پنج شنبه , ۲۴ آبان ۱۳۹۷
خانه / اسوه ها / دل نوشته‌های اربعین
غوغای دل

دل نوشته‌های اربعین

اربعین خوناگر در میهمانی اربعین حاضر شوی،
دیگر برایت خیلی سخت می‌شود؛
چون حسّ می‌کنی، تنها در اربعین است که …
می شود فاطمه پریشانش،
می رسد دست او به دامانش،
می شود سفره دل حسینی ها گشوده،
مشك های پر اشك سقا، می گردد به دنبال جان های تشنه و تازه از اسارت برگشته،
۴۰روز که از عاشوراء بگذرد، عاشوراء ۴۰روزه می شود. می شود «اربعین»، اربعین امام حسین(ع)
«اربعین» گرچه به نام ایشان است، اما در حقیقت به اسراء و دسترنج ایشان تعلّق دارد.
«اربعین» روز تجلیل از كاروان أُسرائیست كه كتاب تاریخ عاشوراء را برای مردم، شهر به شهر خواندند و گروه گروه مردم را بیدار كردند.
مردمی كه به خواب غفلت فرو رفته و از تبدیل شدن امامت به سلطنت غافل بودند.
۴۰روز که بگذرد، عاشوراء ۴۰روزه می شود. تو نیز باز می گردی.
آری!
باز می گردی به سرزمینی که دلت همانند گلبرگ های پرپر، از هم گسیخته می گردد!
همان سرزمینی که هر جایش قدم گذاری، ردّی از خون آبله های اسارت و درد را می بینی!
همان سرزمینی که دل ۳ساله دختر از داغ سربریده پدر آب شد، امّا آب ننوشید!
و این سرزمین هنوز روایت می کند این کابوس تلخ را بریده بریده!
و تو به این سرزمین بازگشته ای! و دوباره آن روز را در خاطر خود تداعی می کنی که ظهر بود و خورشید، در میانه آسمان! و گوش فلک پر از صدای چکاچک شمشیرها و تاخت و تاز اسب ها! و اینک خورشید بی رمق می تابد و خاک بوی اندوه می دهد. شمشیرهای آخته، بی نیام بر خاک افتاده است! هنوز بوی دود و خون خاطره تلخ خیمه های سوخته را در ذهن تداعی می کند. هنوز تلخی این شوکران(۱)، جان تاریخ را مسموم می سازد! آسمان شرحه شرحه این همه زخم را هر روز روایت می کند و به سوگ می نشیند.

بنازم آن که دایم گفتگوی کربلا دارد
دلی چون جابر(۲) اندر جستجوی کربلا دارد
دلش چون کربلا کوی حسین است و نمی داند
که هم چون دوردستان آروزی کربلا دارد
به یاد کاروان اربعینی با گریه می گوید
به هر جا هست زینب رو به سوی کربلا دارد
اگر چه برده از این سر زمین آخر دلی پرخون
ولی دلبستگی از جان به کوی کربلا دارد
به یاد آن لب تشنه هنوز این عاشق خسته
به کف جامی لبالب از سبوی کربلا دارد
اگر دست قضا مانع شد از رفتن به پابوسش
همی بوسیم خاکی را که بوی کربلا دارد

«عبدالعلی نگارنده۱۳۸۹/۱۱/۴»

امام حسین(ع) اگر فرمود: می روم که جای نشستن نیست؛ برای اصلاح امّت جدّم؛ امّتی که هرچه فریاد کشید: پس چرا خون مرا حلال می دانید؟(۳) پاسخی از آن ها نشنید! تو نیز برخاستی که جای نشستن نبود؛ برای اصلاح امّت جدّت و فریاد برآوردی: آیا گریه می کنید؟ و فریاد بلند می کنید؟ آری به خدا بایستی زیاد گریه کنید و کمتر بخندید که دامن خویش را به عار و ننگی آلوده کردید که هرگز شست و شویش نتوانید کرد. چه سان توانید خون پسر خاتم نبوّت و معدن رسالت را شست! خون سرور جوانان اهل بهشت و پناه نیکان و گریزگاه پیش آمدهای ناگوار شما، جایگاه نور حجّت شما و بزرگ و رهبر قوانین شما. بدانید که گناه زشتی را مرتکب شدید، از رحمت خدا دور باشید و نابود شوید که کوشش ­ها به هدر رفت، و دست­ های شما از کار بریده شد و در معامله خود زیان کردید. وای بر شما ای مردم کوفه! می ­دانید چه جگری از پیامبر(ص) را بریدید و چه پرده نشینی را از حرمش بیرون کشیدید؟ و چه خونی از او ریختید؟ و چه حرمتی از او هتک کردید؟(۴)
و باز هم پاسخی ندادند که نه آن روز بر ندای حسین(ع) پاسخی داشتند که بدهند، و نه امروز در برابر فریاد تو…!
آن روز آسمان بی تاب رسیدن حسین(ع) آغوش گشوده بود و امروز سرزمین کربلا بی ­تاب رسیدن تو!
اینک که تو بازگشته­ ای، توفان خوابیده است، هیاهوها آرام گرفته و تازیانه­ ای بر اندام­ های خمیده و بدن­ های بی­ سر، فرود نمی­ آید. اينك تو بربلندترين نقطه تاريخ ايستاده ایی؛ حساس ترين مقطع آفرينش. مي دانی، اگر برزمين بنشينی پرچم كربلا فرو مي افتد و اگر بشكنی، پيام عاشوراء مي شكند. اينك تنها ميراث دار بشريتی. ايستاده مي مانی تا زمين و آسمان از بي سر و ساماني نجات يابد. در كربلا بناست همه بمانیم و همان حضور جاودانه و بي نظير تا كربلا ماندگار شود. كربلا ايستاده و ماندگارمي ماند! كه آسمان بر ستون صبر استوار است. در اربعین حيات كربلا دوباره جان مي گیرد، آن گاه كه پیام اربعین، پیام صبر و مقاومت است. اکنون ما با تو زینب! میراث دار همان کاروانی هستیم که بال های یاکریم هایشان را در نینوا شکستند… و تو ای حسین! ای تسلیم محض! صراط مستقیم از ردّ خون تو آغاز شد و پس از بیابان های سرگردانی زینبت میان هلهله های شامیان و سنگسار حقیقت، به قلب ما رسید؛ زیرا تو از دل برخاسته بودی؛ از دل حقیقت و لاجرم بر دل نشستی…

پانویس:

  1. شوکران(Poison hemlock) گیاهی شبیه جعفری با شاخه‌های چتری و گل‌های سفید بسیار زیبا است، لیکن علی رغم داشتن ظاهری زیبا و جذّاب، سمّی کشنده دارد، که مسمومیّت حاصل از عصاره آن عوارض شدیدی را در انسان تولید می کند. سقراط، معروف ترین قربانی این سمّ است. این گیاه بومی اروپا و جنوب آفریقا و از زیرتیرهٔ چتری‌ها با نام علمی(Apioideae) از جنس شوکران‌ها با نام علمی(Conium) می‌باشد. در قدیم به شوکران، زهر هلاهل زهر هلاهلیا، گرگ کش، دوراس تفتی، بیخ کوهی و تفت بیخ هم گفته می‌شد.
  2. جابر بن عبداللّه انصاری(با نسب کامل جابِرِ بن عبدالله بن عَمرو بن حرام بن کعب بن غَنْم بن سلمه، ۱۵سال قبل از هجرت پیامبر(ص) در مدینه از قبیله خزرج به‌دنیا آمد. درگذشت بین سال‌های ۶۸ق تا ۷۹قصحابی پیامبر(ص) و راوی حدیث لوح که دربردارنده نام امامان(ع) از زبان پیامبر(ص) است. وی هم چنین در سلسله راویان احادیث مشهور، مانند؛ حدیث غدیر، حدیث ثقلین و حدیث شهر علم نیز قرار دارد. جابر را از اصحاب ۵امام؛ (از امام علی(ع) تا امام باقر(ع) دانسته‌اند. او پس از واقعه عاشوراء، نخستین زائر امام حسین(ع) بود که در روز اربعین به کربلا رسید. هم چنین بنابر روایات او سلام پیامبر(ص) را به امام باقر(ع) رساند.(حسین واثقی، جابر بن عبداللّه الانصاری: حیاته و مسنده، قم: ۱۳۷۸ش) در اربعین شهادت امام حسین(ع)، جابر به همراه عطیه عوفی برای زیارت امام حسین به کربلا رفت و اولین زائر آن امام بود.[طوسی، مصباح المتهجد، ص۷۸۷؛ نیز رجوع کنید به محمدبن ابوالقاسم عمادالدین طبری، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، ص۷۴ـ ۷۵] وی که آن هنگام نابینا شده بود، در فرات غسل کرد، خود را خوشبو ساخت و گام‌های کوچک برداشت تا سر قبر حسین بن علی(ع) آمد و با راهنمایی عطیه، دست روی قبر نهاد و بیهوش شد، وقتی به هوش آمد، سه بار گفت: یا حسین! سپس گفت: «حَبیبٌ لا یجیبُ حَبیبَهُ. ..» آنگاه زیارتی خواند و روی به سایر شهداء کرد و آنان را هم زیارت نمود.[قمی، نفس المهموم، ۱۴۲۱ق، ص۴۹۳؛ مجلسی، بحارالانوار، داراحیاءالتراث العربی، ج ۹۸، ص۱۹۶؛ محدثی، فرهنگ عاشوراء، ۱۳۷۶ش، ص۲۰۴]
  3. سیّدهاشم رسولی محلاتی، زندگانی امام حسین(ع)، دفتر نشر فرهنگی اسلامی، ص۱۵۲(مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۲۹)
  4. حضرت زینب(س) در خطبه کوفه به مردم کوفه گفت: آیا می‌دانید چه جگری از رسول خدا شکافتید؟ و چه پردگی او را از پرده بیرون کشیدید؟ و چه خونی از او ریختید؟ و چه حرمتی از او هتک کردید؟[الملهوف، ص۱۹۳] در پاسخ ابن زیاد که گفت: «چگونه دیدی آن چه را خدا با برادرت و خانواده‌ات کرد؟» فرمود: ما رَأَیتُ اِلّا جَمِیلاً،[این عبارت را در منابع کهن، به جز الفتوح(ج۵، ص۲۲۷) و الملهوف(ص۲۰۱) نیست.] کُتِبَ عَلَیهِمُ الْقَتلُ فَبَرزوا اِلیٰ مَضاجِعهِمْ وَ سَیَجْمَعُ اللهُ بَینَـﻚ وَ بَینَهمْ فَتَتحاکَمونَ عِندَهُ؛ جز زیبایی چیزی ندیدم. تقدیرشان کشته شدن بود و آنان هم به سوی قتلگاه خودشان شتافتند. ولی خداوند به زودی تو و آنان را گرد هم می‌آورد و میانتان داوری می‌کند.[شیخ طوسی، امالی، ج۱، ص۹۰]

منابع:

  1. یمنا
  2. ۴۰حدیث اربعین
  3. مجلسی، بحارالانوار
  4. تحقیقی درباره اربعین
  5. قمی، نفس المهموم
  6. دانشنامه جهان اسلام
  7. طوسی، مصباح المتهجد
  8. محدثی، فرهنگ عاشوراء
  9. اربعین در فرهنگ اسلامی
  10. روز سیاه ‏پوشی قبیله‏ های فروتنی
  11. فلسفه بزرگداشت اربعین حسینى(ع)
  12. سید هاشم رسولی محلاتی، زندگانی امام حسین(ع)
  13. محمدبن ابوالقاسم عمادالدین طبری، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی

باکس شناور "همچنین ببنید"

اقوام

ایران کشوری است که از اقوام گوناگونی تشکیل شده است.(۱) در زیر به برخی از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 + دو =