سه شنبه , ۲۷ آذر ۱۳۹۷
خانه / اسوه ها / عَالِم آلِ مُحَمَّد
امام رئوف

عَالِم آلِ مُحَمَّد

امام رئوفحضرت علی‌بن موسی الرّضا المُرتَضی علیه‌السّلام معروف به امام رضا(ع) هشتمین امام اثنی‌عشری، ۲۰سال امامت(۲۰۳‌ــ‌۱۴۸ه.ق) را به‌عهده داشت. او به عَالِمُ آلِ مُحَمَّدٍ شهرت دارد که امام کاظم(ع) به فرزندانش می‌گفت: «برادر شما علی‌بن موسی، عَالِمُ آلِ مُحَمَّدٍ است». شهادت حضرتش را جمعه پایان صفر ۲۰۳ه.ق دانسته اند. شيخ مفيد(ره) در مسارالشّيعه، شهادت را ۲۳ذی‌القعده سال ۲۰۳مي‌داند.[۱] به همين جهت، براي زيارت آن حضرت(ع) در اين روز تأكيد فراواني به عمل آمده است.[۲] برخي ۲۳ماه رمضان را روز شهادت حضرت(ع) دانستند.[۳] عده‌اي هم، شهادت را، آخرين روز صفر ذكر كرده‌اند.[۴] معروف و مشهور، آخرين روز صفر در طوس را روز شهادت می دانند و اين، گفتار شيخ مفيد در ارشاد نيز هست.[۵]

کنیه و القاب: امام كاظم(ع) کنیه «ابوالحسن» را برای امام رضا(ع) انتخاب و به على بن يقطين فرمودند: «اى على، اين پسرم، با اشاره به امام رضا(ع)، آقاى فرزندان من است و من كنيه خویش را به او داده‌‌ام. البته امام كاظم(ع) نيز كنيه‌شان «ابو‌الحسن» بوده است و اين كنيه ميان پدر و فرزند مشترک می باشد. بدين جهت امام كاظم(ع) را «ابو الحسن اوّل» و امام رضا(ع) را «ابو الحسن دوم» مى‌نامند. مشهورترین لقب امام رضا(ع)، «رضا» به معنای «خشنودی» است. امام محمدتقی(ع) فرزند ايشان سبب ناميده شدن آن حضرت(ع) به اين لقب را، اين گونه نقل می‌فرمايند: «خداوند او را رضا لقب نهاد زيرا خداوند در آسمان و پیامبر(ص) و ائمه(ع) در زمين از او خشنود بوده‌اند و ايشان را برای امامت پسنديده‌اند و همين طور به خاطر خلق و خوی نيكوی امام(ع) هم دوستان و نزديكان و هم دشمنان از ايشان راضی و خشنود بود‌ند». يكي دیگر از القاب مشهور حضرت «عَالِمُ آلِ مُحَمَّدٍ» است. امام كاظم(ع) به فرزندانش می‌فرمود: «برادر شما علی بن موسی، عَالِمُ آلِ مُحَمَّد است.» اين لقب «عَالِمُ آلِ مُحَمَّد» نشان گر ظهور علم و دانش ايشان می‌باشد. توانايی و برتری امام، در تسلّط بر علوم، از دلايل امامت ايشان می‌باشد و با تأمل در سخنان حضرت(ع) در اين مناظرات، كاملاً اين مطلب روشن می‌گردد كه اين علوم جز از يك منبع وابسته به الهام و وحی نمی‌تواند سرچشمه گرفته باشد. این لقب «عَالِمُ آلِ مُحَمَّد» را امام کاظم(ع) بر زبان جارى ساخت و آن را به فرمایش پدر گرامى اش امام صادق (ع) مستند مى‏ ساخت؛ اسحاق بن موسى برادر امام رضا(ع) مى‏ گفت: پدرم به فرزندانش مى‏ فرمود: این برادر شما على، عَالِمُ آلِ مُحَمَّد است، مسائل خود را از وى بپرسید، و مطالب او را نگه دارى کنید، من از پدرم جعفر بن محمد شنیدم مکرر مى ‏گفت: عَالِمُ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیهم اجمعین، در صلب تو است؛ کاش من او را مى ‏دیدم، وى با امیر المومنین هم نام است و علی نام خواهد داشت.(۶)

مادر: مادر امام رضا(ع) خدمت کاری از اهالی نوبه بوده است. نام مقدّس اين خانم را خيزران ناميده‌اند. ايشان کنیز(۷) از اهالى نوبه(۸) بوده و اروى نام داشته و لقبش شقراء است. برخى اسمش را نجمه و كنيه‌‌اش امّ‌البنين و گروهى نام آن بانو را تكتم دانسته‌اند. او خدمت کاری پاک و پرهیزگار به نام نجمه بوده، حمیده مادر امام كاظم(ع) وی را خرید و به پسرش بخشید و بعد از ولادت امام رضا(ع) او را طاهره نامید.‌ ایشان از زمره زنان شريف غير عرب و كنيز حميده خاتون مادر امام كاظم(ع)، و از زنان شايسته در عقل و دين و شرف بود و بانويش حميده را بسيار محترم مى‌‌داشت و از روى احترام به او، هرگز در مقابلش نمى ‌نشست. بنابراين حميده به پسرش امام كاظم(ع) گفت: «اى فرزند، به يقين «تكتم» كنيزى است كه من هرگز بهتر از او را نديده‌ام و شكّى ندارم كه خداوند به او فرزندانى عطا خواهد كرد. من او را به تو بخشيدم و سفارش مى‌كنم كه با او رفتاری مهربانانه ایى داشته باشى.»(۹)

همسر امام رضا(ع): همسر آن حضرت به نام سبیکه(س) بوده اند که ایشان مادر حضرت(ع) جواد(ع) و از خاندان ماریه قبطیه همسر پیامبر(ص)، بوده است. مأمون به امام رضا(ع) پیش نهاد داد که با دخترش «‌ام حبیب‌» یا «‌ام حبیبه‌» ازدواج کند و امام(ع) نیز پذیرفت. طبری این ازدواج را در حوادث ۲۰۲ق. یاد می‌کند.

فرزندان امام رضا(ع): درباره تعداد و اسامى فرزندان امام رضا(ع) شيخ مفيد بر اين باور است، كه امام(ع) را، فرزندى جز امام جواد(ع) نبوده است. ابن شهرآشوب و طبرسى در اعلام الورى، نيز بر همين اعتقاد مى‌باشند.

امام رضا(ع) در مدینه: امام رضا(ع) تا قبل از هجرت به مرو، در مدينه زادگاهشان، ساكن بودند. مردم مدينه نيز، حضرت(ع) را بسیار دوست می‌داشتند و به ايشان هم چون پدری مهربان می‌نگريستند. تا قبل از اين سفر، با اين که حضرت(ع) بيش تر عمرش را در مدينه گذرانده بود، اما در سراسر مملکت اسلامی، پيروان بسياری داشتند که گوش به فرمان اوامر حضرت(ع) بودند. امام رضا(ع)، در گفتگويی كه با مامون درباره ولايت عهدی داشتند، در اين باره اين گونه می‌فرمايند: «همانا ولايت عهدی هيچ امتيازي را بر من نيفزود. هنگامی كه من در مدينه بودم فرمان من در شرق و غرب نافذ بود و اگر از کوچه‌های شهر مدينه عبور می‌کردم، عزيرتر از من كسی نبود. مردم پيوسته حاجاتشان را نزد من می‌آوردند و كسی نبود كه بتوانم نياز او را برآورده سازم، مگر اين كه اين كار را انجام می‌دادم و مردم به چشم عزيز و بزرگ خويش، به من مى نگريستند».

امامت امام رضا(ع): امام رضا(ع) پس از شهادت امام كاظم(ع) در ۱۸۳ق امامت را عهده‌دار شد؛ مدت امامت حضرت(ع) ۲۰(۱۸۳-۲۰۳ق) بود که با خلافت هارون الرشید(۱۰)، محمد امین(۵)، مأمون(۵) همزمان شد. امامت و وصايت امام رضا(ع) بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرينشان و پیامبر(ص) اعلام شده بود. به خصوص امام كاظم(ع) بارها در حضور مردم ايشان را به عنوان وصی و امام بعد از خويش معرفی كرده بودند. پس از شهادت حضرت(ع)، بیشتر مردم با توجه به وصیت امام(ع) و دلایل و شواهد دیگر، امامت فرزند ایشان، امام رضا(ع) را پذیرفتند و وی را به عنوان امام تأیید نمودند. این دسته که بزرگان اصحاب امام كاظم(ع) را هم شامل می‌شد به نام قطعیه مشهور شدند. ولی گروه دیگری از اصحاب حضرت(ع) بنا به دلایلی، از اعتراف به امامت امام رضا(ع) سرباز زده و در امامت حضرت موسی بن جعفر(ع) توقف کردند. آنان اظهار می‌داشتند که موسی بن جعفر(ع) آخرین امام است و کسی را به امامت تعیین نکرده و یا دست‏‌کم ما از آن آگاه نیستیم، این گروه واقفیه(واقفه) نامیده شدند.

سفر امام رضا(ع) به خراسان: هجرت امام رضا(ع) از مدینه به مرو در ۲۰۱ه.ق بود. پس از تصمیم مأمون تصمیم مبنی بر دادن پیشنهاد ولایتعهدی به امام، او یکی از افراد خویش به نام رجاء بن ابی ضحاک را به مدینه فرستاد تا حضرت(ع) را به مرو محل اقامت مأمون بیاورد. او دستور داد تا حضرت(ع) را از مسیر کوفه نیاورند بلکه از طریق بصره، خوزستان و فارس، به نیشابور بیاورند. مسیر حرکت، طبق کتاب اطلس شیعه چنین بوده است: مدینه، نقره، هوسجه، نباج، حفر ابوموسی، بصره، اهواز، بهبهان، اصطخر، ابرقوه، ده شیر(فراشاه)، یزد، خرانق، رباط پشت بام، نیشابور، قدمگاه، ده سرخ، طوس، سرخس، مرو. به گزارش شیخ مفید مأموران مأمون، امام رضا(ع) و برخی از بنی‌هاشم را از مسیر بصره به مرو آوردند. مأمون آن‌ها را در خانه‌ای و حضرت(ع) را در خانه‌ای دیگر جای داد و او را اکرام کرد.

حدیث سلسه‌الذّهب: در طول سفر حضرت(ع) به مرو، هركجا توقف می‌فرمودند، بركات زيادی شامل حال مردم آن منطقه می‌شد. از جمله هنگامی كه حضرت(ع) در مسير حركت خود وارد نيشابور شدند و در حالی كه در محملی قرار داشتند از وسط شهر نيشابور عبور كردند. مردم زيادی كه خبر ورود حضرت(ع) به نيشابور را شنيده بودند، همگی به استقبال حضرت آمدند. در اين هنگام دو تن از علماء و حافظان حديث نبوی، به همراه گروه‌های بي شماری از طالبان علم و اهل حديث و درايت، مهار مرکب را گرفته وعرضه داشتند: «ای حضرت(ع) بزرگ و ای فرزند امامان بزرگوار، تو را به حق پدران پاک و اجداد بزرگوارت سوگند می‌دهيم كه رخسار فرخنده خويش را به ما نشان دهی و حديثی از پدران و جد بزرگوارتان پيامبر خدا برای ما بيان فرمایی تا يادگاری نزد ما باشد». حضرت(ع) دستور توقف مركب را دادند و ديدگان مردم به مشاهده طلعت مبارک حضرت(ع) روشن گرديد. مردم از مشاهده جمال حضرت بسيار شاد شدند به طوری كه بعضي از شدت شوق می‌گريستند و آنهايی كه نزديک ايشان بودند، بر مركب حضرت(ع) بوسه می‌زدند. ولوله عظيمی در شهر طنين افكنده بود به طوری كه بزرگان شهر با صدای بلند از مردم می‌خواستند كه سكوت نمايند تا حديثی از آن حضرت بشنوند. ایشان فرمودند: «شنیدم از پدرم موسی بن جعفر(ع) که فرمود شنیدم از پدرم جعفر بن محمّد(ع) که فرمود شنیدم از پدرم محمّد بن علی(ع) که فرمود شنیدم از پدرم علی بن الحسین(ع) که فرمود شنیدم از پدرم حسین بن علی(ع) فرمود شنیدم از پدرم امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب(ع) که فرمود شنیدم از پیامبر(ص) که فرمود شنیدم از جبرئیل که گفت شنیدم از پروردگار عزّ و جلّ فرمود: «کلمه‏ «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‏» دژ و حصار من است. پس هر کس داخل دژ و حصار من شود، از عذاب من ایمن خواهد بود.» پس هنگامی که مَرکب حضرت حرکت کرد با آواز بلند فرمود با شروط آن و من یکی از آن شروط هستم.(۱۰)

امام رضا(ع) و مسأله ولایتمداری: مهمترين فصل تاريخى زندگى امام رضا(ع) جريان ولايتعهدى آن حضرت است، جریانی که به موجب آن، حضرت مجبور شدند از شهر مدینه به مرو سفر کنند و پس از مدتی و با کینه مأمون به شهادت برسند. هنگامی که امام رضا(ع) وارد مرو شدند، مأمون از ايشان استقبال شايانی كرد و در مجلسي كه همه اركان دولت حضور داشتند صحبت كرد و گفت: «همه بدانند من در آل عباس و آل علی(ع) هيچ كس را بهتر و صاحب حق‌تر به امر خلافت از علی‌بن‌موسی‌رضا(عليه السلام ) نديدم». پس از آن به حضرت رو كرد و گفت: «تصميم گرفته‌ام كه خود را از خلافت خلع كنم و آن را به شما واگذار نمايم.»، اما حضرت(ع) كاملا از قصد مأمون آگاهى داشت، چرا که مأمون براى رسيدن به خلافت، برادرش امين را كشته بود و بغداد را خراب كرده بود. به همین دلیل به او گفتند: «اگر اين خلافت مال تو است جايز نيست خودت را خلع كنى و لباسى را كه خدا به تو پوشانده به ديگرى بدهى، و اگر خلافت مال تو نيست چيزى كه مال تو نيست جايز نيست آن را به من بدهى.» مأمون بر خواسته خود پافشاری كرد و بر حضرت(ع) اصرار ورزيد، اما حضرت(ع) فرمودند:‌ «هرگز قبول نخواهم كرد.»، وقتي مأمون مأيوس شد، گفت: «پس ولايت عهدی را قبول كن تا بعد از من شما خليفه و جانشين من باشيد». اين اصرار مأمون و انكار حضرت(ع) تا دو ماه طول كشيد و حضرت قبول نمی‌فرمودند و می‌گفتند: «از پدرانم شنيدم، من قبل از تو از دنيا خواهم رفت و مرا با زهر شهيد خواهند كرد و بر من ملائك زمين و آسمان خواهند گريست و در وادی غربت در كنار هارون ‌الرشيد دفن خواهم شد». اما مأمون بر اين امر پافشاری نمود تا آن جا كه مخفيانه و در مجلس خصوصی حضرت را تهديد به مرگ كرد. لذا حضرت فرمودند : «اينک كه مجبورم، قبول می‌كنم به شرط آن كه كسی را نصب يا عزل نكنم و رسمی را تغيير ندهم و سنتی را نشكنم و از دور بر بساط خلافت نظر داشته باشم». مأمون با اين شرط راضی شد. پس از آن حضرت، دست را به سوی آسمان بلند كردند و فرمودند: «خداوندا ! تو مي‌دانی كه مرا به اكراه وادار نمودند و به اجبار اين امر را اختيار كردم؛ پس مرا مؤاخذه نكن همان گونه كه دو پيغمبر خود يوسف و دانيال را هنگام قبول ولايت پادشاهان زمان خود مؤاخذه نكردی؛ خداوندا عهدی نيست جز عهد تو و ولايتی نيست مگر از جانب تو، پس به من توفيق ده كه دين تو را برپا دارم و سنت پيامبر تو را زنده نگاه دارم، همانا كه تو نيكو مولا و نيكو ياوری هستی».(۱۱)

شرایط علمی زمان امام رضا(ع): در قرن ۲ه.ق كه امام رضا(ع) می‌زيستند، مراكز علمی رو به فزونی گذاشت. مدارس مختلف در همه علوم و به همه زبان‌ها و ميان همه گروه‌ها پا گرفت. مدارس از جويندگان دانش در سطوح مختلف علمی و دينی، به خصوص در زمان هارون الرشيد و مأمون و در زمان امامت حضرت(ع) پر شد. حضرت(ع) در زمان منصور به دنيا آمدند و در زمان خلافت مهدی، هادی، هارون الرشيد و مأمون زندگی كردند و اين زمانی بود كه فرهنگ و فكر اسلامی به خوبی پايه گرفته بود و در آن زمان مؤسسين مذاهب فقهی مختلفی نیز زندگی می‌كردند. حضرت(ع) پناه اهل فكر و معرفت بودند و با علمای فلسفه به مناظره و بحث می‌پرداختند و در حالی كه اهل فقه و شرع را هدايت و توجيه می‌كردند به محور آن‌ها تبديل شده بودند. مأمون پس از آوردن امام رضا(ع) به مرو، جلسات علمی متعددی با حضور علمای گوناگون تشکیل داد. در این جلسات، مذکرات زیادی میان حضرت(ع) و دیگران صورت می‌گرفت که به طور عمده درباره مسائل اعتقادی و فقهی بود. بخشی از این مذاکرات را طبرسی در کتاب احتجاج فراهم آورده است. مأمون می‌خواست با کشاندن حضرت(ع) به بحث، تصوّری را که عامه مردم درباره ائمه اهل بیت(علیهم السلام) داشتند و آنان را صاحب علم خاص مثلاً «‌علم لدنّی‌» می‌دانستند، از بین ببرد. این مجالس به تدریج مشکلاتی را برای مأمون درست کرد. زمانی که وی متوجه شد، تشکیل چنین جلساتی برای وی خطرناک است، اقدام به محدود کردن حضرت(ع) کرد. از عبدالسلام هروی نقل شده که به مأمون اطلاع دادند: حضرت(ع) مجالس کلامی تشکیل داده و بدین وسیله مردم شیفته وی می‌شوند. مأمون به محمد بن عمرو طوسی مأموریت داد تا مردم را از مجلس آن حضرت(ع) طرد نماید. پس از آن حضرت(ع) در حق مأمون نفرین کرد.

شهادت امام رضا(ع): در نحوه به شهادت رسيدن حضرت(ع) نقل شده است كه مأمون به يكی از خدمتکاران خويش دستور داده بود تا ناخن‌های دستش را بلند نگه دارد و بعد به او دستور داد تا دست خود را به زهر مخصوصی آلوده كند و در بين ناخن‌هايش زهر قرار دهد و اناری را با دستان زهر‌آلودش دانه كند و او دستور مأمون را اجابت كرد. مأمون نيز انار زهرآلوده را خدمت حضرت گذارد و اصرار كرد كه حضرت(ع) ازآن انار تناول کنند. اما حضرت(ع) از خوردن امتناع فرمودند و مأمون اصرار كرد تا جايی كه حضرت(ع) را تهديد به مرگ نمود و حضرت(ع) به جبر، قدری از آن انار مسموم تناول فرمودند. بعد از گذشت چند ساعت، زهر اثر كرد و حال حضرت دگرگون گرديد و صبح روز بعد در سحرگاه ۲۹صفر ۲۰۳ه.ق، امام رضا(ع) به شهادت رسيدند.

تاریخ شهادت امام رضا علیه السلامکلیک فرمایید:

  1. زیارت
  2. جایگاه اخلاق
  3. حدیث طلایی
  4. برادرخورشید
  5. بانوی شفاعت
  6. سادات رضوی
  7. گنبد فیروزه ای
  8. کنيه امام رضا(ع)
  9. مولود روز یازدهم
  10. سیره امام رضا(ع)
  11. اخلاق امام رضا(ع)
  12. آستان قدس رضوی
  13. كرامات امام رضا(ع)
  14. امام رئوف و صالحان
  15. حدیث سلسلةالذهب
  16. رضا مشهور ترین لقب
  17. فضیلت ماه ذى القعده
  18. فردوسی حکیم طوس
  19. ‌یاران خاصّ امام رضا(ع)
  20. نماز در سیره امام رضا(ع)
  21. اخلاق و رفتار امام رضا(ع)
  22. هشتمین آفتاب در یک نگاه
  23. سیره و اخلاق امام رضا(ع)
  24. ولایتش، شرط دین است…
  25. هجرت امام رضا(ع) به ایران
  26. امام رضا(ع) و اخلاق انسانی
  27. مشهور ترین لقب امام رضا(ع)
  28. تربیت فرزند از منظر امام رضا(ع)
  29. ابوالحسن ثالث یا امام عسکری(ع)
  30. اخلاق عملی در سیره امام رضا(ع)
  31. پرتوى از سيره و سيماى امام رضا(ع)
  32. سعادت خانواده در سیره امام رضا(ع)
  33. اَللّهُمَ صَلِّ عَلي علي بن مُوسَي الِّرِضا
  34. شاخص‌های مکتب اخلاقی امام رضا(ع)
  35. فاطمه معصومه (س) از دیدگاه مشاهیر
  36. زندگی نامه امام علی بن موسی الرضا(ع)

مطالعه بیش تر:

  1. رسول جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، قم، انصاریان، ۱۳۸۱ش.
  2. صدوق، عیون اخبار الرضا (ع)، ترجمه علی اکبر غفاری، تهران: نشر صدوق، ۱۳۷۳ش.
  3. سید جعفر مرتضی عاملی، زندگی سیاسی هشتمین امام، ترجمه سید خلیل خلیلیان، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۱ش.
  4. سید محمدجواد فضل الله ، تحلیلی از زندگانی امام رضا (ع)، ترجمه محمدصادق عارف، مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، ۱۳۷۷ش.

پانویس:

  1. حضرت رضا(ع) ۱۱ذیقعده ۱۴۸ه.ق در مدینه متولّد و در پایان صفر ۲۰۳ه.ق به شهادت رسید. مسارالشّيعه؛ محمد بن محمد بن نعمان بغدادی(شيخ مفيد)،۱۴۱۳ه.ق، ص ۱۶٫
  2. منتهي الآمال، شیخ عباس قمی، ج ۲، ص ۳۱۲؛ وقايع الايام، شيخ عباس قمي، ص ۹۷٫
  3. زندگاني چهارده معصوم(ع)، ترجمه اعلام الوري، امين الاسلام طبرسي، ص ۴۲۴٫
  4. منتهي الآمال، ج ۲، ص ۳۱۲٫
  5. الارشاد (شيخ مفيد)، ص ۵۹۱٫
  6. قَالَ أَبُو اَلصَّلْتِ وَ لَقَدْ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ إِسْحَاقَ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ : أَنَّ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ كَانَ يَقُولُ لِبَنِيهِ هَذَا أَخُوكُمْ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى عَالِمُ آلِ مُحَمَّدٍ فَاسْأَلُوهُ عَنْ أَدْيَانِكُمْ وَ اِحْفَظُوا مَا يَقُولُ لَكُمْ فَإِنِّي سَمِعْتُ أَبِي جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ غَيْرَ مَرَّةٍ يَقُولُ لِي إِنَّ عَالِمَ آلِ مُحَمَّدٍ لَفِي صُلْبِكَ وَ لَيْتَنِي أَدْرَكْتُهُ فَإِنَّهُ سَمِيُّ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار(ع)، ج ۴۹، ص ۱۰۰.
  7. کنیز: [ک َ] (اِ) پرستار و خدمتکار زنان باشد و به عربی جاریه خوانند.(برهان) زن مملوکه و پرستار زنان.(غیاث) خادمه و آن را برای تصغیر کنیزک گویند.(انجمن آرا و آنندراج) اَمه. مولاة. مقابل غلام. عبد. مولی.
  8. نوبه: [ب َ] (اِخ) ولایتی از زنگبار. ولایتی از بلاد سودان از اقلیم اول به جنوبی مصر بر کنار رود نیل و آن واسطه است میان صعید مصر و حبشه است.(از انجمن آرا) این ولایت در امتداد رود نیل است که از جنوب، به شمال سودان و از سمت شمال به جنوب مصر محدود می‌شود. در آن دیار زرافه بسیار بود که به عربی اشترگاوپلنگ را گویند و تختگاه آن ولایت را دمقله گویند و منسوب به آن ملک را نوبی خوانند.(برهان قاطع) نوبه شامل بلاد پهناوری است در جنوب مصر و مردم آنجا نصاری باشند و اول بلاد ایشان پس از اسوان است و اسم شهر نوبه «دمقلة» است و آن پایتخت شاه است که بر ساحل نیل واقع است.(حاشیه ٔ برهان قاطع از معجم البلدان)
  9. از عون بن محمد کندی روایت شده که من مردی را آگاهتر ازعلی بن میثم به کارهای ائمه(ع) و ازدواجشان ندیدم او می گفت که حمیده مصفاه مادر حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر(ع) که از اشراف و بزرگان عجم بود کنیزی خرید و اسم آن تکتم بود و او در عقل و دین و احترام به حمیده بهترین زن بود به طوری که به احترام حمیده هیچ گاه در مقابل او نمی نشست، حمیده به فرزندش گفت: پسرم من کنیزی بهتر از تکتم سراغ ندارم و شکی ندارم اگر فرزندی داشته باشد خداوند او را پاکیزه می گرداند و من این کنیز را به تو بخشیدم، درباره او سفارش به نیکی کن، آنگاه که حضرت رضا(ع) از آن بانو متولد شد او را طاهره نامید، نوزادش سالم بود و از او شیر زیادی می خورد، آن بانو درخواست کرد دایه ای بگیرند که در شیر دادن به او کمک کند. از او پرسیدند مگر شیر تو کم شده؟ گفت شیرم کم نشده اما من اوراد، اذکار و عبادت هایی داشتم و از هنگامی که فرزندم به دنیاآمد، کمتر به آن ها می رسم. مسند امام موسی بن جعفر علیه السلام، ابوعمران موسي بن ابراهيم مروزي (م ۲۹۹ ق)، مقدمه و تحقيق: سيد محمدحسين حسيني جلالي، ج ۱، ص ۴۸۱٫ مجله کوثر، شماره ۱۵، علي همت‏ بناري.
  10. «کَلِمَةُ لا إلهَ إلّا اللّهُ حِصنی فَمَن دَخَلَ حِصنی اَمِنَ مِن عَذابی بِشُروطِها وَ أنَا مِن شُروطِها»،این حدیث را محمد بن علی بن بابویه معروف به شیخ صدوق در کتب خود، از جمله «عیون اخبار الرضا» و «امالی» و «توحید» و «معانی الاخبار» و «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال» نقل کرده و اسنادش تا معصوم به این ترتیب است: محمد بن موسی المتوکل از محمد بن جعفر الأسدی از محمد بن حسین الصولی از یوسف بن عقیل از اسحاق بن راهویه از رضا. بهاء الدین خرمشاهی. دائرةالمعارف تشیع، جلد ۶، ۱۷۵. امام رضا نیز این حدیث را به نقل از خداوند گفته است و اسنادش به این ترتیب است: امام رضا از موسی بن جعفر از جعفر بن محمد از محمد بن علی از علی بن الحسین از حسین بن علی از علی بن ابی طالب از پیامبر از جبرئیل از خداوند. کتاب‌های وافی، بحار الانوار و الجواهر السنیه این حدیث را از محمد بن علی بن بابویه معروف به شیخ صدوق نقل کرده‌اند. بحارالانوار، جلد ۴۹، ص ۱۲۶، ح ۳. از کشف الغمه، جلد ۳، ص ۱۴۴- ۱۴۵ و از عیون اخبار الرضا، جلد ۲، ص ۱۳۵.
  11. عيون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۱۹.

منابع:

  1. سرچشمه دانش، عبدالکریم پاک‌نیا، مبلغان، ش ۲۵، بهمن ۱۳۸۰٫
  2. سیره معصومان، سید محسن امین، ترجمه علی حجتی کرمانی، سروش، تهران، ۱۳۷۴٫
  3. گوشه‌ای از زندگانی امام رضا علیه‌السلام، علی شریعتی، گلستان قرآن، ش ۱۰۶، ۱۳۸۰٫
  4. حيات فكري و سياسي امامان شيعه عليهم السلام، رسول جعفريان، قم: موسسه انصاريان، ۱۳۸۱.
  5. تحلیلی از زندگانی امام رضا (ع)، فضل الله، محمدجواد، ترجمه محمدصادق عارف، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۷ش.
  6. جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا علیه‌السلام از مدینه تا مرو، عرفان منش، جلیل، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۴ش.
  7. زندگی سیاسی هشتمین امام، جعفر مرتضی حسینی، ترجمه خلیل خلیلیان، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۳٫

باکس شناور "همچنین ببنید"

دریا

دریا

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد آن چه خود داشت، زبیگانه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × پنج =