چهارشنبه , ۲۳ آبان ۱۳۹۷
خانه / آیین زندگی / صبر سرخ
امام صبر سرخ جهاد و سیاست

صبر سرخ

امام صبر سرخ جهاد و سیاستزندگی مردان بزرگ خدا همیشه پرحادثه است، حیات درخشان امام مجتبی(ع) از پرحادثه ترین زندگی رادمردان تاریخ است، با این که بیش از ۴۸سال عمر نکرد، و بر اثر زهری که مزدوران معاویه به او خوراندند به شهادت رسید، ولی در همین دوران کوتاه، همواره با باطل گرایان حقّ ستیز در حال نبرد بود، در عصر پدر، دوش به دوش او با منافقان و منحرفان ستیز کرد، در جنگ های بزرگ جمل و صفین و نهروان، قهرمانی بی بدیل بود، و به طور کلی نام او در پیشانی قاموس رنج ها می درخشید. وی در سخت ترین و تلخ ترین رخدادها پرچم نهی از منکر، مبارزه با نامردمی ها و طاغوت زدایی را برافراشت، و برای تثبیت حکومت حق، ایثارها و جانفشانی ها کرد. آن چه بیش از دیگر ویژگی های امام مجتبی(ع) در زمان حیات و پس از شهادت، از برجستگی برخوردار بود، صبوری و حلم آن حضرت(ع) بود که تاثیر به سزایی در زندگی وی و پیروانش داشت.(۱) امام(ع) آن گونه صبور بود که صبوری وی زبانزد عام و خاص شد و ضرب المثل؛ «حلم الحسنیه» درباره وی رواج یافت. امام مجتبی(ع) نیمه‌ی ماه رمضان ۳هجری، نخستین ثمره‌ی زندگی مشترک علی(ع) و فاطمه زهرا(س)، نواده پیامبر(ص) چشم به جهان گشود. پیامبر(ص) برای گفتن تهنیت، به خانه‌ی علی(ع) آمد و نام این مولود مبارک را از سوی خداوند «حسن» نهاد.(۲) تقارن ولادت این وجود مبارک که به کریم اهل‌البیت(ع) معروف گردید با برترین ماه که ماه کرامت و به رمضان کریم مشهور است. در بیان پیامبر(ص) خود آن را همتای کتاب کریم خویش قرار داده که «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا، کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی؛ أَهْلَ بَیْتِی» برمی‌دارد و راز و رمز این تقارن و همسویی و باهم بودن را آشکار می‌کند.(۳) امّا نسبت به امام مجتبی(ع)، دشمنان عنود و جاهلان ناآگاه، چه مغرضانه و یا چه از روی ناآگاهی و جهل، تهمت‌های ناروایی را پخش و تبلیغ کردند و به جعل و تحریف واقعیت پرداختند، که نمونه‌ی از آن در مورد: صلح آن حضرت(ع)، ازدواج‌ها و طلاق‌های امام(ع) و…. خوش بختانه کتاب‌های متعدد، معتبر و مستند در رد یاوه‌گویی‌ها و پندارها و اکاذیب ذکر شده، نوشته‌ شده و با توجّه به محکمات فرمایشات پیامبر(ص) در مقام ارجمند عصمت معصومین(ع) که با دلایل محکم و مستند عقل و نقل، همراه هستند، جایی برای پندارهای موهوم و غرض‌آلود آن ها، باقی نمی‌ماند. پس از شهادت پدر(۴۰ه) مردم با آن حضرت به عنوان جانشین امام علی(ع) بیعت نمودند امّا به دلیل عدم حمایت از آن حضرت برای جنگ و سرکوب معاویه آن حضرت ناچار به قبول صلح با معاویه در ۴۱ه، گردید. مدت امامت ایشان ۱۰سال بود و در سال ۵۰ه، با ۴۸سال سنّ، بر اساس توطئه معاويه مسموم و به شهادت رسيد.

فضایل:

  1. محبّت فوق‌العاده‌ی پیامبر(ص) به آن حضرت: محبّت پیامبر(ص) نسبت به امام مجتبی(ع) و امام حسین(ع) فوق‌العاده بوده و پیامبر(ص) بارها آن را ابراز می‌نمودند و در فرمایش معروف که پیامبر(ص) فرمودند: «حسن و حسین امام‌اند چه قیام کنند و چه نکنند.»(۴) و یا آن که فرمودند:«آن که حسن و حسین را دوست بدارد مرا دوست داشته و آن که با این دو کینه ورزد و دشمن‌دارند با من دشمنی کرده است.»(۵) و هم می‌فرمود: «حسن و حسین، سرور جوانان بهشتند.»(۶) بزرگی منش و سترگی روح آن امام، چنان بود که پیامبر(ص) او را با کمی سنّ و سال، در برخی از عهدنامه‌ها گواه می‌گرفت، چنان که به نقل تاریخ، حضور آن حضرت در عهدنامه‌ی ثقیف(۷) و جریان مباهله با اهل نجران و عهدنامه‌های دیگر به‌عنوان فرزندان پیامبر و گواه بر عهدنامه‌ها، شاهد ارجمندی و بزرگواری آن حضرت بوده است.(۸)
  2. پرهیزگاری و زهد امام مجتبی(ع): عبادت و تقوی رمز پیشرفت اولیای الهی و زمینه‌ساز رسیدن به اوج کمالات و فتح قله‌های سعادت است آثار این پرهیزگاری را در هنگام وضو و نماز آن حضرت همه مشاهده می‌کردند؛ به هنگام وضو رنگ می‌باخت و در نماز به لرزه می‌افتاد و می‌فرمود آن که در پیشگاه خداوند می‌ایستد را جز این سزاوار نیست. پیاده و گاه برهنه‌پا، بیست‌وپنج بار به خانه‌ی خدا رفت.(۹)
  3. بخشندگی و سخاوت: کریم اهل‌بیت در بذل و بخشش و دستگیری از بیچارگان، سرآمد روزگار خویش و آرام‌بخش دل‌های دردمند و نقطه‌ی امید درماندگان بود، هیچ آزرده‌دلی نزد آن حضرت شرح پریشانی نمی‌کرد، جز آن که مرهمی بر دل‌آزرده او می‌نهاد و بسیار می‌شد پیش از آن که مستمندی اظهار احتیاج کند، از او رفع نیاز می‌کرد. این امر به صورت‌های گوناگون مستقیم و غیرمستقیم ازجمله اطعام به مردم در مهمان خانه‌ی علی(ع) که با سرپرستی امام مجتبی(ع) اداره می‌شد و در زندگی کریمانه‌ی آن حضرت، ۳بار هرچه داشت نیمی از آن را به فقرا و مستمندان انفاق کرد.
  4. شجاعت و شهامت: به‌رغم آنچه دشمنان و کوردلان شایع کرده بودند که شجاعت امام مجتبی(ع) از دیگر اییمه کمتر بوده است، تاریخ گواه صدق برخلاف این پندار است. حضور فعال و موثر امام مجتبی(ع) در فتح شمال آفریقا توسط مسلمانان به همراه پدر و حضور پرشور و تعیین‌کننده در جنگ‌های جمل و صفین و… در کنار پدر و تلاش‌های موثر آن حضرت(ع) در بسیج و ساماندهی مردم در جنگ‌های یادشده، نشان آشکار بر بطلان پندارها و شایعات دروغین دشمنان بوده است(۱۰)

خُلق حَسَن آن امام همام(ع):

نام نیکویش حسن، خلقش حسن، خویش حسن
مجمع اسمای حسنی را که «فادعوه بها» است
حسن سرتاسر، ز پا تا سر، ز سر تا پا شده
مظهر نص «له الاسماء والحسنی» شده

 امام مجتبی(ع) بعد از آن که به ناچار، صلح با معاویه را پذیرفت، از همان آغاز عده اي شروع به خرده گيري از حضرت(ع) كردند و معاويه با زير پا نهادن صلح نامه، انديشه كشتن امام(ع) را در سر پروراند. معاويه پس از ۴بار اجراي نقشه شوم خود توانست در مرتبه آخر توسط “جعده” دختر اشعث(جعدة بنت الأشعث بن قيس بن معدي كرب) همسر امام مجتبی(ع) توسط زهري قوي حضرت(ع) را مسموم كند كه بعد از اين زهر امام(ع) در بستر بيماري شديد افتاد و سرانجام در ۲۸صفر ۵۰ه، به شهادت رسيد. بدن مطهر امام مجتبی(ع) پس از مشايعت عظيم مسلمين و پس از جلوگيري شديد امويان از دفن ايشان در كنار قبر پامبر(ص)، در نهايت داخل قبرستان بقيع به خاك سپرده شد.

پانویس:

  1. صبر: [ص َ](ع مص، اِمص) شکیبیدن. شکیبایی. شکیبایی کردن. پائیدن. نقیض جزع. و در کشاف اصطلاحات الفنون آرد: صبر بفتح و سکون بابمعنی شکیبائی است. سالکان گفته اند: تصبر واداشتن نفس است بر مکاره و تجرع مرارت؛ یعنی اگر آدمی صبر را مالک نبود بایست که بکوشد و نفس خود را بصبر وا دارد و صبر ترک شکایت است از جز به سوی خدا. سهل گوید: صبر انتظار فرج خداست و آن فاضل ترین خدمت و برترین آن است، و جز سهل گوید: صبر آن است که در صبر صابر باشی ومعنی آن این که؛ در بلاها و شدائد خروج از آن نبینی. گفته اند صبر آن است که بنده را اگر بلا برسد ننالد،و رضا آن که بنده را اگر بلا برسد ناخوش نگردد دهنده و ستاننده خداست ترا در این میان چکار است. بعضی گویند اهل صبر بر ۳مقامند: اول ترک شکایت و این درجه ٔ تائبان است دوم رضا بمقدور و این درجه ٔ زاهدان است سوم محبت آن است، که مولی با وی کند و این درجه ٔ صدیقان است و گفته اند صبر ترک شکایت از الم بلوی است جز به سوی خدا چه خدا ایوب را بر صبری که کرد ثنا فرستاد و فرمود: انا وجدناه صابراً(قرآن ۴۴/۳۸). و ایوب در دفع مضرت از خود شکایت بخدا برده بود که فرماید: و ایوب اذ نادی ربه انی مسنی الضر و انت ارحم الراحمین(قرآن ۸۳/۲۱). و در تفسیر کبیر در ذیل قول خدا وبشر الصابرین(قرآن ۱۵۵/۲) آرد که صبر ۲قسم است یکی بدنی و آن تحمل بدن است مشقات را و دیگر نفسانی و آن بازداشتن نفس است از مشتهیات طبع؛ و این قسم اگر صبر از شهوت باشد آن را عفت نامند و اگر بر احتمال مکروه باشد اسامی مختلف دارد چنان که صبر در مصیبت را صبر نامند و اگر صبر در حال غنی باشد آن را ضبط نفس نامند و اگر در نبرد باشد شجاعت خوانند و اگر در کظم غیظ بود حلم نامند و اگر در نوائب باشد سعه ٔ صدر گویند و اگر در اخفاء کلام بود کتمان سر نامند و اگر در فضول عیش باشد زهد گویند و اگر بر مقدار کمی از مال بود قناعت خوانند و این همه را صبر نامند. قال اﷲ: و الصابرین فی البأساء و الضراء و حین البأس(قرآن ۷۷/۲) غزالی گوید: صبر از خواص آدمی است و بهائم را صبر نبود چه شهوت بر آنها مسلط است و عقلی که با شهوت معارضه کند ندارند و در ملائکه نیز صبر متصور نیست چه آن ها شوق مجرد به حضرت ربوبیت اند و شهوت بر ایشان مسلط نیست تا آن ها را از شوق به حق و میل بدرجه ٔ قرب بازدارد اما در آدمی شهوت و عقل هر ۲موجود است و با یکدیگر معارض و هرگاه عقل سد راه شهوت شود آن را صبر نامند.(از کشاف اصطلاحات الفنون) نک؛ تعریفات جرجانی و نفائس الفنون. امیرالمؤمنین(ع) در نعمت و راحت تر زبان است به شکر الهی و برابری می کند با بلیه ٔ الم رسان با صبر بسیاری که خدا به او داده است.(تاریخ بیهقی، چ ادیب، ص ۳۰۸) خصلت صبر امام مجتبی(ع) در حدّی بود که مروان، دشمن پرکینه خاندان رسالت، که امام(ع) را بسیار رنج داد و آزرد، گفت: «این کارها را با کسی انجام دادم که صبر و خویشتن داری او با کوه ها برابری می کند.» قمی، منتهی الآمال، ج ۱، ص ۱۷۱٫ برخوردهای پرصلابت امام مجتبی(ع) در برابر معاویه و مزدوران او، بسیار است، که به همین یک نمونه بسنده شد. برای اطلاع بیش تر در این مورد، به کتاب های: احتجاج طبرسی، ج ۱، ص ۳۹۸ تا ۴۲۰، بحار، ج ۴۴، ص ۷۰ تا ۱۰۹ و کشف الغمه، ج ۲، ص ۱۴۴ تا ۱۵۲، مراجعه کنید.
  2. آن گاه که متولد شد حضرت فاطمه(س) به امام علی(ع) عرض کرد: نام او را بگذار. امام فرمود: من در نام گذاری او بر پیامبر(ص) سبقت نمی گیرم. آن گاه پیامبر(ص) او را حسن نامید. این نام در عصر شناخته و معروف نبود. اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج ۱، ص ۵۶۲٫
  3. إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا، کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی؛ أَهْلَ بَیْتِی؛ صحیح بخاری، باب کتابه العلم من کتاب العلم، ۱/ ۲۲ و مسند احمد حنبل، تحقیق احمد محمد شاکر، حدیث ۲۹۹۲ و طبقات ابن سعد، ۲/ ۲۴۴، چاپ بیروت.
  4. پیامبر(ص) درباره امام مجتبی(ع) و امام حسین(ع) مى فرمود: این دو فرزند من، امام هستند خواه برخیزند و خواه بنشینند.(كنایه از این كه در هر حال امام و پیشوایند.) مناقب آل أبي طالب(ع)، ابن شهرآشوب، ج‌۳، ص۳۹۴؛ ايشان مي نويسد: «اهل قبله اجماع دارند بر این که پیامبر(ص) فرمود: الحسن والحسين امامان قاما أو قعدا».
  5. حاکم نیشابوری به سندش از سلماننقل کرده که از پیامبر(ص) شنیدم که می فرمود: «الحسن و الحسین ابنای، من احبّهما احبّنی، و من احبّنی احبّه الله، و من احبّه الله ادخله الجنه، و من ابغضهما ابغضنی، و من ابغضنی ابغضه الله، و من ابغضه الله ادخله النار»; حسن و حسین دو فرزندان من هستند، هرکس آن دو را دوست بدارد مرا دوست داشته و هرکس مرا دوست بدارد خدا را دوست داشته است و هرکس خدا را دوست بدارد، خداوند او را داخل بهشتخواهد کرد. و هرکس این دو را دشمن بدارد مرا دشمن داشته، و هرکس مرا دشمن بدارد خدارا دشمن داشته و هر کس خدارا دشمن بدارد خداوند او را داخل در جهنم خواهد نمود. مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۶۶٫
  6. از امام صادق(ع) در باره این سخن پیامبر(ص) سؤال کردند. فرمود:«به خدا قسم این دو سرور جوانان اهل بهشتند.» و پیامبر(ص) فرموده است:« همه بهشتیان جوان هستند.» بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۲۹۲، روایت ۵۴- مناقب ابن شهر آشوب و ص ۲۸۹، روایت ۶۰ـ مناقب ابن شهر آشوب.
  7. ثَقیف، قبیله بزرگ عرب عدنانی است که در گذشته از قبایل هَوازِن به شمار می رفتند. پیامبر(ص) پس از این پیروزی،(ثقفیان در غزوه حُنَین در سال هشتم از مسلمانان شکست خوردند و به طائف گریختند که به محاصره طائف در همان سال انجامید و پس از ۲۰روز پایان یافت.) معاهده‌ای برای ثقفیان فرستاد که در آن تأکید شده بود سرزمین آنان هم چون حرم است و قطع درختان و صید جانوران و هرگونه ستم و دزدی و بدرفتاری در آن سرزمین، حرام و نارواست. محمد حمیداللّه، مجموعة الوثائق السیاسیة للعهد النبوی و الخلافة الراشده ص۲۸۴-۲۸۶.
  8. مُباهَلَه، درخواست لعن و نفرین الهی برای اثبات حقانیت است و بین دو طرفی رخ می‌دهد که هر کدام ادعای حقانیت دارند. این واژه در تاریخ اسلام به ماجرایی اشاره دارد که طی آن، پیامبر اسلام(ص) پس از مناظره با مسیحیانِ نجران و ایمان نیاوردن آنان، پیشنهاد مباهله داد و آنان پذیرفتند. با این حال مسیحیان نجران، در روز موعود از این کار خودداری کردند.آیه مباهله آیه ۶۱ سوره آل عمران است که اشاره به واقعه مباهله دارد: فَمَنْ حَاجَّكَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَكُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل‌لَّعْنَتَ اللَّـهِ عَلَی الْكَاذِبِینَ﴿۶۱﴾ بنابراین، پس از فرارسیدن علم[وحی] به تو، هر کس درباره او[حضرت عیسی(ع)]، با تو به چالش برخیزد، به او بگو: بیایید تا فرزندانمان و فرزندانتان، و زنانمان و زنانتان، و جان‌هایمان و جان‌هایتان را فراخوانیم، آن گاه(به درگاه خداوند) زاری[تضرّع] کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغ گویان نهیم. واقعه مباهله با نامه پیامبر(ص) به مسیحیان نجران و دعوت آنان به اسلام شروع شد و در نهایت با عقب‌نشستن نجرانیان و ایمان‌آوردن عده‌ای از آنان پایان یافت. قمی، منتهی الآمال، ۱۳۷۴ش، ج۱، ص۱۸۲-۱۸۴؛ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۶۶-۱۷۱، طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۱۵، ج۲، ص۳۱۰؛ هم چنین نک: ابن سعد، الطبقات الكبری، خامسة۱، ص۳۹۲ و طباطبائی، المیزان، ذیل آیه ۶۱ آل عمران. طبق گفته مؤلف این حدیث در صحیح مسلم، صحیح ترمذی, و أبو المؤید الموفق بن أحمد در کتاب فضائل علی، و أبو نعیم در الحلیة, و حموینی در کتاب فرائد السمطین آمده است.
  9. مرحوم شيخ صدوق در كتاب امالى به سند خود از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود: حسن بن على(ع) عابدترين مردم زمان خود و زاهدترين آن ها و برترين آن ها بود، و چنان بود كه وقتى حج‏ به جاى مى ‏آورد، پياده به حج مى ‏رفت و گاهى نيز پاى برهنه راه مى ‏رفت. بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۳۱.
  10. البدء و التاریخ، مقدسى، مطهر بن طاهر، ترجمه: محمد‌رضا شفیعى کدکنى، تهران، آگه، چاپ اول، ۱۳۷۴، ج۲، ص۸۶۸، البلدان؛ ابن فقیه همدانی؛ ترجمه: ح. مسعود، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۹، ص۱۵۲و۱۵۳ و العبر، ابن‌خلدون، عبدالرحمن، ترجمه: عبد‌المحمد آیتی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، چاپ اول، ۱۳۶۳، ج۱، ص۵۶۹٫

«ویژه نامه صبر سرخ» کلیک فرمایید:

  1. صفر
  2. ۷صفر
  3. کریم آل طه
  4. باران کرامت
  5. مولود منتخب
  6. تجلّی احسان۱
  7. تجلّی احسان۲
  8. سمبل صبر سرخ
  9. کریم اهل بیت(ع)
  10. امام جهاد و سیاست
  11. اولین متولّی «وَقف»
  12. ولادت امام مجتبي(ع)
  13. حكمت امام مجتبی(ع)
  14. مظهر عبادت و بخشندگی۱
  15. مظهر عبادت و بخشندگی۲
  16. ۲۸صفر شهادت امام مجتبی(ع)
  17. چه خوب است ما هم حسن بشویم
  18. ۲۸صفر؛ روز سیاه ‏پوشی قبیله‏ های فروتنی
  19. چهل حديث برگزيده از كرامت و اخلاق انسانى امام مجتبی(ع)

باکس شناور "همچنین ببنید"

حكومت جهاني

این روزها بیش تر از هر زمانی بحث حکومت واحد جهانی، جهانی شدن و جهانی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 − سه =