پنج شنبه , ۲۲ آذر ۱۳۹۷
خانه / اسوه ها / سیّد سجّاد
امام سجاد علیه السّلام

سیّد سجّاد

امام سجاد علیه السّلامعلی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب(ع)، مشهور به امام سجّاد و زین العابدین در واقعه کربلا حضور داشت ولی به علت بیماری، در جنگ شرکت نکرد. لشکر عمر بن سعد پس از شهادت امام حسین(ع) او را همراه اسیران کربلا به کوفه و شام بردند. خطبه امام سجّاد در شام باعث آگاهی مردم از جایگاه اهل بیت(ع) شد. واقعه حره، نهضت توابین و قیام مختار در زمان امام سجّاد(ع) روی داد. مجموعه ادعیه و مناجات امام سجّاد(ع) در کتاب صحیفه سجّادیه گرد آمده است. رسالة الحقوق، رساله‌ای کوچک درباره تکالیف بندگان در برابر خدا و خلق خدا، منسوب به اوست. نام و نسب مادرشان؛ شاه‌زنان، دختر یزدگرد[۱] پسر شهریار پادشاه ایران که هنگام وضع حمل او از دنیا رفته است.[۲] کنیه امام(ع)، ابوالحسن، ابوالحسین، ابومحمّد و ابوعبداللّه[۳] و القاب وی، زین العابدین، سیدالساجدین، سجّاد، هاشمی، علوی، مدنی، قرشی، علی‌اکبر است.[۴] امام سجّاد(ع) در زمان خویش(۳۸-۹۵ق با مدّت امامت ۳۵سال) به نام‌های «علی‌الخیر»، «علی‌الاصغر» و«علی‌العابد» شهرت داشته است.[۵] امام سجّاد(ع) با سمّ به شهادت رسید. شهادت امام سجّاد(ع) در ۲۵محرّم نقل شده که ۲۵محرّم از شهرت بیش تری برخوردار است.[۶] مدفن ایشان، قبرستان بقیع کنار قبر امام مجتبی(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) است.

چرا امام سجّاد(ع) به مبارزات سياسى نپرداخت؟
امام سجّاد(ع) پس از شهادت پدر، در ايام اسارت و در شرايط ‏اختناق، امامت را به عهده گرفت. در شرايط که ۶خليفه معاصر امام(ع) هيچ يك با اهل ‏بيت(ع) مهر نورزيدند.اين شرايط سخت تا پايان‏ امامت امام سجّاد(ع) ادامه يافت. مسعودى نوشته است: حضرت(ع) امامت را به صورت مخفى و با تقيه شديد و درزمانى دشوار عهده دار گرديد. در چنين مقطع زمانى، آيا امام(ع) مى ‏توانست دست‏ به‏ مبارزات سياسى و فعاليت هاى گسترده فرهنگى و اجتماعى بزند؟ به نظر مى‏ رسد پاسخ منفى است؛ به ۲دليل:

  1. جوّ اختناق و كنترل شديد: جو اختناق و كنترل شديدى كه حكومت ها پس از شهادت امام حسين(ع) به وجود آورده بودند؛ اين اختناق سبب شد مبارزات سياسى‏ يا مسلحانه نتيجه ‏اى جز هدر رفتن نيروها نداشته باشد. چنان كه ‏مبارزات زمان آن حضرت تماما به شكست انجاميد.
  2. شرايط ناسالم فرهنگى آن روزگار: براثر فعاليت هاى ناسالم ‏حكومت هاى وقت و انگيزه ‏هاى مختلفى كه در آن زمان وجود داشت‏ مردم به طرف بى‏بند و بارى سوق داده شدند و با چنين مردمى هرگز نمى‏ شد كارهاى بنيادى انجام داد مگر اين كه تحولى معنوى در آن ها‏ به وجود آيد. در اين موقعيت، تمام تلاش حضرت سجّاد(ع) اين ‏بود كه شعله معنويت را روشن نگه دارد و اين جز از راه دعاها ونيايش ها و تذكارهاى مقطعى حضرت به خوبى از عهده آن برآمد ممكن نبود. در اين موقعيت، امام سجّاد(ع) براى تبيين معارف اسلام و برپاداشتن شجره اسلام و زنده نگه داشتن مشعل معنويت، از سلاح‏ دعا استفاده كرد و بذر معنويت پاشيد تا در موقعيت مناسب ثمر دهد. عنوان صحيفه، دعا و نيايش است؛ اما از موضوعات مبارزاتى وسياسى تهى نيست. دعاى ۴۸صحيفه بر درستى اين سخن گواهى مى‏ دهد. حضرت(ع) در اين دعا به صراحت از مسايل زير كه جنبه سياسى دارد ياد مى ‏كند:
  •  واجبات الهى تحريف شده است.
  • سنت پيامبر(ص) متروك گشته است.
  • مقام خلافت مخصوص خلفاء و اصفياء الهى است.
  • مقام خلافت الهی مورد يورش و غصب قرار گرفته است.
  • احكام خدا تبديل گشته و كتاب خدا مورد غفلت قرار گرفته ‏است.[۷]

امام سجّاد(ع): «پسرم! بر بلا شکیبا باش. به حقوق دیگران تجاوز نکن. کسی را یاری نکن که زیانش بیش از سود اوست.»[۸]

مبارزات, سياسى, امام سجاد, علیه السّلامدر عزای سیّد سجّاد
جای آن دارد که بارد آسمان خون بر زمین
در عزای سیّد سجّاد، زین العابدین
آن چه او دید از جفای کوفیان و شامیان
کافرم گر هیچ کس دیده است ظلمی این چنین
سی و شش سال از پس قتل پدر در کربلا
روز و شب کاری نبودش غیر زاری و غمین
گاه برنی جلوه گر دیدی سر پاک حسین
گاه خوردی تا زیانه از غلامان حَصین
خویش را از اهل دین خواندند آن بی دین
گروه وانگهی بستند در زنجیر کین، سلطان دین[۹]

پانویس:

  1. مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۳۷.
  2. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۱۲۸.
  3. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۱۴ق، ج۴،ص۳۸۶؛ کسروی، موسوعة رجال الکتب التسعة، ج۳، ص۶۴؛ ابوحاتم رازی، الجرح و التعدیل، ج۶، ص۱۷۸؛ دولابی، الکنی و الاسماء، ج۱، ص۱۴۷؛ سیوطی، طبقات الحفّاظ، ص۳۷؛ ذهبی المقتنی فی سرد الکنی، ج۱، ص۱۹۹؛ مزّی، تهذیب الکمال، ج۱۳، ص۲۳۶.
  4. ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۱۴ق، ج۴، ص۳۸۶؛ ذهبی، العِبَر، ج۱، ص۸۳؛ مزّی، تهذیب الکمال، ج۱۳، ص۲۳۶؛ ابن تغری، النجوم الزاهرة، ج۱، ص۲۲۹؛ ابن خَلَّکان، وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۶۶؛ ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۷، ص۲۳۱؛ کسروی، موسوعة رجال الکتب التسعة، ج۳، ص۶۴.
  5. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۲۲؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۹۶۲م، ج۱۵، ص۲۷۳.
  6. امام سجّاد(ع) از کربلاتاشهادت،سیدامیرحسین کامرانی رادوتحليلى اززندگى امام سجّاد(ع)،ج‏۱،ص۲۴۶
  7. اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الْمَقَامَ لِخُلَفَائِكَ وَ أَصْفِيَائِكَ وَ مَوَاضِعَ أُمَنَائِكَ فِى الدَّرَجَةِ الرَّفِيعَةِ الَّتِى اخْتَصَصْتَهُمْ بِهَا قَدِ ابْتَزُّوهَا وَ أَنْتَ الْمُقَدِّرُ لِذَلِكَ، لا يُغَالَبُ أَمْرُكَ وَ لا يُجَاوَزُ الْمَحْتُومُ مِنْ تَدْبِيرِكَ كَيْفَ شِئْتَ وَ أَنَّى شِئْتَ وَ لِمَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ غَيْرُ مُتَّهَمٍ عَلَى خَلْقِكَ وَ لا لِإِرَادَتِكَ حَتَّى عَادَ صِفْوَتُكَ وَ خُلَفَاؤُكَ مَغْلُوبِينَ مَقْهُورِينَ مُبْتَزِّينَ يَرَوْنَ حُكْمَكَ مُبَدَّلا، وَ كِتَابَكَ مَنْبُوذاً وَ فَرَائِضَكَ مُحَرَّفَةً عَنْ جِهَاتِ أَشْرَاعِكَ وَ سُنَنَ نَبِيِّكَ مَتْرُوكَةً. اللَّهُمَّ الْعَنْ أَعْدَاءَهُمْ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الاْخِرِينَ وَ مَنْ رَضِىَ بِفِعَالِهِمْ وَ أَشْيَاعَهُمْ وَ أَتْبَاعَهُمْ؛ خدايا! اين مقام جانشينان و برگزيدگان تو و جاى امناى توست و در پايه بلندى كه خاصّ آن ها ساختى و اكنون از آن ها ربودند و تو آن را مقدّر فرموده بودى، فرمان تو است. كسى بر آن كه غالب نشود و تدبير حتمى است كه كس نتواند از آن در گذشت، هر طور كه خواهى و به هر گونه كه پسندى! چون نسبت به آفريدگان و هر چه براى آن ها مقدّر كردى داناترى و در مشيت تو بدگمانى راه ندارد. برگزيدگان و خلفاى تو زير دست گشتند و ستم كشيدند، حق آن ها ربوده شد، حكم تو را مى بينند تدبيل يافته و كتاب تو را ترك كرده و فرائض تو از آن روش و طريقى كه مقرر فرمودى دگرگون و سنت پيامبر تو متروك مانده. خدايا دشمن آن ها را از اولين و آخرين، با هر كس كه از كار آن ها خرسند است و پيروان و اتباع آن ها لعنت كن.(دعای ۴۸صحیفه سجّادیه؛ دعا در روز عید قربان و روز جمعه)
  8. یا بنی اصبر علی النوائب و لا تتعرض للحقوق و لا تجب اخاک الی الامر الذی مضرته علیک اکثر من منفعته له؛ پسرک من! بر بلا شکیبا باش و به حقوق دیگران تجاوز مکن و کسی را در کاری یاری مکن که زیان آن برای تو بیش از سود آن برای اوست. شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ص۱۶۰ به نقل از: بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۹۵(به نقل از حلیه الاعمال اثر علی عطائی‌اصفهانی)
  9. نصیر اصفهانی: استاد محمد نصير اصفهاني ملقب به ملک‌الشعراء است. وی پدر استاد جلال‌الدین همائی است. او را می‌توان اصفهانی شیرازی گفت، چرا که محل تولد، نشو و نما و مدفن او در اصفهان بوده و به این اعتبار اصفهانی است، اما به ‌رعایت نسب و نژاد پدر و اسلاف او، اصل وی شیرازی است. طرب ۱۴ساله بود که پدر او درگذشت و عنقا، برادر بزرگ‌تر وی، تعلیم و تربیت او را برعهده گرفت. در ۱۳۱۳ق به تهران آمد و عضو انجمن ادب شد و در یکی از قصاید خود که آن را “قصیدۀ انجمنیه” نامیده، نام شاعران آن زمان تهران را عضو انجمن بوده‌اند، آورده است. از استادان وی می‌توان، آخوند ملا محمد کاشانی، میرزا محمد باقر چهار سوئی و میرزا ابوالحسن جلوه را نام برد. او درخط شاگرد میرزا عبدالرحیم افسر بود، اما درشیوۀ خط مدت‌ها از روی خط میرعماد و محمد صالح و آقا محمد باقر سمسوری و رضا قلی ادیب شیرازی مشق می‌کرد، تا خود صاحب شیوه‌ای ممتاز گردید. در کتیبه‌نویسی هم مهارتی به‌سزا داشت و نمونۀ کتیبه‌نویسی‌های او در مسجد رکن‌الملک تخت فولاد و مسجد آخوند ملا محمدحسین کرمانی و سرای ملک در بازار شاه اصفهان و غیره به‌یادگار مانده است و از خطوط چاپی او هم دو اثر باقی است: یکی “ترجیع‌بند” عرفانی خود اوست و دیگر چند قصیده و قطعه، از خود او که در اثناء و پایان “دیوان” پدر خود، همای شیرازی، در ۱۳۳۰ق به‌چاپ رسیده است. طرب علاوه بر کتابت گوناگون، در مرکب‌سازی و ساخت جوهر قرمز دانه و حل‌کاری و طلاسازی و زرافشان کردن کاغذها و نیز در شناختن خطوط اساتید نستعلیق و تقویم قطعات و مرقعات و کتب نفیسه مهارت بسیار داشت و از وی “دیوان”‌ شعری به‌جای مانده است. وی در اصفهان وفات یافت و در صحن امامزاده احمد، در جوار مزار پدر خود، به‌خاک سپرده شد.

منابع:

  1. صحیفه کربلاء
  2. حيات فكرى و سياسى ائمه،رسول جعفريان‏،انصاريان‏، قم،۱۳۸۱ش
  3. امین، سید محسن، اعیان الشیعه، بیروت، چاپ دار التعارف، ۱۴۰۳ق
  4. صحیفه سجّادیه، ترجمه اسدالله مبشری، تهران، چاپ نشر نی، ۱۳۷۰ش
  5. قمی، شیخ عباس، منتهی الامال فی تواریخ النبی و الال، قم، دلیل ما، ۱۳۷۹ش
  6. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، داراحیاء الکتب العربیة، ۱۹۶۲م
  7. ابن عنبه، احمد بن علی، عمدة الطالب فی أنساب آل أبی طالب، تصحیح محمدحسن آل الطالقانی، نجف، منشورات المطبعة الحیدریة، ۱۳۸۰ق/۱۹۶۱م

باکس شناور "همچنین ببنید"

نزدیک زمستان

نزدیک زمستان

آخرين شب پاییز در نيم كره شمالي بلندترين شب سال در دنیا است.(۱) این شب …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 3 =