دوشنبه , ۲ مهر ۱۳۹۷
خانه / آیین زندگی / اِتِّحاد
وحدت

اِتِّحاد

وحدت اِتِّحاد، تپش هماهنگ قلب هاست و آهنگ حرکت دست ها. اِتِّحاد، عامل اقتدار اسلام در برابر کفر و نفاق و اختلاف، آفت بزرگ عزّت و استقلال مسلمین است. آرمان و امید همه دوستان عظمت اسلامی، و جدائی و تفرقه، آرزوی شوم دشمنان دیرینه ماست. اِتِّحاد، کشتی نوح است و تفرقه، تازیانه عذاب الهی. اِتِّحاد یا وَحدَت؛ یگانه شدن، یگانگی، همبستگي، يك پارچگي و يگانگي است. وَحدَت، غير از معاني مصدري، مانند؛ وَحد، يكتائي، يگانه بودن و انفراد به نفس ايضاً به معنای: اِتِّحاد و اتفاق كامل كه كلّ مانند يك، گردند و واحد شوند، هم می باشد. خداي سبحان همه‌ي مؤمنان را به اِتِّحاد بر محور ريسمان الهي كه همان قرآن و عترت طاهرين(ع) مي‌باشد دعوت مي‌نمايد: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها»[۱] يعني همگي به ريسمان خدا چنگ زنيد و به راه‌هاي متفرّق نرويد و به ياد آريد اين نعمت بزرگ خدا را كه شما با هم دشمن بوديد و خدا در دل هاي شما الفت و مهرباني انداخت و به لطف خداوند برادر ديني يكديگر شديد و در پرتگاه آتش بوديد كه شما را نجات داد. انسان موجودي تكامل‌طلب و متصاعد است و براي بالا رفتن و تعالي يافتن نياز به دستگيره و ريسمان الهي دارد كه همان قرآن و عترت است. قيد «جميعاً» در آيه نشان مي‌دهد كه چنگ زدن فردي به ريسمان محكم الهي كافي نيست بلكه بايد همگي با هم در خدمت قرآن و عترت باشند و بدان اتصال داشته باشند. بنابراين، در اين كريمه يك تكليف براي همة مؤمنان است كه اداي آن با چنگ زدن جمعي حاصل مي‌شود، نه اينكه هر شخصي دستور داشته باشد به تنهايي به ريسمان خدا تمسّك جويد. وقتي انسان مي‌بيند كه بار امانت الهي را همه بايد بردارند، احساس سبكي و نشاط مي‌كند، وقتي به بيند كه تمسّك به ريسمان الهي همگاني است و مسئوليتهاي ديني تنها متوجّه او نيست، احساس تنهايي و افسردگي نمي‌كند و طبق اصل «فإنَّ يدالله مع الجماعة»[۲] قدرت و توان چند برابري مي‌يابد؛ علاوه بر اين كه اساساً عمل به دين و اجراي احكام نوراني قرآن بدون حضور همه جانبه‌ي افراد جامعه امكان پذير نيست. اگر چه هر اجتماعي محوري دارد، ولي اگر اين محور، ريسمان الهي نباشد، آن جامعه در ضلالت است و ره به مطلوب و سعادت نخواهد يافت؛ از اين رو، هر اجتماع و اتّحادي مطلوب و پسنديده نيست، بلكه اِتِّحاد بر محور قرآن و عترت است كه انسان را از تاريكي‌هاي وابسته به غير خدا خارج مي‌سازد و به «الله» كه نور مطلق است مي‌رساند. امام علی(ع) مي‌فرمايد: ما پيش از اسلام با هم بوديم، نظام اسلامي بين ما تفرقه افكند؛ زيرا آن اِتِّحاد بر محور شرك و جاهليّت بود و اسلام طبق دستور «وَ امْتازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الُْمجْرِمُونَ»[۳] صفّ مسلمانان را از صفّ مشركان جدا ساخت و همه‌ي مسلمانان را با يكديگر متحّد ساخت. آن حضرت در خطبه‌ي«شقشقيه» خود را محور حكومت و سياست معرّفي مي‌نمايد. همان‌گونه كه سنگ آسياب برمحور خود مي‌چرخد و به آن محور نياز دارد. «أما والله لقد تقمّصها ابن أبي قحافة و إنه ليعلم أنّ محلّي منها محلّ القطب من الرحا».[۴] در اين صعود و پرواز جمعي، آن ها كه قدرت پرواز دارند، بايد پر و بال خويش را براي بي‌پناهان و بي‌پر و بال ها بگسترانند تا پس از پرورش، خود آن ها نيز بتوانند به آسمان معرفت و معنويّت و قرب خداي سبحان پر كشند؛ چنان كه خداوند به رسول خود مي‌فرمايد: « وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ»[۵] تو كه قدرت پرواز داري و مي‌تواني تا حدّ «دَنا فَتَدَلَّى* فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى»[۶] اوج‌گيري، تنها به محضر ما نيا، بلكه بكوش تا مؤمنان را نيز با خود بياوري! مانند كبوتري كه پرخود را پهن مي‌كند تا جوجه‌هايش را زير بال پرورش خود قرار دهد و زماني برسد كه آن ها نيز توان پرواز داشته باشند و به آن ها آيين پرواز مي‌آموزد، تو نيز براي فرزندان ايماني خود خفض جناح كن يعني بال هايت را پايين بياور و آنان را تحت پرورش آسماني خود قرار ده تا بتوانند به همراه تو به آشيانه‌ي قرب خدا پر بكشند. حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در جمع شرکت‌کنندگان در ۳۳مین دوره‌ی مسابقات بین‌المللی قرآن گفتند: امروز مهم‌ترین وظیفه‌ی علما، روشنفکران و نخبگان، «روشنگری» و «جهاد تبیینی» در قبال فریب‌کاری‌های طواغیت است. قرآن محور «اِتِّحاد امت اسلامی» است. در شرایطی که سیاست‌های استکبار بر ایجاد اختلاف و درگیری میان مسلمانان استوار است، امّت اسلامی باید با تمسک به این نعمت بزرگ الهی در مسیر اِتِّحاد و انسجام حرکت کند. اگر مسلمانان قدرت داشته باشند و صدای آنان رسا و بلند باشد، رمز غلبه بر توطئه‌ها است. تمسک به قرآن و به‌دست آوردن مبانی اصلی قدرت است. باید از محافل قرآنی برای روشنگری استفاده کرد و کسانی که از کشورهای مختلف به این محافل می‌آیند، باید ملت‌های خود را ارشاد و آگاه کنند. تردیدی وجود ندارد که «جبهه‌ی کفر» سرانجام در مقابل «جبهه‌ی اسلامی مبارز و مجاهد» وادار به عقب‌نشینی خواهد شد.

جان هیک مبتکر وحدت ادیان: جان هیک اولین کسی نیست که می‏ گوید همه ادیان بزرگ، علی‏رغم اختلافات سطحی‏شان، به نحوی بیان‏ ها و تعبیرهای یک حقیقت‏ هستند. موضوع نخستین کتاب فریث‏ جاف شون به نام «وحدت متعالی ادیان‏» نیز همین مساله است. او اولین کسی است که ادعای مزبور را مطرح کرده است. برجستگی و اهمیت هیک در این است که اندیشه فوق به وسیله وی، در کلام مسیحی برای ادراک و حل اختلافات شدید باورها و حتی اختلافات شدید تجربه ‏های دینی، که از واقعیت وصف ناپذیر سرچشمه می‏گیرند، به کمال رسید. بسیاری از دانش ‏پژوهان عرفان استدلال کرده ‏اند که تجربه ‏های عرفا، فوق حدود مذهبی و فرهنگی است و عرفا علی‏رغم اختلافات مذهبی ‏شان، تجربه ‏های اصیل واحد و مشترکی دارند. ولی در اثر کار کتز(Steven T.Katz)، این دیدگاه به طور فزاینده‏ای مورد نقد و رد قرار گرفته است. کتز خاطر نشان می‏ کند که غالبا تجربه ‏های عرفا بسیار خاص هستند و ساختار دقیق باورها را از طریق ادیان و سنّت ‏هایی که منشا آن باورها می‏ باشند، پی‏ریزی می ‏کنند و استحکام می‏ بخشند. در تقسیم‏ بندی ‏هایی که در آن ها تجربه‏ های دینی در عرض حدود مذهبی طبقه ‏بندی گردیده و به حدود مذهب توجهی نشده، اهمیت نقش مفاهیم و مقولات یک دین خاص با تجربه دینی مورد غفلت قرار گرفته است. بدین ترتیب، اگر گفته کتز درست ‏باشد، تشابهات ظاهری تجربه ‏های دینی قادر نخواهد بود که از آموزه پلورالیسم دینی حمایت کنند. در واقع، اختلافات مهمّ ‏تر و تنوعات بیش تر، ادّعای پلورالیسم را مبنی بر این که«تناقضات و تعارضات ادیان مطلق نیست‏» سست می‏ کند و به نابودی می‏ کشاند.

پانویس:

[۱] ـ سورة آل عمران، آية ۱۰۳٫
[۲] ـ نهج البلاغه، خطبة ۱۲۷؛ دست خدا با جماعت است.
[۳] ـ سورة يس، آية ۵۹؛ (و به آن ها مي‌گويند: ) جدا شويد امروز اي گنهكاران!
[۴] ـ نهج البلاغه، خطبة ۳؛ به خدا سوگند و(ابوبكر) رداي خلافت را بر تن كرد در حالي كه خوب مي‌دانست من در گردش حكومت اسلامي همچون محور سنگ‌هاي آسيابم.
[۵] ـ سورة شعرا، آية ۲۱۵٫
[۶] ـ سورة نجم، آيات ۸ و ۹؛ نزديك تر و نزديك تر شد، تا آنكه فاصله‌ي او (با پيامبر) به اندازه‌ي فاصله‌ي دو كمان يا كمتر بود.

منابع:

  1. یمنا
  2. رشد
  3. اندیشه قم
  4. خبرگزاری رسمی حوزه
  5. پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
  6. فصلنامه معرفت، شماره ۲۲، مقاله دکترمحمدلگنهاوزن، ترجمه محمد حسین ‏زاده

باکس شناور "همچنین ببنید"

عاشوراء

عاشوراء

دیگر رسیده قصه به آخر… جدا شدن… سخت است خواهری ز برادر جدا شدن با …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − شانزده =