دوشنبه , ۲ مهر ۱۳۹۷
خانه / آیین زندگی / حُسَيْن
حسین

حُسَيْن

حسین«حُسَيْن» یگانه است، هم خودش و هم رفتارش، هم قیامش و هم تاریخش، هم زندگی اش و هم شهادتش؛ هم عاشورایش یگانه است و هم کربلایش یگانه است؛ یعنی از ابتدای تاریخ تا انتهای عالم تکرار نشده و نخواهد شد. حُسَيْن همه تاریخ را حیران خود نموده است. امام حُسَيْن(ع) خصایص و ویژگی های منحصر به فرد زیادی دارد که برخی از آن ها را هیچ کسی با او اشتراک ندارد و برخی را هم فقط ممکن است معدودی از افراد، آن هم فقط از سایر ائمه(ع) با وی مشترک باشند.شاید یکی از رازهای این یگانگی چنین باشد که پیامبر(ص) که گل سرسبد آفرینش و عالم هستی و اعظم و اشرف همه پیامبران است، بندگی اش نیز باید اعظم و اشرف از همه باشد؛ لذا صحرای کربلا و زمانه عاشورا، پهنه عبادت و بندگی این پیامبر و آفریده اعظم خداست و قربانی او هم اعظم همه قربانی هاست…. پيامبر(ص) او را مصباح و چراغ فروزان هدايت معرفى کرده است:«إنّ الحُسَيْن مِصباحُ الهدى و سَفينَةُ النّجاةِ»(بحارالانوار، ج ۳۶، ص ۲۰۵) شاید از رازهای این یگانگی چنین باشد که پیامبر(ص) که گل سرسبد آفرینش و عالم هستی و اعظم و اشرف همه پیامبران است، بندگی اش نیز باید اعظم و اشرف از همه باشد؛ لذا صحرای کربلا و زمانه عاشورا، پهنه عبادت و بندگی این پیامبر و آفریده اعظم خداست و قربانی او هم اعظم همه قربانی هاست… . ذبح عظیمی که خدا در عوض اسماعیل به ابراهیم وعده داد، نه آن قوچ و گوسفندی بود که ظاهر شد که این توهین در مقابل اسماعیل است؛ بلکه ذبح عظیم، حُسَيْن است که اعظم از اسماعیل می باشد و خدا فرمود ما ذبح عظیم را با اسماعیل عوض کردیم، اسماعیل زنده ماند و پیامبر اعظم، قربانی عظیم خود را در راه خدا فدا کرد. لذا زینب، نوه این پیامبر وقتی وارد گودال قتلگاه شد، دست برد زیر پیکر قطعه قطعه برادر و رو به آسمان گفت: خدایا این قربانی را از آل محمد قبول کن! در بررسی و تبیین علت و چرایی برپایی قیام عاشورا، می‌توان به نکات و دلایل چندی اشاره کرد، اما مهم‌ترین آن؛«حفظ اسلام» بود. بازتعریف و معرفی دوباره«اسلام حقیقت» و اسلام ناب محمدی بود و تفکیک و متمایز ساختن آن از اسلامی که از سوی دستگاه تبلیغاتی یزید و حاکمیت باند اموی بر جامعه حاکم شده و آن مردم را تحت سیطره خود درآورده بود. امام حُسَيْن(ع)، به عنوان رهبر واقعی و معنوی جامعه مسلمین وارث و تداوم‌دهنده رسالت پیامبران در طول تاریخ و به ویژه پیامبر(ص)، دریافته و تشخیص داده بود، دشمنان کینه‌توز اسلام دارند اسلام را به اسم خود اسلام می‌کوبند و می‌زنند، می‌دید که دارند اسلام را از مسیر اصلی منحرف و آن را از همه ارزش‌های الهی و انسان ساز و نجات بخش فرد و جامعه تهی می‌کنند، و این از جمله سخنان آن حضرت است که: من بیم آن دارم که(در اثر اعمال معاویه) دین اسلام فرسوده گشته و مردم ندانند که اسلام حقیقت کدام است و هم چنین می‌فرماید: آیا نمی‌بینید به حق رفتار نمی‌شود و کسی از باطل نهی نمی‌کند؟ و بالاخره: باید فاتحه اسلام را خواند، وقتی حاکمی چون یزید بر مردم حکومت می‌کند. کوبیدن و تخطئه اسلام به وسیله نفوذ و رخنه بر اسلام و زدن نقاب مسلمانی داستانی بود که از اواخر دوران حیات پیامبر(ص) شروع شده بود(و تا این زمان ادامه دارد.) از همان زمان که برای قریش(اجداد همین یزید) و دیگر دشمنان پیامبر(ص) و دعوت آسمانی و حیات‌بخش او، مسلم و قطعی شده بود، که از طریق مبارزه مستقیم و رویارویی قادر به نابودی نهضت الهی و در حال گسترش روزافزون او نیستند. آن ها همه راه‌ها را رفته و همه کاری کرده و همه حربه‌ها را در مقابله با پیامبر(ص) در دعوت آسمانی و عدالت‌گستر او به کار بسته بودند. از تطمیع و تهدید زبانی گرفته تا تمسخر و هو کردن و جنجال‌سازی و دروغ‌پردازی و… تا تحریم و بایکوت اجتماعی، اقتصادی و … بالاخره لشکرکشی و راه‌اندازی جنگ‌های پی‌درپی و…. اما وقتی هیچ کدام از این راه‌ها و تاکتیک‌ها در مصاف با نهضت پیامبرخدا(ص) و رهبری هوشمندانه آن حضرت راه به جایی نبرد(تقریبا از سال پنجم و بعد از جنگ خندق و….) خواسته و ناخواسته روی به تاکتیک جدید و روش تازه‌ای آوردند و تصمیم متفاوتی گرفتند: آمدن از آن سوی خندق به این سو و نقاب زدن مسلمانی و در انتظار مرگ پیامبر نشستن! آن ها که کاملا از نابودی و از میان بردن اسلام نومید شدند و تلاش کردند که آن را از مسیر اصلی منحرف سازند و اجازه ندهند پس از وفات پیامبر(ص) دیگر اسلام پیامبر ادامه و تداوم پیدا کند و… از اینجا به بعد(یعنی بعد از رحلت پیامبر(ص) بود که رویکردهای تفسیری و تعاریف و تعابیر جدید در اسلام و میان مسلمانان پیدا شد و مدعیان و مجتهدان جدید صف کشیدند و در جامعه عرض اندام می‌کردند، بساط منع نگارش حدیث و حدیث‌سوزی و حدیث‌سازی به راه افتاد و… بازیگران پشت صحنه، همان‌ها که در مصاف با رویاروی پیامبر، سیلی خورده و عاجز بودند، تلاش می‌کردند تا در این هیاهو، اسلام حقیقی که یکی بیشتر نبود، گم و محو و تعاریف و تفاسیر رواج یافته سقیفه‌ای به نام اسلام حقیقی مطرح شود. کار به جایی رسید که خیلی‌ها بعد از شهادت مفسر و نماینده عینی این اسلام گفتند:
– مگر علی نماز هم می‌خواند؟! کار به جایی رسید که مردم امام حسن(ع)، فرزند گرامی پیامبر(ص) را با معاویه، فرزند ابوسفیان دشمن خدا و پیامبر خدا و دین خدا، در یک ترازو می‌گذاشتند! و… آری کار به جایی رسیده بود که فردی فاسق و فاسد چون یزید که حتی مردمان عادی و عامی هم درباره فسق و تبه‌کاری او شک نداشتند، ردای خلافت بر تن کرد و لقب«امیر مومنان» می‌یافت! و او وارث پیامبر(ص) و مهاجرت‌ها و مجاهدت‌ها و شهادت‌ها و سختی‌هایی شد که مسلمانان صدر اسلام در راه تبلیغ و ترویج و اعتلای اسلام متحمل شده بودند. و امام حُسَيْن(ع)، در چنین شرایطی قیام کرد. قیام او، فریاد اعتراضی علیه فرهنگ و ارزش‌ها و جریاناتی بود ضد اسلام که به نام اسلام در دنیای اسلام حاکم و به گرده مردمان سوار شده بود. امام حُسَيْن(ع) قیام کرد تا با دراندن نقاب‌های فریب و رسوا کردن ستمگران، اسلام حقیقت و اسلام ناب جد بزرگوارش را احیا و امت و جامعه را اصلاح کند: من برای اراده اصلاح در امت جدم قیام کردم و می‌خواهم که امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدم پیامبر(ص) و پدرم علی(ع) عمل نمایم. و این همه تاکید و توصیه بر حفظ عاشورا، برای این نیست که صرفا با برپا داشتن مراسم و راه انداختن عزاداری، یاد و خاطره تنهایی و مظلومیت آن امام بزرگ(ع) حفظ شود و… بلکه عمدتا برای این است که اسلامی که امام حُسَيْن(ع)، در عاشورا و در قیام بی‌نظیر خود به مردم آن روز و همه روز و تا ابد معرفی کرد، حفظ شود و باقی بماند، چرا که دشمنان اسلام که همان دشمنان انسانیت و آزادگی و عدالت هستند، هرگز از زمانی که این تاکتیک(اسلام علیه اسلام) را شناخته، از آن نه تنها دست برنداشته، بلکه فنی‌تر و دقیق‌تر و با پیشرفت علوم و تکنولوژی، کارآمدترش هم ساخته تا اجازه ندهد اسلام حقیقت، عینیت پیدا کند، به داد مردم برسد و گره‌ و گرفتاری‌های انسان و جامعه را حل کند این است که امروز هم در جهان هیچ کسی و هیچ قدرتی در پی محو و از بین بردن اسلام نیست، چون تجربه و تاریخ نشان داده این کار شدنی نیست، اما امروز هم کماکان در پی مسخ و از اثر انداختن آن هستند، به این معنی که ظاهر و صورتی از اسلام باشد، اما سیرتش، روح و باطن و معنایش نباشد، نماز باشد، حج باشد،… امام حُسَيْن و عاشورا باشد، اما فقط برای این که باشند، بدون اینکه تاثیر و کارآمدی و فایده‌ای به حال مردم و جهت‌گیری علیه دشمنان مردم و سرزمین و ارض و ناموس آن ها داشته باشد، برای اینکه کسی نبودن«اسلام امام حُسَيْن(ع)»، اسلام حقیقت را حس نکند. چون آن ها هم خوب می‌دانند که«برای خراب کردن یک حقیقت»، نباید به آن خوب حمله کنند، بلکه باید«از آن بد دفاع» کنند…!

اوصاف امام حُسَيْن(ع)
امام حُسَيْن(ع) همه تاریخ را حیران خود نموده است. اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا اَباعَبْدِاللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیکَ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.(۱) امام حُسَین بن علی بن ابی‌طالب(ع) زاده ۳شعبان، سال ۴قمری در مدینه(۲۰بهمن۴) که در ۱۰محرم ۶۱قمری(۲۱مهر۵۹) شهید شد.(*) وی خصایص و ویژگی های منحصر به فرد زیادی دارد که قرآن، ايشان را را هدايت گر مردم به امر الهى(۲) در پرتو صبر و يقين و عبادت(۳) معرفى مى کند که مظهر اين اوصاف برجسته انبياى الهى در قرآن است. از اين رو، پيامبر(ص) هم او را مصباح و چراغ فروزان هدايت معرفى کرده است.(۴) امام حُسَيْن(ع) خلیفه خدا و رسولش بر همه بندگان؛ بلکه بر همه موجودات عالم است، او جانشین بر حق پیامبر خاتم و دارای تمام صفات و کمالات انسانی است که شاید برترین آن ها طهارت و عصمت وی باشد که بر اساس آیه شریفه قرآن، خداوند متعال به او و سایر معصومین(ع) ارزانی داشته است. امام حُسَيْن(ع) دارای ویژگی ها و صفات برجسته متعدد و کمالات اخلاقی و علمی و عملی فراوانی است که در این مختصر برخی از ویژگی های اختصاصی و برجسته امام حُسَيْن(ع) را برمی شمریم و فقط متذکّر می شویم که امام حُسَيْن(ع) در:

  1. امر به معروف: همان گونه که قرآن مى فرمايد: شما بهترين امّت هستيد، در صورتى که امر به معروف و نهى از منکر کنيد.(۵) امام حُسَيْن(ع) نيز در هدف از قيام خود مى فرمايد: من براى احياى امر به معروف و نهى از منکر خروج کردم.(۶)
  2. معلّم عزّت و عمل صالح: همان گونه که قرآن مى فرمايد: هر کس خواهان عزّت است، عزّت در پرتو ايمان و عمل صالح پديد مى آيد.(۷). امام حُسَيْن(ع) نیز در قيام خود در کربلا، طالب عزّت بود و گريزان از ذلّت.(۸)
  3. معلّم ايثار و انفاق: همان گونه که قرآن مى فرمايد: به مقام نيکان نايل نمى شويد، مگر با انفاق برخى چيزهايى که دوست داريد.(آل عمران/۹۲) امام حُسَيْن(ع) در روز عاشورا تمام آن چه را که در اختيار داشت و همه آن ها محبوب او بود، در راه خدا انفاق کرد.
  4. صاحب نفس مطمئنّه: امام صادق(ع) فرمودند: سوره مبارک فجر را در نمازهاى واجب و مستحب بخوانيد؛ زيرا اين سوره مبارک در شأن امام حُسَيْن(ع) است. شخصى علّت آن را جويا شد، حضرت در پاسخ فرمودند: به دليل آن که امام حُسَيْن(ع) صاحب نفس مطمئنّه بود که خداوند از او راضى و او از خداوند راضى بود. يکى از مصاديق بارز اين آيه شريف، امام حُسَيْن(ع) است.(۹)
  5. خوف و خشيت الهي: همان گونه که قرآن در وصف انبيا مى فرمايد: پيامبران پيشين کسانى بودند که در تبليغ رسالت الهى، از خدا مى ترسيدند و از هيچ کس ديگر هراسى نداشتند.(أحزاب/۳۹) امام حُسَيْن(ع) نيز داراى اين ۲خصيصه برجسته است: یک. ینها از خداوند مى ترسيد. در دعاى عرفه مى فرمايد: خدايا! مرا آن گونه قرار ده که از تو بترسم، آن سان که گويى تو را مى بينم. دو. از غير خدا نمى ترسيد. امام حُسَيْن(ع) مى فرمايد: اگر در دنيا، هيچ پناهگاهى نداشته باشم و کسى مرا حمايت نکند، من با يزيدبن معاويه بيعت نخواهم کرد:(۱۰) آزمونى بالاتر از آزمون حضرت ابراهيم: و (ياد آور) هنگامى که ابراهيم را خداوندش، با کلماتى بيازمود و او(ابراهيم) در همة آن ها موفّق شد(آن ها را به اِتمام رساند).(بقره/۱۲۴) خداوند گفت: تو را امام مردم قرار مى دهم. آزمون هاى ابراهيم(ع) عبارت بودند از: امتحان ذبح اسماعيل، ساکن کردن هاجر و نوازش اسماعيل در جوار کعبه در سرزمين بى آب و گياه و آزمون او در لحظه فرو افتادن در آتش نمروديان و . . . . کسى که به حماسه هاى عظيم عاشورا چشم بيندازد، دشوارتر بودن آزمون هاى امام حُسَيْن(ع) را لمس مى کند:
    ـ به قربانگاه بُردن جوان و نورس و خردسال شير خوار
    ـ اِسکان زنان و کودکان در قلب سى هزار انسان شيفته زندگى زوال پذير دنيا
    ـ اِتّکا و اِتّکال به خداوند، حتّى در قتلگاه در قالب نيايش عاشقانه و رضايت مندانه.
    و دهها آزمون دشوار ديگر که در واژه واژه اين تاريخ درخشان رخ مى نمايد.
    بخشى از اسرار توجّه دادن مردمان به اين روز و اين حادثه، همين پايدارى بر پاکى و بروز غيرت و هويت انسانى و اسلامى و پيام هاى بى شمارى است که در اين واقعه بروز دارد.
  6. پيشتازى و پيش دستى در نيکي ها: در خوبي ها بر يکديگر پيشى بگيريد.(مائده/۴۸) در روايتى هم آمده: «بالاتر از هر نيکى، نيکى ديگرى هست؛ اما اگر که انسانى در راه خدا به شهادت برسد، بالاتر از آن چيز ديگرى نيست. » اين خير بزرگ شهادت، آن چنان جلوه گرى مى کرد و مشتاقان را به سبقت از يکديگر در عرصه آسمانى نينوا مى کشانيد که تا ياران امام حُسَيْن(ع) زنده بودند، اجازه نمى دادند که يک نفر از خاندان بنى هاشم، پاى به ميان بگذارد و فرزند برومند حُسَيْن، على اکبر، در ميان بنى هاشمي ها سبقت مى گرفت و هر کدام بر ديگرى پيشى مى جستند. به راستى، شايسته است که عاشقان و ياران حُسَيْنى نيز از سيره اصحاب آن امام همام الگو بگيرند؛«تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مُجمل».
  7. عارف به قرآن: سيدالشهداء(ع) فرمود: القرآن ظاهرهُ أَنيقُ و باطِنُه عَميقٌ؛ قرآن، ظاهرش زيبا و شگفت انگيزست و باطنش ژرف و عميق.(۱۱) همان طور که قرآن صامت از ظاهرى شگفت و باطنى ژرف برخوردار است، وجود امام حُسَيْن(ع) به عنوان قرآنى ناطق از همين شگرفى و ژرفى در ظاهر و باطن و صورت و سيرت برخوردار است و ما در زيارت ناحيه مقدّسه در اوصاف آن امام مى خوانيم:«و عَظيم السّوابق . . . »؛(۱۲) تو داراى برتريهاى با عظمت هستي.
  8. دوستدار واقعى قرآن: امام حُسَيْن(ع) مى فرمايد:«خدا مى داند که من نماز و تلاوت قرآن را دوست مى دارم».(۱۳) در شب عاشورا که امام حُسَيْن(ع) به تلاوت قرآن مشغول بود، گروهى از لشگريان پسر سعد براى اطّلاع از احوال امام حُسَيْن(ع) و ياران از او نزديک خميه ها آمدند و ملاحظه کردند که امام با يک صورت ملکوتى و جذّاب ؛ اياتى از سوره آل عمران را تلاوت مى کند.(۱۴) امام حُسَيْن(ع) در ظهر عاشورا نيز در بحبوحه جنگ، نماز را به همراه يارانشان در کربلا اقامه مى کنند.
  9. اِحياگر قرآن: از آن جا که قرآن بعد از پيامبر به دست اُمويان و عوامل آن ها مطابق ميل و منافعشان تفسير مى شد، امام حُسَيْن(ع) رسالت اِحياى قرآن را با پيام بلند عاشورا آغاز کرد. اين بار قرآن از حنجره امام حُسَيْن(ع) تلاوت شد و رسوم جاهليت را در هم شکست و خفقان جامعه آن روز مسلمانان را از بين بُرد و ايشان را از خواب غفلت بيدار کرد. خود ايشان درباره احياگرى قرآن مى فرمايد:«شما را به زنده ساختن ايات قرآن و از ميان بُردن بدعت ها فرا مى خوانم. اگر دعوت مرا بپذيريد، به راه راست و هدايت خواهيد رسيد.»(۱۵)

توضیحات:

(*) . حسین: [ح َ] (ع ص) صاحب جمال، حَسَن، حسین.[ح ُس َ] (ع ص مصغر) مصغر حسن، صاحب جمال، خوب، نیکو و خوبک.[ح ُس َ] امام حُسَيْن(ع): (اِخ) ابن علی بن ابیطالب هاشمی قرشی مکنی به ابوعبداﷲ امام سوم شیعه ٔ اثناعشریه و پنجمین تن از اصحاب کساء. وی در مدینه به سال ۴هجرت در ۴شعبان از فاطمه دختر پیغمبر(ص) متولد گردید و دومین پسر وی بود. دشمنی شدید میان بنی امیه و بنی هاشم پس از قتل وی پایدار گشت و منتهی به انقراض امویان شد. زیرا که چون معاویه پسر خویش یزید را بولایت عهد منصوب کرد حسین این امر را خلاف دستورات اسلام تشخیص داد و پس از مرگ معاویه و جانشینی یزید، با وی بیعت نکرد و با گروهی از یارانش از مدینه به مکه شد و چند ماه بماند. پس همکاران پدرش از کوفه وی را دعوت بقیام بخلافت کردند و خود را با لشکری آماده ٔ یاری او در سرنگون ساختن امویان اعلام کردند. پس حسین نخست پسر عم خویش مسلم بن عقیل را برای گرفتن بیعت پیشاپیش خود به کوفه فرستادو خود با زنان و کودکان و نزدیک هشتاد تن از یاران به دنبال وی به طرف عراق حرکت کرد. اما یزید چون از حرکت حسین آگاه شد ابن زیاد را از بصره با لشکری بطرف کوفه فرستاد و او کوفه را گرفته و مسلم را بتفصیلی که در کلمه ٔ «مسلم» می آید بکشت و سپس لشکری به جلوگیری از حسین فرستاد این لشکر با سرداری عمربن سعد در زمینی که بعداً بنام حائر و کربلا و غاضریه معروف شد، راه بر حسین بگرفتند و پس از زد و خوردها، حسین و حدود هفتادودو تن از یارانش را کشتند، و این در روز جمعه ٔ ۱۰محرم سال ۶۱هجرت بود و سپس بازماندگان وی را اسیر کرده با سر او به شام نزد یزید فرستادند و یزید پس از چندی دستور داد زنان و کودکان اسیر را به مدینه بازگردانیده و سر حسین را دفن کردند. مدفن سر حسین را برخی در شهر دمشق و برخی در قاهره و برخی در کربلا همراه جسد او نوشته اند و تا کنون چندین مرقد و زیارتگاه در آن اماکن به نام وی شهرت دارد. فرزندان وی را سادات حسینی نامند، چنانکه سیدان منسوب به برادرش حسن را سادات حسنی نامند. در ادبیات شیعی وی را به لقب شهید و سید الشهداء و خامس آل عبا و شبیر و سید شباب اهل الجنة خوانده اند. حسین بن علی در ادبیات قدیم فارسی نمونه ٔ شجاعت و پایداری و نشانه ٔ مظلومیت و بردباری و ایستادگی در برابر ظلم است:خون حسین آن بچشد در صبوح//وین بخورد ز اشتر صالح کباب.(ناصرخسرو) ازین حور عین و قرین گشت پیدا//حسین و حسن شین و سین محمد.(ناصرخسرو) حسین و حسن را شناسم حقیقت//به دو جهان گل و یاسمین محمد.(ناصرخسرو) ز صد هزار خلف یک خلف بود چو حسین//که نفس احمد، بُختی ِّ رام او زیبد.(خاقانی) لقب شبیر برای حسین بن علی(ع) در اشعار زیر دیده می شود: ای ناصبی اگر تو مقری بدین خویش//حیدر امام تست شبرآنگهی شبیر.(ناصرخسرو) من با تو نیم که شرم دارم//از فاطمه و شبیر و شبر.(ناصرخسرو) چگوئی بمحشر اگر پرسدت//بر آن عهدمحکم شبر یا شبیر.(ناصرخسرو) از کلمات آن حضرت است: الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم. شیخ حسین ضیائی اشعاری منسوب به حسین بن علی را جمع کرده و خیابانی در دیوان المعصومین آن ها را چاپ کرده است. کتب زیر درباره ٔ زندگانی حسین(ع) نگاشته شده است: «ابوالشهداء الحسین بن علی» از عباس محمود عقاد. و «حسین بن علی» از عمر ابوالنصر و «الحسین علیه السلام» از علی جلال حسینی و پیش از ایشان «ماربین» فیلسوف آلمانی کتابی به نام: «السیاسة الاسلامیة» در گزارش تفصیلی داستان شهادت سیدالشهداء(ع) حسین نگاشته که به زبان های دیگر و از جمله عربی و فارسی ترجمه شده است. برای احوال وی تاریخ طبری و تاریخ ابن اثیر و تاریخ الخمیس ج ۲ ص ۲۹۷ و تاریخ یعقوبی ج ۲ ص ۲۱۶ و صفوةالصفوة ج ۱ ص ۳۲۱ و ذیل المذیل ص ۱۹ و حسن الصحابة ۸۷ و تهذیب ابن عساکر ج ۴ ص ۳۱۱ و خطط مبارک ج ۵ ص ۹۳ و مقاتل الطالبیین ۵۴ و ۶۷ دیده شود و رجوع به دیوان خاقانی و دیوان ناصرخسرو ص ۱، ۳، ۶، ۸، ۱۰، ۱۲، ۱۴، ۲۱، ۳۹، ۸۷، ۱۵۰، ۱۵۸، ۱۶۹، ۱۹۲، ۱۹۶، ۲۹۵، ۳۷۳، ۴۶۴، ۴۸۰، ۲۱۵۵، ۱۰۳۲۲ شود.

پى نوشت ها:
۱. زيارت امام حُسَيْن(ع) حضور زائر در حرم امام حسین(ع) به قصد اظهار ارادت و احترام و کسب فیض معنوی است و در فرهنگ شیعی از برترین عبادت‌های مستحبی است که در مناسبت‌های متعدد دینی مانند عاشورا، اربعین، نیمه شعبان، عرفه، اعیاد فطر و قربان و شب‌های جمعه سفارش بیش تری به آن شده است.
۲. وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَينا إِلَيهِمْ فِعْلَ الْخَيراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ ايتاءَ الزَّکاةِ وَ کانُوا لَنا عابِدينَ؛ و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت مى‌كردند، و به ايشان انجام دادن كارهاى نيك و برپاداشتن نماز و دادن زكات را وحى كرديم و آنان پرستنده ما بودند. أنبياء/۷۳
۳. وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا وَ کانُوا بِاياتِنا يوقِنُونَ. سجده/۲۴.
۴. إنّ الحُسَيْن مِصباحُ الهدى و سَفينَةُ النّجاةِ. بحارالانوار، ج ۳۶، ص ۲۰۵.
۵.کُنْتُمْ خَيرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ. آل عمران/۱۱۰.
۶. إنّما خَرَجْتُ بِطَلَبِ الإصلاحِ فى أُمَّةِ جَدى محمد أُريد أن آمُر بالمَعروف وَ انهى عَنِ المُنکر. نفس المهموم، ص ۴۵.
۷. مَنْ کانَ يريدُ الْعِزَّةَ فَلِلّهِ الْعِزَّةُ جَميعًا إِلَيهِ يصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّيبُ وَ الْعَمَلُ الصّالِحُ يرْفَعُهُ. فاطر/۱۰.
۸. هَيهاتَ منِّى الذّلّة. بحارالانوار، ج ۴۵ ، ص ۸۳.
۹. (فجر۳۰-۲۷) همان، ج ۲۴ ،ص ۹۳.
۱۰. لَو لَم يکُن لِى مَلْجَأَ وَ لا مَأوى لَما بايعْتُ يزيدُبنُ مُعاوية، همان، ج ۸۹ ص ۳۲۸.
۱۱. همان ج ۴۴ ، ص ۳۲۹.
۱۲. نفس المهموم ص ۷.
۱۳. العترت و القرآن، ص ۹۷.
۱۴. الإرشاد و المفيد، ج ۱ ،ص ۲۳۲، ۶۰۱.
۱۵. کلمات قصار امام حُسَيْن(ع)، ابوالقاسم حالت، ص ۷۵.

منابع:

  1. یمنا
  2. بلاغ
  3. حوزه
  4. ويکی شيعه
  5. احادیثی از امام حسین(ع)
  6. فضایل زیارت امام حسین(ع)
  7. کیهان(سید محمدسعید مدنی)

باکس شناور "همچنین ببنید"

برگ ریزان

برگ ریزان

و چه زیباست موسم برگ‌ریزان… آن گاه که خش خش برگ‌های زرّین به زیر پای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − هفت =