بویت خوش، اخلاقت پاک و برتری و فضیلت تو آشکار است، عرض کردم: فدایت گردم برای این کودک علاقه و ارادتی در قلبم ریشه دوانید که نظیر آن برای احدی جز شما در دلم قرار نگرفته است، حضرت(ع) فرمود: ای مفضّل نسبت او با من هم چون نسبت من به پدرم می باشد؛ یعنی همان گونه که از میان فرزندان پدرم(ع) منصب امامت تنها به من رسید، از بین فرزندان من، او وارث این مقام معنوی و ملکوتی است. عرض کردم آیا پس از شما او صاحب امر و حجّت خدا بر روی زمین است، فرمود: آری هر کس از او پیروی کند رستگار گردیده و هر کس از فرمانش سرپیچی نماید، کافر می گردد.[اثباة الهداة، ج۶، ص۲۱] آری… امام رضا(ع) در پرتو تعالیم پدر بزرگوارش نشو و نما نمود و بالید و علوم و فضایلی را که آن حضرت از پدران خویش به ارث برده بود، دریافت نمود.

کنار ضریح و کبوتر
اتفاق دُر دانه ای است، حوالی تو،
وقتی عشق را دانه می پاشم
بر سنگ فرش هایی که
نشان از تو دارند.
میراث سرزمینم
از نسل آفتاب،
گلدسته های مشرقی است،
که احترام تو را ایستاده اند
و خورشید:
تمرّدی است نابخشودنی!
اگر از گنبد تو آغاز نشود…
من
گذشته تردید را
به آینده اجابت امیدوارم
تکلیف آرزو روشن است
که تقرّب را
کنار ضریح
برایم جا نگه داشته ای.(سودابه مهیجی)

اوضاع سیاسی و ولایت‌ عهدی
هم زمان با سال های پایانی خلافت هارون الرشید، خلافت امین(۴سال) و ۵سال اول خلافت مأمون عباسی، ۲۰سال امامت(۱۸۳-۲۰۳ق) امّت را به عهده داشت.[۱] به اجبار مأمون، به خراسان آورده شد. به اکراه، ولیعهد گردید.[۲] امامت امام رضا(ع) مقارن با ادامه‌ی حکومت هارون الرّشید، خلع شدن امین از سلطنت و خلافت مامون بود. مامون نخست پيش نهاد خلافت به امام(ع) كرد ولى امام شديداً از پذيرفتن آن خوددارى نمود. سپس ولايت عهدى خويشتن را به ایشان پيش نهاد كرد. در اين جا نيز امام مى دانست كه منظور تامين هدف‌هاى شخصى مامون است، لذا دوباره امتناع ورزيد ولى اصرار و تهديدهاى مامون چندان اوج گرفت كه به تصريح يا كنايه امام را به قتل تهديد كرد ولى امام باز هم زير بار نرفت. تا سرانجام از هر سو زير فشار قرار گرفت؛ آن گاه با نهايت اكراه مقام وليعهدى را پذيرفت. امام رضا(ع) مقام وليعهدی را پذيرفت مشروط بر اين كه در هيچ يك از امور حكومت دخالتی نكند و مسئوليتی به حضرتش محول نگردد و در شهر اقامت گزيند. امام رضا(ع) وليعهدى مامون را پذيرفت اما به اين حقيقت پى برده بود كه در صورت امتناع، بهايى را كه بايد بپردازد تنها جان خودش نمى باشد، بلكه علويان و دوستدارانشان همه در معرض خطر واقع مى شوند. اگر بر امام جايز بود كه در آن شرايط، جان خويشتن را به خطر بيفكند ولى در مورد دوستداران و شيعيان خود و يا ساير علويان هرگز به خود حق نمى داد كه جان آنان را نيز به مخاطره دراندازد. علاوه بر اين نيل به مقام وليعهدى يك اعتراف ضمنى از سوى عباسیان به شمار مى رفت داير بر اين مطلب كه علويان نيز در حكومت سهم شايسته اى دارند. مرقدش، زیارت گاه میلیون‌ها زائر است. مادرشان «نجمه» و کنیه حضرتش ابوالحسن و القابش: صابر، رضى، رضا و وفى است.[۳]

اوضاع علمی زمان امام رضا(ع)
امام رضا(ع) در زمان منصور به دنيا آمدند و در زمان خلافت مهدی، هادی، هارون الرشيد و مأمون زندگی كردند و اين(قرن ۲ه.ق)، زمانی بود كه فرهنگ و فكر اسلامی به خوبی پايه گرفت و رو به فزونی گذاشت. امام(ع) پناه اهل فكر و معرفت بود. با علماي فلسفه به مناظره می‌پرداخت. اهل فقه و شرع را هدايت و توجيه می‌كرد. در حالی که مراكز علمی مذاهب فقهی مختلف، در مدارس و در همه علوم و به همه زبان‌ها و ميان همه گروه‌ها پا گرفته بود و مدارس از جويندگان دانش در سطوح مختلف علمی، پر شده بود، به خصوص در زمان هارون الرشيد و مأمون و در زمان امامت ۳امام، امام صادق، امام كاظم و امام رضا(ع)، مامون دانشمندان ديگر اديان را جمع مى كرد، امام رضا(ع) را احضار مى كرد. آن ها از امام(ع) پرسش مى كردند و حضرت(ع) پاسخ آن ها را در مباحثات علمی، کامل مى داد.

اخلاق امام علی بن موسی رضا(ع)
ابراهيم بن عباس گوید: «هيچ كس را فاضل تر از ابوالحسن رضا(ع) نديده و نشنيده ام. از او چيزهايى ديده ام كه از هيچ كس نديدم: هرگز نديدم با سخن گفتن به كسى جفا كند؛ نديدم كلام كسى را قطع كند تا خود آن شخص از گفتن فارغ شود؛ هيچ‌گاه حاجتى را كه مى توانست برآورده سازد، رد نمى كرد؛ هرگز پاهايش را پيش روى كسى كه نشسته بود دراز نمى كرد؛ نديدم به يكى از دوستان يا خادمانش دشنام دهد؛ هرگز نديدم در خنده اش قهقهه بزند بلكه خنده او تبسم بود؛ چنان بود كه اگر تنها بود و غذا برايش مى آوردند، غلامان و خدمتگزاران و حتى دربان و نگهبان را بر سفره خويش مى نشانيد و با آن‌ها غذا مى خورد؛ شب‌ها كم مى خوابيد و بسيار روزه مى گرفت؛ ۳روز، روزه در هر ماه را از دست نمى داد و مى فرمود: اين ۳روز برابر با روزه يك عمر است؛ بسيار صدقه پنهانى مى داد». ایشان از عابدترين مردم در زمان خود و بالاترين آن‌ها در پارسايی و تقوی بود، تا جايي كه دشمنان آن حضرت هم بدان معترف بودند و نمی‌توانستند آن را انكار كنند.

امام رضا(ع) فرمود:

  1. «حقیقت ایمان با: دین‌شناسى، تدبّر و شکیبایى کامل مى‌شود».[۴]
  2. «صله رحم کنید. به بزرگ ترها احترام بگذاريد. با كوچك ترها مهربان باشيد».[۵]
  3. «هر کس خودش را با ما بداند و خدا را اطاعت نکند از ما نیست».[۶]
  4. «امام مونسی دلسوز، پدری مهربان و برادری همدل است».[۷]
  5. «از حرص و حسد، که امّت‌های گذشته را نابود کرده، بپرهیزید».[۸]
  6. «تقوا را درباره‌ی نعمت‌های الهی رعایت و آن ها را با گناه از خود مرانید».[۹]

مولود روز یازدهمدُرّدانه زهرا(س) پناهم می دهی؟…
زائری بارانی ام، آقا نگاهم می کنی؟
بی پناهم، خسته ام، تنها؛ به دادم می رسی؟
گـرچـه آهـو نیـستـم؛ اما پر از دلتنگی ام
ضامن چشمان آهوهـا، بـه دادم می رسی؟
از کبوترها کـه می پـرسم، نشانـم می دهند؛
گنبد و گلدسته هایت را، به دادم می رسی؟
ماهـی افـتاده بر خـاکم، لبـالـب تشنـگـی
پـهنه آبی تـرین دریـا؛ به دادم می رسی؟
مـاهِ نـورانیِ شب هـای سیـاهِ عـمرِ مـن
ماهِ من، ای ماهِ من؛ آیا به دادم می رسی؟
من دخیل التماسم را بـه چشمت بستـه ام
هشتمین درّدانه زهرا(س)، به دادم می رسی؟
بـاز هم مشهد، مسافرها، هیاهـوی حـرم
یک نفر فریاد زد: آقا! به دادم می رسی؟

پناهنده توایم آقا!

  • پنجره فولادت، جاده ابریشمی است برای ذهن خستگان تا به شما پیوند خورند.
  • رو به روی جلال شما می ایستم تا اشک هایمان را قطره قطره در صحن حرمت جاری کنیم.
  • در هیاهوی بی پناهان، پاسخ شما را می شنوم که از آن سوی پنجره زمزمه می کردی: «نگاه دار سر رشته تا نگه دارم».
  • بیا و زائرانت را که پرندگان بی بال و پر تواند و به نوشیدن جرعه ای از نگاه شما دل خوشند، همچون کبوتران گنبدت پناه گاه باش…
  • … به ضریحت که چشم می دوزیم، رازی میان زمزمه های ما با شما از نگاهمان جاری است. راز نهانی ما را بخوان که هلال طلایی گنبدت، ماه شب های تار دل شکسته ماست.

«به ملازمان سلطان که رساند این دعا را//که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را»حافظ

امام علی بن موسی الرضا(ع) و بزرگان اهل سنّت:

  • ابن حجر عسقلانی: «‌رضا نسبی شریف داشت و از اهل علم و فضل بود.‌»[۱۰] همو ابوبکر بن خزیمه(امام اهل حدیث) و ابوعلی ثقفی را به همراه بزرگانی دیگر از اهل سنّت یاد می کند که به زیارت قبر امام(ع) رفته اند. راوی گوید: ابوبکر بن خزیمه چنان به بزرگداشت این بقعه و فروتنی و زاری نزد آن پرداخت که ما متحیر شدیم.[۱۱]
  • یافعی: «‌امام بزرگوارِ بزرگ شمرده شده، نسل مهتران گرامی تران، ابوالحسن علی بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن زین العابدین علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب، از امامان ۱۲گانه، صاحبان منقبت ها، کسانی که امامیه بدان ها منتسب‌اند،… ».[۱۲]
  • ابن حبان: قبر امام رضا(ع) در سناباد، خارج نوقان در کنار قبر رشید زیارت می‌شود و من آن را بارها زیارت کرده‌ام. هنگامی که در طوس بودم مشکلی برایم پیش نیامد که قبر علی بن موسی الرضا(ع) را زیارت کنم و خدا را بخوانم که آن مشکل را برطرف نماید مگر این که دعایم مستجاب شد و مشکل برطرف شد. این را بارها تجربه کرده‌ام و چنین یافته ام. خدا ما را با محبّت مصطفی و اهل بیتش(ص) بمیراناد.[۱۳]
  • ابن نجّار بغدادی: وی در علم و دین چنان جایگاهی داشت که با ۲۰سال سنّ، در مسجدالنّبی(ص) فتوا می‌داد.[۱۴]

برای مطالعه بیش تر ر.ک.به:
۱ .صدوق، عیون اخبار الرّضا(ع)، ترجمه علی اکبر غفاری، تهران: نشر صدوق، ۱۳۷۳ش.
۲ .فضل الله، محمدجواد، تحلیلی از زندگانی امام رضا(ع)، ترجمه محمدصادق عارف، مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، ۱۳۷۷ش.
۳ .حسینی، جعفر مرتضی، زندگی سیاسی هشتمین امام، ترجمه سیّدخلیل خلیلیان، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۱ش.
۴ .جعفریان، رسول، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه(ع)، قم: انصاریان، ۱۳۸۱ش.

پانویس:
۱ .الطبرسی، ج۲، ۱۴۱۷ه‍.ق.، صص۴۱-۴۲.
۲ .ویکی شیعه، مدخل امام رضا(ع)
۳ .خيزران مرسى یا «تکتم» پرستار و خدمتکار زنان بود. برخى نام وى را شقراء نوبيه، كه اروى اسم او و شقراء لقبش بوده و گروهی هم به ایشان نجمه(ام‌ّالبنين)مى گفتند.
۴ .لایستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا؛ بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۳۳۹، ح ۱٫
۵ .وَقِّرُوا كِبارَكُم وَارحَمُوا صِغارَكُم وَصِلُوا اَرحامَكُم؛ عیون اخبارالرضا، ج ۲، ص ۲۶۵٫
۶ .مَنْ کَانَ مِنَّا وَلَمْ یُطِعِ اللهَ فَلَیْسَ مِنَّا؛ سفینة البحار، ص ۹۸٫
۷ .اَلْاِمَامُ اَلْاَنِیسُ الرَّفِیقُ وَالْوَالِدُ الشَّفِیقُ وَالْاَخُ الشَّقِیقُ؛ مسند الامام الرضا(ع)، ج۱، ص۶۹٫
۸ .اِیَّاکُمْ وَالْحِرْصَ وَالْحَسَدَ فَاِنَّهُما اَهْلَکَا الْاُمَمَ السَّالِفَةَ؛ بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۳۴۶٫
۹ .یَا اَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوااللهَ فِی نِعَمِ اللهِ عَلَیْکُمْ فَلاتُنْفِرُوهَا عَنْکُمْ بِمَعَاصِیهِ؛ عیون اخبارالرضا، ج۲، ص۱۶۹٫
۱۰ .عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۳۸۹.
۱۱ .عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۳۸۸.
۱۲ .یافعی، ج۲، ۱۴۱۷ه‍.ق. ص۱۰. «‌توفّی الإمام الجلیل المعظّم سلالة السادة الأکارم أبو الحسن علی بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن زین العابدین علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب، أحد الأئمّة الأثنی عشر، أولی المناقب الذین انتسبت الإمامیة إلیهم، و قصروا بناء مذهبهم علیه.‌»
۱۳ .ابن حبان، ج۸، ۱۴۰۲ه‍.ق.، صص۴۵۷.
۱۴ .ابن النجار، ذیل تاریخ بغداد، ج۴، ص۱۳۵؛ نیز ر.ک: عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۳۸۷.

منابع:

  • ویکی فقه
  • پايگاه حوزه
  • سرچشمه دانش، عبدالکریم پاک‌نیا، مبلغان، ش ۲۵، بهمن ۱۳۸۰٫
  • اشارات، آذر ۱۳۸۶، شماره ۱۰۳، ولادت حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع).
  • گوشه‌ای از زندگانی امام رضا(ع)، علی شریعتی، گلستان قرآن، ش ۱۰۶، ۱۳۸۰٫
  • سیره معصومان، سید محسن امین، علی حجتی کرمانی، سروش، تهران، ۱۳۷۴٫
  • زندگی سیاسی هشتمین امام، جعفر مرتضی حسینی، ترجمه خلیل خلیلیان، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۳٫

باکس شناور "همچنین ببنید"

خیزران

خـِیزَران

یا مزن چوب جفا را بر لب و دندان من یا بگو بیرون روند از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − 11 =