آثار سفر

آثار سفر

آثار سفر

 اشاره‏ ای به فواید و آثار سفر می‏تواند سختی و دشواری سفر را به امید رسیدن به این فایده‏ ها، بر آدمی آسان سازد.

از مهم‏ترین آثار سفر می‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. شناخت نشانه های الهی

وقتی مسافر از منزل خویش قدم بیرون می‏نهد، اگر با دقت به اطرافش بنگرد، معنی این شعر را می‏تواند درک کند:با صد هزار جلوه برون آمدی که من با صد هزار دیده تماشا کنم تو را[1]دیدن سرزمین‏های مختلف، کوه‏ها و صحراها، دریاها و حیوانات و گیاهان متنوع، قلب هر بیننده‏ای را متوجه خداوند می‏سازد و اگر انسان با دیده دل نظر کند، می‏بیند که هر موجودی، دلیلی بر وجود و یگانگی خداوند است و با دقت و تدبر در جهان است که انسان به قدرت خداوند متعال پی می‏ برد. چون ندانی ز خود سفر کردن بایدت در جهان گذر کردن // تا ببینی نشان قدرت او ;با تو گوید زبان قدرت او[2]نتیجه چنین سفری است که انسان را به سفر معنوی و سیر و سلوک الی‏اللّه‏ سوق داده است و در رسیدن به سر منزل مقصود یاری می‏دهد.أَمَّنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَةٍ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ یَعْدِلُونَ (60) أَمَّنْ جَعَلَ الْأَرْضَ قَراراً وَ جَعَلَ خِلالَها أَنْهاراً وَ جَعَلَ لَها رَواسِیَ وَ جَعَلَ بَیْنَ الْبَحْرَیْنِ حاجِزاً أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُونَ (61)[3](آیا بتهایى كه معبود شما هستند بهترند) یا كسى كه آسمانها و زمین را آفریده؟! و براى شما از آسمان، آبى فرستاد كه با آن، باغهایى زیبا و سرورانگیز رویاندیم شما هرگز قدرت نداشتید درختان آن را برویانید! آیا معبود دیگرى با خداست؟! نه، بلكه آنها گروهى هستند كه (از روى نادانى، مخلوقات را) همطراز (پروردگارشان) قرار مى‏دهند! (60)یا كسى كه زمین را مستقرّ و آرام قرار داد، و میان آن نهرهایى روان ساخت، و براى آن كوه‏هاى ثابت و پابرجا ایجاد كرد، و میان دو دریا مانعى قرار داد (تا با هم مخلوط نشوند با این حال) آیا معبودى با خداست؟! نه، بلكه بیشتر آنان نمى‏دانند (و جاهلند)! (61)

  1. عبرت آموزی

خداوند متعال در قرآن کریم در موارد متعدد بندگان را به عبرت‏آموزی و پندگیری دعوت می‏کند و دستور می‏دهد که «ای پیامبر! به مسلمانان بگو: در زمین مسافرت کنید و بنگرید که عاقبت تکذیب‏کنندگان چگونه بود.»[4] آری، هنگامی که انسان از کنار شهرهای ویران می‏گذرد باید بیاندیشد که روزگاری درون این خانه‏ها مردمانی زندگی می‏کرده اند، ولی اکنون خانه‏های آنان متروکه و ویران شده است و ساکنانشان به دست فراموشی سپرده شده‏اند ،با اینکه شاید عمرشان یا مال وثروت آنها از ما بیشتر بوده ،ولی همگه دارایی های خود را گذاشتند ورفتند،آری انسان در این دنیا مسافر است و این، مسیری است که ما نیز دچار آن خواهیم شد. چنین افکاری در دل نبستن انسان به دنیا و درک فانی بودن آن کمک به‏ سزایی می‏کند و انسان را به پرهیزکاری و تقوا نزدیک‏تر می‏سازد

  1. نشاط و شادابی روحی-روانی

از آنجا که سفر، حرکت و تنوعی در زندگی است، نشاطی در انسان ایجاد می‏کند که بر سلامت جسم و روان بسیار مؤثر است. امروزه روان شناسان برای درمان بسیاری از بیماری‏های روانی و حتی بیماری‏های جسمی بیماران خود که ریشه در مشکلات روانی دارند، مسافرت به مکان‏های گوناگون و به ویژه خوش آب و هوا را به آنان پیش‏نهاد می‏کنند.مسافرت، یکی از عوامل سازنده شخصیت انسان است و در قرآن مجید نیز چندین مرتبه به آن اشاره شده است، خداوند تبارک و تعالی بارها توصیه می‏کند:أَفَلَمْ یسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ یسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ[5].آیا آنان در زمین سیر نکردند، تا دلهایی داشته باشند که حقیقت را با آن درک کنند؛ یا گوشهای شنوایی که با آن (ندای حق را) بشنوند؟! چرا که چشمهای ظاهر نابینا نمی‌شود، بلکه دلهایی که در سینه‌هاست کور می‌شود.چرا سفر نمی‏کنند تا در نتیجه سفر قلب‏هایی پیدا کنند که با آنها تعقل و فکر کنند.طبیعی است زندگی در محیط‏های بسته و در میان آداب و سنن قومی، انسان را در طلسم تعصبات گرفتار می‏سازد و روح آزاد و چشم حق‏بین وی را ضعیف می‏کند و منطق وحی، چنین فرهنگی را محکوم می‏کند. افزون بر این، بیشتر مسافرت‏ها با حرکات اعضای مختلف بدن همراه است و تحرک بدن در مسافرت، زیادتر است و از تأثیر این تحرک بر اعصاب و دیگر اندام‏ها نباید چشم پوشی کرد.

  1. آشکار شدن استعدادها و نقاط ضعف

یکی از فایده‏های ارزشمند سفر، شناخت نقاط قوت و ضعف افراد است و همین مطلب از مسائل مهم روان‏شناسی و تربیت نیز به شمار می‏رود. برای تشخیص استعداد انسان‏ها، برای اینکه بدانند برای چه خلق شده‏اند تا اینکه در مسیر استعداد و کشش درونی، تربیت شوند و موضع مناسب خود را در اجتماع پیدا کنند، گردش و مسافرت می‏تواند به آسانی، این زمینه را بوجود آورد. بسیاری از صفات خوب وبد انسان، در سفر بروز می‏کنند که انسان در وطن خویش از آنها غافل است؛آتش کند تمیز ز هم نقد و قلب را  اخلاق خوب و زشت شود در سفر جدا[6]مسافرت، برای تهذیب نفس نیز بسیار لازم و مهم است؛ زیرا در سفر، پنهانی‏های اخلاق آشکار می‏شود و از همین جهت است که از کسی که شاهدی را تأیید ‏کرد، پرسیدند: آیا در سفری با او همراه بوده‏ای تا کاملاً به مکارم اخلاق او پی ببری؟ او گفت: نه، گفتند: پس تو او را کاملاً نمی‏شناسی.از مرحوم شبّر نقل شده است که گفت: ای گروه قاریان! به سفر بروید تا مهذب شوید؛ زیرا آب (هر قدر هم که پاکیزه باشد) اگر زیاد در یک محل بماند، بد بو می‏شود.بسیار سفر باید تا پخته شود خامی صوفی نشود صافی تا در نکشد جامی

5- ارتباط بهتر با همسر و فرزندان

سفر به شما این امکان را می دهد که بدون فکر کردن به وظایف و گرفتاریهای روزمره زندگی، زمان بیشتری را با خانواده بگذرانید و کمی به گذشته برگردید. دور شدن از محیط خانه و کار، باعث تجدید قوا و آرامش روحی-روانی اعضای خانواده نیز می شود، ازطرفی فرصت بیشتری پیدا می شود تا کمی به وظایف شرعی و قانونی خود دقت کرده وکاستیها را جبران نماییم.

دیگر فواید سفر عبارتند از: تنوع در زندگی، استفاده از هوای آزاد، آشنایی با افراد و فرهنگ های مختلف، خاطرات سفر، مطالعه در سفر.[7]

سفر آرامش می‌آورد 

تلویزیون ایران، مجری ـ کارشناسانی به خود دیده است که طبیعت را موضوع برنامه‌های خود قرار داده‌اند و در آشتی دادن مردم با طبیعت، تلاش کرده‌اند: غلامعلی بِسکی، اسماعیل میرفخرایی، ایرج میلانی، محمّد علی اینانلو و … . میلانی، متناسب با نیاز زمانه ما، همه جاذبه‌های گردشگری را موضوع برنامه‌های خود قرار داده است؛ برنامه‌هایی که در سفر، شکل می‌گیرند. ایرج میلانی، متولّد سال 1342 در میلان تبریز است. لیسانس کارگردانی فیلم و فوق لیسانس هنر از دانشگاه تهران دارد. شاید تا به حال، فرصت کرده باشید برنامه‌هایش را 5شنبه‌های هر هفته از گروه خانواده شبکه اوّل سیما دنبال کنید. او مرد سفر است و سفرهای جالبی به نقاط مختلف ایران داشته و دارد. ایده‌های جالبی برای سفر کردن دارد. شاید نکاتی که برنامه‌های او را جذّاب کرده و باعث همراهی بینندگان با او شده است، سادگی، صداقت و صمیمیت او در هم‌زیستی و هم‌رنگی با مردمی است که به شهرها و آبادی‌هایشان سفر می‌کند. در طول مدّتی که در گفتگویی مهمان ما بود، در مورد سفر و جاذبه‌های آن، حرف‌های زیادی گفت که برای شما هم جذّاب است. با ما همراه باشید.

  • آقای میلانی! چه قدر قبول دارید که طبیعت و سفر کردن، باعث رشد تفکّر می‌شود؟ خیلی زیاد. واقعاً سفر کردن و دیدن طبیعت و توجّه به تاریخ و آنچه به جای مانده، انسان را پخته می‌کند. لمس تاریخ و مناظر طبیعی از نزدیک، بهتر است از سال‌ها مطالعه و تحقیق بدون دیدن. سفر کردن، روح انسان را وسعت می‌دهد. توجّه به عظمت خداوند، انسان را رشد می‌دهد و شاید اگر غرق اندیشه و جستجو در نعمت‌های خداوند و آفریده‌های او بشویم، از دغدغه‌های روزمرّه، کمتر آزار ببینیم. به عقیده من، دیدنِ یک نقطه تازه و کشف جواب‌های تازه، آرامش خاصی را به انسان هدیه می‌کند. هر کس آثار سفر، مانند؛ «سفر آرامش می آورد» را، قبول ندارد امتحان کند.
  • خیلی‌ها انگیزه‌های سفر را از دیدن برنامه‌های شما به دست می‌آورند. این انگیزه برای سفر کردن، در خود شما چه طور به وجود آمده است؟سفرهایم از اشتیاق به کوه نوردی شروع شد. البته اوایل، به کوه نوردی، به عنوان یک ورزش، نگاه می‌کردم؛ امّا بعدها به دلیل سفرهایی که در بطن کوه نوردی وجود داشت، تصمیم گرفتم بیش تر به این حوزه بپردازم. البته این قضیه برمی‌گردد به سال‌های 59 تا 60 که به اغلب کوه‌های معروف ایران سفر کردم و از کوه‌ها و مناظر طبیعت، عکّاسی می‌کردم. یک روز، یکی از دوستانم از من خواست که یکی از برنامه‌های سفرم را به شکل یک ایتم(میان‌برنامه) 5دقیقه‌ای در برنامه «این جا فرداست» پخش کند. قبول کردم و مدّت‌ها با این برنامه همکاری داشتم؛ ولی چون پخش برنامه، منظّم نبود و بعدها هم تعطیل شد، نتیجه چندانی به دست نیامد، تا این که دکتر حاتمی، مدیر گروه خانواده، شبکه اوّل، از من دعوت به همکاری کرد. چون برنامه سفرهایم، هفته‌ای یک بار، با زمان مناسب پخش می‌شد، رفته‌رفته، جای خوبی پیدا کرد، تا به امروز.
  • برخی عقیده دارند که سفر کردن، هزینه‌های بالایی دارد. ایا با هزینه کم هم می‌شود سفر خوبی داشت؟ بله. ببینید، این مسئله، به سطح توقّع افراد بستگی دارد؛ ولی در سفر کردن، مقداری از هزینه‌ها ضروری است. حتّی من نمونه‌هایی را از سفرهای ارزان‌قیمت، سراغ دارم. مثلاً فردی که با دوچرخه سفرکرده و هنگام خروج از شهرش فقط دو هزار تومان همراهش بوده. درست مثل سفرهای قدیمی ایران که افراد، پولی همراه خودشان نمی‌بردند، چون ممکن بود در طول سفر به خاطر پول، جانشان را از دست بدهند؛ ولی مسافران، وقتی وارد شهری می‌شدند، بزرگان آن شهر یا آبادی، مهمان‌نوازی می‌کردند و شاید دلیل آن برمی‌گردد به این که در آن دوره، مردم، دوست داشتند نام نیک آن ها بین مسافران، نشر پیدا کند. در نتیجه، این سنّت، مرسوم بود؛ امّا نمی‌شود این مورد را به همه تعمیم بدهیم. به هر حال، هر کس بسته به شرایط زندگی‌اش می‌تواند راه‌های ارزانی برای سفر پیدا کند. یعنی این که به هر مسافرخانه‌ای راضی باشد، از امکانات خودش استفاده کند، از وسایل نقلیه عمومی بهره بگیرد و… .
  • یعنی به نوعی سفر با اعمال شاقّه را بپذیرد؟نه! انگیزه‌های سفر را باید تفکیک کنیم. بعضی از مسافران، برای استراحتْ سفر می‌کنند. پس هتل و امکانات خوب می‌خواهند. برخی می‌روند که جای جدیدی را تجربه کنند. پس به یک سفر معمولی هم راضی هستند. عدّه‌ای برای ماجراجویی سفر می‌کنند تا علاقه‌هایشان را دنبال کنند. پس به دنبال سفرهای خطرناک و پرماجرا هستند.
  • سفرهای شما از کدام دسته است؟شاید بشود یک طبقه دیگر هم به این دسته‌بندی اضافه کنیم و آن هم رفع کنجکاوی باشد؛ یعنی احساس تمایل به کسب اطّلاع بیشتر. وقتی«سفرنامه» ناصر خسرو را می‌خوانیم، می‌بینیم که او به قصد کنجکاوی و شناخت غرب، از شرق، سفرکرده است. اگر چه در طول سفر، ماجراهایی برایش اتّفاق افتاده؛ ولی سفرکرده تا غرب را بشناسد، نه بیش تر. بر عکس، سفرنامه شاردِن را که می‌خوانیم، متوجّه می‌شویم که او به قصد ماجراجویی به ایران سفر کرده است. در هر صورت، به نظر می‌اید میلانی، جهت ارضای حسّ کنجکاوی و یافتن پاسخِ سؤال‌هایش سفر می‌کند. پس برایش مهم نیست که کِی بخوابد، چه بخورد، با چه وسیله‌ای سفر کند و… .
  • شما قبل از سفر کردن به هر نقطه، در مورد آن، مطالعه می‌کنید؟نه. خیلی موافق این نیستم که قبل از سفر، مطالعه کنم. دوست دارم سفر کنم، تجربه کسب کنم و بعد، روی آن چه دیده‌ام، تحقیق و مطالعه داشته باشم. آن وقت، هر چه درباره نقطه‌ای که سفر کرده‌ام می‌خوانم، ملموس‌تر و عینی‌تر خواهد بود.
  • امّا به هر حال، به نظر می‌رسد شما اطلاعاتی از مناطق دارید که برای خودتان خیلی عادی و معمولی است؛ امّا جوان‌ها ندارند و دوست دارند داشته باشند. منابع خاصّی را در این زمینه می‌شناسید؟ نه. به شکل جامع، منابعی را نمی‌شناسم که معرّفی کنم. باید مورد آن مشخّص باشد. مثلاً جاذبه‌های استان قم، خوزستان، فارس و …؛ ولی من هم خلأ یک کتاب راهنمای جامع سفر را حس می‌کنم.
  • خودتان به این فکر نیفتاده‌اید که ماحصل سفرهایتان را به شکل مکتوب، ارائه کنید؟چرا، خیلی فکر کرده‌ام؛ ولی مجالی پیدا نکرده‌ام. چون مشغله زیادی دارم.
  • چه قدر قبول دارید که طبیعت و سفر کردن، باعث رشد تفکّر می‌شود؟ خیلی زیاد. واقعاً سفر کردن و دیدن طبیعت و توجّه به تاریخ و آنچه به جای مانده، انسان را پخته می‌کند. لمس تاریخ و مناظر طبیعی از نزدیک، بهتر است از سال‌ها مطالعه و تحقیق بدون دیدن. سفر کردن، روح انسان را وسعت می‌دهد. توجّه به عظمت خداوند، انسان را رشد می‌دهد و شاید اگر غرق اندیشه و جستجو در نعمت‌های خداوند و آفریده‌های او بشویم، از دغدغه‌های روزمرّه، کمتر آزار ببینیم. به عقیده من، دیدنِ یک نقطه تازه و کشف جواب‌های تازه، آرامش خاصی را به انسان هدیه می‌کند. هر کس قبول ندارد، امتحان کند.
  • به عنوان آخرین سؤال: برنامه خاصی برای سفرهای اینده دارید؟بله. در اینده، قصد دارم سفری به چین داشته باشم که امیدوارم برنامه‌های جالبی را از آن جا برای مردم، آماده نمایش کنم. ما هم امیدواریم و برای دیدن برنامه‌های آن سفر، منتظر می‌مانیم.

پانویس:

  1. حافظ
  2. اوحدی مراغه ‏ای
  3. نمل
  4. انعام:11
  5. حج: 46
  6. صائب تبریزی
  7. سایت تبیان: زهره پری نوش

منابع:

  1. تبیان: زهره پری نوش
  2. حدیث زندگی :: مرداد و شهریور 1386، شماره36، ملیحه پژمان در گفتگو با ایرج میلانی و حسین مردانپور.

باکس شناور "همچنین ببنید"

پاداش

پاداش الهی

پیامبران با دعوت به اسلام[1]، راه‌های رسیدن به پاداش الهی را معرفی کردند[2] که می‌توان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *