چهارشنبه , ۲۳ آبان ۱۳۹۷
خانه / مناسبت ها / شمسی / ادب و معرفت
ادب و معرفت

ادب و معرفت

حادب و معرفتمهمّ ترین عاملی که باعث قوام جامعه و منشأ تغییرات و تحوّلات آن می باشد «فرهنگ» یا «ادب و معرفت» است. «فرهنگ» از آن دست واژگانی است که علیرغم بار معنایی گسترده و کاربرد فراوان آن در حوزه های گوناگون، به راحتی قابل تعریف نیست. «فرهنگ» واژه آشکار و پنهانی است که سخت در پس پرده ابهام قرار دارد. سهل ممتنعی که خود را می نمایاند و پنهان است. دیده نمی شود ولی خود نمایی می کند. ماهیّتی به شدّت پیچیده، نامتعیّن و سیّال دارد. از همین جهت است که کوشش دانشمندان برای رسیدن به یک تعریف جامع و همه پسند، به امری محال تبدیل گشته و هم چنان در حدّ یک آرزو باقی مانده است. در برخی نوشته تا تعریف مختلف از «فرهنگ» ارائه داده اند. «فرهنگ عمومی» نیز از وضعیت مشابهی برخوردار بوده حرف و حدیث فراوانی را به دنبال خود آورده است. «فرهنگ» مجموعه پیچیده‌ای از دانش‌ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعه از جامعهٔ خویش فرا می‌گیرد تعریف می‌شود. اگر روزگاری پیش در عصر کشاورزی، منبع قدرت و حرکت، «زور بدنی و نیروی بازو» بود، و اگر در دوران اولیه صنعتی و مدرن، عامل تعیین‌‌‌‏کننده سرنوشت بشر، «پول و ثروت و قدرت اقتصادی و قدرت نظامی» بود، درجهان کنونی، دیگر نه از زور برای نقش آفرینی بنیادین کاری ساخته است و نه از زر، بلکه آن چه می‌‌‌‏تواند منشأ و پایه تمام تحولات بشری واقع بشود «فرهنگ» است. به طوری که گفته اند برای واژه «فرهنگ» بیش از دویست تعریف می توان یافت، چرا که این واژه از دیدگاه های گوناگون قابل تعریف است. مرحوم دکتر معین واژه «فرهنگ» را مرکب از دو واژه «فر» و «هنگ» به معنای ادب، تربیت، علم، معرفت و آداب و رسوم دانسته است.(۱) واژه «فرهنگ» در دیگر كتاب هاي لغت فارسي علاوه بر علم، فضل، دانش، عقل، ادب، تعليم و تربيت و آموزش و پرورش به معني شاخه درختي است كه آن را بخوابانند و بر آن خاك بريزند تا ريشه بدهد و سپس به جاي ديگر نهال كنند.(۲) ما در گفتار روزانه خود از ساده ترین تا پیچیده ترین معنای «فرهنگ» را به کار می بریم و گاه معناهای متفاوتی را از آن اراده می کنیم. اصطلاح «فرهنگ» دارای معانی و مفاهیم متنوّع است و در سیر تاریخی خود، معانی مختلفی را به خود گرفته است از جمله: ادب، تربیت، دانش، معرفت، مجموعه «آداب و رسوم» و آثار علمی و ادبی یک ملّت، کتاب لغت، نیکویی، پرورش بزرگی، فضیلت، شکوه‌مندی، هنر، حکمت، شاخ درختی که زیر زمین خوابانند و بر آن خاک ریزند، و نیز تعلیم و تربیت، آموزش و پرورش، مکتب و ایدئولوژی.[۳] دو انسان‌شناس امریکایی به نام‌های: “کروبر” و “کلاکن” ۱۶۴تعریف از «فرهنگ» را گرد آورده و در کتاب خود به نام: «فرهنگ بازبینی سنجش گرانه مفهوم و تعریف‌ها»(۱۹۵۲) گنجانیده‌اند. «فرهنگ» یا تمدّن، کمیّت در هم تافته‌ای است شامل دانش، دین، هنر قانون و اخلاقیات آداب و رسوم و هرگونه توانایی و عاداتی که آدمی چون هموندی(member) از جامعه به دست می‌آورد.[۴] کامل ترین و جامع ترین تعریف توسط مردم شناس انگلیسی ادوارد تایلور ارائه شده است: «مجموعه ای از دانش ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هر چه را که فرد به عنوان عضوی از جامعه خویش فرا می گیرد، «فرهنگ» نامیده می شود.» بنابراین تعریف می توان ویژگی های «فرهنگ» را چنین دانست:ادب و معرفت

  1. «فرهنگ» وراثتی نیست.
  2. «فرهنگ» آموختنی است.
  3. «فرهنگ» امری ذهنی است.
  4. «فرهنگ» اعم از قانون است.
  5. «فرهنگ» عامل ایجاد وحدت است.
  6. «فرهنگ» باعث رضایتمندی فرد است.
  7. «فرهنگ» عمل به ارزش ها و هنجارها است.
  8. «فرهنگ» درجامعه عامل خشنودی افراد است.
  9. «فرهنگ» الزامی و در عین حال اختیاری است.
  10. «فرهنگ» مستقل از حیات افراد به زندگی خود ادامه می دهد.
  11. «فرهنگ» خود را با محیطی که در آن جای دارد، وفق می دهد.
  12. «فرهنگ» امری اجتماعی است و در میان جمع به وجود می آید.
  13. «فرهنگ» موجب می شود تا افراد یک جامعه رفتاری یکسان داشته باشند.
  14. «فرهنگ» بسیاری از بخش هایش قابلیّت سنجش و پیاده شدن را ندارد و فقط در ذهن جای دارد.

«فرهنگ» یا «فرهنگ ها» از مجموعه های کوچک تری شکل گرفته اند و بدین لحاظ آن را می توان هم به لحاظ شکلی و هم به لحاظ محتوایی تقسیم بندی کرد. «فرهنگ» در لغت:

  1. علم؛ دانش.
  2. ادب؛ معرفت.
  3. تعلیم‌وتربیت.
  4. آثار علمی و ادبی یک قوم یا ملّت.
  5. کتابی که شامل لغات یک زبان و شرح آن‌ها باشد؛ لغت‌نامه.
  6. «فرهنگ عامه»، «فرهنگ عوام»، «فرهنگ عامیانه». «فرهنگ عوام»: مجموع عقاید، افسانه‌ها، و ترانه‌های محلی یک قوم یا سرزمین است.

براي تعريف «فرهنگ» بايد ۳نسبت زماني گذشته، حال و آينده در نظر گرفته شود. شايد اين تعريف كه مي­ گويد: «فرهنگ» عبارت است از: مجموعه­ اي به هم تافته از ميراث مادي و غيرمادي هر جامعه كه به صورت اكتسابي از نسلي به نسل بعد منتقل مي­ شود و توسّط نسل حاضر تعديل و كامل شده، به نسل آتي واگذار مي­ گردد، به عنوان يك تعريف عام پذيرفته شود. اين تعريف عام همراه با عناصري كه تشكيل دهنده «فرهنگ» هر جامعه است، به عنوان تعريف «فرهنگ» آن جامعه بيان مي­ شود و همراه با عناصري كه شايسته نوع انسان و لازمه حركت تكاملي او بدون توقّف و سقوط است، به عنوان تعريف «فرهنگ جهاني بشر» قابل قبول خواهد بود.

«روز «فرهنگ عمومی»

۱۴آبان که از  طرف شورای عالی انقلاب «فرهنگ»ی به عنوان: «روز «فرهنگ عمومی» معرفی شده است، فرصتی است برای بازخوانی  پرونده «فرهنگ» و «فرهنگ عمومی». پرونده ای که هیچگاه بسته نشده، نمی شود و ظاهرا” بسته نخواهد شد و اصولا توسعه وتعمیق آن به همین ابهام و گستردگی آن بر می گردد. موضوعی که همیشه داغ و تازه است و هیچ گاه سرد و کهنه  نمی گردد.ادب و معرفت«فرهنگ عمومی»: «فرهنگ عمومی» شبکه به هم تنیده، قدرتمند و مؤثر از دانش ها، گرایش ها و منش های عمومی جامعه است که در عین ابهام و نامرئی بودن، وجود و حضورش در جامعه احساس می شود و با قدرت خویش در سرتاسر زندگی، ما را تابع  خود می سازد. حوزه های زندگی انسان شمال حوزه «فرهنگ»، سیاست و اقتصاد است. حوزه «فرهنگ» که موضوع بحث ماست خود شامل حوزه «فرهنگ» تخصصی یا آموزش و حوزه «فرهنگ عمومی» است. حوزه «فرهنگ عمومی» شامل ۳بخش اطلاعات: (دانش های  عمومی)، ‌ گرایش ها(عواطف عمومی)، ‌ رفتارها(‌منش های عمومی) می باشد.

ویژگی های «فرهنگ عمومی»: با توجه به تعریف «فرهنگ عمومی» می‌‌‌‏توان گفت: «فرهنگ عمومی» دارای دو جهت:

  1. «عینی» و
  2. «اعتباری» است

که می‌‌‌‏بایست هر دو را مدنظر داشت. هیچ کس بهتر از مقام معظم رهبری، آیت‌‌‌‏الله خامنه‌‌‌‏ای، این ۲بعد «فرهنگ عمومی» را تبیین نكرده‌‌‌‏اند. از نظر ایشان «فرهنگ عمومی» ۲بخش دارد: یک بخش آن ظاهری و بارز مثل: شکل لباس و شکل معماری است که تأثیر خاصی بر روی ذهنیات و خلقیات و منش و تربیت افراد دارد و بخش دیگرش مربوط به امور نامحسوس مثل اخلاقیات فردی و اجتماعی مردم، وقت‌شناسی، وجدان کاری، مهمان دوستی و احترام به بزرگ ترهاست. «فرهنگ عمومی» حوزه‌‌‌‏ای از نظام «فرهنگ»ی جامعه است که پشتوانه آن اجبار قانونی و رسمی نیست، بلکه تداوم آن در گرو اجبار اجتماعی اعمال شده از سوی آحاد جامعه و تشکل ها و سازمانهای غیردولتی(غیررسمی) است. برخلاف حوزه «فرهنگ رسمی» که در نهایت، اجبار فیزیکی از آن حمایت می‌‌‌‏کند، حوزه «فرهنگ عمومی» عمدتاً بر پذیرش و اقناع استوار است و عدم پایبندی به آن مجازات، به معنای حقوقی کلمه، را در پی ندارد. به عبارت دیگر مفهوم «فرهنگ عمومی» در تقابل مردم ـ دولت مفهوم پیدا می‌‌‌‏کند. «فرهنگ عمومی» مؤلفه‌هایی از «فرهنگ» است که تأثیرات آن عام و فراگیر می‌باشد و عامه مردم در کیفیت آن نقش دارند و از شیوه رفتارهای عمومی مردم یا عرف و عادات و رسوم و زبان ساخته می‌‌‌‏شود و یا تأثیر مشهود می‌پذیرد و عموم جنبه‌‌‌‏ها و عرصه‌‌‌‏ها و زندگی مردم را تحت تأثیر قرار می‌‌‌‏دهد و عموم مردم نسبت به آنها حساسیت و شناخت دارند. «فرهنگ عمومی»، سازندگان و عاملان خاص خودش را دارد که بر بخشی از آنها دولت نظارت می‌‌‌‏کند. نزدیک شدن به «فرهنگ عمومی» و اصلاح آن از طریق بخشنامه میسر نیست. «فرهنگ عمومی» مانند کل نظام «فرهنگ»ی و «فرهنگ»، در ۴وجه ظاهر می‌‌‌‏شود: درونی، روانی، نمادی، نهادی و آثار. از این رو می‌‌‌‏توان رگه‌‌‌‏های «فرهنگ عمومی» را در همه این جلوه‌‌‌‏ها یافت. «فرهنگ عمومی»، در کنار «فرهنگ رسمی»، در همه حوزه‌‌‌‏های زندگی اجتماعی، خانواده، حکومت، اقتصاد و آموزش و پرورش و نظایر این ها حضور دارد. از این رو نمی‌توان آن را به حوزه مشخصی محدود ساخت.

پانویس:

  1. «فرهنگ»: [ف َ هََ] (اِ) ۱ – علم و دانش. ۲ – تربیت و ادب. ۳ – واژه نامه و کتاب لغت(dictionary). 4 – عقل و خرد. ۵ – تدبیر و چاره. «فرهنگ»(culture) از: فر، پیشوند + هنگ از ریشه ٔ ثنگ اوستایی به معنی کشیدن و فرهختن و «فرهنگ» است که هر دو مطابق است با ادوکات و اِدوره در لاتینی که به معنی کشیدن و نیز به معنی تعلیم و تربیت است. واژه نامه و کتاب لغت(dictionary): دائره‌المعارف، قاموس، لغت‌نامه، مرجع، معجم، واژگان، واژه‌نامه، آداب‌دانی، ادب، تربیت، آموزش‌وپرورش، معارف، ادبیات، بینش، تمدّن، خرد، دانش، علم، فرهیختگی، فضل، معرفت، معلومات است.(حاشیه ٔ برهان چ معین) «فرهنگ» راهکارهای شایع موجه در یک جامعه است برای زدودنِ هرگونه نیاز راستین یا ناراستین. «فرهنگ» همواره نرم‌افزار است و تمدن شامل آن و سخت افزارهاست. «فرهنگ»ستان زبان و ادب فارسی یکی از چهار «فرهنگ»ستان ایران است که حوزه‌های گوناگون علمی، ادبی و هنری را در ایران و قلمرو زبان فارسی از جنبه‌های مختلفِ موضوعی تحت پوشش قرار می‌دهند.(راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات راغب، واژه «فرهنگ»)
  2. دهخدا، ذيل واژه «فرهنگ». معادل فرانسوي واژه «فرهنگ» واژه كولتور(culture) است كه از نظر لغوي به معني كشت و زرع است و امروز نيز مشتقّاتي از اين كلمه به معني كشت و زرع به كار مي­ رود. معادل انگليسي آن واژه کالچر(cultura) است كه به معاني مختلفي چون رشد دادن باكتري در لوله آزمايش و كشت زمين به كار رفته است. (اسپردلي، ۱۳۷۲، ص۲۵)
  3. صاحبی، محمدجواد، مناسبات دین و «فرهنگ»‌ در جامعه ایران، ج۱، ص۶۰
  4. صاحبی، محمدجواد، مناسبات دین و «فرهنگ»‌ در جامعه ایران، ج۲، ص۱۵۳

منابع:

  1. «فرهنگ جامع»
  2. «فرهنگ محرّم»
  3. «فرهنگ عمومي»
  4. «انقلاب فرهنگي»
  5. روز «فرهنگ عمومی»
  6. «فرهنگ اصیل ایرانی»
  7. خلیج «فرهنگ و تمدّن»
  8. موزه و «میراث فرهنگی»
  9. تعظيم «فرهنگ» عاشوراء
  10. شبکه جهانی «جام جم»
  11. پایگاه اطلاع رسانی «حوزه»
  12. مهندسی «فرهنگی جامعه»
  13. ۱۴ آبان؛ روز فرهنگ عمومی
  14. «خبرآنلاین»؛ خبرگزاری تحلیلی ایران
  15. پایگاه اسلام کوئست، برگرفته از مقاله «فرهنگ»
  16. پایگاه اطلاع رسانی حوزه، برگرفته از مقاله «فرهنگ»
  17. روايت گوشه اي از خدمات اجتماعي فرهنگي آيت الله العظمي سيستاني
  18. نشریه آیینه اردکان، شماره، مورخ: آبان، مقاله «فرهنگ عمومی» و ویژگی های آن

باکس شناور "همچنین ببنید"

اقوام

ایران کشوری است که از اقوام گوناگونی تشکیل شده است.(۱) در زیر به برخی از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 5 =